كوچولو٬ بزرگترين سايت عكس :: شعر :: مطالب عاشقانه و تفريحي و سرگرمي ايران Forums-viewtopic-طنز و فکاهی کوچولو
به سايت و فروم كوچولو خوش آمديد !!! جهت استفاده از تمامي امکانات سايت و فروم بايد وارد سايت شويد . اگر هنوز عضوي از كوچولو نشده ايد اينجا كليك كنيد. (شما هم كوچولو شويد)


براي رفتن به بخش هاي مختلف تالارگفتگو از منوي پايين استفاده كنيد

" صفحه اصلی كوچولو "        " تالار گفتگو كوچولو "         " فروشگاه اينترنتي كوچولو "         " تماس با مدير كوچولو "         " تبليغات ويژه در كوچولو "

بخشهاي فروم : سرگرمي * دوستيابي * دل نوشته ها * مشاوره * عكس * موسيقي *  اس ام اس * طنز * اشعار * فال * كامپيوتر و موبايل * عمومي * اطلاعيه ها * آموزش فعاليت

    هر چيزي كوچولو باشه، قشنگه!!!   *****     به سايت عاشقانه و  تفريحي كوچولو خوش آمديد      *****       براي رفتن به بخشهاي مختلف سايت و فروم، از منوي بالا استفاده كنيد      *****       تذكر مهم:  به علت آپديت روزانه سايت و فروم ، هر روز به فروم كوچولو و آرشيو اخبار سايت سر بزنيد  

  برترين ها براي شما!!!
توپ ترين گروه اينترنتي ايران!!!! عضويت رايگان برنج دانه بلند عرفان طلایی *** يكبار امتحان كني مشتري ميشي!!!
blocks

منوی اصلي كوچولو

لینکهای مفيد
صفحه اول
امکانات سایت
بخش خبری
بخش کاربری
دیگر بخشها

 

blocks

عضويت سريع در كوچولو

شناسه :
نام اصلي:
ايميل:
تايپ مجدد:
گذرواژه:
تايپ مجدد:
 
 

blocks

تبليغات برتر كوچولو

 

 

 

blocks

ورود به كوچولو

نام کاربری

رمز عبور

چنانچه تاکنون عضو این سایت نشده اید می توانید با تکمیل فرم مخصوص عضویت به جمع کاربران این سایت بپیوندید و از امكانات مخصوص كاربران استفاده نمائيد .
 

blocks

20 ارسال آخر فروم

کل موضوعات 377
کل ارسال ها 110984
کل بازديد ها 2451914
کل پاسخ ها 110689
کل اعضا 12975
آخرين 20 ارسال انجمن

***جمله سازي***
ارسال شده توسط naznazi در مورخه : جمعه، 1 آذر ماه ، 1387

بالايي سوال ، پاييني جواب
ارسال شده توسط naznazi در مورخه : جمعه، 1 آذر ماه ، 1387

تبريك تولد كوچولوها
ارسال شده توسط naznazi در مورخه : جمعه، 1 آذر ماه ، 1387

مي بينم كه.....
ارسال شده توسط naznazi در مورخه : جمعه، 1 آذر ماه ، 1387

گفتگو روزانه كوچولوها
ارسال شده توسط naznazi در مورخه : جمعه، 1 آذر ماه ، 1387

مدل لباس جديد مردانه و زنانه
ارسال شده توسط amooreza در مورخه : جمعه، 1 آذر ماه ، 1387

عكس هايي بسيار زيبا از طبيعت
ارسال شده توسط amooreza در مورخه : جمعه، 1 آذر ماه ، 1387

مطالب جالب
ارسال شده توسط f_hoseini2007 در مورخه : جمعه، 1 آذر ماه ، 1387

تاپیک ویژه تولد 2 سالگی کوچولو
ارسال شده توسط f_hoseini2007 در مورخه : جمعه، 1 آذر ماه ، 1387

♥.•خــــانـــــه عـــــشـــق♥.
ارسال شده توسط f_hoseini2007 در مورخه : جمعه، 1 آذر ماه ، 1387

