كوچولو٬ بزرگترين سايت عكس :: شعر :: مطالب عاشقانه و تفريحي و سرگرمي ايران Forums-viewtopic-شاعران نوپرداز ؛ فریدون مشیری
به سايت و فروم كوچولو خوش آمديد !!! جهت استفاده از تمامي امکانات سايت و فروم بايد وارد سايت شويد . اگر هنوز عضوي از كوچولو نشده ايد اينجا كليك كنيد. (شما هم كوچولو شويد)


براي رفتن به بخش هاي مختلف تالارگفتگو از منوي پايين استفاده كنيد

" صفحه اصلی كوچولو "        " تالار گفتگو كوچولو "         " فروشگاه اينترنتي كوچولو "         " تماس با مدير كوچولو "         " تبليغات ويژه در كوچولو "

بخشهاي فروم : سرگرمي * دوستيابي * دل نوشته ها * مشاوره * عكس * موسيقي *  اس ام اس * طنز * اشعار * فال * كامپيوتر و موبايل * عمومي * اطلاعيه ها * آموزش فعاليت

    هر چيزي كوچولو باشه، قشنگه!!!   *****     به سايت عاشقانه و  تفريحي كوچولو خوش آمديد      *****       براي رفتن به بخشهاي مختلف سايت و فروم، از منوي بالا استفاده كنيد      *****       تذكر مهم:  به علت آپديت روزانه سايت و فروم ، هر روز به فروم كوچولو و آرشيو اخبار سايت سر بزنيد  

  برترين ها براي شما!!!
توپ ترين گروه اينترنتي ايران!!!! عضويت رايگان برنج دانه بلند عرفان طلایی *** يكبار امتحان كني مشتري ميشي!!!
blocks

منوی اصلي كوچولو

لینکهای مفيد
صفحه اول
امکانات سایت
بخش خبری
بخش کاربری
دیگر بخشها

 

blocks

عضويت سريع در كوچولو

شناسه :
نام اصلي:
ايميل:
تايپ مجدد:
گذرواژه:
تايپ مجدد:
 
 

blocks

تبليغات برتر كوچولو

 

 

 

blocks

ورود به كوچولو

نام کاربری

رمز عبور

چنانچه تاکنون عضو این سایت نشده اید می توانید با تکمیل فرم مخصوص عضویت به جمع کاربران این سایت بپیوندید و از امكانات مخصوص كاربران استفاده نمائيد .
 

blocks

20 ارسال آخر فروم

کل موضوعات 377
کل ارسال ها 110986
کل بازديد ها 2452218
کل پاسخ ها 110691
کل اعضا 12976
آخرين 20 ارسال انجمن

مي بينم كه.....
ارسال شده توسط yaghi در مورخه : جمعه، 1 آذر ماه ، 1387

بالايي سوال ، پاييني جواب
ارسال شده توسط yaghi در مورخه : جمعه، 1 آذر ماه ، 1387

***جمله سازي***
ارسال شده توسط naznazi در مورخه : جمعه، 1 آذر ماه ، 1387

تبريك تولد كوچولوها
ارسال شده توسط naznazi در مورخه : جمعه، 1 آذر ماه ، 1387

گفتگو روزانه كوچولوها
ارسال شده توسط naznazi در مورخه : جمعه، 1 آذر ماه ، 1387

مدل لباس جديد مردانه و زنانه
ارسال شده توسط amooreza در مورخه : جمعه، 1 آذر ماه ، 1387

عكس هايي بسيار زيبا از طبيعت
ارسال شده توسط amooreza در مورخه : جمعه، 1 آذر ماه ، 1387

مطالب جالب
ارسال شده توسط f_hoseini2007 در مورخه : جمعه، 1 آذر ماه ، 1387

تاپیک ویژه تولد 2 سالگی کوچولو
ارسال شده توسط f_hoseini2007 در مورخه : جمعه، 1 آذر ماه ، 1387

♥.•خــــانـــــه عـــــشـــق♥.
ارسال شده توسط f_hoseini2007 در مورخه : جمعه، 1 آذر ماه ، 1387

