www.kocholo.org سايت كوچولو
كوچولو : بزرگترين سايت و فروم عاشقانه - تفريحي ايرانيان
 عكس - والپيير - كارت پستال - شعر - داستان - اس ام اس و جك - آهنگ - فيلم - بازي - خوانندگان - بازيگران - اخبار - هنر - بحث
بخشهای انجمن
بخشهای سایت
    هر چيزي كوچولو باشه، قشنگه!!!   *****    براي رفتن به بخشهاي مختلف سايت و فروم، از منوي كشويي زير استفاده نماييد      *****       مهم:  به علت آپديت روزانه سايت و فروم ، هر روز به فروم كوچولو و آرشيو اخبار سايت سر بزنيد
سبز نارنجي خاكستري

عضويت سريع در كوچولو

شناسه :
نام اصلي:
ايميل:
تايپ مجدد:
گذرواژه:
تايپ مجدد:
 

تبليغات ویژه

مطالب گذشته

· عکسهای جدید الناز شاکردوست
· طنز دخترانه
· جنگل رقصان
· شعر ليلي و مجنون
· مجله عاشقانه 44
· والپیپرهای بسکتبالی
· عروسک های گلي
· بازيگران سیاسي
· 21 جمله انرژي زا
· داستان دوستی خیابانی
· تبلیغات خمیردندان
· اولین های مذهبی
· خدا چراغی به او داد
· والپیپر گرافیکی2
· گل های زیبا
· عکسهای پوریا پورسرخ
· مجله عاشقانه 43
· والپیپرهای کودکانه
· داستان عشقي بي همتا
· عجايب جديد جهان
· دو خط موازی
· هنرنمایی با مواد غذایی
· تفکر دلفینی
· عکسهای عاشقانه کارتونی
· دیدنی ترین ساختمانها
· عکسهای مارال فرجاد
· والپیپر گرافیکی1
· زیباترین ماشينهاي جهان
· سریال ماه رمضان
· مجله عاشقانه 42
· عکسهای سحر قریشی
· لباس عروس با پر طاووس
· درختان عجیب
· هنرنمایی با نوک مداد
· عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست
· والپیپر عاشقانه
· بهاره افشاری ،بیتا فاصله ها
· چیستان بیل گیتس
· جالبترین نقاط زمین
· دوست داشتی کجا باشی؟
· نظر بزرگان درباره زن
· نقاشیهای زیبا
· ژيمناستيك كوچولوها
· کودک رویایی
· آبشاري حيرت اور
· تبليغات خنده دار
· کارت پستال نیمه شعبان
· كوچولوهاي عاشق
· SMS نيمه شعبان
· درسهایی از اوشو

مطالب قدیمی تر

سايت كوچولو .:. عكس|عاشقانه|شعر|طنز|فال|داستان و برترينها: تالار گفتگو

سايت كوچولو :: بخش شاعران نو پرداز :: 音 مريم حيدرزاده 音
 سوالات رايج *   جستجو *    ليست كوچولوها *   گروههاي كاربري *    ويرايش مشخصات *   ورود به كوچولو و كنترل پيغامهاي شخصي   ورود به كوچولو
音 مريم حيدرزاده 音
رفتن به صفحه قبلي  1, 2, 3, ... 11, 12, 13  بعدي
 
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع ارسال تشکر     صفحه اول سايت كوچولو -> اشعار -> شاعران نو پرداز
 
نويسنده پيغام

sima_bl
كوچولوووووو فعال
كوچولوووووو فعال

وضعيت: آفلاين
10 آذر ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 2672
امتياز: 2792
تشکر کرده: 0
تشکر شده 13 بار در 10 پست

محل سكونت: تهران

ارسالارسال شده در: يكشنبه، 5 اسفند ماه ، 1386 18:56:14    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

كاش مي شد

از كتاب : پروانه ات خواهم ماند


کاش می شد سرزمین عشق را
در میان گامها تقسیم کرد
کاش می شد با نگاه شاپرک
عشق را بر آسمان تفهیم کرد
کاش می شد با دو چشم عاطفه
قلب سرد آسمان را ناز کرد
کاش می شد با پری از برگ یاس
تا طلوع سرخ گل پرواز کرد
کاش میشد با نسیمشامگاه
برگ زرد یاس ها را رنگ کرد
کاش می شد با خزان قلبها
مثل دشمن عاشقانه جنگ کرد
کاش میشد در سکوت دشت شب
ناله غمگین باران را شنید
بعد دست قطره هایش را گرفت
تا بهار آرزو ها پر کشید
کاش می شد مثل یک حس لطیف
لا به لای آسمان پر نور شد
کاش میشد چادر شب را کشید
از نقاب شوم ظلمت دور شد
کاش می شد از میان ژاله ها
جرعه ای از مهربانی را چشید
در جواب خوبها جان هدیه داد
سختی و نامهربانی را ندید
کاش میشد با محبت خانه ساخت
یک اطاقش را به مروارید داد
کاش می شد آسمان مهر را
خانه کرد و به گل خورشید داد
کاش میشد بر تمام مردمان
پیشوند نام انسان را گذاشت
کاش می شد که دلی را شاد کرد
بر لب خشکیده ای یک غنچه کاشت
کاش میشد در ستاره غرق شد
در نگاهش عاشقانه تاب خورد
کاش می شد مثل قوهای سپید
از لب دریای مهرش آب خورد
کاش میشد جای اشعار بلند
بیت ها راساده و زیبا کنم
کاش می شد برگ برگ بیت را
سرخ تر از واژه رویا کنم
کاش میشد با کلامی سرخ و سبز
یک دل غمدیده را تسکین دهم
کاش میشد در طلوع باس ها
به صنوبر یک سبد نسرین دهم
کاش میشد با تمام حرف ها
یک دریچه به صفا را وا کنم
کاش میشد در نهایت راه عشق
آن گل گم گشته را پیدا کنم

_________________
کنار آشنایی تو آشیانه میکنم ... فضای آشیانه را پر از ترانه میکنم
کسی سوال میکند به خاطر چه زنده ای ؟
و من برای زندگی تو را بهانه میکنم
 
 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo Massenger
 
نويسنده پيغام

admin
مدیر كل سایت(سعيد)
مدیر كل سایت(سعيد)

وضعيت: آفلاين
8 اسفند ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 19430
امتياز: 21938
تشکر کرده: 3967
تشکر شده 3050 بار در 1115 پست

محل سكونت: تهران- پيروزي

ارسالارسال شده در: يكشنبه، 5 اسفند ماه ، 1386 22:06:33    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

کاش میشد با کلامی سرخ و سبز ...
یک دل غمدیده را تسکین دهم ...