دل نوشته هاي كوچه پشتي
ارسال شده توسط f_hoseini2007 در مورخه : جمعه، 1 آذر ماه ، 1387

به عشقت بگو که...
ارسال شده توسط f_hoseini2007 در مورخه : جمعه، 1 آذر ماه ، 1387

.:| *مشاعره*|:.
ارسال شده توسط amooreza در مورخه : جمعه، 1 آذر ماه ، 1387

فال روزانه* هرروزupdate ميشود*
ارسال شده توسط reza1362 در مورخه : جمعه، 1 آذر ماه ، 1387

اشعار مذهبي و مرثيه
ارسال شده توسط Asha در مورخه : جمعه، 1 آذر ماه ، 1387

فوتبالي ها
ارسال شده توسط selina در مورخه : جمعه، 1 آذر ماه ، 1387

بحث كوچولو
ارسال شده توسط selina در مورخه : جمعه، 1 آذر ماه ، 1387

صندلي داغ كوچولو+آرشيو
ارسال شده توسط love-kh در مورخه : پنجشنبه، 30 آبان ماه ، 1387

دختر و پسرهاي بالاي18
ارسال شده توسط admin در مورخه : پنجشنبه، 30 آبان ماه ، 1387

گفتگو با خدا
ارسال شده توسط gomnam در مورخه : پنجشنبه، 30 آبان ماه ، 1387

تالار گفتمان جستجو
 


كوچولو٬ بزرگترين سايت عكس :: شعر :: مطالب عاشقانه و تفريحي و سرگرمي ايران: تالار گفتگو

فروم كوچولو :: نمايش موضوعات - طنز و فکاهی کوچولو
 
 صفحه اول فروم كوچولو
 
 
سوالات رايج مربوط به تالارهاي گفتمان جستجو در كوچولو ليست كاربران كوچولو گروههاي كاربري كوچولو مشخصات كاربري ورود به كوچولو و كنترل پيغامهاي شخصي ورود به كوچولو
 
`

طنز و فکاهی کوچولو
رفتن به صفحه 1, 2, 3 ... 36, 37, 38  بعدي
 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر 

    صفحه اول فروم كوچولو -> مطالب طنز

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

golak
مدير بخش طنز و SmS
مدير بخش طنز و SmS

وضعيت: آفلاين
5 مرداد ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 2753
امتياز: 3164
تشکر کرده: 0
تشکر شده 9 بار در 7 پست


ارسالارسال شده در: شنبه، 11 اسفند ماه ، 1386 14:18:12    موضوع مطلب: طنز و فکاهی کوچولو پاسخ همراه با نقل قول

در اين تاپيك٬ مطالب و قطعه هاي طنز مانند خود را قرار دهيد
.....................