دل نوشته هاي كوچه پشتي
ارسال شده توسط f_hoseini2007 در مورخه : جمعه، 1 آذر ماه ، 1387

به عشقت بگو که...
ارسال شده توسط f_hoseini2007 در مورخه : جمعه، 1 آذر ماه ، 1387

.:| *مشاعره*|:.
ارسال شده توسط amooreza در مورخه : جمعه، 1 آذر ماه ، 1387

فال روزانه* هرروزupdate ميشود*
ارسال شده توسط reza1362 در مورخه : جمعه، 1 آذر ماه ، 1387

اشعار مذهبي و مرثيه
ارسال شده توسط Asha در مورخه : جمعه، 1 آذر ماه ، 1387

فوتبالي ها
ارسال شده توسط selina در مورخه : جمعه، 1 آذر ماه ، 1387

بحث كوچولو
ارسال شده توسط selina در مورخه : جمعه، 1 آذر ماه ، 1387

صندلي داغ كوچولو+آرشيو
ارسال شده توسط love-kh در مورخه : پنجشنبه، 30 آبان ماه ، 1387

دختر و پسرهاي بالاي18
ارسال شده توسط admin در مورخه : پنجشنبه، 30 آبان ماه ، 1387

گفتگو با خدا
ارسال شده توسط gomnam در مورخه : پنجشنبه، 30 آبان ماه ، 1387

تالار گفتمان جستجو
 


كوچولو٬ بزرگترين سايت عكس :: شعر :: مطالب عاشقانه و تفريحي و سرگرمي ايران: تالار گفتگو

فروم كوچولو :: نمايش موضوعات - اشعار محمد حسين شهريار
 
 صفحه اول فروم كوچولو
 
 
سوالات رايج مربوط به تالارهاي گفتمان جستجو در كوچولو ليست كاربران كوچولو گروههاي كاربري كوچولو مشخصات كاربري ورود به كوچولو و كنترل پيغامهاي شخصي ورود به كوچولو
 
`

اشعار محمد حسين شهريار
رفتن به صفحه 1, 2, 3  بعدي
 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر 

    صفحه اول فروم كوچولو -> اشعار

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

amooreza
مدير بخش شعر
مدير  بخش شعر

وضعيت: آفلاين
6 تير ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 2063
امتياز: 2668
تشکر کرده: 27
تشکر شده 91 بار در 26 پست

محل سكونت: تهران

ارسالارسال شده در: جمعه، 26 بهمن ماه ، 1386 04:17:23    موضوع مطلب: اشعار محمد حسين شهريار پاسخ همراه با نقل قول

اين تاپيك رو به درخواست دوست خوبم شيرين يا همون baran-x ايجاد كردم و ايشالا به زودي بنابر درخواست چندنفر از عزيزان ديگه مون از اساتيد شعرنو يا معاصر تاپيكهاي متنوعي ايجاد ميشه تا طرفداران شاعران ديگه هم از اين بخش استفاده بيشتري ببرند. ضمن اينكه براي دوستاني كه به بخش مشاعره علاقمندن و كتاب هاي منظورشون در دسترسشون نيست و يا حضور ذهن ندارن براي نوشتن بيت (ابيات) مورد نظرشون تو مشاعره ٬ دارم تلاش ميكنم آرشيو بي نظيري از كتابهاي الكترونيكي با فورمت (PDF) از شاعران نامي اين سرزمين تو بخش گفتگوي آزاد و تاپيك كتابهاي الكترونيكي براي استفاده شما دوستان خوبم قرار بدم تا ازين به بعد زحمتشون رو كم و تمايل و رغبتشون رو دوچندان كنم.اميدوارم بتونم كمك كوچكي كرده باشم.
بازم از دوست خوبم شيرين عزيز براي حمايت اين تاپيك تازه و همچنين دوستان خوبي كه باحضورشون درين بخش بمن انرژي بيشتري براي خدمتگزاري ميدن ٬ بي نهايت سپاسگزارم.
خوب باشيد.
ياحق.
شيرين خانم بسم اله :

_________________
مشرقی!
مرد پاسدار شب!
معنی جاودانه ی اعجاز!
خاک اگر خنده کرد و گندم داد .. از تو بود ؛ ای بزرگ باران ساز!

