كوچولو٬ بزرگترين سايت عكس :: شعر :: مطالب عاشقانه و تفريحي و سرگرمي ايران
به سايت و فروم كوچولو خوش آمديد !!! جهت استفاده از تمامي امکانات سايت و فروم بايد وارد سايت شويد . اگر هنوز عضوي از كوچولو نشده ايد اينجا كليك كنيد. (شما هم كوچولو شويد)


براي رفتن به بخش هاي مختلف تالارگفتگو از منوي پايين استفاده كنيد

" صفحه اصلی كوچولو "        " تالار گفتگو كوچولو "                     " تماس با مدير كوچولو "         " تبليغات ويژه در كوچولو "

بخشهاي فروم : سرگرمي * معرفي اعضا* دل نوشته ها * مشاوره * عكس * موسيقي *  اس ام اس * طنز * اشعار * فال * كامپيوتر و موبايل * عمومي * اطلاعيه ها * آموزش فعاليت

    هر چيزي كوچولو باشه، قشنگه!!!   *****     به سايت عاشقانه و  تفريحي كوچولو خوش آمديد      *****       براي رفتن به بخشهاي مختلف سايت و فروم، از منوي بالا استفاده كنيد      *****       تذكر مهم:  به علت آپديت روزانه سايت و فروم ، هر روز به فروم كوچولو و آرشيو اخبار سايت سر بزنيد  

ادامه سريال جومونگ را در سريال امپراتور بادها ببنيد!!! همراه با زيرنويس و كيفيت فوق العاده بالا + پيك رايگان و سريع در تهران  پنج فصل كامل سريال لاست! با پيك رايگان و  تحويل يكروزه در تهران
توپ ترين گروه اينترنتي ايران زمين!!!! عضويت رايگان
blocks

منوی اصلي كوچولو

لینکهای مفيد
صفحه اول
امکانات سایت
بخش خبری
بخش کاربری
دیگر بخشها

 

blocks

عضويت سريع در كوچولو

شناسه :
نام اصلي:
ايميل:
تايپ مجدد:
گذرواژه:
تايپ مجدد:
 
 

blocks

تبليغات ویژه

جومونگ 4 هم آمد!! ارزان و استثنايي

سريال منتخب كره در سال 2009

فروش فوق العاده سريال بينظير جومونگ  + پيك رايگان

جك هاي جديد و توووپ

كليه قسمت هاي سريال لاست + پيك رايگان و سريع روزانه

فروش سريال جديد و بينظير جومونگ 2  + پيك رايگان

 

blocks

ورود به كوچولو

نام کاربری

رمز عبور

چنانچه تاکنون عضو این سایت نشده اید می توانید با تکمیل فرم مخصوص عضویت به جمع کاربران این سایت بپیوندید و از امكانات مخصوص كاربران استفاده نمائيد .
 

 blocks

30 ارسال آخر فروم

کل موضوعات 391
کل ارسال ها 201546
کل بازديد ها 5925808
کل پاسخ ها 201221
کل اعضا 20881
30ارسال آخر فروم كوچولو

تبريك تولد كوچولوها
ارسال شده توسط amooreza در مورخه : جمعه، 12 تير ماه ، 1388

دانلود موسيقي پاپ
ارسال شده توسط reza1362 در مورخه : جمعه، 12 تير ماه ، 1388

دانلود موسيقي فيلم
ارسال شده توسط reza1362 در مورخه : جمعه، 12 تير ماه ، 1388

سریال نامبر و پسورد آپدیت ند32
ارسال شده توسط reza1362 در مورخه : جمعه، 12 تير ماه ، 1388

*اس ام اس تبریک روز پدر *
ارسال شده توسط golak در مورخه : جمعه، 12 تير ماه ، 1388

مشاعره (ترانه بازي)
ارسال شده توسط setare_soheil در مورخه : جمعه، 12 تير ماه ، 1388

.:| *مشاعره*|:.
ارسال شده توسط setare_soheil در مورخه : پنجشنبه، 11 تير ماه ، 1388

مي بينم كه.....
ارسال شده توسط catCAT در مورخه : پنجشنبه، 11 تير ماه ، 1388

عكس هاي متحرك
ارسال شده توسط catCAT در مورخه : پنجشنبه، 11 تير ماه ، 1388

متن آهنگ هاي خوانندگان
ارسال شده توسط tina_2008 در مورخه : پنجشنبه، 11 تير ماه ، 1388

دل نوشته هاي كوچه پشتي
ارسال شده توسط catCAT در مورخه : پنجشنبه، 11 تير ماه ، 1388

۩ قفس تنهایی ۩
ارسال شده توسط catCAT در مورخه : پنجشنبه، 11 تير ماه ، 1388

دل نوشته ها ؛ در فراق تو ..
ارسال شده توسط catCAT در مورخه : پنجشنبه، 11 تير ماه ، 1388

براي تو
ارسال شده توسط catCAT در مورخه : پنجشنبه، 11 تير ماه ، 1388

حرف دل
ارسال شده توسط catCAT در مورخه : پنجشنبه، 11 تير ماه ، 1388

بهترين عاشقانه ها...
ارسال شده توسط catCAT در مورخه : پنجشنبه، 11 تير ماه ، 1388

♥ عشق ♥
ارسال شده توسط catCAT در مورخه : پنجشنبه، 11 تير ماه ، 1388

به عشقت بگو که...
ارسال شده توسط catCAT در مورخه : پنجشنبه، 11 تير ماه ، 1388

يادداشت هاي تلخ نويس كوچولوها
ارسال شده توسط tina_2008 در مورخه : پنجشنبه، 11 تير ماه ، 1388

مطالب كوتاه ، زيبا و عاشقا نه
ارسال شده توسط catCAT در مورخه : پنجشنبه، 11 تير ماه ، 1388

دل نوشته هاي عاشقانه
ارسال شده توسط catCAT در مورخه : پنجشنبه، 11 تير ماه ، 1388

جملات زیبا از بزرگان
ارسال شده توسط rezanaz در مورخه : پنجشنبه، 11 تير ماه ، 1388

گفتگو روزانه كوچولوها
ارسال شده توسط rezanaz در مورخه : پنجشنبه، 11 تير ماه ، 1388

درمغز عاشقان چه مي‌گذرد؟
ارسال شده توسط rezanaz در مورخه : پنجشنبه، 11 تير ماه ، 1388

آخرين تست شخصيت شناسى استاندار
ارسال شده توسط rezanaz در مورخه : پنجشنبه، 11 تير ماه ، 1388

بالايي سوال ، پاييني جواب
ارسال شده توسط rezanaz در مورخه : پنجشنبه، 11 تير ماه ، 1388

عكس هاي جالب
ارسال شده توسط catCAT در مورخه : پنجشنبه، 11 تير ماه ، 1388

حوادث و اخبار روز
ارسال شده توسط catCAT در مورخه : پنجشنبه، 11 تير ماه ، 1388

ღ شعرهاي عاشقانه ღ
ارسال شده توسط catCAT در مورخه : پنجشنبه، 11 تير ماه ، 1388

مدل مو و آرایش
ارسال شده توسط amooreza در مورخه : پنجشنبه، 11 تير ماه ، 1388

تالار گفتمان جستجو
 

blocks

موضوعات اصلي سايت

  
 
  قطعات عاشقانه
   
 آرشيو عكس ها
   
  عكسهاي جالب
   
 عكسهاي عاشقانه
   
 عكس اشخاص
   
 مطالب طنز
   
 والپيپر ها
   
 سينما و تلويزيون
   
 اس ام اس و جك
   
 مطالب زيبا
   
 مطالب عاشقانه
   
 آهنگ و ترانه
   
 مطالب عارفانه
   
 ترفند كامپيوتري
   
 داستان و حكايات
   
 اشعار و فرهنگ
   
 اخبار
   
 آموزش
   
 موبايل
   
 متفرقه

 


كوچولو٬ بزرگترين سايت عكس :: شعر :: مطالب عاشقانه و تفريحي و سرگرمي ايران: تالار گفتگو

فروم كوچولو :: نمايش موضوعات - طنز و فکاهی کوچولو
 
 صفحه اول فروم كوچولو
 
 
سوالات رايج مربوط به تالارهاي گفتمان جستجو در كوچولو ليست كاربران كوچولو گروههاي كاربري كوچولو مشخصات كاربري ورود به كوچولو و كنترل پيغامهاي شخصي ورود به كوچولو
 
`

طنز و فکاهی کوچولو
رفتن به صفحه قبلي  1, 2, 3 ... 7, 8, 9 ... 54, 55, 56  بعدي
 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر 

    صفحه اول فروم كوچولو -> مطالب طنز

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

maryana
كوچولووو فعال
كوچولووو فعال

وضعيت: آفلاين
18 بهمن ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 1130
امتياز: 1337
تشکر کرده: 67
تشکر شده 70 بار در 56 پست

محل سكونت: بی سرزمین تر از باد...

ارسالارسال شده در: سه شنبه، 10 ارديبهشت ماه ، 1387 13:30:27    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

اعتراض هاي يك ني ني به مامان و باباش



آقای پدر! در کمال احترام خواهشمندم اینقدر لب و لوچه ی غیر پاستوریزه ، و سار و سیبیل سیخ سیخی آهار نشدتون را به سر و صورت حساس من نمالید ! plz

خانوم مادر! جیغ زدن شما هنگام شناسایی اجسام داخل خانه توسط حس چشایی من، نه تنها کمکی به رشد فکری من نمی کنه، بلکه برای دبی شیر شما هم مضر است !!! لازم به ذکر است که سوسک هم یکی از اجسام داخل خانه محسوب می شود!

پدر محترم! هنگام دستچین کردن میوه، از دادن من به بغل اصغر آقای سبزی فروش خودداری نمایید. چشمهای تلسکوپی، گوشهای ماهواره ای و سیبیلهای دم الاغی اش مرا به یاد قرضهای شما می اندازد !

مخصوصاً وقتی که چشمهای خود را گشاد کرده، و با تکان دادن سر و لبهایش " بول بول بول بول" می کند! زهرمار، درد، مرض، کوفت ! الهی کف شامپو تو چشت! شب بخوابی خواب بد ببینی ! جیش کنی تو شلوارت!

مادر محترم! شصت پا وسیله ای است شخصی ، که اختیارش رو دارم ! لطفاً هرگاه سعی در خوردن شصت پای شما نمودم، گیر بدهید!

آقای پدر! هنگام دعوا با خانوم مادر، به جای پرت کردن قابلمه و ماهی تابه به روی زمین، از چینی های توی کابینت استفاده نمایید ! اکشن بودن دعوا به همین چیزاست!

خانوم مادر! از مصرف هله هوله ی زیاد پرهیز نمایید! این عمل نه تنها برای سلامتی شما خوب نیست، بلکه موجب می شود که شیرتان بوی " بچه سوسک مرده " بدهد.

آقای پدر! کودکان توانایی کافی برای حفظ جیش خود ندارند و این توانایی هنگامی که شما شکم مرا "پووووووف" می کنید به حداقل می رسد ! الان بگم که بعد شرمنده تون نشم

_________________
تو به من میگویی
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
چه تفاوت دارد؟
باد از هر طرف آمد، آمد
خانه ما ز درون طوفانی است

بازگشت به بالا

 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل

maryana
كوچولووو فعال
كوچولووو فعال

وضعيت: آفلاين
18 بهمن ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 1130
امتياز: 1337
تشکر کرده: 67
تشکر شده 70 بار در 56 پست

محل سكونت: بی سرزمین تر از باد...