1- يقه اولين خواستگار رو بچسبيد كه شايد تنها شتر بخت شما باشه.
2- ناز و لفت و ليس رو بذاريد كنار.
3- در معرض ديد باشيد، گذشت اون زمان كه مي‌گفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سايه مي رنجم.
4- سن ازدواج رو بيارين پايين، همون 17 يا 18 خوبه. بالاتر كه برين همچين بگي نگي از دهن مي‌افتين.
5-دانشگاه رفتن هیچ فایده ای براتون نداره چون که بجای شوهر یه عینک ته استکانی و یه مشت چین و چروک گیرتون میاد
6- دعاي باز شدن بخت رو دور گردنتون آويزون كنيد، يه وقت كتابشو دور گردنتون آويزون نكنيد كه گردن لطيفتون كج مي‌شه.
7- پسر‌هاي فاميل بهترين و در دسترس‌ترين طعمه‌ها هستند، رو هوا بقاپيدشون.
8- رو شكل و شمايل ظاهري پسرها زياد حساسيت به خرج نديد، پسرهاي خوشگل، هستن دچار مشكل...!
9- توي اجتماع بر بخوريد، با مردم قاطي شيد، با ننه صغرا و بي‌بي عذرا نشست و برخاست كنيد، همينا هستن كه شادوماد مي‌سازن واستون.
10- يه كم به خودتون برسيد، منظورم آرايش و برداشتن زير ابرو و ريمل و پودر و سايه و كرم شب و روز و ماسك خيار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نيست. حداقل قيافه يه آدم رو داشته باشيد.
11- در پوشش دقت كنيد، لباس چسب و كوتاه فقط آدماي بوالهوس رو دورتون جمع مي كنه، يه پوشش سنگين و اندكي رنگين با حفظ معيارهاي دوماد پسند بهترينه.
12- مهمون كه مياد قايم نشيد، چاي ببريد، پذيرايي كنيد، خلاصه يه چشمه بياين كه بعله ما هم هستيم.
13- سعي كنين از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه جلوي در و همسايه قر و قميش بياد كه دخترم قربونش برم اينجوريه و اونجوريه...
14- تا مامانه و باباهه مي‌گن دخترمون ديگه وقته عروسيشه مثل لبوي نپخته سرخ نشين و در بريد، در حركات و سكناتتون اين نظر رو تاييد كنيد و دنبالشو بگيريد.
15- بلاخره اگه خداي نكرده مي‌خواين جزو اون يك ميليون و هفت صد هزار دختر بي شوهر نباشيد (تازه اگه همه پسراي اين مملكت دوماد شن، كه نمي شن) هر چي داريد، رو كنيد، منظورم اعضا و جوارحتون نيست منظورم كمالات و هنر مندياتتونه.
16- و اينو بگم كه از هيچ دوره زندگيتون به اندازه وقتي كه با نامزد محبوبتون زير سايه درخت توي يه پارك خلوت داريد معاشقه مي كنيد لذت نخواهيد برد، حالا به بعدنش كار ندارم.
17- ...و آخرين توصيه اينكه عوض اينكه توي جريانات عشقي خيابوني و زودگذر غرق
بشيد و مثل كبك سرتونو زير برف كنيد يه خورده به فكر زندگي آينده‌تون باشید

------------------------ Very Happy


آخرين ويرايش توسط golak در تاريخ چهارشنبه، 1 آبان ماه ، 1387 12:44:06; دفعات ويرايش در مجموع 7 مرتبه

بازگشت به بالا

 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
تشکرهاي ثبت شده از ايجاد کننده تاپيک :
hadsern(شنبه، 11 اسفند ماه ، 1386 15:00:20), ariaie(چهارشنبه، 2 مرداد ماه ، 1387 11:50:33), trash(سه شنبه، 15 مرداد ماه ، 1387 13:39:29), hsn83(جمعه، 18 مرداد ماه ، 1387 15:32:34),  

gonjeshk
كوچولو داره فعالتر ميشه
كوچولو داره فعالتر ميشه

وضعيت: آفلاين
14 بهمن ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 367
امتياز: 387
تشکر کرده: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست

محل سكونت: tehran

ارسالارسال شده در: شنبه، 11 اسفند ماه ، 1386 16:19:39    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

ادم اگه صد سال هم ازدواج نكنه بهتر تا اينكارا رو بكنه Very Happy (ولي جالب بود!)
_________________
کسی چون تو مرا غریب و تنها نگذاشت این گونه در التهاب فردا نگذاشت سوگند نمی خورم ولی باور کن... کسی چون تو به خلوت دلم پا نگذاشت

بازگشت به بالا

 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo Massenger

elaheyenaz_nr
كوچولوووو خيلي فعال
كوچولوووو خيلي فعال

وضعيت: آفلاين
20 دي ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 1690
امتياز: 1765
تشکر کرده: 3
تشکر شده 4 بار در 4 پست

محل سكونت: تهران-پاستور

ارسالارسال شده در: شنبه، 11 اسفند ماه ، 1386 16:47:04    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

آره خیلیم جالب بود Laughing .ولی بعضیاش واقعا لازمه هااااااا.قبول داری؟ Wink
_________________

"هر چيزي كوچولو باشه٬ قشنگه!!!"