بازگشت به بالا

 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo Massenger
تشکرهاي ثبت شده از ايجاد کننده تاپيک :
 

setare_soheil
مدير بخش موسيقي
مدير بخش موسيقي

وضعيت: آفلاين
3 آبان ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 3734
امتياز: 3895
تشکر کرده: 31
تشکر شده 41 بار در 30 پست

محل سكونت: India

ارسالارسال شده در: جمعه، 26 بهمن ماه ، 1386 19:21:28    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

مناجات

عـلي اي هـماي رحـمت تـو چـه آيـتي، خـدا را
کـه به مـا سـوا فـکـندي هـمـه سـايـهً هـما را

دل اگـر خـداشـنـاسي هـمـه در رخ عـلي بـيـن
بـه عـلـي شـنـاخـتـم مـن به خـدا قـسم خـدا را

بـه خـدا کـه در دو عـالـم اثـر از فـنـا نـمــانـد
چـو عـلي گـرفـتـه بـاشـد سـرچـشـمـهً بـقـا را

مگـراي صحاب رحمت تو بباري ار نه دوزخ
بـه شـرار قـهـر سـوزد هـمـه جان ما سـوا را

بـرو اي گـداي مـسـکـيـن در خـانه عـلي زن
کـه نـگـيـن پـادشـاهـي دهــد از کــرم گـدا را

بجـز از علي که گويد به پـسر که قـاتـل من
چو اسيـر توسـت اکنون به اسـيـر کـن مـدارا

بـه جـز از عـلي که آرد پسري ابوالعـجايب
کـه عـلـم کـنـد بـه عـالــم شـهــداي کــربـلا را

چو به دوست عهـد بـندد ز مـيـان پـاکـبازان
چـو عـلي که مي تـواند که به سـر بـرد وفا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
مـتـحـيـرم چـه نــامـم شـــه مــلـک لافـتـي را

به دو چشم خونـفشانم هـله اي نسيم رحمت
کـه ز کـوي او غـبـاري بـه مـن آر، تـوتـيـا را

به امـيـد آنکـه شايـد بـرسد به خاک پـايـت
چـه پـيـامـهـا سـپـردم هـمه سـوز دل صـبـا را

چو تويي قضاي گردان، به دعاي مستمندان
کـه ز جـــان مـا بـگـردان ره آفـت قــضـــا را

چه زنم چو ناي هـر دم ز نواي شوق او دم
کـه لـسـان غـيـب خـوشـتـر بـنوازد اين نوا را

هـمه شب در اين اميدم که نسيم صبحگاهي
بـــه پــيــام آشــنـايـــي بـــنــوازد آشـــنـــا را

ز نـواي مرغ ياحـق بـشـنو کـه در دل شب
غم دل به دوست گفتن چه خوش است شهـريارا

_________________
جاده ی زندگی لغزنده است، با زنجیر ایمان حرکت کنید.
تنها کاربران عضو سايت كوچولو قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

بازگشت به بالا

 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل

sima_bl
كوچولوووو فوق فعال
كوچولوووو فوق فعال

وضعيت: آفلاين
10 آذر ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 2726
امتياز: 2792
تشکر کرده: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست

محل سكونت: تهران

ارسالارسال شده در: دوشنبه، 29 بهمن ماه ، 1386 12:29:31    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