کاش میشد در نهایت راه عشق ...
آن گل گم گشته را پیدا کنم...

...........
از فعاليتت خوبتون بسيار زياد تشكر ميكنم...
مرسي :wink:

_________________
"براي هر كس همان اندازه كه به تو ارزش ميگذارد و خواهد گذاشت، ارزش قائل باش!"

توصيه مدير كوچولو به كوچولوها:
تنها کاربران عضو سايت كوچولو قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت
 
 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo Massenger
 
نويسنده پيغام

sima_bl
كوچولوووووو فعال
كوچولوووووو فعال

وضعيت: آفلاين
10 آذر ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 2672
امتياز: 2792
تشکر کرده: 0
تشکر شده 13 بار در 10 پست

محل سكونت: تهران

ارسالارسال شده در: دوشنبه، 6 اسفند ماه ، 1386 11:38:08    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

از كتاب : پروانه ات خواهم ماند

جادوی نگاهت


چه می شد گر دل آشفته من
هر چشم تو عادت نمی کرد
و ای کاش از نخست آن چشمهایت
مرا آواره غربت نمی کرد
چه زیبا بود اگر مرغ نگاهت
میان راز چشمان تو می ماند
تو می ماندی و او هم مثل یک کوچ
ز باغ دیده ات هجرت نمی کرد
تمام سایه روشن های احساس
پر از آرامش مهتابیت بود
و لیکن شاعر اینه ها هم
به خوبی رک این وسعت نمی کرد
زمانی که تو رفتی پکی یاس
خلوص سبز گلدان را رها کرد
چه زیبا بود اگر از اولین گام نگاهم با دلت صحبت نمی کرد
تو پیش از آنکه در دل پاگذاری
تمام فال هایم رنگ غم داشت
ولی تو آمدی و بعد از آن دل
بدون چشم تو نیت نمی کرد
هجوم لحظه های بی قراری
مرا تا عمق یک پرواز می برد
و جز با آسمان دیدگانت
دلم با هیچ کس خلوت نمی کرد
نگاهم مثل یک مرغ مهاجر
به دنبال حضورت کوچ می کرد
به غیر از انتظارت قلب من را
این گونه بی طاقت نمی کرد
تو می ماندی کنار لحظه هایم
ولی این شادمانی زود می رفت
و تا می خواست دل چیزی بگوید
تو می رفتی و او فرصت نمی کرد
دلم از پشت یک تنهایی زرد
نگاهش را به چشمان تو می دوخت
ولی قلب تو قدر یک گل سرخ
مرا به کلبه اش دعوت نمی کرد
و حالا انتهای کوچه شعر
منم با انتظاری مبهم و زرد
ولی ایکاش جادوی نگاهت
غزل های مرا غارت نمی کرد

_________________
کنار آشنایی تو آشیانه میکنم ... فضای آشیانه را پر از ترانه میکنم
کسی سوال میکند به خاطر چه زنده ای ؟
و من برای زندگی تو را بهانه میکنم
 
 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo Massenger
 
نويسنده پيغام

sima_bl
كوچولوووووو فعال
كوچولوووووو فعال

وضعيت: آفلاين
10 آذر ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 2672
امتياز: 2792
تشکر کرده: 0
تشکر شده 13 بار در 10 پست

محل سكونت: تهران

ارسالارسال شده در: سه شنبه، 7 اسفند ماه ، 1386 23:14:56    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

از كتاب : پروانه ات خواهم ماند

آرزوی نقاشی


میان آبشارخاطراتم کنار بوته های گل نمی نشینم
همیشه آرزو کردم که رنگ نگاه بوته گل را ببینم
همیشه آرزو کردم که روزی برای لحظه ای نقاش باشم
همیشه آرزویم بوده رویا ولیکن یک زمان ایکاش باشم
همیشه این سوالم بوده مادر که رنگ لاله ها یعنی چه رنگی
همیشه گفته بودی باغ سبز ولی رنگ خدا یعنی چه رنگی
نگاه مادرم چون یاس می شد به پرسشهای منلبخند می زد
زمانی رنگ سرخ لاله ها را به دنیای دلم پیوند م یزد
ولی من باز می پرسیدم از او که منظورت ز آبی چیست مادر
هما رنگی که گفتی دنگ دریاست همان رنگی که گشته چشم از او تر
ز اقیانوس بی طوفان چشمش صدای اشک ها را می شنیدم
در آن هنگام در باغ تخیل رخ زیبای او را میکشیدم
نگاهی سرخ اشکی آسمانی دوچشمانی به رنگ ارغوانی
ولی من هر چه نقاشی کشیدم همه تصویری از رویای او بود
و شاید چند خطی که نوشتم همه یک قطره از دریای او بود
معلم آن زمان که عاشقانه کنار حرفهایت می نشینم
همیشه آرزو کردم که روزی نگاه مهربانت را ببینم
ببینم که کدامین دیدگانی مرا با حس دیدن آشنا کرد
که دستان مرا تا اوج برد مرا از دور با چشمش صدا کرد
ببینم که چه کس راگ شفق را به چشمان وجود من نشان داد
ببینم که کدامین مهربانی غبار غم رویایم تکان داد
اگر چه من نگاهت را ندیدم ولی زیباییت را میشناسیم
صدای موج روحت را ستاره دل دریاییت را میشناسم
ز تو آموختم نقاشی عشق ز تو احساس را ترسم کردم
ز تب نور امید و موج دل را میان غنچه ها تقسیم کردم
ولی من با مرور خاطراتم به اوج آرزوهایم رسیدم
هم اینک لحظه ای نقاش هستم معلم را و مادر ا کشیدم
ولی نقاش من کاغذی نیست برای رسم ابزاری ندارم
کمی احساس را با جرعه ای عشق به روی برگ یاسی می گذارم
دل نقاشیم تفسیر رویاست چرا تفسیر یک رویا نباشیم
چرا رنگ غروبی سرخ باشیم چرا چون آبی دریا نباشیم
اگر چه گشت شعرم بس مطول ولی نقاشیم را قاب کردم
سحر شد خاطراتم نیز رفتند دوباره من زمان را خواب کردم