ارسالارسال شده در: سه شنبه، 10 ارديبهشت ماه ، 1387 13:52:49    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

من که می دونم منظورش چی بود ..
شنبه: همون لحظه که وارد دانشکده شدم متوجه نگاه سنگينش شدم. هرکجا مي رفتم اونو مي ديدم. يکبار که از جلوي هم دراومديم نزديک بود به هم بخوريم صداشو نازک کرد و گفت: ببخشيد!

من که ميدونم منظورش چي بود. تازه ساعت 5/9 هم که داشتم بورد رو ميخوندم اومد پشت سرم شروع به خوندن بورد کرد.آره دقيقا مي دونم منظورش چيه. اون ميخواد زن من بشه!!!

بچه ها ميگفتن اسمش مريمه. از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون تصميم گرفتم باهاش ازدواج کنم!

يکشنبه:امروز ساعت 9 به دانشکده رفتم. موقع رفتن تو سرويس يه خانومي پشت سرم نشسته بود و با رفيقش مي گفتن و مي خنديدن. تازه به من گفت ببخشيد آقا ميشه شيشه پنجرتونو ببندين. من که ميدونم منظورش چي بود. اسمش رو ميدونستم اسمش نرگسه!

مثل روز معلوم بود که با اين خنده هاش ميخواد دل منو نرم کنه که بگيرمش. راستيتش منم از اون بدم نمياد. از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون تصميم گرفتم با نرگس هم ازدواج کنم!!

دوشنبه: امروز به محض اينکه وارد دانشکده شدم سر کلاس رفتم. بعد از کلاس مينا يکي از همکلاسيهام جزوه منو ازم خواست.من که ميدونم منظورش چي بود.حتما مينا هم علاقه داره با من ازدواج کنه. راستيتش منم ازش بدم نمي آد. از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون تصميم گرفتم با مينا هم ازدواج کنم!!!

سه شنبه:امروز اصلا روز خوبي نبود. نه از مريم خبري بود نه از نرگس نه از مينا. فقط يکي ازم پرسيد آقا ببخشيد امور دانشجويي کجاست؟ من که ميدونستم منظورش چي بود. ولي تصميم نگرفتم باهاش ازدواج کنم چون کيفش آبي بود احتمالا استقلاليه!

وقتي جريان رو به دوستم گفتم به من گفت: اي بابا ! بدبخت منظوري نداشته. ولي من ميدونم رفيقم به ارتباط بالاي من با دخترا حسوديش ميشه حالا به کوري چشم دوستم هم که شده هرجور شده با اين يکي هم ازدواج ميکنم!

چهارشنبه: امروز وقتي داشتم وارد سلف مي شدم يک مرتبه متوجه شدم که از دانشگاه آزاد ساوه به دانشگاه ما اردو اومدند. يکي از دختراي اردو از من پرسيد ببخشيد آقا! دانشکده پرستاري کجاست؟ من که مي دونستم منظورش چيه! اما تو کار درستي خودم موندم که چطور اين دختر ساوجي هم منو شناخته و به من علاقه پيدا کرده. حيف اسمش رو نفهميدم. راستيتش از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون تصميم گرفتم هرطور شده پيداش کنم و باهاش ازدواج کنم!!! طفلکي گناه داره از عشق من پير ميشه!

پنج شنبه:يکي از دوستاي هم دانشکده ايم به نام احمد منو به تريا دعوت کرد. من که ميدونستم منظورش از اين نوشابه خريدن چيه. ميخواد که من بي خيال مينا بشم. راستيتش از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون عمرا قبول کنم!

جمعه: امروز صبح در خواب شيريني بودم که داشتم خواب عروسي بزرگ خودم رو مي ديدم. عجب شکوه و عظمتي بود داشتم انگشتم رو توي کاسه عسل فرو ميکردم که... مادرم يکهو از خواب بيدارم کرد و گفت که برم چند تا نون بگيرم. وقتي تو صف نانوايي بودم دختر خانومي از من پرسيد ببخشيد آقا صف پنج تايي ها کدومه؟

من که ميدونم منظورش چي بود اما عمرا اگه باهاش ازدواج کنم!!!

راستش از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون من از دختري که به نانوايي بياد زياد خوشم نمي آد!

شنبه: امروز صبح زود از خواب بيدار شدم صبحانه را خوردم و اومدم که راه بيفتم که مادرم گفت: نمي خواد بري دانشگاه. امروز نوار مغزت آماده است برو از بيمارستان بگير. راستيتش از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون مردم ميگن من مشکل رواني دارم!!!

وقتي به بيمارستان رسيدم از خانوم مسئول آزمايشگاه جواب نوار مغزم رو خواستم. به من گفت آقا لطفا چند دقيقه صبر کنيد. من که ميدونستم منظورش چي بود ...

_________________
تو به من میگویی
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
چه تفاوت دارد؟
باد از هر طرف آمد، آمد
خانه ما ز درون طوفانی است

بازگشت به بالا

 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل

maryana
كوچولووو فعال
كوچولووو فعال

وضعيت: آفلاين
18 بهمن ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 1130
امتياز: 1337
تشکر کرده: 67
تشکر شده 70 بار در 56 پست

محل سكونت: بی سرزمین تر از باد...

ارسالارسال شده در: سه شنبه، 10 ارديبهشت ماه ، 1387 13:56:39    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

روز اول که ديدمش بدجوري بهم خيره شده بود.

بعداً فهميدم که چشماش چپه و داشته پيکان 57 رينگ اسپرت دو متر اونور تر رو نگاه ميکرده!

يه آه از ته دل کشيد.

بعداً فهميدم که آه نبوده و آسم داره.

بهش يواشکي يه لبخند زدم، ولي اون قيافه جدي مردونش رو عوض نکرد. اين خودداريش واسم خيلي جذاب بود.

بعداْ فهميدم که خودداري نبوده، بلکه تاحالا تو کف اون پيکان 57 بوده و تازه متوجه من شده بود!!

آروم و با عشوه اومدم جلوش، ديدم تند تند داره بهم چشمک ميزنه. کارش به نظرم با مزه اومد.

بعداً فهميدم که تيک داره و پلک زدنش دست خودش نيست.

اومد يه چيزي بگه ولي از بس هول شده بود، به تته پته افتاده بود.

بعداً فهميدم اين بشر خدادادي هول هست و لکنت زبون داره.

سرش رو از شرمش انداخت پايين و گفت س س س سلام.

بعداً فهميدم از شدت شرمش نبوده و ميخواسته من دندونهاي زردش رو نبينم.

بعد از يک سري اسم و فاميل بازي، ازم پرسيد آخرين کتابي که خوندي اسمش چيه!؟ گفتم: اَ...اَ...يادم نيست. گفت: چه جالب، نويسندش کيه!؟ از اين تيکه بامزش خندم گرفت.

بعداً فهميدم که تيکه نبوده و بيچاره چيزي به اسم IQ اصلاْ نداره.

بوي عطرش بدجوري مستم کرده بود.

بعداً فهميدم بوي عطر نبوده، بلکه ...

بهم گفت بيا يه کم قدم بزنيم. اين حرفش خيلي به نظرم رمانتيک بود.

بعداً فهميدم دستشویی داشته و ميخواسته به سمت توالت عمومي حرکت کنيم.

ازش پرسيدم دانشگاه ميري؟ گفت آره، مدرسمون تو دانشگاهه! از اين شوخ طبعيش خيلي خوشم اومده بود.

بعداً فهميدم که اصلاً هم شوخ طبع نيست و منظورش مدرسه افراد استثنايي توي دانشگاه شهيد بهشتي بوده!

بهش گفتم داره ديرم ميشه. گفت اگه ميشه شمارت رو بده که بهت زنگ بزنم، من هم دادم و اون هم شماره رو زد تو مبايلش. ولي هيچوقت زنگ نزد!

بعداً فهميدم کادوي تولد 30 سالگيش يه مبايل اسباب بازي بوده که همه جا با خودش ميبردتش!

نکات مهم:

1ـ چقدر چيز ميشه بعداْ فهميد!!

2ـ آدم منگل هم دل داره!!

سوال هوش هفته: اين دختره چه جوري اين همه چيز رو بعداً فهميد!

_________________
تو به من میگویی
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
چه تفاوت دارد؟
باد از هر طرف آمد، آمد
خانه ما ز درون طوفانی است

بازگشت به بالا

 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل

trash
كوچولووو فعال
كوچولووو فعال

وضعيت: آفلاين
26 فروردين ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 1663
امتياز: 1978
تشکر کرده: 439
تشکر شده 1015 بار در 533 پست

محل سكونت: 021

ارسالارسال شده در: سه شنبه، 10 ارديبهشت ماه ، 1387 15:01:58    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

نامهء یک هندی به بیل گیتس!

آقای بیل گیتس عزیز:
این نامه از طرف سینک از پنجاب می باشد.
ما برای خانه یک کامپیوتر خریدیم و مشکلاتی پیدا کردیم که بنده برای توجه شما مطرح می کنم.

1-بعد از وصل به اینترنت وقتی می خواهیم ایمیل باز کنیم و فرم هات میل را پر می کنیم در ستون پسوورد تنها چند ستاره ظاهر می شود اما در بقیه ء خانه ها هر چی تایپ می کنیم ظاهر می شودبا این مشکل فقط در پسوورد مواجه می شویم .
ما این مسئله رو با فروشنده (سینگ سانتا) چک کردیم و او گفت : هیچ مشکلی در کیبورد وجود نداردبنابر این ما ایمیل ها رو با پسوورد ******** باز می کنیم من خواهشمندم این مشکل را شما چک کنید چون ما نمی دانیم پسووردمان چی هست؟

2-وقتی ما کلید شات داون را فشار می دهیم قادر به وارد کردن هیچ چیزی نیستیم .

3-اینجا یک دگمه ای بنام استارت است ولی دگمه ای بنام استوپ وجود نداردخودتان این را چک کنید.

4-ما گزینهء "Run"را در منو دیدیم یکی از دوستان ما "run"را کلیک کرد و به Amritsar! دوید لذا خواهشمندیم این Run را به Sit(نشستن)تغییر دهید تا ما موقع کلیک کردن بنشینیم.

5-یک مسئلهءمشکوک اینکه آیا در سیستم روروک(re-scooter) وجود دارد چون من فقط re-cycle""پیدا کردم اما من خودم یک رورورک در خانه دارم.

6-اینجا یک دگمهءfind""است اما احتمالا کار نمی کند چون خانم من کلید منزل را گم کرده بود و ما با این دگمه دنبال کلید گشتیم اما پیدا نکرد.

7-هر شب من بخاطر محافظت ماوس از گربه نمی توانم بخوابم بنابراین پیشنهاد می کنم شما یک سگ برای کشتن گربه فراهم کنید.

8-لطفا زمانی را که شما پولهای ما رو که از بازی کارتها بردیم می دهید و همچنین کی خودتون جهت جمع کردن پولهایتان به منزل ما می آیید را تثبیت کنید .