انتظار



باز امشب اي ستاره تابان نيامدي
باز اي سپيده شب هجران نيامدي



شمعم شكفته بود كه خندد بروي تو
افسوس اي شكوفه خندان نيامدي



زنداني تو بودم و مهتاب من چرا
باز امشب از دريچه زندان نيامدي



با ما سر چه داشتي اي تيره شب كه باز
چون سرگذشت عشق به پايان نيامدي



شعر من از زبان تو خوش صيد دل كند
افسوس اي غزال غزلخوان نيامدي



گفتم بخوان عشق شدم ميزبان ماه
نامهربان من تو كه مهمان نيامدي



خوان شكر به خون جگر دست مي دهد
مهمان من چرا به سر خوان نيامدي



نشناختي فغان دل رهگذر كه دوش
اي ماه قصر بر لب ايوان نيامدي



گيتي متاع چون منش آيد گران به دست
اما تو هم به دست من ارزان نيامدي



صبرم نديده اي كه چه زورق شكسته اي است
اي تخته ام سپرده به طوفان نيامدي



در طبع شهريار خزان شد بهار عشق
زيرا تو خرمن گل و ريحان نيامدي

_________________
کنار آشنایی تو آشیانه میکنم ... فضای آشیانه را پر از ترانه میکنم
کسی سوال میکند به خاطر چه زنده ای ؟
و من برای زندگی تو را بهانه میکنم

بازگشت به بالا

 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo Massenger

sima_bl
كوچولوووو فوق فعال
كوچولوووو فوق فعال

وضعيت: آفلاين
10 آذر ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 2726
امتياز: 2792
تشکر کرده: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست

محل سكونت: تهران

ارسالارسال شده در: دوشنبه، 29 بهمن ماه ، 1386 12:31:08    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

تو بمان و دگران


از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
رفتم از كوي تو ليكن، عقب سر نگران


ما گذشتيم و گذشت آنچه تو با ما كردي
تو بمان و دگران واي به حال دگران


رفته چون مه به مجاقم كه نشانم ندهند
هر چه آفاق بجويند كران تا به كران


مي روم تا كه به صاحب نظري باز رسم
محرم ما نبود ديده كوته نظران


دل چون آينه اهل صفا مي شكنند
كه ز خود بي‌خبرند اين ز خدا بي‌خبران


دل من دار كه در زلف شكن در شكنت
يادگاري است ز سر حلقه شوريده سران


گل اين باغ به جز حسرت و داغم نفزود
لاله رويا تو ببخشاي به خونين جگران


ره بيدادگران بخت من آموخت ترا
ورنه دانم تو كجا و ره بيدادگران


سهل باشد همه بگذاشتن و بگذشتن
كاين بود عاقبت كار جهان گذران


شهريارا غم آوارگي و در به دري
شورها دردلم انگيخته چون نوسفران

_________________
کنار آشنایی تو آشیانه میکنم ... فضای آشیانه را پر از ترانه میکنم
کسی سوال میکند به خاطر چه زنده ای ؟
و من برای زندگی تو را بهانه میکنم

بازگشت به بالا

 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo Massenger

mahdisagheb
كوچولو داره فعالتر ميشه
كوچولو داره فعالتر ميشه

وضعيت: آفلاين
15 بهمن ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 322
امتياز: 407
تشکر کرده: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست

محل سكونت: varamin

ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 2 اسفند ماه ، 1386 22:02:07    موضوع مطلب: محمدحسین شهریار پاسخ همراه با نقل قول

محمدحسین شهریار


سید محمدحسین بهجت تبریزی (۱۲۸۵ - ۲۷ شهریور ۱۳۶۷) متخلص به شهریار (قبل از آن بهجت) شاعر ایرانی بود که شعرهایی به زبان‌های فارسی و ترکی آذربایجانی دارد. از شعرهای معروف او می‌توان به «علی ای همای رحمت» و «آمدی جانم به قربانت» به فارسی و «حیدر بابایه سلام» (به معنی سلام بر حیدر بابا) به ترکی آذربایجانی اشاره کرد. روز وفات این شاعر در ایران روز ملی شعر نام‌گذاری شده‌است.


