كوچولو٬ بزرگترين سايت عكس :: شعر :: مطالب عاشقانه و تفريحي و سرگرمي ايران Forums-viewtopic-لطیفه های ترکی و...
به سايت و فروم كوچولو خوش آمديد !!! جهت استفاده از تمامي امکانات سايت و فروم بايد وارد سايت شويد . اگر هنوز عضوي از كوچولو نشده ايد اينجا كليك كنيد. (شما هم كوچولو شويد)


براي رفتن به بخش هاي مختلف تالارگفتگو از منوي پايين استفاده كنيد

" صفحه اصلی كوچولو "        " تالار گفتگو كوچولو "         " فروشگاه اينترنتي كوچولو "         " تماس با مدير كوچولو "         " تبليغات ويژه در كوچولو "

بخشهاي فروم : سرگرمي * دوستيابي * دل نوشته ها * مشاوره * عكس * موسيقي *  اس ام اس * طنز * اشعار * فال * كامپيوتر و موبايل * عمومي * اطلاعيه ها * آموزش فعاليت

    هر چيزي كوچولو باشه، قشنگه!!!   *****     به سايت عاشقانه و  تفريحي كوچولو خوش آمديد      *****       براي رفتن به بخشهاي مختلف سايت و فروم، از منوي بالا استفاده كنيد      *****       تذكر مهم:  به علت آپديت روزانه سايت و فروم ، هر روز به فروم كوچولو و آرشيو اخبار سايت سر بزنيد  

برنج دانه بلند عرفان طلایی *** برنج پاكستاني - هندي ***  يكبار امتحان كني مشتري ميشي!!! فروش استثنايي سريال جومونگ *** كاملترين و ارزان ترين پك جومونگ 6900 تومان
فروش ويژه نسخه آمريكايي فيلم يوسف پيامبر * فقط 3500 تومان توپ ترين گروه اينترنتي ايران زمين!!!! عضويت رايگان
blocks

منوی اصلي كوچولو

لینکهای مفيد
صفحه اول
امکانات سایت
بخش خبری
بخش کاربری
دیگر بخشها
فروشگاه كوچولو

 

blocks

عضويت سريع در كوچولو

شناسه :
نام اصلي:
ايميل:
تايپ مجدد:
گذرواژه:
تايپ مجدد:
 
 

blocks

تبليغات برتر كوچولو

كامل ترين مجموعه آلبوم هاي استاد شجريان

مجموعه 40 فيلم عاشقانه برتر سينما

كاملترين مجموعه موجود با زير نويس فارسي - در 23 دي وي دي - نسخه خانگي

نسخه آمريكايي فيلم يوسف! ارسال سريع براي شما!

براي اطلاعات بيشتر كليك كنيد

 

blocks

ورود به كوچولو

نام کاربری

رمز عبور

چنانچه تاکنون عضو این سایت نشده اید می توانید با تکمیل فرم مخصوص عضویت به جمع کاربران این سایت بپیوندید و از امكانات مخصوص كاربران استفاده نمائيد .
 

blocks

20 ارسال آخر فروم

کل موضوعات 381
کل ارسال ها 138849
کل بازديد ها 3331051
کل پاسخ ها 138550
کل اعضا 15245
آخرين 20 ارسال انجمن

یه شغل واسه قبلی انتخاب کن؟
ارسال شده توسط pear در مورخه : پنجشنبه، 19 دي ماه ، 1387

بالايي سوال ، پاييني جواب
ارسال شده توسط pear در مورخه : پنجشنبه، 19 دي ماه ، 1387