9-بچه های من میکروسافت "کلمه"(word) را یاد گرفتند و حالا می خواهند میکروسافت "جمله " را یاد بگیرند بنابراین کی شما آنرا فراهم می کنید؟

Laughing

_________________
اگه همه اشعارم بشه بار ورق
به صرف دود پنير يا زور عرق
بوي بد سياست به شعرم داره يدك
گوله رژيم تقاصشه؟خوب به درك

بازگشت به بالا

 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo Massenger

maryana
كوچولووو فعال
كوچولووو فعال

وضعيت: آفلاين
18 بهمن ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 1130
امتياز: 1337
تشکر کرده: 67
تشکر شده 70 بار در 56 پست

محل سكونت: بی سرزمین تر از باد...

ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 11 ارديبهشت ماه ، 1387 08:21:43    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

اصولاً مدرنيته خيلي چيز بديه چون همه چيز و تحت تأثير قرار داده حتي طرز تفکر مردم نسبت به مسائل!البته تاريخ نشون داده که مردان در هر دوره اي از تاريخ براي جلب توجه خانوم ها بايد يه بامبولي سر خودشون پياده مي کردند تا اين موجودات فتنه انگيز ولي در عين حال بسيار خوش خط و خال! يه نيم نگاهي بشون بندازن.اما با گذشت زمان اين خانوم ها که بشدت هم دمدمي مزاج بودند باعث شدن اين مرداي بدبخت براي اينکه روحيه تنوع طلبي زن ها ارضا بشه هي تيپ هاي مختلفي بزنن!خدا ميدونه در آينده چه جوري بايد باشيم تا اين زن ها و دخترا به ما گوشه چشمي نظر بندازند!!!در زير سير تکاملي روش هاي مخ زني در گذر تاريخ رو مشاهده مي نماييد:



در عصر حجر



در اين عصر چون هم زن و هم مرد زبون همديگه رو نمي فهميدن(چون هنوز زبان اختراع نشده بود) کار مردا سخت تر بود.چون ديگه نميشد با صحبت کردن و عزيزم ساعت چنده و ببخشيد مستقيم کدوم طرفه و .... مخ طرف رو بزني.پس بايد با استفاده از ظاهر و عمليات محيرالعقول يه زن رو به دست ميوردي.از جمله روش هاي مخ زني اين دوره عبارت بودند از:



* داشتن گرز بزرگ تر و و محکم تر (مثل امروز که هر کس ماشينش شيکتر و با کلاس تر باشد گزينه هاي بهتري گيرش مياد!)



*داشتن پشم و پيلي در ناحيه سينه آقايون (نکته: پشم و پيلي نام يکي از عضو هاي بسيار مهم و حياتي در بدن مرد هاي قديم بود که نشانه مردانگي هم بود.)



*داشتن غار بزرگ تر



*داشتن لباس!(که اين يکي رو فقط مرفهان بي درد اون دوره داشتند)





هدف از مخ زني: بر اساس نقاشي هاي به دست آمده از روي غار ها انجام اين عمليات احتمالاً هيچ هدفي رو دنبال نمي کرده و تنها جهت هضم شدن غذا بوده!(چون بر اساس مطالعات پزشکي گوشت دايناسور دير هضمه و بايد فعاليت شديد! داشته باشي تا هضم بشه)





بعد از عصر حجر يه عصري اومد که در اون زن ها خيلي راحت در دسترس بودند و لازم نبود کلي تلاش کني تا مخشون رو بزني. البته به دليل تلاش هاي زيادي که بعضي از زنان فمنيست جهت حذف کردن اين قسمت تاريخ داشته اند ما اطلاعات دقيقي از اين دوران نداريم.ولي ميدونيم هميشه هم نبوده که مردا زجر بکشن!بلکه يه دوره اي توي تاريخ بوده که مردا حالشو بردند و چيز ديگه اي که ميدونيم اينه که احتمالاً زنهاي اين دوره انسانهاي بسيار فهيم و با منطقي بوده اند و خودشون درک کردند که اگر الکي کلاس بذارند ترشيده مي شن و ميمونن روي دست ننه باباهشون واسه همين هيچوقت نه نميگفتند!!!!





دوره هخامنشي

در اين عصر رن و مرد زبون همديگه رو مي فهميدند ولي هنوز ساعت مچي اختراع نشده بود که بشه با گفتن جمله عزيزم ساعت چنده مخ يه دختر خانوم رو بزني! و اصولاً زن هاي اين دوره دو دسته بودند يکي زن هاي اشراف زاده و درباري بودند که کافي بود يه تيکه ناقابل بشون بندازي تا حسابت با کرام الکاتبين و شخص داريوش و کورش کبير باشه و دسته ديگه زن هاي رعيت بودند که تنها کاري که بلد بودند آشپزي و آوردن آب از چاه بود!براي همين در اين دوران براي اينکه يک زن خوب رو براي خودت برداري بايد اول کلي زحمت مي کشيدي و روش هاي شمشير زني و ... رو ياد مي گرفتي.بعد ميرفتي توي جنگ شرکت مي کردي.بعد اگه احياناً زنده مي موندي ميتونستي يکي از زن هاي دشمن رو واسه خودت به غنيمت ببري!پس مي بينيم که باز هم علي رغم اينکه انسان بسيار پيشرفت کرده بود(نسبت به عصر حجر) اما بازم مخ زني يکي از کار هاي شاق بود!اما براي زدن مخ زنان درباري بايد ويژگي هاي زير رو مد نظر قرار ميدادند:



*حداقل يکي از اجداد پدري و مادري بايد يه ربطي به دربار داشته باشه تا مثلاً خون پادشاهان در رگ اون مرد جاري باشه(به اصطلاح امروزي آقازاده باشه!!!)



*داشتن شمشير از جنس طلا و سپر از جنس نقره و نيزه از جنس برنج (رجوع شود به شرايط گرز در عصر حجر)



*داشتن ريش بلند (رجوع شود به شرايط پشم! در عصر حجر)



هدف از مخ زني: بر اساس کتيبه هاي به جا مانده از تخت جمشيد هدف از مخ زني داشتن نوکران و کنيزان زياد و خوردن شراب بوده!





دوره قاجار:در اين دوره يه پادشاهي بوده به اسم آقا (آغا) محمد خان قاجار که همه ميدونيم چه مرگش بوده! آره ديگه خلاصه به خاطر اين بلاي خانمان سوزي که اين جناب بش دچار شده بودند(و ايشالله خدا نصيب هيچ مردي نکنه) يه کمي زياد عقده اي شده بودند و به همين دليل نمي تونستند ببينن که يه مردي براي اينکه زن دلخواهش رو به دست بياره عمليات مخ زني انجام بده و هر کسي که اين کارو مي کرد چشماش رو در مي آورد تا عبرت بقيه شه!و کلاً اون عمليات قدغن و غير قانوني بوده. به همين دليل در اون زمان به دليل اين محدوديت فوق العاده روش مخ زني زياد پيشرفتي نکرد و به دليل زير زميني بودن! اطلاعات دقيقي از چگونگي انجام آن در دست نيست.البته بر اساس يک نوشته تاريخي تأييد نشده در اين دوران براي مخ زني بي بي صغرا و ننه سکينه پس از شناسايي دختر مورد نظر(يا همون طعمه) به حمام مي رفتند (در روزي که طعمه هم به حمام مي رفت ) و بدن وي را در حمام ديد مي زدند و در صورت تأييد اين عزيزان و زدن مهر استاندارد و ايزو 9002 ادامه عمليات در خانه پدر دختر و تحت عنوان خواستگاري انجام ميشد و نه پسر دختر رو مي ديد و نه دختر!(به نظر من که خيلي باحال بوده.فکرشو بکنيد يه روز مامانتون بياد بتون بگه عرشيا جان عزيزم امروز ساعت 5 برو کافي شاپ هويج دوست دخترت اونجا منتظرته!)



هدف از مخ زني: داشتن پسر جهت ادامه شغل پدر!





دوره پهلوي:در اين دوره مردم يه کمي زياد سياسي فکر مي کردند و اصولاً زياد توجهي به دختر و مخ و اين حرفا نداشتند و به غير از شهرام شب پره و ابي و فردين بقيه مردا تو فکر براندازي نظام بودند! براي همين حکومت هم براي اين که بياد کار مردا رو آسون تر کنه و باعث بشه اونا ديگه به سياست فکر نکنن يه مکان هاي تفريحي –بي فرهنگي! رو درست کرد به اسم کاباره که مردا مي رفتن توش و يه کار هاي بدي رو انجام مي دادن که من الان عرق شرم بر پيشانيم نشسته و نمي تونم بگم!خلاصه در اين دوران هم به دليل سهولت بيش از حد دسترسي به داف! عمليات مخ زني چندان پيشرفتي نداشت . اما خوب بر اساس نسخه هاي به جا مانده از فيلم هاي فارسي آن دوران چند تا کار سخت براي مخ زدن بايد انجام ميشده که عبارت بودند از:



*فقير بودن و بي خانمان بودن پسر!(جهت زدن مخ دختران مرفه و بي درد اين امر بسيار لازم بوده است)



*داشتن زور زياد و توانايي دريبل زدن چند نفر به طور همزمان....نه چيز ببخشيد منظورم توانايي کتک زدن چند نفر به طور همزمان بود(امان از دست اين عادل فردوسي پور!)



*شباهت ظاهري به محمد علي فردين و بهروز وثوق



*کشيدن سختي هاي بسيار در دوران کوردکي.



*داشتن شلوار دمپا گشاد و کت چهار خانه و ريش مدل داريوشي



*توانايي خواندن آهنگ سلطان قلب ها به صداي بلند!



*داشتن ويژگي مردانه در حد دعوت شدن به تيم ملي!(به طور مثال اون دوران يکي از نشانه هاي مردانگي بوي عرق و بوي نئشه آور! توالت بعد از خروج مردان بود! در حاليکه امروز اين دو تا بو نشانه آبرو ريزي و بي کلاسيه)



هدف از مخ زني:رسيدن به پول و پله ي پدر پولدار دختر و داشتن زندگي راحت و مرفه!





دوره انقلاب تا چند سال پيش: در اين دوره روش هاي مخ زني تغييري کرد اساسي و به نام خواستگاري تغيير نام داد.يک آقا پسر گل باقالي با يک دسته گل و شيرني همراه مادر و پدر به خانه دختر مورد نظر رفته و بعد از انجام کار هاي اداري لازم! از قبيل تعيين مهريه و شير بها و .... دختر و پسر به صورت رسمي دوست دختر و دوست پسر مي شدند که بهش زن و شوهر مي گفتند!لازم به ذکر است که در انتهاي اين دوره نقش تکنولوژي در مخ زني نمايان شد و سوال حياتي و سرنوشت ساز عزيزم ساعت چنده توسط يکي از پيشگامان عرصه مخ و مخ زني جناب آقاي الف .ي اختراع گشت.و اما ويژگي هاي لازم براي مخ زدن دختر خانوم ها:



* سر به زير بودن آقا پسر(که واقعاً خيلي شرط سختي بوده)

*داشتن سابقه زندان(حداقل 6 ماه) در رژيم شاه

*داشتن سيبيل جهت نمايش مردانگي



هدف از مخ زني:تشکيل خانواده و داشتن ارتش 20 ميليوني!