زندگی

شهریار به سال ۱۲۸۵ درتبریز متولد شد.دوران طفولیت خود را در روستای مادری قایش قورشاق و روستای پدری خشکناب در بخش قره‌چمن آذربایجان ایران سپری نمود . پدرش حاج میر آقا خشکنابی نام داشت که در تبریز وکیل بود. پس از پایان سیکل اول متوسطه در تبریز در سال ۱۳۰۰ برای ادامهٔ تحصیل از تبریز به تهران رفت و در مدرسهٔ دارالفنون (تا ۱۳۰۳) و پس از آن در رشتهٔ پزشکی ادامهٔ تحصیل داد. حدود شش ماه پیش از گرفتن مدرک دکتری «به علل عشقی و ناراحتی خیال و پیش‌آمدهای دیگر» ترک تحصیل کرد (زاهدی ۱۳۳۷، ص ۵۹). پس از سفری چهارساله به خراسان برای کار در ادارهٔ ثبت اسناد مشهد و نیشابور، شهریار به تهران بازگشت و به سال ۱۳۱۵ در بانک کشاورزی استخدام و پس از مدتی به تبریز منتقل شد. بعدها دانشگاه تبریز وی را يکی از پاسداران شعر و ادب ميهن خواند و عنوان استاد افتخاری دانشکده ادبيات تبريز را نیز به وی اعطا نمود شهریار پس از انقلاب ۱۳۵۷، شعرهایی در مدح نظام جمهوری اسلامی و مسئولین آن، از جمله روح الله خمینی و سید علی خامنه‌ای و نیز اکبر هاشمی رفسنجانی (انتشار پس از مرگ شهریار)سرود.

شهریار در روزهای آخر عمر به دلیل بیماری در بیمارستان مهر تهران بستری شد و پس از مرگ در ۱۳۶۷، بنا به وصیت خود در مقبرةالشعرا در تبریز دفن شد. شهریار دو دختر به نام‌های شهرزاد و مریم و یک پسر به نام هادی داشت.

عشق و شعر
گفته می‌شود، شهریار سال آخر رشته پزشکی بود که عاشق دختری شد. پس از مدتی خواستگاری نیز از سوی دربار برای دختر پیدا می‌شود. گویا خانواده دختر با توجه به وضع مالی محمدحسین تصمیم می‌گیرند که دختر خود را به خواستگار مرفه‌تر بدهند. این شکست عشقی بر شهریار بسیار گران آمد و با این که فقط یک سال به پایان دوره ۷ ساله رشته پزشکی مانده بود ترک تحصیل کرد. غم عشق حتی باعث مریضی و بستری شدن وی در بیمارستان می‌شود. ماجرای بیماری شهریار به گوش دختر می‌رسد و همراه شوهرش به عیادت محمد در بیمارستان می‌رود. شهریار پس از این دیدار در بیمارستان شعری را که دو بیت آن در زیر آمده است، در بستر می‌سراید. این شعر بعد ها با صدای غلامحسین بنان به صورت آواز خوانده شد.

* آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
* بی وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرا

...

* نازنینا ما به ناز تو جوانی داده‌ایم
* دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا

شهریار بعد از این شکست عشقی که منجر به ترک تحصیل وی می شود به صورت جدی به شعر روی می آورد و منظومه های زیادی را می سراید. وی اولین دفتر شعر خود را در سال ۱۳۰۸ با مقدمه ملک‌الشعرای بهار، سعید نفیسی و پژمان بختیاری منتشر کرد. بسیاری از اشعار او به فارسی و ترکی آذربایجانی، جز آثار ماندگار این زبان‌هاست. منظومه حیدربابایه سلام، سروده شده به سال ۱۳۳۳، از مهم‌ترین آثار ادبی ترکی آذربایجانی شناخته می‌شود.

شعرها و کتاب ها
* حیدر بابایه سلام، شعر ترکی
* کلیات محمد حسین شهریار، مجموعه اشعار به زبان فارسی


_________________
در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح در انزوا می خورد و می تراشد و این درد ها را نمی توان به کسی اظهار کرد ...

بازگشت به بالا

 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل شناسه Yahoo Massenger

amooreza
مدير بخش شعر
مدير  بخش شعر

وضعيت: آفلاين
6 تير ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 2063
امتياز: 2668
تشکر کرده: 27
تشکر شده 91 بار در 26 پست

محل سكونت: تهران

ارسالارسال شده در: جمعه، 3 اسفند ماه ، 1386 17:08:09    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