بازگشت به بالا

 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب

admin
مدیر كل سایت(سعيد)
مدیر كل سایت(سعيد)

وضعيت: آفلاين
8 اسفند ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 10274
امتياز: 11677
تشکر کرده: 100
تشکر شده 42 بار در 32 پست

محل سكونت: تهران- پيروزي

ارسالارسال شده در: شنبه، 11 اسفند ماه ، 1386 20:32:21    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

بسيار از دوباره فعال شدنت خوشحال شدم Wink

مطلب طنزت مثل قديما قشنگ بود Wink

_________________
تنها کاربران عضو سايت كوچولو قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت


كوچيك كه بوديم تنها كفشامون رو اشتباه مي پوشيديم،اما حالا چي؟

بازگشت به بالا

 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo Massenger

golak
مدير بخش طنز و SmS
مدير بخش طنز و SmS

وضعيت: آفلاين
5 مرداد ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 2753
امتياز: 3164
تشکر کرده: 0
تشکر شده 9 بار در 7 پست


ارسالارسال شده در: يكشنبه، 12 اسفند ماه ، 1386 13:25:48    موضوع مطلب: برنامه هفتگي خانمهاي ايراني!!! پاسخ همراه با نقل قول

شنبه :‌

مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی با هم بریم "فال قهوه روسی یخ زده" بگیریم.میگن خیلی جالبه, همه چی رو درست میگه به خواهر شوهر نازی گفته "شوهرت واست یه انگشتر میخره" خیلی جالبه نه؟ سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیار :


یکشنبه :

مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی بریم "کلاسهای روش خود اتکایی بر اعتماد به نفس "ثبت نام کنیم هم خیلی جالبه هم اثرات خیلی خوبی در زندگی زناشویی داره, تا برگردم دیر شده,سر راه یه چیزی بگیر بیار .

دوشنبه :

مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی بریم شوی "ظروف عتیقه".میگن خیلی جالبه.ممکنه طول بکشه.سر راه از بیرون یه چیزی بگیر و بیار .


سه شنبه :

مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز من و نازی قراره با هم بریم برای لباس مامانم که میخواد برای عروسی خواهر نازی بدوزه دگمه بخریم.تو که میدونی فامیل مامانم اینا چقدر روی دگمه حساسند!ممکنه طول بکشه.سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیار .


چهارشنبه :

مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی با هم بریم برای کلاس "بدنسازی" و "آموزش ترومپت" ثبت نام کنیم.همسایه نازی رفته میگه خیلی جالبه.ترومپت هم که میگن خیلی کلاس داره مگه نه؟ ممکنه طول بکشه چون جلسه اوله.سر راه یه چیزی بگیر بیار .


پنج شنبه :

مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی بریم خونه همسایه خاله نازی که تازه از کانادا اومده.میخوایم شرایط اقامت رو ازش بپرسیم.من واقعاً از این زندگی "خسته " شدم!چیه همش مثل کلفتها کنج خونه! به هر حال چون ممکنه طول بکشه یه چیزی از بیرون بگیر بیار .

جمعه :‌

مرد:عزیزم امروز چی ناهار داریم؟
زن:ببینم تو واقعاً "خجالت" نمیکشی؟یعنی من یه روز تعطیل هم حق استراحت ندارم؟واقعاً نمیدونم به شما مردای ایرونی چی باید گفت!نه واقعاً این خیلی توقع بزرگیه که انتظار داشته باشم فقط هفته ای یه بار شوهرم من رو برای ناهار بیرون ببره؟!؟!؟

بازگشت به بالا

 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب

golak
مدير بخش طنز و SmS
مدير بخش طنز و SmS

وضعيت: آفلاين
5 مرداد ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 2753
امتياز: 3164
تشکر کرده: 0
تشکر شده 9 بار در 7 پست


ارسالارسال شده در: دوشنبه، 13 اسفند ماه ، 1386 11:14:54    موضوع مطلب: لطيفه هاي پاستوريزه... پاسخ همراه با نقل قول

يه روز غضنفر داشته کباب درست ميکرده يهو ميبينه يه گربه نزديکش مياد و حسابي دندون تيز کرده به گوشتها!! خلاصه يه فکر حسابي به ذهنش ميرسه و برای اينکه گربه رو دور کنه ميگه: بلاليه بلال شير بلاليه

غضنفر چراغ جادو پيدا ميكنه، دست ميكشه روش غولش در مياد ميگه: ‌دو تا آرزو بكن. غضنفر ميگه: يه نوشابه خنك ميخوام كه هيچ وقت تموم نشه. غوله بهش ميده، غضنفر يكم ميخوره ميگه: ‌به به! چقدر خنكه! يكي ديگه هم بده

به غضنفر ميگن دخترت رو به كي شوهر دادي؟ ميگه غريبه نيست، دامادم هست

از آنجايي که غضنفر و دوستش عاشق نيسان بودن ، تصميم ميگيرن که گواهينامه بگيرن و دست بکار هم ميشن! روز امتحان رانندگي افسر از دوست غضنفر ميپرسه: فکر کنين توي يه چهار راه هستين ،يه طرف آمبولانس يه طرف گروه امداد يه طرف آتش نشاني و يه طرف هم نيسان خودت، حالا بگو اول کدوم حرکت ميکنه؟ دوست غضنفر ميگه: اول نيسان بعد آمبولانس بعد آتش نشاني و آخر هم امداد! پليس ميگه تو رد شدي و بايد دوباره امتحان بدي! از غضنفر هم پليس همين سوالها رو ميپرسه! غضنفر ميگه: آمبولانس بعد آتش نشاني آخر هم امداد! پليس ميگه پس نيسان چي شد؟ غضنفر ميگه: نيسان که همون اول رفت

افسر جلوي غضنفر رو كه از چراغ قرمز رّد شده بود ميگيره و مي‌گه: كارت د غضنفر مي‌گه: برو واسه خودت

توضيح : وقتي پوکر بازی ميکنند ميگن کارتد طرف نخواد ميگه برو واسه خودت

يه روز، يه پيره زنه مريض مي شه و مي برنش دکتر. دکتره بعد از معاينه، به بچه هاي پيره زنه مي گه: از مادرتون بپرسيد؟ کره دوست داره بخوره يا شوهر کنه؟ وقتي ازش مي پرسند؟ ميگه: مادر جون، خودتون مي دونيد که من دندون برای کره خوردن ندارم

به غضنفر ميگن: با «صداقت» جمله بساز، ميگه: داشتم با تلفن صحبت مي‌كردم صدا قطع شد

يه روز غضنفر با دوستاش دور هم جمع شده بودند و يه شماره ميگفتند و ميزدند زير خنده دد ديه بابايي که از اونجا رد ميشد، تعجّب ميکنه و ازشون ميپرسه: شما دارين چيکارميکنيدد غضنفر ميگه: ما از بس که جک هامون زياده به اين خاطر واسه هر کدوم يه شماره گذاشتيم د يهو يارو ميگه 153 ، همه ميزنن زير خندند و حالا نخند کي بخند د يارو ميگه خنده داربودد غضنفر ميگه آره د خيلي د آخه اينو تا به حال نشنيده بوديم

عابر : پسر جان ، ميخواهي خواهر كوچولوتو از خيابان رد كني ، احتياط كن د پسر : عيبي نداره دو تا ديگه خونه داريم

غضنفر دو دستش به كمر توی اتوبوس وايساده بود د ازش ميپرسن چرا دست به كمر وايسادي د يه نگاه ميكنه به دستاش و ميزن تو سرش و ميگه : واي پس هندونه هام كوش

غضنفر داشته پرتقال پوست مي كرده، با خودش ميگه خدا كنه توش موز باشه

غضنفر مي ره سر يخچال در يخچال رو باز مي كنه ژله تكون مي خوره و مي لرزه
غضنفر مي گه نترس نترس با تو كاري ندارم مي خوام پنير بردارم