مي بينم كه.....
ارسال شده توسط jooje در مورخه : پنجشنبه، 19 دي ماه ، 1387

.:| *مشاعره*|:.
ارسال شده توسط sana2001 در مورخه : پنجشنبه، 19 دي ماه ، 1387

دکتر علی شریعتی....
ارسال شده توسط mahsam در مورخه : پنجشنبه، 19 دي ماه ، 1387

گفتگو روزانه كوچولوها
ارسال شده توسط jooje در مورخه : پنجشنبه، 19 دي ماه ، 1387

تصاوير گرافيكي و فانتزي
ارسال شده توسط sana2001 در مورخه : پنجشنبه، 19 دي ماه ، 1387

يه اس ام اس كوچولو به خودآ
ارسال شده توسط gonjeshk در مورخه : پنجشنبه، 19 دي ماه ، 1387

اس ام اس جدید!!
ارسال شده توسط golak در مورخه : پنجشنبه، 19 دي ماه ، 1387

پيامكهاي عاشقانه
ارسال شده توسط golak در مورخه : پنجشنبه، 19 دي ماه ، 1387

اس ام اس هاي عاشقانه جديد
ارسال شده توسط golak در مورخه : پنجشنبه، 19 دي ماه ، 1387

صندلي داغ كوچولو + آرشيو
ارسال شده توسط love-kh در مورخه : چهارشنبه، 18 دي ماه ، 1387

طنز و فکاهی کوچولو
ارسال شده توسط mahsam در مورخه : چهارشنبه، 18 دي ماه ، 1387

کل کل فوتبالي ها
ارسال شده توسط salaromid در مورخه : چهارشنبه، 18 دي ماه ، 1387

عکس و کاریکاتورهای طنز
ارسال شده توسط mahsam در مورخه : چهارشنبه، 18 دي ماه ، 1387

عكس هايي بسيار زيبا از طبيعت
ارسال شده توسط mahsam در مورخه : چهارشنبه، 18 دي ماه ، 1387

مطالب جالب
ارسال شده توسط mahsam در مورخه : چهارشنبه، 18 دي ماه ، 1387

دختر و پسرهاي بالاي18
ارسال شده توسط mahsam در مورخه : چهارشنبه، 18 دي ماه ، 1387

جملات زیبا از بزرگان
ارسال شده توسط commander در مورخه : چهارشنبه، 18 دي ماه ، 1387

ضرب المثل هاي جهان
ارسال شده توسط commander در مورخه : چهارشنبه، 18 دي ماه ، 1387

تالار گفتمان جستجو
 


كوچولو٬ بزرگترين سايت عكس :: شعر :: مطالب عاشقانه و تفريحي و سرگرمي ايران: تالار گفتگو

فروم كوچولو :: نمايش موضوعات - جوك کوچولو..
 
 صفحه اول فروم كوچولو
 
 
سوالات رايج مربوط به تالارهاي گفتمان جستجو در كوچولو ليست كاربران كوچولو گروههاي كاربري كوچولو مشخصات كاربري ورود به كوچولو و كنترل پيغامهاي شخصي ورود به كوچولو
 
`

جوك کوچولو..
رفتن به صفحه 1, 2, 3 ... 9, 10, 11  بعدي
 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر 

    صفحه اول فروم كوچولو -> SmS - JoK - Off

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

golak
مدير بخش طنز و SmS
مدير بخش طنز و SmS

وضعيت: آفلاين
5 مرداد ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 2951
امتياز: 3375
تشکر کرده: 17
تشکر شده 49 بار در 32 پست


ارسالارسال شده در: جمعه، 12 مرداد ماه ، 1386 22:47:10    موضوع مطلب: جوك کوچولو.. پاسخ همراه با نقل قول