_________________
کنار آشنایی تو آشیانه میکنم ... فضای آشیانه را پر از ترانه میکنم
کسی سوال میکند به خاطر چه زنده ای ؟
و من برای زندگی تو را بهانه میکنم
 
 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo Massenger
 
نويسنده پيغام

setare_soheil
پيشكسوت كوچولو
پيشكسوت كوچولو

وضعيت: آفلاين
3 آبان ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 7270
امتياز: 8991
تشکر کرده: 5383
تشکر شده 3073 بار در 1728 پست

محل سكونت: India

ارسالارسال شده در: شنبه، 11 اسفند ماه ، 1386 11:30:16    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

بی وفا ، انصافت کجاس ؟

از كتاب: ديگه مي ذارمت كنار

تازگیا سفر می ری
جاهای پر خطر می ری
بی سر صدا بدون من
تا ساحل خزر می ری
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا امون می دی
گل شدی ، دس تکون می دی
یه جوری به غریبه ها
اداهاتو نشون می دی
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا ، دوری چقدر
سکت و مغروری چقد
چه کم باهام حرف می زنی
راس راسی مجبوری چقدر
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا طلا شدی
کم شدی ، کیمیا شدی
دیگه صدام نمی کنی
عین غریبه ها شدی
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا باهان بدی
گفتی میام ، نیومدی
نگفته بودی انقدر
بازی با قلب و بلدی
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا سرده نگات
دیگه نمی لرزه صدات
برقی که دنبالش بودم
رفته دیگه از تو چشات
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا را نمی یای
سر قرارا نمی یای
زمستونا نیومدی
حالا بهارا نمی یای
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا کم شدی ، کم
یه عالمه دوری ازم
نمی شه پیدات بکنم
حتی واسه دوست دارم
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا خیال کنم
باید ازت سوال کنم
خیال داشتن تو رو
تو رویاهام محال کنم
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا ، کم می یارم
به جای بارون ، می بارم
یه جوری فرصت بده که
بگم چه قدر دسوت دارم
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا چه ناز شدی
عجیبی ، عین راز شدی
شعر و ترانتم خوبه
کلی ترانه ساز شدی
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا چه بی حواس
عاشق داری از چپ و راس
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا خیلی زیاد
همش تو رو یادم می یاد
می ترسم از فکرای تو
بلاهایی سرم بیاد
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا عجیب شدی
تنها که نه ، غریب شدی
به ما که می رسی یه کم
نجیب بودی ، نجیب شدی
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا حرف شماس
همش می گی دست خداس
اما بذار بهت بگم
حسابت از همه جداس
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا تو سال نو
بدجور می میرم واسه تو
چون می دونی دوست دارم
ناز نکن از پیشم نرو
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
نامه رسید به آخرا
باید سپردت به خدا
فقط یه قولی بده که
دلت بمونه پیش ما
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
امضای نامه اولی
سرخه و خیلی مخملی
با عطر کلی گل سرخ
با چشم یه کم عسلی
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
بمون که ثابت بکنی
حسابت از همه جداس
 
 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
 
نويسنده پيغام

aysan
كوچولو در حال تلاش فعال شدن
كوچولو در حال تلاش فعال شدن

وضعيت: آفلاين
6 مرداد ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 198
امتياز: 265
تشکر کرده: 0
تشکر شده 3 بار در 3 پست

محل سكونت: tehran

ارسالارسال شده در: سه شنبه، 14 اسفند ماه ، 1386 14:33:54    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