دوره امروز: به گواهي تاريخ در هيچ دوره اي به اندازه امروز مخ زدن دختر ها سخت تر نبوده و نخواهد بود! به طوري که امروز اگر يک پسر بخواهد مخ دختري را تيليط(تريد) نمايدبايد حتي الامکان و از نظر ظاهري شبيه يک دختر باشد تا آن دختر معصوم بتواند با پسر احساس نزديکي کند!

ويژگي هاي اساسي جهت مخ زدن:



*داشتن ماشين و موبايل و ساير وسايل مدرن که نشان دهنده احترام به تکنولوژي مي باشد!



*تسلط به زبان انگليسي جهت گفتن عبارات ok عزيزم- چشم honey –momi وDady رفتن بيرون و من تنهام!-I love u و ....



*آشنايي به اينترنت و ياهو مسنجر ولي در عين حال انکار کردن اين ويژگي در جمع!



*نداشتن سيبيل و پشم و پيلي و به طور کلي تمام ويژگي هاي مردانه دوره هاي قبلي



* به روز بودن (Up to date) در زمينه SMS هاي جديد!



*داشتن فاميل در کشور هاي اروپايي , امريکايي و حوزه درياي کارائيب!



و هزاران مورد ديگر که شما بهتر از من مي دانيد!



هدف از مخ زني:پر کردن اوقات فراغت و انجام راهکاري جهت حل معضل ازدواج!!



اما يه نکته:تا دو سال پيش اگه دنبال دوست دختر بوديم واسمون به صرفه تر از داشتن همسر بود .چون به هر حال واسه ازدواج نيازمند ماشين و خونه و شغل و .... مي بوديم.اما با اين روندي که داره پيش ميره - و اينکه دختراي اين دوره زمونه به جاي اينکه دنبال يه دوست و همدم باشند انگار دنبال يه جنس اتيغه و لوکس هستند- من پيش بيني مي کنم تا دوسال ديگه ازدواج خيلي با صرفه تر از داشتن دوست دختر باشه.....!



واقعاً من هنوزم نفهميدم هدف از داشتن دوست پسر براي اين دختر خانوم ها کلاس گذاشتن پيش بقيه رفقاشونه يا اينکه داشتن يه دوست خوب و همدم صميمي؟!؟!؟!؟!(البته آقا پسرا زياد حال نکنند که من طرفشون رو گرفتم چون در بعضي از موارد عکس اين قضيه هم صادقه!)راستش اين قضيه رو هيچوقت يادم نميره که يه دختر خانومي که خودش اصلاً قيافه آنچناني نداشت دنبال يه پسر تو مايه هاي براد پيت براي دوستي بود!وقتي بش گفتم خودش با اينکه يه قيافه خيلي معمولي داره و چرا دنبال چيزي تو حد و اندازه هاي خودش نيست به من جواب داد:براي اينکه مي خوام دوست پسرمو به دوستاي دخترم نشون بدم تا حسابي حالشون گرفته شه و پز دوست پسراشون رو واسم ندن!!!

_________________
تو به من میگویی
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
چه تفاوت دارد؟
باد از هر طرف آمد، آمد
خانه ما ز درون طوفانی است

بازگشت به بالا

 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل

golak
مدير بخش طنز و SmS
مدير بخش طنز و SmS

وضعيت: آفلاين
5 مرداد ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 3508
امتياز: 3977
تشکر کرده: 407
تشکر شده 315 بار در 175 پست


ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 11 ارديبهشت ماه ، 1387 12:20:58    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

روانشناسي وجود و يا عدم وجود تفاهم و يا همون زن ذليلي آقايون...

تست خود شناسی برای آقایان!

1-با خانومتان دارید از یه مغازه لباس فروشی دیدن می کنید و ایشون از یه لباس 250000 تومنی خوشش میاد.
الف-زود با هم به داخل مغازه میرید و تمام حقوق یه ماهتو دودستی به صاحب مغازه تقدیم میکنی و تا آخر اون ماه باید غذاهای طبیعی از قبیل باد و نور و هوا و ... بخورید!
ب-تا خانوم میاد اون لباسو نشونت بده خودتو به کوچه علی چپ میزنی ،انگار نه انگار که با تو بوده و یه جوری مثل برق و باد از اونجا دورش میکنی و تا اون لباس از مد نیفتاده به اون منطقه بر نمیگردی!


2-با خانومت داری میری رستوران.موقعی که به رستوران می رسید:
الف- مثل ذلیلا میرید جولو و دو دستی در رو براش باز میکنید که احتمالاً اونایی که از اونجا رد میشن فکر میکنن جنابعالی پادو تشریف دارید!
ب-بهش دستور میدین هر چه زودتر در رو باز کنه ،این جمله را همچین بش میگیدکه نتونه حتی در این مورد فکر کنه!

3-خونتون مهمون دارید:
الف- زود پا میشید و واسه خنده مهمونا هم که شده مثل دست و پا چلفتی ها واسه شون چایی میریزید و میارین.
ب-با قیافه کاملاًجدی و مردانه(جنم دار) اشاره میکنید خانومتون هر چه زودتر برای شما و مهمونا چایی بیاره

4-یه روز تعطیل باحال:
الف- با همسرتون میرید بیرون و اونروز مثل علاف ها تو خیابون ول میگردید!و شب گرسنه و تشنه میاین خونه و یه چیز حاضری میخورید تا صبح کله سحر برید سر کار!
ب-بدون توجه به همسرتون شب قبل از روز تعطیلی با دوستاتون قرار میزارید تا فردای اونروز برید گردش و کلی حال کنیدو بعد از ظهرشم برید استخر و اگه همسرتون هم زیاد حرف زد فوری می فرستیدش خونه مامانش اینا!

5-خانومتون رفته عروسی و شما با دوستاتون تو خونتون جمع شدید.که یه دفعه حانومتون مثل جن بسم الله وارد اتاق میشه!
الف-یهویی خودتونو گم میکنید و به دوستاتون میگید اصلاًنخندن و حتی با هم صحبت نکنن و زود میرین پیش خانومتون و التماس میکنید آبروتونو جولو دوستات نبره!
ب-اصلاً انگار نه انگار خانومتون امده.با دوستاتون میگید و میخندید و خانومتون حتی جرأت نمیکنه بیاد سلام کنه!

6-دارید تو تراس سیگار میکشید که یهو خانومتون سر میرسه:
الف-خودتونو گم میکنید و نمیدونید چیکار کنید.شایدم سیگارو قورت بدید و اونوقت باید پول 100 باکس سیگار رو بدید واسه دوا درمان!
ب-برمیگردید و با قیافه حق به جانب- که البته همیشه حق با ما آقایونه –به خانومتون دستور میدید یه لیوان چایی واستون بیاره(چایی بعد از سیگار خیلی فاز میده!)

7-امروز قراره مادر زنتون با شصتاد تا از فامیلاش مثل قوم تاتار حمله کنن خونتون واسه ناهار:
الف-اونروز رو مرخصی میگیرید و همش تو خونه میمونید و به همسرتون کمک میکنید تا مادر زن و کلیه قومش بیان برای قتل و غارت و چپاول...
ب-ساعت 2 اونروز که خانومتون زنگ زد کجا موندی...بهش میگی امروز سرت شلوغه و رییس گفته باید امشب تا ساعت 11 اضافه کار بمونی وگرنه اخراجی!!!

8-تو شرکت نشستی و داری با منشی خوشگلت گل میگی و گل میشنوی که یهو خانومت بدون در زدن وارد اتاقت میشه:
الف-جولو منشیه به تته پته میفتی و رنگت مثل چغندر قرمز میشه
ب-خانومتون رو از اتاق میفرستی بیرون و بش گوشزد میکنید وقتی میخواد بیاد تو باید در بزنه(اصل اول تمدن!)

9-ساعت 2.30 نصفه شب صدای بچه 4 ماهتون شما رو از خواب بیدار میکنه و پی میبرید که آقا پسر گلتون دسته گل به آب داده:
الف-زود پا میشید و در یک حرکت برق آسا بچه رو عوض میکنید طوری که خانم محترمتون اصلاً نفهمه و خواب شیرینش قطع نشه و شما هم تا صبح بوی خوب آقا پسرتون توی مشامتون بمونه!
ب-همراه با بچتون و به صورت هماهنگ با اون شروع به داد زدن میکنید و این کار رو اونقدر ادامه میدین تا بالاخره همسرتون بیدار بشه و همه کارا رو انجام بده، چون هر چی باشه اونه که بچه رو به دنیا اورده و خودشم مسئول خرابکاریهاشه

توضیحات:
برای هر پاسخ الف 0 امتیاز و برای هر پاسخ درست گزینه ب 2 امتیاز در نظر بگیرید.
اگر امتیاز شما از 15 به بالا بود:
آقا تبریک میگم.شما یک مرد نمونه هستید. در عین حال انسانی فهیم ،منطقی ،تابع نظم،با کمالات، شریف و خانواده دوست! هستید! همسرتان به شما افتخار میکند!!!
ایول بابا تو دیگه هستی!در تمام مراحل زندگیت آدم موفقی هستی!

اگر امتیاز شما بین 15-5 بود
شما مردی هستید که کمی به همسرتان رو میدهید.در عین حال مرد چندان موفقی نیستید و تزلزل شخصیت دارید!دلیلش هم گوش کردن به حرف همسرتان است!باید به خود بیاید و شکوه و اقتدار یک مرد را به خاطر بیاورید....

اگر امتیاز شما کمتر از 5 بود
خاک بر سرت!آخه به تو هم میگن مرد؟!؟!آبروی هر چی مرده بردی.مرده!جسد!مرده شور ریختتو ببرند.ایکبیری!امیدوارم هر چی زودتر سقط شی!خجالت نمیکشی نشستی اینجا واسه من تست هم میدی؟!؟


....

بازگشت به بالا

 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل

trash
كوچولووو فعال
كوچولووو فعال

وضعيت: آفلاين
26 فروردين ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 1663
امتياز: 1978
تشکر کرده: 439
تشکر شده 1015 بار در 533 پست

محل سكونت: 021

ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 12 ارديبهشت ماه ، 1387 09:16:32    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

جریانات رخت‌خوابی!