تركه ميخواسته خودكشي كنه يه تير به مغز خودش شليك ميكنه، نيم ساعت بعد ميميره! از همه دنيا دانشمندا جمع مي‌شن كه ببينيد قضيه اين چي بوده، ‌بعد از دوسال تحقيق مي‌فهمند كه تيره تو اين مدت داشته دنبال مغزيارو ميگشته!!!
................................................
تركه ميره شكار خرگوش، صداي هويج در مياره Laughing
................................................
ترکه زنگ میزنه به ۱۱۰ می گه ببخشید فرمان و دنده و گاز و ترمز و کلاج ماشین منو دزدیدیندپلیس ۱۱۰ به ترکه می گه ببخشید شما ترکین میگه آره .پلیس بهش می گه پس لطف کنید برید جلوی ماشین بشینید
.....................................................................
به ترکه کی گن با شیده جمله بساز ، می گه : رفتم خونه . دیدم بچه شاشیده
..........................................................
ترکه مي ره خواستگاري، مادر و پدر دختره بهش جواب رد ميدن، مي گن: دختر ما داره درس ميخونه. ترکه مي گه: ايشكال نداره، من مي رم دو ساعت ديگه برميگردم
........................................................
تركه زنگ ميزنه به آژانس و ميگه: آقا ببخشيد مزاحمتون شدم، ماشين دارين؟
رزروشن آژانس هم با كلي كلاس ميگه: بله قربان!
تركه ميگه: اااا خوش به حالتون!

.......................................................
به ترکه می گن با خرچنگ جمله بساز ، می گه کره خر چنگ نزن
........................................................
ترکه به غول چراغ جادو مي گه: قدس را آزاد کن، غوله مي گه: نمي تونم. ترکه مي گه: خوب پس، منو آدم کن ... غوله مي ذاره و در مي ره. ترکه داد مي زنه و مي گه: کجا... غوله مي گه: دارم مي رم قدسو آزاد کنم، راحت تره
...................................................
معرفت رو از سیگار بیاموز که با این که میدونه آخره سر زیره پات له میشه
تا آخر به پات میسوزه
.............................................................
دو تا تركه ميرن سوراخ لايه اوزن رو بدوزن، خودشون ميمونن اونور
.......................................................................
ترکه سر نماز موقع قنوت دستاشو برعکس ميگيره ، بهش ميگن آخه اين چه طرزشه ؟ ميگه : ميخوام ايندفعه از حفظ بخونم
................................................
زنه به شوهرش میگه ۳ تا حیوان وحشی نام ببر
طرف میگه :
خودت
خواهرت
خدا بیامرز مادرت
............................................................
ترکه مي ره تماشاي مسابقه دو و ميداني، از بغل دستيش مي پرسه:اين ها براي چي دارن مي دون؟ طرف مي گه: چون به يه نفرشون جايزه مي دن. ترکه کمي فکر مي کنه، بعد مي پرسه: پس بقيه براي چي دارن مي دون؟
................................................
از ترکه پرسيدن: چرا ترک شدي؟ گفت: به علت کمبود امکانات
.........................................................................
ترکه تلویزیون تماشا میکرده،می بینه هر پنج تا کانال رازبقا داره.به بچه اش میگه:برو ببین آنتن تلویزیون توی طویله نیفتاده؟
.....................................................
دوستان توجه کنند: لطیفه زیر بعنوان جوک برگزیده فصل پاییز به شما دوستان شنگول پیشکش می گردد
...................................................

ترکه داشته کانال تلوزیون رو عوض می کرده...میزنه یه کانالی که هزار تا آخوند نشسته بودند و داشتند سخنرانی گوش می دادن....یکدفعه داد میزنه: آی ممد اون پیت نفتی رو بیار...سوراخشونو پیدا کردم
.........................................................
معتاده سر منقلش بوده که یهو توپ پسر همسایه می خوره تو بساطش.بعدش هم صدای کوبیدن در میاد.وقتی در را باز می کنه میبینه صاحب توپ که هول شده بوده میگه: عمو توپم-توپم.(یعنی توپم رو بده)معتاده میگه: چه خبره ؟!خب منم توپم -ماهم توپیم! همه توپن
......................................................