مي خوام برات بميرم شايد آه باور كني

از كتاب:يا تو يا هيچ كس

نمي خوام از آسمون چيزي برات بيارم
عكستو رو قله ي هيماليا بذارم
نمي خوام از پشت ابر ماهو واست بچينم
فقط تو خواب و رؤيا تو باشي در كنارم
مي خوام برات بميرم شايد كه باور كني
شايد با برق چشمات مرگو آسونتر كني
من نمي خوام تو رويام سوار ابرا بشم
تو آرزوي كالم باز با تو تنها بشم
من نمي خوام كه با شعر حرفمو گفته باشم
توي خيالم واسه تو شب يلدا باشم
مي خوام برات بميرم شايد كه باور كني
شايد با برق چشمات مرگو آسونتر كني
من نمي خوام فكر كني كه عاشقيم يه حرفه
يه كم اگه نباشي آب مي شه ، مثل برفه
دلم مي خواد بدوني دلم مث يه درياس
به وسعت نگاهت ، عميق و خيس و ژرفه
مي خوام برات بميرم شايد كه باور كني
شايد با برق چشمات مرگو آسونتر كني
من نمي خوام بگم كه چشات خود ستارس
چشات اگه نباشه ستاره بي اشارس
من نمي خوام رو كاغذ فقط نوشته باشم
ديدن روي ماهت تولد دوبارس
مي خوام برات بميرم شايد كه باور كني
شايد با برق چشمات مرگو آسونتر كني
من نمي خوام بگم كه صد بار واسه تو مردم
قد تموم دنيا عاشق و دلسپردم
مي خوام خودت حس كني بدون طعم حرفت
چه قدر تو قحطي نور ، لحظه ها رو شمردم
مي خوام برات بميرم شايد كه باور كني
شايد با برق چشمات مرگو آسونتر كني
من نمي خوام بهار شه ، من عاشق پاييزم
پاييز مي شه عاشق تر واسه تو اشك مي ريزم
من نمي خوام عاشقيم مثل بقيه باشه
فقط بگم فدات شم ، فقط بگم عزيزم
مي خوام برات بميرم شايد كه باور كني
شايد با برق چشمات مرگو آسونتر كني
من نمي خوام با چشمام بهت بگم ديوونم
من دوس دارم بگي كه ، نگو ، خودم مي دونم
من نمي خوام آخر قصه مونو بدوني
من نمي خوام زبوني بگم پيشت مي مونم
مي خوام برات بميرم شايد كه باور كني
شايد با برق چشمات مرگو آسونتر كني
نمي خوام از اون بالا ماهو برات بدزدم
يا كه نشونت بدم عاشقيمو با غصم
من نمي خوام كه دنيا فقط تو رؤيا باشه
از گلاي اركيده قصري برات بسازم
مي خوام برات بميرم شايد آه باور كني
شايد با برق چشمات مرگو آسونتر كني
من نمي خوام داشتنت ، واسه من آسون بشه
نعمت با تو بودن ، اينجا فراوون بشه
من نمي خوام با خودت ، بگي كه نه محاله
مريم عاشق من ، شبيه مجنون بشه
مي خوام برات بميرم شايد كه باور كني
شايد با برق چشمات ، مرگو آسونتر كني
من نمي خوام بگم كه بباري بارون مياد
به خاطر تو چشم گلاي رز خون مياد
من نمي خوام فكر كني حرفاي عاشقونم
همين جور آسون مي ره ، همين جور آسون مياد
مي خوام برات بميرم شايد كه باور كني
شايد با برق چشمات مرگو آسونتركني
من نمي خوام كه كوه و بشكافمش با تيشه
پر سياوشونو ببرمش با ريشه
من نمي خوام تو نامه يه قولي داده باشم
كه مي مونم كنارت حتي پس از هميشه
مي خوام برات بميرم شايد كه باور كني
شايد با برق چشمات مرگو آسونتر كني
نمي خوام اين نوشته ، كارا رو بدتر كنه
پلكاتو سنگين كنه ، اون چشاتو تر كنه
من نمي خوام با حرفام يه وقت دلت بلرزه
آتيش تصميممو رنگ خاآستر كنه
مي خوام برات بميرم شايد كه باور كني
شايد با برق چشمات مرگو آسونتر كني
من نمي خوام بگي نه ، مي خوام برات بميرم
براي اولين بار اجازه نگيرم
من نمي خوام فكر كني ، رها مي شم با مردن
مرگ منم مي گه كه صيد توام اسيرم
مي خوام برات بميرم شايد كه باور كني
شايد با برق چشمات مرگو آسونتر كني
ديگه دارم مي ميرم ببين چشامو بستم
به عشق مردن برات ، تو انتظار نشستم
من نمي خوام كه قلبي براي من بشكنه
من نمي خوام بشكني ، من واسه تو شكستم
مي خوام برات بميرم شايدكه باور كني
شايد با برق چشمات مرگو آسونتركني
من واسه ي تو مردم ، اين حرف آخرينه
دوس ندارم به جز تو ، كسي اينو ببينه
تو توي آسمون باش ، اين جاها جاي تو نيست
تو قلب آسموني ، اينجا زير زمينه
مي خوام برات بميرم شايد كه باور كني
شايد با برق چشمات مرگو آسونتر كني
من نمي خوام گل برام بياريي پرپر كني
اين شعر آخريمو يه وقت از بر كني
بقيه روزاي طلايي عمر تو
يه وقت خدا نكرده با سرزنش سر كني
مي خوام برات بميرم شايد كه باور كني
شايد با برق چشمات مرگو آسونتر كني

_________________
دل به دلداران سپردن کارهر دلدار نيست.من به تو جان مي سپارم دل که قابل دار نيست
 
 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي
 
نويسنده پيغام

mahdisagheb
كوچولو پرتلاش براي فعال شدن
كوچولو پرتلاش براي فعال شدن

وضعيت: آفلاين
15 بهمن ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 306
امتياز: 407
تشکر کرده: 0
تشکر شده 1 بار در 1 پست

محل سكونت: varamin

ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 15 اسفند ماه ، 1386 16:20:32    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