غضنفر شب خوابيدني يه ليوان خالي ميذاره بالاي سرش بهش ميگن چرا ليوان خالي گذاشتي ميگه آخه شايد تشنم نشد

يه روز به غضنفر ميگن با هندوانه جمله بسازد ميگه: هند اونه که فيلماش گريه داره

غضنفر داشت اظهار نظر مي‌كرد که اين جلال آل احمد كه هي ازش تعريف مي‌كنن، فقط يه كتاب خوب نوشته كه اسمش بوف كوره د يكي گفت : بوف كور كه مال صادق هدايته د غضنفر ميگه : ديگه بدتر، يه كتاب خوب داره، اونم صادق هدايت براش نوشته

روزي در خانه ملا را زدند د ملا از بالا خانه پرسيد : کيست د کوبنده گفت : بياييد پايين در را باز کنيد د ملا پايين رفت و در را باز کرد ديد گدايی است که از او لقمه ناني مي خواهد د گفت : بيا بالا د چون به بالا رسيدند گفت خدا برکت بدهد عمو، چيزی نداريم د گدا پرخاش کرد که مرد حسابي تو که چيزی نداری چرا پايين بودم نگفتي ملا گفت : مرد نا حسابي تو که چيزی مي خواستی چرا از همان پايين نگفتی و مرا به سوی در کشيدی

غضنفر ميفته تو گير آدم خورا، آدم خورا مي‌گيرنش، رئيسشون ميگه: اينو پوستشو ميكنيم باهاش قايق درست ميكنيم د غضنفر هم يه چاقو ور ميداره مي‌گذاره رو شكمش، ميگه : جلو نيايد وگرنه ‌قايقتونو سوراخ ميكنم

يه روز يه غضنفر داشته اسب سواري مي‌کرده و اسبه هم لخت بوده و هيچي نداشته که اين خودشو بهش بگيره و همش سر مي‌خورده و ميفتاده طرف دم اسبهد يه دفعه که ميفته ته بدن اسبه، داد ميزنه آهاي اصغر جان، يه اسب ديگه وردار بيار اين اسبه تموم شد

يه روز، يه پيره زنه مريض مي شه و پسرش اونو مي بره دکتر. دکتر مي بينه پيره زنه لباس آن چناني پوشيده، به پسرش مي گه: مادرت بايد شوهر کنه، پسره بهش بر مي خوره و مي گه: اين حرف ها از مادر ما گذشته، در همين اثناء، پيره زنه که تا آن موقع ساکت بود و گوش مي داد، به پسرش مي گه: خفه شو، دکتر بهتر مي فهمه يا تو.

از غضنفر مي پرسن ازدواج فاميلي بهتره يا با غريبه؟ ميگه نه، فاميلي بهتره، مثلا من عموم با زن عموم ازدواج کرده و داييم با زن داييم و عمه هام همه به شوهر عمه هام شوهر کردن

یه روز غضنفر با برو بچه‌ها میرن کافی شاپ ! اولی محکم میزنه رو میز و میگه یه کوکاکولا ! دومی محکم میزنه رو میز و میگه یه پارسیکولا ! سومی محکم میزنه رو میز و میگه یه پپسیکولا ! غضنفر هم برای اینکه کم نیاره محکم میزنه رو میز و میگه یه دراکولا

زن اولي : راستي منيژه بگو ببينم چطور شد که با شوهرت آشنا شدی د
منيژه : هيچي بر حسب تصادف ، سال پيش همين آقا بود که شوهر سابقم را با ماشين زير کرد دد

از غضنفر مي‌پرسن ببخشيد ساعت چنده د ميگه والله، تقريبا سه و خورده‌اي د ميپرسن دقيقا چنده د ميگه دقيقا" هفت و سي و يك دقيقه دد

به غضنفر ميگن با مهرداد جمله بساز د ميگه ببخشيد آقا امتحاناي شهريور رو ميشه تو مهر داد د د

غضنفر رئيس فدراسيون شطرنج ميشه و اعلام ميكنه كه از اين به بعد فيل نبايد اسب را بزند ضمنا خر هم بازي هست دد

یکی از همولایتی ها میره پیش کدخدا می گه من چیکار کنم که از غضنفر معروف تر بشم د کدخدا بهش میگه برو تو بیابون شنا کن د همولایتی ما میره وسط یه بیابون تو شن و ماسه شروع می کنه به دست و پا زدن که یعنی مثلا داره شنا میکنه، يهو غضنفر می یاد با یک قایق موتوری از کنارش رد می شه و بهش دست تکون ميده دد

غضنفر ميره يه خونه ای دزدي. هر چي مي گرده چيزي پيدا نمي كنه، خلاصه خيلي شاکي ميشه و در كيف بچه ها رو باز مي كنه و مشق شبشون را خط ميزنه كه فردا كتك بخورند دد

مادري به پسرش ميگه وقتي دستشويي داشتي بگو كمپوت دارم د پسر ميره مدرسه و وسط زنگ به معلم ميگه آقا اجازه كمپوت داريم د معلم ميگه بذار زنگ تفريح با هم ميخوريم د

غضنفر ميره چلو کبابی گارسون مياد ميگه چی ميل دارين غضنفر ميگه يه پرس چلو کباب د گارسونه ميگه با کمال ميل، غضنفر ميگه نه با سماق و دوغ

بچه گوسفنده با مامانش قهر مي‌كنه ميره سر خيابون ميگه كشتارگاه دربست

چرا با جوراب خوابيدي؟ آخه اينطوري راحت‌تر مي‌خوابم! واسه چي؟ واسه اينكه ديشب با كفش خوابيدم، خوابم نبرد!

اولي به دومي: آن دو نفر را مي‌بيني؟ ده سال است كه ازدواج كرده‌اند و به قدري يكديگر را دوست دارند كه آدم فكر مي‌كند اصلا ازدواجي بين‌شان صورت نگرفته است!

مرد خسيسي كه سي سال قبل از يك فروشگاه كفشي خريده بود، دوباره وارد همان مغازه شد و گفت: ما باز آمديم!

دو ديوانه با هم گفتگو مي‌كردند. اولي: اگر گفتي فرق كلاغ چيه؟ دومي: خوب معلومه! اين بالش از اون بالش مساوي‌تره!

مشتري: آقا چرا ديگه مي‌خواهي توي حلقم را كيسه بكشي؟ دلاك: آخه خودتون گفتين گلوتون چرك كرده!

احمق كسي است كه به همه چيز اطمينان كامل داشته باشد. مطمئني؟ صددرصد!

پسر كوچولو رو به مادرش كرد و گفت: من نمي‌دانم چرا شب‌ها كه دلم نمي‌خواهد بخوابم به زور مرا مي‌فرستي بخوابم ولي صبح‌ها كه دلم نمي‌خواهد از خواب بيدار شوم به زور مرا بيدار مي‌كني؟

صاحبخانه: هر وقت مي‌گويم اجاره را بده، مي‌گويي: بگذار حقوق بگيرم، پس كي حقوق مي‌گيري؟ مستاجر: هر وقت كه استخدام شدم!

ديوانه اولي: ببينم، مگه تو كري كه جواب سلام منو نمي‌دي؟! ديوانه دومي: نه اون احمد داداشمه كه كره، من لالم!

زن: اگه امشب نيايي بريم خونه مامانم ديگه منو نمي‌بيني! مرد: براي چي؟ زن: واسه اينكه چشمهاتو درمي‌آورم!

در نيويورك خانم مستر اسميت رفت پيش وكيل دادگستري و گفت: من مي‌خوام از شوهرم طلاق بگيرم. وكيل گفت: بسيار خوب، مانعي ندارد... فعلا دوهزار دلار بدهيد تا ترتيب كارتان را بدهيم. خانم گفت: زكي! 500 دلار مي‌گيرند كه او را بكشند، چرا دو هزار دلار بدهم؟

» مرده عينكش را دور دستش چرخاند و بعد