یه روز یه خری با صاحبش دعواش میشه : خره پالونش مییفته صاحبش میگه دیگه برام کت درمیاری؟
...................................................
عبود میره یه نوشابه زرد میخره و میزنه به بدن-وقتی میاد پولشو حساب کنه میبینه که پول همراهش نیست.ناچارا داخل شیشه ادرار میکنه و دربش رو هم می بند ه و نوشابه رو پس میده - چند لحظه بعد غضنفر میاد نوشابه بخره و از بخت بدش همون شیشه پر از شاش گیرش میاد! اونم هیچی نمیگه و تا ته شیشه رو کوفت میکنه-بعد که میخواسته به طرف حالی کنه که نوشابه نبوده و شاش بوده میگه: آقا نوشابت که شاشی بود...ایلده اگه یه ساندویچ گهی هم داری بیار بخوریم
.........................................................................
يه بار يه اصفهانيه داشته با خانواده اش از جلوي رستوران رّد ميشده بوي خوب غذا رو احساس مي كنن د به بچه هاش ميگه بچه ها اگه بچاي خوبي باشين يه دفعه ديگه هم از اينجا ردّتون مي كنم
........................................................
از یه ترکی میپرسن چرا سر و صورتت زخمیه؟ میگه آخه با یه همشهری تصادفی برخورد کردم
...................................................
چندتا تهرونی اومده بودن اصفهون گردش، توی میدون نقش جهان درشکه سوار میشن تا کمی تاب بخورن، اسب درشکه زبون بسته بهش فشار میآدو وسط راه یه صدائی ازش در میرد، تهرونیها هم برا اینکه درشکه چی رو مسخره کنن بلند بلند بهم دیگه میگن به به، بجه ها درشکه های اصفهان هم رادیو داره، پیرمرد درشکه چی خیلی خونسرد سرشو برمیگردونه و میگه: آره آمو (عمو ) ولی فقط موجی تهرونو میگیرد
.............................................................
دكتر گفت: حال سه نفر بيماري كه ديشب براشون دارو تجويز كردم خوبه؟
پرستار گفت: نه دكتر؟ متأسفانه دو نفرشون فوت كردند، امّا سوّمي هر كاري كرديم حاضر نشد دوايي رو كه تجويز كرديد بخوره.
.......................................................
از عربه نوار مغزي ميگيرند، ميبينند بيست دقيقه اولش خاليه
..................................................................
يه بار يه تركه فقط شبا از خونه ميرفته بيرون! بهش ميگن جريان چيه؟
ميگه: از بس اين فارسها گفتن يه روز يه تزكه... ما تصميم گرفتيم كه فقط شبا از خونه بيايم بيرون
................................................
زن به دامپزشكي مراجعه كرد و گفت: من اصلاً حالم خوب نيست. دامپزشك گفت: شما اشتباهي اومدين اينجا، اينجا دامپزشكيه!
زن گفت: نه دكتر، درست اومدم، آخه من صبح‏ها كه بلند مي‏شم اخلاقم مثل سگه، ازصبح تا ظهر مثل خر كار مي‏كنم، ظهرها هم مثل گاو غذا مي‏خورم، بعد از ظهر مثل خرس مي‏خوابم، تازه شب كه شوهرم مي‏آد بهم مي‏گه سلام سوسك سياه.
.................................................
بيمار: دكترجون! پاي راستم خيلي درد مي‏كنه. دكتر: عزيزم، ولي من چشم پزشكم. بيمار: اينو مي‏دونم، ولي دارين چشمم رو معاينه مي‏كنين پاتون روي پاي راستمه.

...............................................................
اصفهانیه داشت تو رودخونه ی زاینده رود غرق می شد .هر چی بهش گفتند: دستت رو بده نجاتت بدیم این کارو نمی _ کرد.یکی از آشناهای اون فرد که میدونست اون مرد خسیسیه جلو رفت و گفت :دادا دست منو بگیر نمی خواد دستت رو به من بدی.
.......................................................
مرد بسيار پرحرفي به دكتر پوست مراجعه كرد، امّا اينقدر حرف مي‏زد كه به دكتر اجازه نمي‏داد معاينه‏اش كند. بالاخره دكتر گفت: آقا لطفاً زبونتون رو در بيارين. بيمار زبانش رو درآورد. دكتر گفت: حالا در همين حال نگهش دارين تا من معاينه‏تون كنم.
........................................................