از كتاب:يا تو يا هيچ كس


من نباشم

من نباشم كي تو رؤيا ، موهاتو ناز مي كنه ؟
كي با بالاي شكسته با تو پرواز مي كنه ؟
راس بگو من كه نباشم اخماي پيشونيتو
كي مياد دونه دونه با حوصله باز مي كنه ؟
من نباشم كي مي شينه تا سحر بالاي سرت ؟
كي مياد برداره اشكو از رو چشماي ترت ؟
من نباشم كي مياد موقع رفتن اشكاشو
مي كنه بدرقه ي راه بلند سفرت ؟
من نباشم كي گلاي خواهشت رو آب ميده ؟
كي به فريادت با حس عاشقي جواب مي ده ؟
راس بگو به غير من كدوم ديوونه اي مياد
واسه هر اشاره كردنت دو تا كتاب مي ده ؟
من نباشم كي مياد با خواهش و با التماس
با يه عالم گل اركيده و كلي گل ياس
منت چشماتو مي كشه فقط به اين اميد
كه بهش بگي برو ، شعراي تو پر از خطاس
من نباشم كي مياد ناز نگاتو مي خره ؟
كي مياد دنبال تو تو رو تا خورشيد مي بره ؟
من نباشم كي ميگه هميشه حقا با توا ؟
واسه ي خاطر تو جون مي ده پشت پنجره
من نباشم كي مي باره تو زمون تشنگيت ؟
كي مي خواد تو رو مث من تو تموم زندگيت ؟
من نباشم كي با چشماي تو سازشش مي شه ؟
با تموم مهربوني و غم و ديوونگيت
من نباشم كي واسه خوابت لالايي مي خونه ؟
تو تو هر هوايي باشي ،‌ باز تو دنيات مي مونه ؟
من نباشم كي بهت مي گه بازم عاشقتم ؟
اگه حتي دلمو بشكنه و برنجونه
من نباشم كي تحمل مي كنه كار تو رو ؟
با رقيب گشتنا و اذيت و آزار تو رو
تو خودت داور ميدون شو بگو من نباشم
كيه كه جواب نده تلخي رفتار تو رو ؟
من نباشم كي برات قصه مي گه تا بخوابي ؟
كي مياد سراغ رؤيات تو شباي مهتابي ؟
من نباشم كي بيداره تا تو خوابت ببره ؟
كي قايم مي شه لاي ابرا كه راحت بتابي ؟
من نباشم كي كلافت مي كنه با سوالاش ؟
كي تو رو بهم مي ريزه ، با بيان خيالاش ؟
ولي بي انصافيه ،اينم بگم ، من نباشم
كي تو نامه جاي اسمت ماهو مي ذاره بالاش ؟
من نباشم كي تو هر چيزي بگي گوش مي كنه ؟
كي به خاطر تو دنيا رو فراموش مي كنه ؟
من نمي گم تو بگو كه كي زمون قهر تو
همه ي مردم دنيا رو سياپوش مي كنه ؟
من نباشم كي تو رؤيا درو روت وا مي كنه ؟
هر چي كه گم مي كني يه جوري پيدا مي كنه
واسه ي من افتخاره ، نگي منت مي ذاره
ولي كه اندازه ي من ، زيبا ‌زيبا مي كنه ؟
من نباشم كي به مرغ عشق تو دونه مي ده ؟
كي به طاووس قشنگ آرزوت لونه مي ده ؟
كي به اون سري كه توش عشق يه آدم ديگس
با نهايت جنون و عاشقي شونه مي ده ؟
من نباشم كي واست حرفاي رنگي مي زنه ؟
ديگه كي حرف چش به اون قشنگي مي زنه ؟
كي مياد به جاي طرحاي قديمي و زياد
روي نامه طرح برگ توت فرنگي مي زنه ؟
من نباشم كي مياد انقدر برات دعا كنه ؟
هر چي برگردوني رو تو ، باز تو رو صدا كنه
كيه كه بدونه ديشب با رقيبش بودي و
انقد عاشقت باشه ، بازم بهت نگاه كنه ؟
من نباشم مي دونم تو استراحت مي كني
اولش ساده به اين نبودن عادت مي كني
اما وقتي فهميدي راس راسي عاشقت بودم
نمي گي اما يه كم ، احساس غربت مي كني
من نباشم اگه حس كردي يه كم غريب شدي
از يه عاشق يا يه شمع سوخته بي نصيب شدي
بنويس رو كاغذ و بده دس باد بياره
بنويس فقط تويي ، چون ديگه بي رقيب شدي
من ميام گذشته رو مي دم دس آب روون
بعدشم با التماس بهت مي گم ديگه بمون
اگه پاي كسي تو زندگي ما وا نشه
مي تونيم با هم بريم تا هفت تا شهر آسمون
من نباشم يه روز امتحان كن و بگو چي شد
اگه امتحان مي كردي تو ، چه قد چيزا مي شد
بعد امتحان اگه يه وقت كسي بود مث من
نشونم بده بگو شاگرد اولت كي شد ؟
من نباشم مي دنم فكر مي كني خود خواهيه
ولي اين حقيقته ، قصه آب و ماهيه
هيچ كسي نمي تونه انقد دوست داشته باشه
عشق من يه عشق آسموني و الهيه
من نباشم ولي نه ،‌ بايد خودت بگي بيا
تو بايد فرقي بذاري ميون عاشقيا
ديگه ما تو عصرمون ليلي و مجنون نداريم
قلبامون سنگي شدن ،‌ رنگ دلامونم سيا
من نباشم به خدا قدر تو رو نمي دونن
دوس دارن باهات بسازن و ليكن نمي تونن
من مي رم تا كه نباشم ولي يك چيزو بدون
اونا هيچ كدومشون آخر باهات نمي مونن

_________________
در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح در انزوا می خورد و می تراشد و این درد ها را نمی توان به کسی اظهار کرد ...
 
 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل شناسه Yahoo Massenger
 
نويسنده پيغام

setare_soheil
پيشكسوت كوچولو
پيشكسوت كوچولو

وضعيت: آفلاين
3 آبان ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 7270
امتياز: 8991
تشکر کرده: 5383
تشکر شده 3073 بار در 1728 پست

محل سكونت: India

ارسالارسال شده در: سه شنبه، 21 اسفند ماه ، 1386 16:56:56    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

حدس
از كتاب: مثل هيچكس

و حدس می زنم شبی مرا جواب میکنی
و قصر کوچک دل مرا خراب میکنی
سر قرار عاشقی همیشه دیر کرده ای
ولی برای رفتنت عجب شتاب میکنی
من از کنار پنجره تو را نگاه میکنم
و تو به نامدیگری مرا خطاب می کنی
چه ساده در ازای یک نگاه پک و ماندنی
هزار مرتبه مرا ز خجلت آب میکنی
به خاطر تو من همیشه با همه غریبه ام
تو کمتر از غریبه ای مرا حساب میکنی
و کاش گفته بودی از همان نگاه اولت
که بعد من دوباره دوست انتخاب می کنی

_________________


مهربانی را اگر قسمت كنیم، من یقین دارم به ما هم میرسد

آدمی گر ایستد بر بام عشق دستهایش تا خدا هم میرسد
 
 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
 
نويسنده پيغام

gonjeshk
پيشكسوت كوچولو
پيشكسوت كوچولو

وضعيت: آفلاين
14 بهمن ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 485
امتياز: 1018
تشکر کرده: 21
تشکر شده 70 بار در 48 پست

محل سكونت: tehran

ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 22 اسفند ماه ، 1386 21:13:13    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

دوبيتي از كتاب:يا تو يا هيچكس
نام شعر:او رفت تا بماند

اين سطر مختصر را گفتم كه او بخواند
هر چه به او نگفتم ميخواهم او بداند
او اولش نميخواست تركم كند وليكن
فهميد راز من را او رفت تا بماند.