حيدربابا

حيدربابا نام کوهى در زادگاه استاد محمد حسين بهجتى تبريزى ملقب به شهريار است . منظومة « حيدربابايه سلام » نخستين بار در سال ١٣٣٢ منتشر شد و از آن زمان تا کنون به زبانهاى مختلفى ترجمه شده است . ليکن ترجمه بى بديل آن به شعر منظوم فارسى توسط دکتر بهروز ثروتيان شاهکارى ماندگار است . مترجم در توضيح هدف خود از انجام اين کار بسيار دشوار مى گويد : « زيبايى يک شعر در وزن و آهنگِ کلماتِ همنشين در يک بيت و هماهنگى آواها از نظر نرمى و درشتى و حتى برداشت و فروداشتِ حرکات نهاده شده که ذوق و استعداد هنرمند آنها را به هم دوخته ، است تا خواست دل او را به صورتى مؤثر و دل انگيز بيان کند . از همين روست که هر گونه تغيير در صورتِ شعر زيبايى و دلربايى آن را پريشان مى سازد بى آنکه شايد به شکل خيالى يا معنى آن لطمه اى بزند . » با اين حال مترجم معتقد است که هيچ ترجمه اى قادر به انتقال کاملِ بار احساسى و معنوى موجود در اين اثر نيست . منتقدان در توجيه ترجمه زيباى ايشان اين مثل فرانسوى را متذکر شده اند که : ترجمه به زن مى ماند اگر وفادار باشدزيبا نيست واگر زيبا باشد وفادار نيست .
حيدربابا سندى زنده است ، و پرده اى رنگين و برجسته از زندگى در روستا را نشان مى دهد . مضمون اغلب بندهاى آن شايستة ترسيم و نقاشى است . زيرا از طبيعت جاندار سرچشمه مى گيرد . قلب پاک و انسان دوستِ شهريار بر صحنه ها نور مى ريزد و خوانندگان شعرش را به گذشت هاى دور مى برد . نيمى از اين منظومه نامنامه و يادواره است که شاعر در آن از خويشان وآشنايان و مردم زادگاه خود و حتى چشمه ها و زمينها و صخره هاى اطراف خشگناب نام مى برد و هر يک را در شعر خود جاودانگى مى بخشد .

787878787878787878787878787878787878787878787878787878787878787


آذرى :

(١)
حيدربابا ، ايلديريملار شاخاندا
سئلر ، سولار ، شاققيلدييوب آخاندا
قيزلار اوْنا صف باغلييوب باخاندا
سلام اولسون شوْکتوْزه ، ائلوْزه !
منيم دا بير آديم گلسين ديلوْزه

فارسى :

(١)
حيدربابا چو ابر شَخَد ،‌ غُرّد آسمان
سيلابهاى تُند و خروشان شود روان
صف بسته دختران به تماشايش آن زمان
بر شوکت و تبار تو بادا سلام من
گاهى رَوَد مگر به زبان تو نام من

آذرى :

(٢)
حيدربابا ، کهليک لروْن اوچاندا
کوْل ديبينَّن دوْشان قالخوب ، قاچاندا
باخچالارون چيچکلنوْب ، آچاندا
بيزدن ده بير موْمکوْن اوْلسا ياد ائله
آچيلميان اوْرکلرى شاد ائله

فارسى :

(٢)
حيدربابا چو کبکِ تو پَرّد ز روى خاک
خرگوشِ زير بوته گُريزد هراسناک
باغت به گُل نشسته و گُل کرده جامه چاک
ممکن اگر شود ز منِ خسته ياد کن
دلهاى غم گرفته ، بدان ياد شاد کن


************************
دوستاني كه علاقمند به قرار دادن ادامه مجموعه حيدر بابا هستن ٬ خواهشا بترتيب شماره شعر پيش ببرن.

لطفا دوستان آذري زبانمون تنها تاپيك آذري سايت رو حمايت كنن تا بعدا براشون حرف در نيارن !!!! Wink Exclamation

خوب باشيد(البته با لهجه ش شما بخونيد) Mad

_________________
مشرقی!
مرد پاسدار شب!
معنی جاودانه ی اعجاز!
خاک اگر خنده کرد و گندم داد .. از تو بود ؛ ای بزرگ باران ساز!

بازگشت به بالا

 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo Massenger