مريض: دكتر! دارم مي‏ميرم. تو رو خدا بكش و راحتم كن. دكتر: من خودم وظيفه ‏ام رو مي‏دونم، لازم به يادآوري نيست
.....................................................................
تركه به رفيقش ميگه: ميخوام دختر شاه رو بگيرم! رفيقش ميگه: چرت نگو مومن! مگه كشكيه؟! تركه ميگه: بابا من كه راضيم، ننم هم كه راضيه، فقط مونده شاه و دخترش!
............................................
مردي پيش دكتر رفت و گفت: دكترجون! خيلي فراموشكار شدم. دكتر حواسش به حرف‏هاي بيمار نبود. سرش را بالا كرد و گفت:
- متوجه نشدم چي گفتيد؟ ‏مرد گفت: من؟ من چيزي نگفتم.
....................................................
يه اصفهاني ميخواسته پول به كسي بده دستش مي لرزيد . گفتند زودباش چرا مي لرزي ؟؟ ميگه آخه ميخوام پول بدم ، جون كه نميخوام بدم كه يهو بدم
از تركه ميپرسن: چند تا بچه داري؟ 4 تا از انگشتاشو نشون ميده، ميگه: 3 تا! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اينا كه 4تاست؟ تركه انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: اين بچة همسايمونه، ولي هميشه خونة ماست!
..................................................
به تركه ميگن: بچه كجائي؟ ميگه بچه U.S.A.! ملت هم كف ميكنن ميگن آخه چطور ممكنه؟ تركه ميگه: ايلده بچه يونجه‌زارهاي سرسبزِ آذربايجانم!
.................................................................
تركه خودكارش تموم ميشه، ترك تحصيل ميكنه
..................................................
تركه ميره مسابقة قرائت قرآن، شلوار ورزشي ميپوشه!
...............................................................................