_________________
کسی چون تو مرا غریب و تنها نگذاشت این گونه در التهاب فردا نگذاشت سوگند نمی خورم ولی باور کن... کسی چون تو به خلوت دلم پا نگذاشت
 
 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
 
نويسنده پيغام

sana2001
ناظم و معاون كل فروم كوچولو
ناظم و معاون كل فروم كوچولو

وضعيت: آفلاين
22 آبان ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 11740
امتياز: 16808
تشکر کرده: 1316
تشکر شده 4185 بار در 1869 پست

محل سكونت: دیار یار

ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 23 اسفند ماه ، 1386 00:14:03    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

شعر :نامۀ بي جواب
از کتاب : مثل هيچکس


سلام بهونه قشنگ من براي زندگي
آره بازم منم همون بهونه هميشگي
فدايه مهربونيات چه ميکني با سرنوشت
دلم برات تنگ شده بود اين نامه رو واست نوشت
حال من و اگه بخواي رنگ گلاي قاليه
جاي نگاهت بد جوري تو صحن چشمام خاليه
ابرا همه پيشه منن اينجا هوا پر از غمه
از غصه هام هرچي بگم جون خودت بازم کمه
ديشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون
فرياد زدم يا تو بيا يا منو پيشت برسون
فداي تو نمي دوني بي تو چه دردي کشيدم
حقيقت و واست بگم به آخر خط رسيدم
رفتي و من تنها شدم با غصه هاي زندگي
قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگي
نمي دوني چقدر دلم تنگ براي ديدنت
براي مهربونيات ، نوازشات ، بوسيدنت
به خاطرت مونده يکي هميشه چشم به راهته ؟
يه قلب تنها و کبود هلاک يک نگاهته ؟
من ميدونم همين روزا عشق من از يادت ميره
بعدش خبر ميدن بيا که داره دوستت مي ميره
روزات بلنده يا کوتاه دوست شدي اونجا با کسي؟
بيشتر از اين منو نذار تو غصه و دلواپسي
يه وقت منو گم مي کني تو دود اين شهر غريب
يه سرزمين غربته با صدتا نيرنگ و فريب
فداي تو يه وقت شبا بي خوابي خستت نکنه
غم غريبي عزيزم زرد و شکستت نکنه
چادر شب لطيفت تو از روت شبا پس نزني
تنگ بلور آب تو يه وقت نا غافل نشکني
اگه واست زهمتي نيست بر سر عهدمون بمون
منم تو رو سپردمت دست خدايه مهربون
راستي ديروز بارون اومد من و خيالت تر شديم
رفتيم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شديم
از وقتي رفتي آسمونمون پر کبوتره
زخم دلم خوب نشده از وقتي رفتي بد تره
غصه نخور تا تو بياي حال منم اينجوريه
سرفه هاي مکررم ماله هواي دوريه
گلدون شمعدوني مونم عجيب واست دلواپسه
مثه يه بچه که باره اوله ميره مدرسه
تو از خودت برام بگ بدونه من خوش ميگذره؟
دلت مخواد مي اومدم يا تنها رفتي بهتره ؟
از وقتي رفتي تو چشام فقط شده کاسه خون
همش يه چشمم به دره چشم ديگم به آسمون
يادت مياد گريه هامو ريختم کناره پنجره؟
داد کشيدم ترو خدا نامه بده يادت نره
يادت مياد خنديدي و گفتي حالا بذار برم
تو رفتي و من تا حالا کناره در منتظرم
امروز ديدم ديگه داري منو فراموش مي کني
فانوسه آرزوهامونو داري خاموش مي کني
گفتم واست نامه بدم نگي عجب چه بي وفاست
با اين که من خوب مي دونم جواب نامه با خداست
عکسايه نازنين تو با چند تا گل کنارمه
يه بغض کهنه چند روزه دائم در انتظارمه
تنها دليل زندگي با يه غمي دوستت دارم
داغ دلم تازه ميشه اسمت و وقتي ميارم
وقتي تو نيستي چه کنم با اين دل بهونه گير؟
مگه نگفتم چشمات و از چشم من هيچوقت نگير؟
حرف من و به دل نگير همش ماله غريبيه
تو رفتي من غريب شدم چه دنيايه عجيبيه
زودتر بيا بدون تو اينجا واسم جهنمه
ديوار خونمون پر از سايه غصه و غمه
تحملي که تو دادي ديگه داره تموم ميشه
مگه نگفتي همه جا مال مني تا هميشه؟
دلم واست شور ميزنه اين دل و بي خبر نذار
تو رو خدا با خوبيات رو هيچ دلي اثر نذار
فکر نکني از راه دور دارم سفارش ميکنم
به جون تو فقط دارم يه قدري خواهش ميکنم
اگه بخوام برات بگم شايد بشه صدتا کتاب
که هر صفحش قصه چندتا درده و چندتا عذاب
مي گم شبا ستاره ها تا مي تونن دعات کنن
نورشونو بدرقه پاکي خنده هات کنن
يه شب تو پاييز که غمت سر به سر دل مي ذاره
مريم همون کسي که بيشتر از همه دوست داره

_________________



♥ وتو چون مصرع شعری زیبا ♥
♥ سطر برجسته ای از زندگی من هستی ♥
 
 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
 
نويسنده پيغام

mahdisagheb
كوچولو پرتلاش براي فعال شدن
كوچولو پرتلاش براي فعال شدن

وضعيت: آفلاين
15 بهمن ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 306
امتياز: 407
تشکر کرده: 0
تشکر شده 1 بار در 1 پست

محل سكونت: varamin

ارسالارسال شده در: يكشنبه، 26 اسفند ماه ، 1386 11:33:55    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

سلام
لطفا اول اشعار قبلی تاپیک رو بخونید بعد پست اضافه کنید که اشعار تکراری سایت شلوغ نکنه
مرسی از فعالیتتون

_________________
در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح در انزوا می خورد و می تراشد و این درد ها را نمی توان به کسی اظهار کرد ...
 
 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل شناسه Yahoo Massenger
 
نويسنده پيغام

rezaaa
كوچولووو فعال هميشگي
كوچولووو فعال هميشگي

وضعيت: آفلاين
6 تير ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 7249
امتياز: 5114
تشکر کرده: 681
تشکر شده 3039 بار در 1168 پست


ارسالارسال شده در: سه شنبه، 6 فروردين ماه ، 1387 05:47:40    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

مهدي جان راست ميگه ٬ اگر كمي وقت بذاريد راحت ميتونيد مطلع بشيد كه كدوم يك از ترانه ها و اشعار رو
قبلا دوستان ديگه تو تاپيك قرار دادن . البته دختر خفته عزيز دقت لازم رو حتما ازين به بعد بكار ميبندن :wink: و البته بقيه دوستان !
من كه هرچي زور زدم و داد كشيدم كسي حرف منو گوش نكرد :? ! بابا بخودآ طوري نميشه از روي ليست
كتابهاي خانم حيدرزاده بريم جلو :evil: ميدونيد چيو ميگم كه؟! بر فرض خود من ٬ اگر بخوام با اين اوضاع يه ترانه رو
تو اينجا بنويسم ٬ بايد دونه دونه صفحات رو با دونه دونه پستهارو نگاه كنم و تو خاطر بسپارم ٬ تا نكنه شعري كه دارم ميذارم
تكراري باشه ! :x خوب كلي حوصله ميطلبه ٬ اونم با اين سرعت افتضاح اينترنت ايران (ماشالا خودا زيادش كنه :!: )
پس ؛ هركس تا الآن هرچي از هر كتاب مريم حيدرزاده شعري يا ترانه اي نوشته ٬ جاي خودش ٬ازين به بعد مثل تاپيك "حافظ" يا
"اشعار امام راحل (ره)" كه دقيقا از روي ليست ديوان شعرشون جلو ميريم ٬ براي اين تاپيك هم ديگه ضروريه.
ترتيبشون هم مشخص ميكنم و در غير اينصورت ٬ پستتون حذف ميشه .

1) مثل هیچ کس
2) پروانه ات خواهم ماند
3) ياتو يا هيچكس
4) ماه تمام من
5) ديگه ميذارمت كنار

------------------------
تو بخش يغما گلرويي هم لطفا همين قانون رو رعايت كنيد.
از همكاري و توجهتون ممنونم.

_________________
مرا اندکی دوست بدار ، ولی طولانی ...
 
 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي
 
نويسنده پيغام

rezaaa
كوچولووو فعال هميشگي
كوچولووو فعال هميشگي

وضعيت: آفلاين
6 تير ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 7249
امتياز: 5114
تشکر کرده: 681
تشکر شده 3039 بار در 1168 پست


ارسالارسال شده در: سه شنبه، 6 فروردين ماه ، 1387 05:53:42    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

نام ترانه : گفت و گو

كتاب : مثل هیچ کس


///////////////////

من میگم بهم نگاه کن
تو میگی که جون فدا کن
من میگم چشات قشنگه
تو میگی دنیا دو رنگه
من میگم چه قدر تو ماهی
تو میگی اول راهی
من میگم بمون همیشه
تو میگی ببین نمیشه
من می گم خیلی غریبم
تو میگی نده فریبم
من میگم خوابت رو دیدم
تو میگی دیگه بریدم
من می گم هدف وصاله
تو ولی میگی محاله
من میگم یه عمره سوختم
تو میگی قلبم رو دوختم
من میگم چشمات و وا کن
تو میگی من و رها کن
من میگم خیلی دیوونم
تو میگی آره می دونم
من میگم دلم شکسته ست
تو میگی خوب میشه خسته ست
من میگم بشین کنارم
تو میگی دوستت ندارم
من میگم بهم نظر کن
تو ولی میگی سفر کن
من میگم واسم دعا کن
تو میگی نذر رضا کن
من میگم قلبم رو نشکن
تو میگی من می شکنم من ؟
من میگم واست می میرم
تو میگی نمی پذیرم
من میگم شدم فراموش؟
تو میگی نه ، رفتم از هوش
من میگم که رفتم از یاد ؟
تو میگی نه مرده فرهاد
من میگم باز شدی حیروون ؟
تو میگی بیچاره مجنون
من میگم ازم بریدی ؟
تو می پرسی نا امیدی ؟
من میگم واسم عزیزی
تو میگی زبون میریزی؟
من میگم تو خیلی نازی
تو میگی غرق نیازی
من میگم دلم رو بردی
تو میگی به من سپردی ؟
من میگم کردم تعجب
تو میگی دیگه بگو خب
من میگم تنهایی سخته
تو میگی این دست بخته
من میگم دل تو رفته
تو میگی هفت روزه هفته
من میگم راه تو دوره
تو میگی چاره عبوره
من میگم می خوام بشم گم
تو میگی حرفای مردم ؟
من میگم نگذری ساده ؟
تو میگی آدم زیاده
من میگم دل به تو بستن ؟
تو میگی اینقده هستن
من میگم تنهام میذاری ؟
تو میگی طاقت نداری ؟
من میگم خدا به همرات
تو میگی چه تلخه حرفات
من میگم اهل بهشتی
تو میگی چه سرنوشتی
من میگم تو بی گناهی
تو میگی چه اشتباهی
من میگم که غرق دردم
تو میگی می خوام بگردم
من میگم چیزی می خواستی ؟
تو میگی تشنمه راستی
من میگم از غم آبه
تو میگی دلم کبابه
من می گم برو کنارش
تو میگی رفت پیش یارش
من میگم با تو چیکار کرد ؟
تو میگی کشت و فرار کرد
من میگم چیزی گذاشته ؟
تو میگی دو خط نوشته
من میگم بختش سیاهه
تو میگی اون بی گناهه
من میگم رفته که حالا
تو می گی مونده خیالا
من میگم می آد یه روزی
تو میگی داری می سوزی
من میگم رنگت چه زرده
تو می پرسی بر میگرده ؟
من میگم بیاد الهی
تو میگی که خیلی ماهی
من میگم ماهت سفر کرد
تو میگی تو رو خبر کرد ؟
من میگم هر کی با ماهش
تو میگی بار گناهش؟
من میگم تو بی وفایی
تو میگی بریم یه جایی
من میگم دلم اسیره
تو میگی نه خیلی دیره
من میگم خدا بزرگه
تو میگی زندگی گرگه
من میگم عاشق پرنده ست
تو میگی معشوق برنده ست
من میگم به روزها شک کن
تو میگی بهم کمک کن
من میگم خدانگهدار
تو میگی تا چی بخواد یار
من میگم که تا قیامت
برو زیبا به سلامت
پشت تو آب نمی ریزم
که نروندت عزیزم

_________________
مرا اندکی دوست بدار ، ولی طولانی ...
 
 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي
کاربران كوچولوهايي که برای این ارسال از rezaaa تشکر کرده اند melina2008
 
نويسنده پيغام

mahdisagheb
كوچولو پرتلاش براي فعال شدن
كوچولو پرتلاش براي فعال شدن

وضعيت: آفلاين
15 بهمن ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 306
امتياز: 407
تشکر کرده: 0
تشکر شده 1 بار در 1 پست

محل سكونت: varamin

ارسالارسال شده در: سه شنبه، 6 فروردين ماه ، 1387 17:58:07    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

كتاب :" مثل هیچ کس"

شعر : "مثل هيچ كس"

مث اون موج صبوري كه وفاداره به دريا
تو مهي مثل حقيقت مهربوني مث رويا
چه قدر تازه و پاكي مث ياساي تو باغچه
مث اون ديوان حافظ كه نشسته لب طاقچه
تو مث اون گل سرخي كه گذاشتم لاي دفتر
مث اون حرفي كه ناگفته مي مونه دم آخر
تو مث بارون عشقي روي تنهايي شاعر
تو همون آبي كه رسمه بريزن پشت مسافر
مث برق دو تا چشمي توي يك قاب شكسته
مث پرواز واسه قلبي كه يكي بالاشو بسته
مث اون مهمون خوبي كه ميآد آخر هفته
مث اون حرفي كه از ياد دل و پنجره رفته
مث پاييزي وليكن پري از گل هاي پونه
مث اون قولي كه دادي گفتي يادش نمي مونه
تو مث چشمه آبي واسه تشنه تو بيابون
تو مث يه آشنا تو غربت واسه يه عاشق مجنون
تو مث يه سرپناهي واسه عابر غريبه
مث چشماي قشنگي كه تو حسرت يه سيبه
چشمه ي چشماي نازت مث اشك من زلاله
مث زندگي رو ابرا بودنت با من محاله
يك روزي بيا تو خوابم بشو شكل يك ستاره
توي خواب دختري كه هيچ كس و جز تو نداره
تو يه عمر مي درخشي تو يه قاب عكس خالي
اما من چشمام رو دوختم به گلاي سرخ قالي
تو مث بادبادك من كه يه روز رفت پيش ابرا
بي خبر رفتي و خواستي بمونم تنهاي تنها
تو مث دفتر مشقم پر خطاي عجيبي
مث شاگرداي اول كمي مغرور و نجيبي
دل تو يه آسمونه دل تنگ من زميني
مي دونم عوض نمي شي تو خودت گفتي هميني
تو مث اون كسي هستي كه ميره واسه هميشه
التماسش مي كني كه بمون اون ميگشه نميشه
مث يه تولدي تو مث تقدير مث قسمت
مث الماسي كه هيچ كس واسه اون نذاشته قيمت
مث نذر بچه هايي مث التماس گلدون
مث ابتداي راهي مث آينه مث شمعدون
مث قصه هاي زيبا پري از خواباي رنگي
حيفه كه پيشم نمونن چشاي به اين قشنگي
پر نازي مث ليلي پر شعري مث نيما
ديدن تو رنگ مهره رفتن تو رنگ يلدا
بيا مثل اون كسي شو كه يه شب قصد سفر كرد
ديد يارش داره ميميره موند ش و صرف نظر كرد


_________________
در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح در انزوا می خورد و می تراشد و این درد ها را نمی توان به کسی اظهار کرد ...
 
 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل شناسه Yahoo Massenger
 
نويسنده پيغام

mahdisagheb
كوچولو پرتلاش براي فعال شدن
كوچولو پرتلاش براي فعال شدن

وضعيت: آفلاين
15 بهمن ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 306
امتياز: 407
تشکر کرده: 0
تشکر شده 1 بار در 1 پست

محل سكونت: varamin

ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 8 فروردين ماه ، 1387 17:14:00    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

كتاب :" مثل هیچ کس"

5 شعر : " به خاطر تو "

آخر يه روز دق مي كنم فقط به خاطر تو
دنيا رو عاشق ميكنم فقط به خاطر تو
شب به بيابون مي زنم فقط به خاطر تو
رو دست مجنون مي زنم فقط به خاطر تو
عشقت رو پنهون مي كني فقط به خاطر من
من دلم رو خون ميكنم فقط به خاطر تو
تو گفتي عاشقي بسه
دنيا برام يه قفسه
گفتي كه عشق يه عادته
دلم پر از شكايته
گفتي مي خواي بري سفر
خيره شدن چشام به در
من مي شينم به پاي تو فقط به خاطر تو
من مي شينم به پاي تو فقط به خاطر تو
به من تو گفتي ديوونه فقط به خاطر من
حرفت به يادم مي مونه فقط به خاطر تو
از خوبيات كم ميكني
قلبم رو پر پر مي كني
گفتي كه از سنگه دلت
از من و دل تنگه دلت
از خوبيات كم ميكني
قلبم رو پر پر مي كني
گفتي كه از سنگه دلت
از من و دل تنگه دلت
ازم گرفتي فاصله فقط به خاطر من
دست كشيدم از هر گله فقط به خاطر تو
گفتي كه از اينجا برو فقط به خاطر من
مي رم به احترام تو فقط به خاطر تو



_________________
در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح در انزوا می خورد و می تراشد و این درد ها را نمی توان به کسی اظهار کرد ...
 
 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل شناسه Yahoo Massenger
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر

    صفحه اول سايت كوچولو -> اشعار -> شاعران نو پرداز

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
رفتن به صفحه قبلي  1, 2, 3, ... 11, 12, 13  بعدي
صفحه 2 از 13
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در كوچولو

  


 



 

Powered by phpBB & Farsi Project By PHPNuke.ir


RSS Карта сайта