جریانات رخت‌خوابی اصولاً از جذاب‌ترین موضوعات در زندگیه بشریه. یک جورایی هم در دنیا اینطوری شده که اصولاً آقایون باید دنبال این مسائل بدوبدو کنن و خانم‌ها هم ازش به عنوان اسلحه‌ای مرگبار علیه آقایون استفاده‌کنن. به هر حال این جریان واقعیتیه که هر روز در کنار هر آدمی اتفاق می‌افته. این داستان پایین رو از جایی خوندم و خیلی خندیدم گفتم ترجمه کنم شما هم بخونین. البته که انگلیسیش خندا‌دار تره ولیبه هر حالا این ورژن هم مطلب و می‌رسونه. فقط به خانم‌ها بر نخوره خواهشاً. قصد فقط خنده‌است و چیزی توی این داستان قرار نیست ثابت بشه. و تنها بخشیش که به آقایون حال می‌ده اینه که مثل اون قسمت‌های تام و جری می‌مونه که تام برنده می‌شد نه جری!!!
و اما داستان:
یک شب که من و دوست‌دخترم توی رختواب مشغول ناز و نوازش بودیم. در حالی که احتمال وقوع حوادثی هر لحظه بیشتر و بیشتر می‌شد یک دفعه خانم برگشت و به من گفت: "من حوصله‌اش رو ندارم فقط می‌خوام که بغلم کنی."
چی؟ یعنی چه؟
و اون جوابی رو که هر مردی رو به در و دیوار می‌کوبونه بهم داد:
تو اصلاً به احساسات من به عنوان یک زن توجه نداری و فقط به فکر رابطه‌ی فیزیکی ما هستی!
و بعد در پاسخ به چشم‌های من که از حدقه داشت در می‌اومد اضافه کرد:
تو چرا نمی‌تونی من رو بخاطر خودم دوست داشته باشی نه برای چیزی که توی رختواب بین من و تو اتفاق می‌افته؟
خوب واضح و مبرهن بود که اون شب دیگه هیچ حادثه‌ای رخ نمی‌ده. برای همین من هم با افسردگی خوابیدم.
فردای اون شب ترجیح دادم که مرخصی بگیرم و یک کمی وقتم رو باهاش بگذرونم. با هم رفتیم بیرون و توی یک رستوران شیک ناهار خوردیم. بعدش رفتیم توی یک بوتیک بزرگ و مشغول خرید شدیم.
چندین دست لباس گرون قیمت رو امتحان کرد و چون نمی‌تونست تصمیم بگیره من بهش گفتم که بهتره همه رو برداره. بعدش برای اینکه ست تکمیل بشه توی قسمت کفش‌ها برای هر دست لباس یک جفت هم کفش انتخاب کردیم. در نهایت هم توی قسمت جواهرات یک جفت گوشواره‌ای الماس.
حضورتون عرض کنم که از خوشحالی داشت ذوق مرگ می‌شد. حتی فکر کنم سعی کرد من و امتحان که چون ازم خواست براش یک مچ‌بند تنیس بخرم، با وجود اینکه حتی یک بار هم راکت تنیس رو دستش نگرفته‌بود. نمی‌تونست باور کنه وقتی در جواب درخواستش گفتم: "برشدار عزیزم."
در اوج لذت از تمام این خرید‌ها دست آخر برگشت و بهم گفت: "عزیزم فکر کنم همین‌ها خوبه. بیا بریم حساب کنیم."
در همین لحظه بود که گفتم: "نه عزیزم من حالش و ندارم."
با چشمای بیرون زده و فک افتاده گفت:"چی؟"
عزیزم من می‌خوام که تو فقط کمی این چیزا رو بغل کنی. تو به وضعیت اقتصادیه من به عنوان یک مرد هیچ توجهی نداری و فقط همین که من برات چیزی بخرم
Laughing

_________________
اگه همه اشعارم بشه بار ورق
به صرف دود پنير يا زور عرق
بوي بد سياست به شعرم داره يدك
گوله رژيم تقاصشه؟خوب به درك

بازگشت به بالا

 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo Massenger

trash
كوچولووو فعال
كوچولووو فعال

وضعيت: آفلاين
26 فروردين ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 1663
امتياز: 1978
تشکر کرده: 439
تشکر شده 1015 بار در 533 پست

محل سكونت: 021

ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 12 ارديبهشت ماه ، 1387 09:37:14    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

هم‌كلاسي گرامي:

اين‌كه با وجود اين لب‌هاي شتري و چشماي وق‌زده و پوست مثل ته‌ديگ عدس‌پلو، زحمت زدن يه رژ لب هم به خودت نمي‌دي، بخاطر زيبايي سادگي شما نيست، اعتماد به نفس كاذب متاسفانه معضل بزرگي‌ست!






همكار محترم:

درست است كه چند روزي تا عيد مانده ولي اگه فقط اين‌بار ناپرهيزي كنيد و چند روزي زودتر حموم برويد، بنده شخصا تضمين مي‌نمايم كه به هيچ‌كدام از قوانين فيزيكي و شيميايي عالم برنمي‌خورد.

ضمنا يه چيزاي دسته‌داري معمولا جلوي آينه حمام يا دست‌شويي مي‌گذارند كه سرشون پرز دارد، سالي دو سه بار از اينا بكشيد به دندانتان، اعضاي شركتي رو از نگراني مي‌رهانيد.

مُرديم بس‌كه از دهن نفس كشيديم!






دوست‌دختر عزيز:

در وجود ما چيزي به نام غيرت وجود ندارد و چند سالي هست كه نه تنها من، بلكه روي هيچ پسري اين آپشن بصورت ديفالت نصب نمي‌شود. هم شوما مي‌داني چه خبر است و هم ما بهتر از شوما اين جاده‌هاي خاكي رو طي كرده و انتهاي پيچش هم شاشيده‌ايم، فلذا احتياجي به اين گوشه كنايه‌ها و تيكه‌ها نيست، همين كه هروقت من در دسترس بودم و خانواده در دسترس نبودن، شوما در دسترس باشي ما رو از اين دوستي كفايت مي‌كند!

دوره فعلي زمانه حق انتخاب‌هاست، هركدام‌تان كه براي اين دو سه ساعت‌هاي روزهاي فرد، كمتر اذيت كند و توقع [مالي و معنوي] پايين‌تري داشته باشد و البته ديرتر دل آدم را بزند، شانس بقايش بيشتر است.






پدر بزرگوار:

رمز ماهواره 1353 است. بجاي اين‌كه هي اول و آخر شماره تلفن‌هاي خونه و موبايل‌هاي‌مان را چك كني بهتره سال ازدواج‌تان را يادتان باشد.

ضمنا مولتي‌ويژن و ايكس‌ايكس‌ال از كانال 777 به بعد مرتب چيده شده‌اند، قبلش با من هماهنگ كنيد تا هم وقتتان را الكي صرف ديدن اين تلفني‌ها نكنيد، هم صبح موقعي كه جلوي تلويزيون خوابتان برده است، مادري را شگفت زده ننمائيد!






مادر مهربان:

وياگرا گران است، اين قرص ترامادول و كلوميپرامين را كه توي كشوي ميزمان پيدا كرده‌ايد مصرف ديگري دارد!! انقدر مات و مبهوت در خانه ما را نظاره نكنيد.






استاد ارجمند:

درست است كه خير سرمان فوق ليسانس مي‌خوانيم ولي "رياضي1" را چهاربار افتاديم و "رياضي2" را از جلويي نوشتيم، "معادلات" را با استاد، نقدي حساب كرديم و "محاسبات" را به زور پروژه پاس كرديم و برگه سفيد "آمار و احتمالات" ام را هم خودم نمي‌دانم چجوري 10 شد و رياضي مهندسي را هم بعد از سه بار افتادن "معرفي به استاد" كرديم. فلذا بسط مك لورن و سينوس هيپربوليك و معادله سهمي كه سهل است، سينوس30 درجه را هم با ماشين‌حساب مي‌زنيم، پس عاجزانه درخواست داريم فعلا از ما يكي بكشيد بيرون تا ببينيم براي آخر ترم چه گِلي مي‌توانيم به سرمان بگيريم.
Laughing

_________________
اگه همه اشعارم بشه بار ورق
به صرف دود پنير يا زور عرق
بوي بد سياست به شعرم داره يدك
گوله رژيم تقاصشه؟خوب به درك

بازگشت به بالا

 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo Massenger

trash
كوچولووو فعال
كوچولووو فعال

وضعيت: آفلاين
26 فروردين ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 1663
امتياز: 1978
تشکر کرده: 439
تشکر شده 1015 بار در 533 پست

محل سكونت: 021

ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 12 ارديبهشت ماه ، 1387 09:55:21    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

اين مطلب مخصوص اقايون سايت
خانمها لطفا بخوانند(اگه بكيم نخونن حتما ميخونن)
چرا باید به ظاهر خود اهمیت دهیم؟

آیـا ظاهـر آنقدرها که میگویند در حیطه شغلی، رمانتیک وتاثیر گذاشتن بر روی دیگران، مؤثر است؟

مطمئناً!!!

از نظر علمی ثابت شده افرادیکه شناختی از شما ندارند،از روی ظاهـر شــما در عـرض 30 ثانیه در مورد شخصیتتاننتـیجه گیری می کنند. این ارزشیابی در مدت زمان بسیارکوتاهی به صورت ناخواسته در ذهن شکل می گیرد.

دانشمندان معتقدند که به ترتیب موارد زیر درمورد دیگران،توجه فرد را به خود جلب می کنند: رنگ پوست، جنسیت، سن، رفتار ( قد، حرکات بدن)، ظاهر، ارتباط مستقیم چشمی، و طرز صحبت کردن.

در مورد 3 گزینه اول ما هیچ کاری نمی توانیم انجام دهیم؛ اما می توانیم با اتکا به یافته های علمی موارد دیگر را به نفع خود تغییر داده و تصور ذهنی دیگران را در مورد خود تغییر دهیم.

از آنجایی که 80% از چیزی که دیگران در مورد ما می بینند به طرز لباش پوشیدنمان بر می گردد، در این مقاله در مورد این مطلب توضیح داده خواهد شد:

1- هیچ گاه با پیراهن آستین کوتاه، از کراوات استفاده نکنید. پیراهن های آستین کوتاه، لباس های درجه دو محسوب می شوند. اگر یونیفورم رسمی شغلی شما به این شکل باشد، و یا مدیر یک رستوان باشید، پوشیدن این لباس اشکالی ندارد اما اگر می خواهید یک تصویر حرفه ای از خود به جای بگذارید، بهتر است از پوشیدن پیراهن آستین کوتاه خودداری کنید.

2- یکی از مهمترین اجزاء اساسی پوشش یک مرد را کفش هایش تشکیل می دهند. کفش هایتان باید تمیز باشند، برق بزنند، ظاهر آراسته ای داشته باشند و مناسب مکانی که در آن هستید باشند. اگر کت شلوار می پوشید حتماً باید کفش های مردانه بندی به پا کنید.

یک کفش را برای چند روز پشت سر هم نپوشید و زمانیکه از آنها استفاده نمی کنید، قالبشان را درون آنها قرار دهید.

3- در مورد شلوار باید گفت که آنقدر باید بلند باشد که جوراب هایتان را بپوشاند و جوراب هایتان هم باید آنقدر بلند باشند که وقتی پاهایتان را روی هم می اندازید، ساق پا مشخص نشود. شلوار، اگر یک تای کوچک روی پا بخورد به اندازه کافی بلند است. سر آستین و پاچه های شلوار نیز باید مرتب و منظم باشند. پاچه های مرتب هنگام نشستن شما را در وضعیت بهتری قرار می دهند و سر آستین های مناسب سنگینی و وقار شما را افزایش می دهند.

4- هیچ گاه هم از کمربند دور کمری و کمربندهای پیش سینه دار با هم استفاده نکنید. این کار شما را قدری نامطمئن جلوه می دهد.

5- جوراب باید با شلوار همخوانی داشته باشد.

6- کمربند باید با کفش همخوانی داشته باشد.

7- کراوات باید تا خط کمربند پایین بیاید. این امر اختیاری نیست و هیچ بحثی در مورد آن پذیرفته نمی شود. اگر کمربند از اندازه طبیعی خود کوتاهتر باشد، شما را یک فرد ناآگاه جلوه می دهد.

8- گره کراوات زمانی خوب به نظر می رسد که بعد از گره، یک "فرو رفتگی" محسوس ایجاد شود. گیره کراوات و سایر آویزهای زینتی که به کراوات متصل می شوند، دمده شده اند.

9- پوشیدن جلیقه نشانگر قدرت بیشتر است. باید توجه داشته باشید که آخرین دکمه کت یا جلیقه لزوماً نباید بسته شود. این امر از زمان ادوارد هفتم مد شد. او وزنش افزایش پیدا کرد، نمی توانست دکمه هایش را ببندد و بنابراین این کار را مد کرد.

کت های رسمی یک تا سه دکمه دارند. کت هایی که بیش از سه دکمه دارند، قدری امروزی تر بوده و بیشتر جنبه مد را داشته و آن اصالت خود را از دست می دهند و بیشتر برای وقایع اجتماعی معمولی مناسب هستند تا یک ملاقات مهم کاری. در کت هایی که شامل دو دکمه هستند، فقط دکمه اول بسته می شود.

در کت های سه دکمه، یا می توانید تنها دکمه وسط را ببندید و یا دکمه اول و دوم. برخی از متجددین کرانه باختری از این سه دکمه، تنها دکمه بالایی را می بندند!

کت هایی که 4 دکمه و یا بیشتر دارند طوری طراحی شده اند که در آنها باید حتماً دکمه آخر نیز بسته شود. اگر دکمه آخر به راحتی بسته شد، که باید آنرا ببندید، اما اگر باعث کشیدن پارچه شود، بهتر است که آنرا باز بگذارید.

نوع دیگر کت های مردانه دارای دکمه های بیشتری هستند و از نوع اولیه قدری رسمی تر به نظر می رسند. در این مدل دکمه ها در دو تا سه ردیف عمودی قرار می گیرند. آنها بر اساس دکمه هایی که روی آنها به کار رفته، در سه گروه قابل تشخیص می باشند: 2/4 و 1/4 و یا 2/6.

شماره اول مربوط به تعداد کل دکمه های جلویی است و شماره دوم مربوط به سوراخ دکمه های کاربردی است. نتیجتاً به این معناست که لازم نیست از تمام دکمه هایی که می بینی، استفاده کنید و تمام آنها را ببندید.

در کت های 2/4 و 2/6 معمولاً دکمه بالایی و وسطی بسته می شود، اما دوک های انگلیسی اغلب دکمه آخر را می بستند و با این کار سینه هاپهن تر و پایین تنه بارک تر شده و چهره مردانه تری به فرد داده می شود.

چرا آقایون ترجیح می دهند که آخرین دکمه کت، جلیقه، و یا ژاکت خودشان را باز بگذارند؟ ادوارد هفتم، پسر ملکه ویکتوریا (1910-1841 مدت زمان پادشاهی 1910- 1901) او آنقدر وزنش زیاد بوده که به هیچ وجه نمی توانست آخرین دکمه لباس هایش را ببندد یا اگر بخواهیم کمی لطافت تاریخی به خرج دهیم، می توانیم بگوییم که یادش می رفته این کار را انجام دهد. اتباع او این کار را به صورت یک مدل مد جدید نشان میدادند و از آن زمان به بعد اغلب آقایون چنین مدی را در پیش گرفتند و امروزه آخرین دکمه های کت اصلاً طوری طراحی نمی شوند که بتوان آنها را بست.

شاید هم ایده نبستن آخرین دکمه کت از نیم تنه های بلند گرفته شده باشد؛ آنها آنقدر بلند بودند که اگر آخرین دکمه ها بسته می شد، فرد به سختی می توانست راه برود. به همین دلیل افرادی که از چنین کت هایی استفاده می کردند، ترجیح می دادند که آخرین دکمه آنرا باز بگذارند.

10- آستین کت ها رسمی و اسپورت باید طوری طراحی شده باشد که در حدود 4/1 تا 2/1 سانت از سر آستین پیراهنی که در زیر آن پوشیده می شود را نشان بدهند.

ما در یک دنیای پیچیده و شلوغ زندگی می کنیم که افراد با ملاحظه در موقعیت ها و مجالس مختلف سعی می کنند به صورت شکیل لباس بپوشند. در یک کلام می توان گفت که درست لباس پوشیدن، یعنی احترام گذاشتن به خود و دیگران.

_________________
اگه همه اشعارم بشه بار ورق
به صرف دود پنير يا زور عرق
بوي بد سياست به شعرم داره يدك
گوله رژيم تقاصشه؟خوب به درك

بازگشت به بالا

 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo Massenger

golak
مدير بخش طنز و SmS
مدير بخش طنز و SmS

وضعيت: آفلاين
5 مرداد ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 3508
امتياز: 3977
تشکر کرده: 407
تشکر شده 315 بار در 175 پست


ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 12 ارديبهشت ماه ، 1387 14:24:55    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

اگه دو تا مرد طالب يه زن باشن توي مملکتهاي مختلف چي به سر اين سه نفر مياد؟

توي ژاپن: جوان اولي از عشق جوان دومي نسبت به دختر محبوبش متاثر ميشه و خودکشي مي کنه جوان دومي هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگين ميشه که خودکشي مي کنه بعدش براي دختر ژاپني هم چاره اي جز خودکشي نيست

توي اسپانيا: مرد اولي توي دوئل ، مرد دومي رو از پاي در مياره و با زن محبوبش به آمريکاي جنوبي فرار مي کنن

توي انگلستان: دو تا عاشق با کمال خونسردي حل قضيه رو به يه شرط بندي توي مسابقه اسب سواري موکول مي کنن اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون ميشه

توي فرانسه: خيلي کم کار به جاهاي باريک مي کشه دو تا مرد با همديگه توافق مي کنن که خانم مدتي مال اولي و مدتي مال دومي باشه

توي استراليا: دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره مي کنن اين مشاجره اونقدر طول مي کشه تا يکي از طرفين پير بشه و بميره ، يا از يه مرضي بميره اونوقت اونکه زنده مونده با خيال راحت به مقصودش مي رسه

توي قفقاز: جوان اولي دختر محبوب رو بر مي داره و فرار مي کنه دومي هم دختر رو از چنگ اولي مي دزده و پا به فرار مي ذاره باز اولي همين کار رو مي کنه و اين ماجرا دائما تکرار ميشه

توي نروژ: معشوقه ء دو مرد براي اينکه به جدال و دعواي اونها خاتمه بده خودشو از بالاي ساختمون مرتفعي ميندازه پايين و غائله ختم ميشه

توي آفريقا: قضيه خيلي ساده ست و جاي اختلاف نيست دو تا مرد ، زني رو که مي خوان عقد مي کنن و علاده بر اون ، بيست تا زن ديگه هم مي گيرن

توي مکزيک: کار به زد و خورد خونيني مي کشه و يکي از طرفين کشته ميشه ولي بعدش اونکه رقيبش رو کشته از دختر مورد نظر دلسرد ميشه و دخترک بي شوهر مي مونه

توي آمريکا: حل قضيه بستگي به زن داره و هر کس رو انتخاب کرد با اون ازدواج مي کنه

توي ايران: فقط پول موضوع رو حل مي کنه پدر و مادر دختر مي شينن با همديگه مشورت مي کنن و خواستگاري که پولدار تر و گردن کلفت تره رو انتخاب مي کنن عاشق شکست خورده اگه توي عشقش جدي باشه يا بايد خودشو بکشه يا رقيب رو از ميدون به در کنه يا افسردگي مي گيره

بازگشت به بالا

 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل

maryana
كوچولووو فعال
كوچولووو فعال

وضعيت: آفلاين
18 بهمن ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 1130
امتياز: 1337
تشکر کرده: 67
تشکر شده 70 بار در 56 پست

محل سكونت: بی سرزمین تر از باد...

ارسالارسال شده در: شنبه، 14 ارديبهشت ماه ، 1387 13:01:50    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

البته واضح و مبرهن است كه هم دانش آموز خوب است و هم دانشجو ، هردو با ((دانش )) سرو كار دارند !هر دو گروه به واقع دو قشر با كلاس جامعه اند و بعضي هاشان هم كه ته كلاس اند ! با اين حال به نظر ما دانش آموزو دانشجو چند فرق قابل ملاحظه با همديگر دارند كه خلاصه آن به شرح زير است .
الف : دانش آموز ، دانش را مي آموزد ، حال آنكه دانشجو آن را مي جويد و معلوم نيست وقتي پيدايش كرد ، واقعاً بياموزد.
تبصره : ممكن است در عمل فقط ((مدرك جو)) بوده باشد . يعني هرچه را بخواهد با ارائه ((مدرك)) به اثبات برساند ولو اينكه نرسد .
ب: دانش آموز مي ترسد دانشجو شود و در نتيجه بيكار بماند ، ولي دانشجو مي ترسد نتواند كار پيدا كند و مثل دانش آموز بيكار بماند.
تبصره : كار جوهره مرد است . اگر مردش تحصيلكرده بوده باشد ، مقدار جوهرش بيشتر است . طوري كه ممكن است همه جاي آدم جوهري شود.
ج: امكان ازدواج دانش آموزي براي دانش آموز فراهم نيست ، در حالي كه يك دانشجو قادر است در هر لحظه اي كه دلش بخواهد ، دست به ازدواج دانشجويي بزند و تازه رسماً برايش جشن با شكوهي هم بگيرند و از هفت –هشت كانال پخش كنند تا عبرت سايرين گردد.
د: دانش آموز معمولاً صد نفر مي خواهد تا اوقات فراغتش را پر كنند ،دز صورتي كه دانشجو آنقدر انرژي پتانسيلي دارد كه اضافه اش را تبديل به انرژي جنبشي به شكل ((جنبش دانشجويي )) مي كند .

_________________
تو به من میگویی
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
چه تفاوت دارد؟
باد از هر طرف آمد، آمد
خانه ما ز درون طوفانی است

بازگشت به بالا

 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل

maryana
كوچولووو فعال
كوچولووو فعال

وضعيت: آفلاين
18 بهمن ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 1130
امتياز: 1337
تشکر کرده: 67
تشکر شده 70 بار در 56 پست

محل سكونت: بی سرزمین تر از باد...

ارسالارسال شده در: شنبه، 14 ارديبهشت ماه ، 1387 13:03:12    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

کنکور رايانه

1 ـ از حافظه های هميشگی و قابل حمل ؟
الف)بيست دی ب)سی دی ج)چهل دی د)خيلی دی !!
2 ـ پخش كننده تصاوير از رايانه ؟
الف)من نيتور ب)تونيتور ج)مانيتور د)آنها نيتور
3 ـ جعبة قطعات رايانه ؟
الف)كيس ب)هيس! ج)فيس! د)پنچرگيری و بالانس كامپيوتری !!!
4 ـ صفحه كليد رايانه ؟
الف)چی برد ب)كی برد ج)كجا برد د)آی دزد تموم زندگيمو برد !!
5 ـ پردازشگر اصلی رايانه ؟
الف)سی پی يو ب)سی سی يو! ج)آی سی يو! د)متاسفم مريضتون تموم كرد !!!

_________________
تو به من میگویی
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
چه تفاوت دارد؟
باد از هر طرف آمد، آمد
خانه ما ز درون طوفانی است

بازگشت به بالا

 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل

maryana
كوچولووو فعال
كوچولووو فعال

وضعيت: آفلاين
18 بهمن ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 1130
امتياز: 1337
تشکر کرده: 67
تشکر شده 70 بار در 56 پست

محل سكونت: بی سرزمین تر از باد...

ارسالارسال شده در: شنبه، 14 ارديبهشت ماه ، 1387 13:12:41    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

سير نزولي مرد ها

سال 1332
دختر خانواده همراه با مادرش كنار حوض روي تخت چوبي نشسته اند و يك ظرف هندوانه قرمز جلوي شان است. دختر خانواده براي دختر همسايه تعريف مي كند: آره زري جون، داداش فرمونم وقتي شنيد اين پسر لاغرمردني به من متلك گفته همچين زدش كه به سوسك مي گفت خرس قطبي. تازه خود داداشم هم گفته مي خواد برام يه شوهر خوب پيدا كنه. مادر دختر مي گويد: خدا سايهء مرد را از سر هيچ خونه اي ورنداره
----------------------------------------------------------------------------------------------------
سال 1342
پدر خانواده با عصبانيت وارد اتاق مي شود و پس از آنكه كمي جَنَم رو كرد و چهار تا كاسه كوزه را زد شكست، فرياد مي زند: دخترهء چشم سفيد حالا واسهء من دانشگاه قبول ميشه... چشمم روشن... مردم از فردا نمي گويند آقا رضا غيرتِ تو شكر؟ هيچي ديگه ولش كن فردا مي خواهد شلوار مدل برمودايي و مانتوي بدن نما بپوشد و نوبل صلح هم بگيره... زن اگر اجنبي ها بهش نوبل صلح بدهند مردم چي مي گويند؟ مادر خانواده با لحن التماس آميز مي گويد: مرد، حالا چرا شلوغش مي كني؟ نوبل و برمودا چيه؟ دخترمون فقط دانشگاه قبول شده، همين... اين قدر سخت نگير... بالاخره با اصرارهاي مادر، پدر قبول مي كند دخترش به دانشگاه برود. وقتي پدر قانع شده سيگارش را روشن مي كند و مادر مي گويد: مرد، خدا سايهء تو را از سر ما كم نكند
----------------------------------------------------------------------------------------------------
سال 1352
فريادِ مردِ خانواده تمام كوچه را پر مي كند: چي؟! مي خواهد برود سرِ كار؟! يعني من اين قدر بي غيرت شدم كه دخترم بره سر كار و پول بيآره تو خونه؟ پس من اينجا هويجم؟ مگر اين كه بابت اين بي آبرويي از روي نعش من رد شويد... كسي از روي نعش مرد خانواده رد نمي شود ولي دختر خانواده هم چند ماه بعد با وجود غرغرهاي پدرش بالاخره سر كار مي رود. صداي مادر خانواده به گوش مي رسد: مرد، خدا تو را براي ما حفظ كند
---------------------------------------------------------------------------------------------------
سال 1382
مرد خانواده: آخه خانم اين چه وضعيه؟ روز اولي كه آمدي خواستگاريم، گفتم دلم نمي خواهد زنم از اين مانتوها بپوشد و آرايش كند، گفتي دورهء اين اٌمٌل بازي ها گذشته، ما هم گفتيم چشم! بعد گفتي اگر خانه خريدي به جاي مهريه خانه را به نامم كن، گفتم چشم! آن اول حق طلاق را هم از ما گرفتي، حالا هم مي گويي بنشينم توي خانه بچه داري كنم؟ زن: عزيزم مگه چه اشكالي داره؟ مگه تو ماهي چقدر حقوق مي گيري؟ تمام حقوقت هم بابت كرايه تاكسي، خرج ناهار خودت و مهد كودك بچه و جريمهء ماشينت مي رود. حالا اگر بنشيني توي خانه و از بچه نگه داري كني هم خرجمان كم مي شود هم بچه مان وقتي بزرگ شد از كمبود محبتِ پدر و مادر رنج نمي برد... آفرين عزيزم ... خدا سايه ات را (فعلا) سر ما نگه دارد
--------------------------------------------------------------------------------------------------
سال 1482
زن خانواده: عزيزم تو كه انقدر فسيل نبودي. مثلا توي دوستانت به روشن فكري معروفي. آخه چه اشكالي دارد؟ اين همه سال ما زن ها بچه دار شديم حالا به كمك علم چند وقتي هم شما مردها از اين كارها بكنيد. اصلا مگر نمي گفتي جد بزرگت هميشه مي گفته: چه مردي بود كز زني كم بود؟ پس از مقداري بحث منطقي مرد بالاخره قبول مي كند و نه ماه بعد وقتي بچه بغل وارد خانه مي شود زن با عشوه مي گويد: مرد ... يعني سايه تو تا كي بالاي سر ماست؟
---------------------------------------------------------------------------------------------------
سال 1582
چند تا مرد دور هم نشسته اند و در حاليكه سبزي پاك مي كنند آهسته مشغول تبادل نظرند. - آره... مي گويند هدف اين جنبش بازگرداندن حق و حقوق ضايع شدهء مردهاست... - حق با آقا جمشيده... ببينيد اين زن ها چقدر از ما سواستفاده مي كنند؟ تا وقتي خونهء بابامونيم بايد آشپزي و بچه داري و اينها را ياد بگيريم و توسري بخوريم، بعدش هم بدون مشورت زنمان مي دهند و زنمان هم مارا استثمار مي كند... - خب مي گفتم... اسم اين جنبش سيبيليسم است و... در اين حال با ورود خانم يكي از آنها بحث به زياد بودن گِل سبزي كشيده مي شود! زن مي گويد: خدا سايهء شما مردها را از سر سبزي ها كم نكند
--------------------------------------------------------------------------------------------------
سال 1882
راديو، موج Fm، شبكهء پيام (صداي يك خانم) بااعلام ساعت نه شب شما خانم هاي عزيز را در جريان آخرين اخبار رسيده قرار مي دهم. به گزارش خبرگزاري بانوپرس دقايقي قبل سايهء آخرين نمونهء نادر از جنس (مرد) از روي كرهء زمين محو شد! پس از پايان عمر اين آخرين بازمانده از شاخهء زينتي مردها از اين پس نام اين موجودات را فقط در كتاب هاي تاريخ مي توان پيدا كرد. ساعت 9 و 15 دقيقه با خبرهاي جديدي در خدمت شما خانم هاي !عزيز خواهم بود. دينگ دينگ

_________________
تو به من میگویی
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
چه تفاوت دارد؟
باد از هر طرف آمد، آمد
خانه ما ز درون طوفانی است

بازگشت به بالا

 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل

golak
مدير بخش طنز و SmS
مدير بخش طنز و SmS

وضعيت: آفلاين
5 مرداد ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 3508
امتياز: 3977
تشکر کرده: 407
تشکر شده 315 بار در 175 پست


ارسالارسال شده در: شنبه، 14 ارديبهشت ماه ، 1387 14:12:06    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

...

ما گدایان خیل گوگلیم !

خواجگان دربند نقش ايوان

مي دانستم كه اگر زبان به شكوه باز كنم كه چرا واكنش يك ملت به تغيير نام خليجش بسيار بيشتر از واكنش آنان به حقوق زايل شدهء انسانهاي آن مرز و بوم است و اينكه چرا كسي براي حرمت چكمهء دختران، حكم سنگسار، نداشتن حق طلاق زنان، نداشتن حق حضانت مادران، حجاب اجباري بانوان، مقام دوم اعداميان در دنيا و انتخابات آزاد، يك ميليون امضاء جمع نمي كند و آيا تغيير نام يك خليج، از فارس به عرب، از همهء اينان مهمتر است، پارسيان غيرتمند اين مرز بوم پاي حكم تكفير مرا امضاء مي كنند.
آخر مي دانيد، هنوز پايمان را از ايران بيرون نگذاشته، غيرت ايراني و حس وطن پرستي ما نم كشيده. فريب ظواهر غرب را خورده ايم، از سوئدي ها همين بي تعصبي شان به همه چيز را ياد گرفتيم. از نظر اين سوئدي هاي بي تعصب وطن يعني آدمهاي موجود در آن، همه اش دنبال برابري زن و مرد و اين چرنديات هستند.
روزهاي اول، وقتي شنيدم كه در روزگار نه چندان دور، يك فرانسوي، شاه كشور سوئد شده و در تمام دوران سلطنتش زحمت سوئدي حرف زدن را هم به خود نداده، از معلم سوئدي خود دليل بي غيرتيشان را پرسيدم، بندهء خدا بر و بر به من نگاه كرد و گفت كه چرا فكر مي كني اين قضيه خيلي مهم است؟ وقتي به آنها از قدمت هزاران سالهء تمدن خود مي گفتم، و آنها با انگشت اشارهء خود صف طولاني متقاضيان پناهندگي سوئد را به من نشان مي داد كه با هزاران بدبختي خود را به اينجا رسانده اند تا در پناه كشور بي تعصب سوئد از شر تمدن 2500 سالهء خود رها شوند، وقتي كه به آنان از منشور 2500 سالهء حقوق بشر خودمان مي گفتم و آنها با لبخندي بر لب وضع فعلي دو كشور را مقايسه مي كردند... كم كم با خودم فكر مي كردم كه چرا براي ما ايرانيان، پيشينه و خاطراتمان، تا اين حد مهم تر از حال است؟ و چرا فكر مي كنيم كه روزي اين گذشتهء تاريخي نجاتمان مي دهد؟
اينجا و از ميان اين همه ايراني پراكنده در دور و بر ما، از مسلمان گرفته تا نامسلمان، از مذهبي گرفته تا لامذهب، از اصولگرا گرفته تا اصلاح طلب، هر كدامشان و با هر فكر و انديشه، وقتي به چنگ يك سوئدي كنجكاو مي افتند كه مي خواهد از ايران بداند، به جاي سخن گفتن از ايران امروز، از هخامنشيان مي گويند.
گويا همه ميخواهند كه در پناه شكوه پيشين پارسيان، فراموش كنند كه ابتدايي ترين حقوق امروز يك دنياي آزاد، برايشان رويايي دست نيافتني است. به گذشته نگاه مي كنند تا حال را نبينند. آناني كه توان ستاندن "نانشان" نيست، از براي ستاندن "نام" بلوايي به پا كرده اند.
باز هم مي گويم كه "اگر قرار است از آن همه شكوه و عظمت پارسيان فقط يك اسم برايمان بماند، بگذار همان هم نماند..."