یه روز مرد اصفهانی با بچه اش از مقابل مغازه کفش فروشی که روی شیشه اش نوشته بود کفش پارس رد می شد .بچه از باباش می خواد که براش یک جفت کفش بگیره.باباش می گه :بچه مگه نمی بینی نوشته کَفِش پارِ ه س.
..........................................................
آرداواس بعد بيست سال از آمريكا برميگرده ايران و يك ساندويچ فروش ميزنه. روز اول، تركه مياد ميگه: قربون دستت، يك ساندويچ سوسيس بده. آرداواس كه هنوز خوب از حال و هواي ديار كفر درنيومده بوده، ميپرسه: "تو گو" بدم؟ تركه شاكي ميشه، ميگه: نه مرتيكه، تو نون بده
..................................................
به تركه ميگن: كجا داري ميري؟ ميگه: دارم برميگردم!
....................................................
تركه تو يك شب برف و بوراني داشته از سر زمين برميگشته خونه، يهو ميبينه يكجا كوه ريزش كرده، يك قطار هم داره ازون دور مياد! خلاصه جنگي لباساشو درمياره و آتيش ميزنه، ميره اون جلو واميسته. رانندة قطاره هم كه آتيشو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار وا ميسته. همچين كه قطار واستاد، تركه يك نارنجك درمياره، ميندازه زير قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن! خلاصه تركه رو ميگيرن ميبيرن بازجويي، اونجا بازجوه بهش ميتوپه كه: مرتيكة خر! نه به اون لباس آتيش زدنت، نه به اون نارنجك انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! تركه ميزنه زير گريه، ميگه: جناب سروان به خدا من از بچگي اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطي ميكردم
..............................................
تركه ميافته تو چاه، فاميلاش سند ميگذارن درش ميارن
..................................................
يه بار يه تركه تو قبيله آدم خوارها اسير ميشه! از يكي ميپرسه آقا با من چي كار دارين؟ ميگه ما آدم خوريم حالا هم تو اين ديگ ميپزيمت و ميخوريمت! تركه ميگه: چي شد؟ حالا كه بخور بخوره ما آدم شديم!!!
......................................
دكتر از ديوانه پرسيد: تو رو براي چي به تيمارستان آوردند؟ ديوانه گفت: بدون هيچ دليلي، فقط به خاطر اينكه من معتقدم جوراب نخي خيلي بهتر از جوراب نايلون هست. دكتر گفت: اين كه دليل نشد، منم معتقدم جوراب نخي بهتر از جوراب نايلون هست. ديوانه گفت: چه جالب! راستي شما جوراب نخي رو با سس سفيد مي‏خوريد يا با سس گوجه فرنگي؟
.........................................................
اصفهانیه سواره ماشین می شه . آخره مسیر به راننده میگه : حاج آقا کرایه ی ما چند میشه ؟ یارو میگه : 50 تومان . اصفهانیه میگه چه خبره ؟ اولندش که 40 تومان میشه بعدشم من 30 تومان بیشتر ندارم حالا فعلا این 20 تومان را بگیر . ... یارو میشماره می بینه 10 تومان
تركه ميره مسابقه بيست سوالي، رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن كه: جواب خياره، فقط تو زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. تركه ميگه: بابا اين عجب خيار گنده‌ايه!
.............................................................
تركه ميخواسته تو يك ادارة دولتي استخدام شه، ميبرنش گزينش. اونجا يارو ازش ميپرسه: شما وقتي ميخواين وارد مستراح شيد، با پاي راست وارد ميشيد يا با پاي چپ؟! تركه هول ميشه، ميگه: ايلده شما منو استخدام كنيد، من با سر وارد ميشم
...........................................
بيمار: دكتر! احساس مي‏كنم ديوونه شدم. فكر مي‏كنم فرار كردم و يه عده دنبال من هستن و مي‏خوان منو بگيرن. دكتر: از چه زماني اين احساس رو مي‏كني؟ بيمار: از زماني كه از تيمارستان فرار كردم.
........................................
تو تبريز حكومت نظامي بوده، يارو سروانه به سربازش ميگه كه تو اينجا كشيك بده، از هفت شب به بعد هركسي رو خيابون ديدي در جا بزنش. حرفش كه تموم ميشه، تا مياد بره سوار ماشينش شه، ميبينه صداي گلوله اومد. برميگرده ميبينه سربازه زده يك بدبختي رو كشته! داد ميزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره! سربازه ميگه: ايلده يك آدرسي را پرسيد كه عمراٌ تا ساعت نه شب هم پيداش نميكرد!
...............................................................