من رأيم را به خليج عربي مي دهم

داستان ايميلهاي خليج فارسي همچنان داغ است. دستشان درد نكند اين عربهاي نازنين، كه هر از گاهي به داد كساني مي رسند كه دلشان لك زده براي يك ژست ميهن پرستي بدون دردسر.
دور و برم پر است از ميهن پرستاني كه براي تغيير نام يك خليج، كه حتي در صورت تغيير نام آن نيز يك پيمانه از سهم آبمان كم نمي شود، فرياد وا مصيبتا سر داده اند. همان هايي كه وقتي رئيس جمهورمان زير پرچم خليج عربي عكس يادگاري مي گرفت، وقتي وزير خارجهء ما از سهم 13 درصدي درياي خزر سخن مي راند، وقتي قرارداد الجزاير مضحكهء طالباني ميشد، خبري از آنها نبود.
صد البته لذت ژست ميهن پرستي براي گرفتن يك ميليون امضاء عليه رئيس جمهور به دردسرهاي احتمالي آن نمي ارزد. پس اين نمايش تبليغاتي بماند براي مسائل بي دردسري همچون تغيير نام خليج فارس.
پارسيان غيرتمند! خواجگان دربند نقش ايوان! شرمتان مي آيد كه بيگانگان نام خليجتان را پارسي نخوانند؟ پس قدم رنجه كنيد و به اين سوي مرز بياييد. بياييد تا ببينيد تا چه چيز امروز ايران، مايهء حقارت ماست. بياييد و با سري افراشته از حرمت چكمهء دخترانتان بگوييد، از 4 همسري مردانتان سخن برانيد، از مترقي بودن حكم سنگسار، از زندگي در آزادترين كشور دنيا، از نداشتن حق طلاق همسرانتان، از نداشتن حق حضانت مادرانتان، از حجاب اجباري بانوانتان، از مقام دوم اعداميانتان در دنيا و از انتخابات آزادتان.
بياييد تا ببينيد تا پايه هاي سست اين خانهء از پاي بست ويران، به رنگ و لعاب نام خليج فارس هم محكم نمي گردد.
اي كاش براي يكي از اينها امضاء جمع مي كرديم. من شرمم مي آيد كه بگويم در ميهنم امضاهاي تغيير نام خليج دهها برابر امضاهاي برابري حقوق زن و مرد است.
يك گوشهء دنيا افتخارشان به زندگي در دنياي آزاد و عدم تبعيض است، يك جاي دنيا افتخارشان به داشتن آزادي در هزاران سال پيش است.
يك گوشهء دنيا افتخارشان به اجراي اعلاميهء جهاني حقوق بشر است، يك جاي دنيا افتخارشان به نوشتن اولين منشور حقوق بشر در 2500 سال پيش.
قرار است اسم خليج فارس بشود خليج عربي. اصلا من هم رأيم را به خليج عربي مي دهم. مگر چيزي هم از ميراث پارسيان مانده؟ بگذاريد نام خليج فارس هم برود كنار همان ميراث گذشتگان. قول مي دهم كه سالهاي سال مي توانيم پز نام قبلي اش را به دنيا بدهيم.
اگر قرار است از آن همه شكوه و عظمت پارسيان فقط يك اسم برايمان بماند، بگذار همان هم نماند...



ما گدايان خيل گوگليم

دفتر گوگل مستقر در انگلستان اعلام كرده كه سياست دو اسمي بودن مكانهاي محل مناقشه را تغيير نخواهد داد و خليج فارس و خليج عربي را توأمان در موتور جست و جويش قرار مي دهد.
اصلا معلوم نشد كه چه كسي براي اولين بار توي دهن مردم انداخت كه با جمع كردن 1 ميليون امضاء، گوگل نام خليج عربي را از موتور جست و جويش بر مي دارد. اما روي هم رفته تفريح خوبي بود. حتي نخواستيم يك لحظه فكر كنيم كه اگر نام يك خليج به بهاي يك ميليون امضاء و يك بمب گوگلي، پارسي مي ماند، همين عربهايي كه با دلارهاي نفتي شان زمين و زمان را مي خرند، همان عربهايي كه اگر گوشت هم را بخورند، استخوان هم را نگه مي دارند، همانهايي كه هميشه حقيرشان ديديم، به راحتي خوردن يك ليوان آب، هم بمب گوگلي مي سازند و هم ميليونها امضاء روانهء گوگل مي كنند.
اما برخلاف ما كه هميشه روزي به فكر مي افتيم كه ديگر خيلي دير شده و مي خواهيم به زور امضاء و طومار و بيانيه كارمان را پيش ببريم، آن عربها كه به خيال ما هنوز مشغول خوردن سوسمار هستند، از مدتها قبل فكرش را كرده اند.
آن عزيزاني كه امارات را كشوركي مي خوانند با 37 سال سابقه، كه در برابر ملت چند هزار سالهء ما سهم خواهي مي كند، اگر به جاي خيره شدن به گذشتهء پر افتخار خود، قدري چشمانشان را باز مي كردند، مي ديدند كه پايتخت اين كشورك، قلب IT خاورميانه است. آن هم درست در روزگاري كه در كشور عزيز ما ايران، داشتن اينترنت پر سرعت پايه هاي حكومت را مي لرزاند.
اگر آن روز كه مايكروسافت و سيسكو و اوراكل و دهها غول ديگر دفتر خود را در شهر اينترنتي دبي افتتاح مي كردند، ما به دنبال جمع آوري يك ميليون امضاء بوديم تا داشتن شهر اينترنتي را به عنوان حق مسلم خود از حاكميت طلب كنيم، اگر آن روز كه قطعنامه هاي سازمان ملل تند تند عليه مان تصويب مي شد و رئيس جمهور مان بشكن زنان آن را ورق پاره مي خواند، با طومار نويسي به اين آقا حالي مي كرديم كه دنيا دست كيست، امروز به گدايي در شركت گوگل آمريكايي نمي رفتيم.
اصلا چه كسي از طرف ايرانيان مسئول مذاكره با گوگل است؟ شركتهاي خصوصي با گردش ميلياردي ما در حال تأمين منافع گوگل و مذاكره با آن براي دفاع از تاريخ يك ملت هستند؟ يا اينكه دولت سراپا تحريم ما نمايندگان گوگل را به حضور پذيرفته؟
ساده لوحاني كه گمان مي كنند كه گوگل با اين همه سرمايه گذاري كه اعراب در صنعت IT كرده اند و با اين همه روابط گستردهء آنان با شركتهاي آمريكايي و داشتن قراردادهاي ميليارد دلاري، مي آيد و طرف ايران سراپا تحريم را مي گيرد، همان هايي هستند كه در عصر انفجار اطلاعات، منابع قدرت را همچون گذشته در امكانات نظامي و نيروي انساني و قدمت تاريخي مي بينند. اما بيرون از حصار كشيده شده بر افكار ما ايرانيهاي هميشه مدعي، عدهء قليلي بدون همهء اينها و با بهره گيري از امكاناتي مدرن كه گويا ما را چشم ديدنش نيست، شركتي با سابقهء كمتر از 10 سال را به بزرگترين معضل اين تمدن چند هزار ساله تبديل كرده اند.
همان حضراتي كه با ديدن كم نشدن روغن و برنج و شكر خانهء خود از بي اثر بودن تحريم سخن رانده اند، حالا با امضاء يك ميليون ايراني غيرتمند، به در خانهء كسي مي روند كه با 10 سال سابقهء خود توان تحريم 70 ميليون ايراني و به سخره گرفتن يك تاريخ را دارد.
خواجگان دربند نقش ايوان! سرچشمهء فلاكت امروز ما نه گوگل است و نه اعراب، كه آنان پاي بر منفعت خويش مي كوبند. بلكه حاكماني است كه با مشتي خالي و به بهاي نابودي همهء حيثيت يك ملت، به تمام دنيا دندانهاي تيز خود را نشان داده اند.
اگر به اين گفته باور داريم، به جاي گم كردن سوراخ دعا و دادن فحش و فضيحت به اعراب و ديگران، درصدي از اين ناراحتي هاي خود را به كساني نشان دهيم كه با بضاعتي حقير به جنگ قدرتهاي نو ظهور جهان رفته اند.
و اگر باور نداريم، همچنان برويم طومار جمع كنيم و دم در سفارت امارات بست بنشينيم و از بام تا شام، اين كشورك 37 ساله و اعراب بي تمدن و گوگل 10 ساله را به دشنام بگيريم و در عين حال شادمان باشيم كه هنوز نام اين خليج در گوگل 2 اسمي است و به انتظار روزي نه چندان دور بنشينيم كه تنها نام موجود براي اين خليج در جست و جوي گوگل، خليج عربي باشد


..
.....

بازگشت به بالا

 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل

golak
مدير بخش طنز و SmS
مدير بخش طنز و SmS

وضعيت: آفلاين
5 مرداد ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 3508
امتياز: 3977
تشکر کرده: 407
تشکر شده 315 بار در 175 پست


ارسالارسال شده در: يكشنبه، 15 ارديبهشت ماه ، 1387 17:33:37    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

اعتراضات رسمی یک نی نی 14 ماهه


اعتراضات رسمي يک ني ني چهارده ماهه! با تکيه بر ضرب المثل مشهور؛ فلفل نبين چه ريزه، بشکن بريز تو آبگوشت!!!

آقاي پدر! در کمال احترام خواهشمندم اينقدر لب و لوچه ي پياز خورده ي غير پاستوريزه، و سار و سيبيل سيخ سيخي آهار نشده ات را به سر و صورت حساس من نماليد! plz

خانوم مادر! جيغ زدن شما هنگام شناسايي اجسام داخل خانه توسط حس چشايي من، نه تنها کمکي به رشد فکري من نمي کنه، بلکه براي دبي شير شما هم مضر است!!! لازم به ذکر است که سوسک هم يکي از اجسام داخل خانه محسوب مي شود!

پدر محترم! هنگام دستچين کردن ميوه، از دادن من به بغل اصغر آقاي سبزي فروش خودداري نماييد. چشمهاي تلسکوپي، گوشهاي ماهواره اي و سيبيلهاي دم الاغي اش مرا به ياد قرضهاي شما مي اندازد!

مخصوصاً وقتي که چشمهاي خود را گشاد کرده، و با تکان دادن سر و لبهايش '' بول بول بول بول'' مي کند! زهرمار، درد، مرض، کوفت! الهي کف شامپو تو چشت! شب بخوابي خواب بد ببيني! جيش کني تو شلوارت!

مادر محترم! شصت پا وسيله اي است شخصي، که اختيارش رو دارم! لطفاً هرگاه سعي در خوردن شصت پاي شما نمودم، گير بدهيد!

آقاي پدر! هنگام دعوا با خانوم مادر، به جاي پرت کردن قابلمه و ماهي تابه به روي زمين، از چيني هاي توي کابينت استفاده نماييد! اکشن بودن دعوا به همين چيزاست!

خانوم مادر! از مصرف هله هوله ي زياد پرهيز نماييد! اين عمل نه تنها براي سلامتي شما خوب نيست، بلکه موجب مي شود که شيرتان بوي'' بچه سوسک مرده'' بدهد.

آقاي پدر! کودکان توانايي کافي براي حفظ جيش خود ندارند و اين توانايي هنگامي که شما شکم مرا ''پووووووف'' مي کنيد به حداقل مي رسد! الان بگم که بعد شرمنده تون نشم!


...

بازگشت به بالا

 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر

    صفحه اول فروم كوچولو -> مطالب طنز

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
رفتن به صفحه قبلي  1, 2, 3 ... 7, 8, 9 ... 54, 55, 56  بعدي
صفحه 8 از 56
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group



   صفحه اول سايت               جستجو در كوچولو              آرشیو اخبار كوچولو              تالار گفتگو كوچولو          معرفی كوچولو به دوستان              ارتباط با مدير سايت كوچولو  

استفاده از كليه مطالب اين سايت فقط با ذكر نام سايت كوچولو مجاز مي باشد

Shamele Matalebe: Toop - eshgh - asheghaneh - kocholo - ax - aks - axe asheghaneh - iran - sher - bozorg - site kocholo - site asheghaneh - free 

Powered By Saeid Rahmati - Theme Design By NukeScripts.ir - Powered By PHP-Nuke [MashhadTeam] PHPNuke.ir