ديوانه سراغ رئيس تيمارستان اومد و بهش گفت: من مي‏ترسم، يه ديوونه اومده اينجا به من مي‏گه ناصرالدين ‏شاه. رئيس تيمارستان گفت: اشكال نداره عزيزم، لابد فكر مي‏كنه ناصرالدين ‏شاه هستي. ديوانه گفت: آخه اسمش ميرزارضا كرماني است.
...............................................................
ترکه دستور داد تمام اسناد و مدارك قديمي رو به علت نداشتن جاي كافي در اردبیل از بين ببرند، اما رئيس بايگاني گفت: - قربان، اين اسناد خيلي مهمه. ترکه فكري كرد و گفت: مهم نيست،ایلده از همشون كپي بگيرين و اونا رو نگه دارين
.............................................................
تركه سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته‌: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب بدبختيه‌ها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟!
..............................................
به یه ترکه میگن میذاری بچه ات بره دانشگاه؟ میگه اگر به درسش لطمه نزنه آره!!!
..............................................................
اصفهانیه واستاده بوده دم مسجد، داشته خرما خيرات ميكرده. خلاصه هركي رد ميشده، يك خرما برميداشته و يك صلوات ميفرستاده . بعد يك مدت، يك بابايي دست ميكنه يك مشت خرما برميداره، اصفهانیه دستشو ميگيره، ميگه: هوووي! چه خبرس؟! يك نفر آدم مردس، اتوبوس كه چپ نكردس
..............................................
به یه ترکه گفتند :شما لهجه دارید؟؟
گفت نه والا .میخوای........ بیا بگرد
......................................................
به ترکه میگن تا حالا در زندگیت ریسک کردی ؟ میگه:آره یه بار اسهال گرفته بودم گوزیدم
...........................................
از ترکه میپرسن اگه سردت بشه چیکار میکنی؟؟
میرم میرم بغل بخاری
میگن اگه خیلی سردت بشه چی؟
میگه میچسبم به بخاری
میگن اگه خیلی خیلی سردت بشه چی؟
میگه ایلده بخاری رو روشن میکنم
......................................
ترکه داشته پوست پرتغال رو با چاقو میگرفته با خودش میگه: خدا کنه توش موز باشه
...........................................................
سه تا تركه رفته بودن ايستگاه راه‌آهن، تا ميرسن تو يهو قطار حركت ميكنه، اينها هم ميگذارن دنبال قطار حالا ندو كي بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختي، يكيشون ميرسه به قطار و ميپره بالا و دستشو دراز ميكنه دومي رو هم سوار ميكنه، ولي سومي بندة خدا هرچي ميدوه نميرسه. خلاصه خسته و كوفته برميگرده تو ايستگاه، يك بابايي بهش ميگه: آقاجان چرا اينقدر خودتونو خسته كرديد؟ قطار بعدي نيم ساعت ديگه حركت ميكنه، واميستاديد با اون ميرفتيد. تركه نفس زنان ميگه: ايلده منم نميدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفيقام اومده بودن بدرقم!
....................................
به اصفهانیه می گن با کالسکه جمله بساز می گه این میوا کالس که
............................................
یه معتاد شیرازی روی دستگاه پیغام گیر خونش پیام گذاشته بود:
هشتم......ولی خشته ام....
.......................................................
تركه و لره رفته بودن شكار، تركه از دور يك شير ميبينه، نشونه ميگيره ميزنه... تيرش خطا ميره و ميخوره به دم شيره. شيره هم شاكي ميشه، ميدوه طرفشون كه سرويسش كنه. تركه جنگي ميره بالاي درخت، ميبينه لره همينجور اون پايين واستاده، بهش ميگه: بابا بيا بالا، الان مياد دهنتو سرويس ميكنه. لره يك نگاهي بهش ميكنه، ميگه: برو گيتو بخور! مگه من زدم؟!
..................................................................
تركه پسرشو ميگذاره دانشكده افسري، رفيقاش بهش ميگن: بابا اينكه درسش خوب بود، ميگذاشتي دكتري، مهندسي چيزي ميشد، تركه ميگه: آخه ميخوام وقتي درسش تموم شد باهم كلانتري باز كنيم!
..................................................
تركه صبح از در خونه مياد بيرون، ميبينه سر كوچه يك پوست موز افتاده، با خودش ميگه: اي داد بيداد، باز امروز قراره يك زميني بخوريم
............................................................ Laughing
به تركه ميگن: ميدوني امام حسين كجا دفن شده؟ ميگه: نه. ميگن: كربلا. ميگه: اي خوشا به سعادتش!


آخرين ويرايش توسط golak در تاريخ پنجشنبه، 2 آبان ماه ، 1387 20:57:57; دفعات ويرايش در مجموع 2 مرتبه

بازگشت به بالا

 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي