www.kocholo.org سايت كوچولو
كوچولو : بزرگترين سايت و فروم عاشقانه - تفريحي ايرانيان
 عكس - والپيير - كارت پستال - شعر - داستان - اس ام اس و جك - آهنگ - فيلم - بازي - خوانندگان - بازيگران - اخبار - هنر - بحث
بخشهای انجمن
بخشهای سایت
    هر چيزي كوچولو باشه، قشنگه!!!   *****    براي رفتن به بخشهاي مختلف سايت و فروم، از منوي كشويي زير استفاده نماييد      *****       مهم:  به علت آپديت روزانه سايت و فروم ، هر روز به فروم كوچولو و آرشيو اخبار سايت سر بزنيد
سبز نارنجي خاكستري

عضويت سريع در كوچولو

شناسه :
نام اصلي:
ايميل:
تايپ مجدد:
گذرواژه:
تايپ مجدد:
 

تبليغات ویژه

مطالب گذشته

· عکسهای جدید الناز شاکردوست
· طنز دخترانه
· جنگل رقصان
· شعر ليلي و مجنون
· مجله عاشقانه 44
· والپیپرهای بسکتبالی
· عروسک های گلي
· بازيگران سیاسي
· 21 جمله انرژي زا
· داستان دوستی خیابانی
· تبلیغات خمیردندان
· اولین های مذهبی
· خدا چراغی به او داد
· والپیپر گرافیکی2
· گل های زیبا
· عکسهای پوریا پورسرخ
· مجله عاشقانه 43
· والپیپرهای کودکانه
· داستان عشقي بي همتا
· عجايب جديد جهان
· دو خط موازی
· هنرنمایی با مواد غذایی
· تفکر دلفینی
· عکسهای عاشقانه کارتونی
· دیدنی ترین ساختمانها
· عکسهای مارال فرجاد
· والپیپر گرافیکی1
· زیباترین ماشينهاي جهان
· سریال ماه رمضان
· مجله عاشقانه 42
· عکسهای سحر قریشی
· لباس عروس با پر طاووس
· درختان عجیب
· هنرنمایی با نوک مداد
· عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست
· والپیپر عاشقانه
· بهاره افشاری ،بیتا فاصله ها
· چیستان بیل گیتس
· جالبترین نقاط زمین
· دوست داشتی کجا باشی؟
· نظر بزرگان درباره زن
· نقاشیهای زیبا
· ژيمناستيك كوچولوها
· کودک رویایی
· آبشاري حيرت اور
· تبليغات خنده دار
· کارت پستال نیمه شعبان
· كوچولوهاي عاشق
· SMS نيمه شعبان
· درسهایی از اوشو

مطالب قدیمی تر

سايت كوچولو .:. عكس|عاشقانه|شعر|طنز|فال|داستان و برترينها: تالار گفتگو

سايت كوچولو :: بخش شاعران نو پرداز :: 業 يغما گلرويي 業
 سوالات رايج *   جستجو *    ليست كوچولوها *   گروههاي كاربري *    ويرايش مشخصات *   ورود به كوچولو و كنترل پيغامهاي شخصي   ورود به كوچولو
業 يغما گلرويي 業
رفتن به صفحه قبلي  1, 2, 3, 4, 5, 6, 7  بعدي
 
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع ارسال تشکر     صفحه اول سايت كوچولو -> اشعار -> شاعران نو پرداز
 
نويسنده پيغام

badboy
كوچولوووو خيلي فعال
كوچولوووو خيلي فعال

وضعيت: آفلاين
27 شهريور ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 3094
امتياز: 3796
تشکر کرده: 168
تشکر شده 321 بار در 113 پست

محل سكونت: همین حوالی!!!

ارسالارسال شده در: يكشنبه، 25 فروردين ماه ، 1387 00:32:10    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

نام كتاب: پرنده بی پرنده
نام ترانه: نقطه‌ چین‌ِ وحشت‌


جون‌ بگیر ای‌ من‌ِ مُرده‌ ! بگو کی‌ حقت‌ُ خورده‌ ؟
بگو کی‌ واژه‌ی‌ عشق‌ُ از دل‌ِ حافظه‌ بُرده‌ ؟
چه‌ کسی‌ سایه‌ی‌ سنگی‌ کشیده‌ رو تن‌ِ مهتاب‌ ؟
من‌ چشام‌ُ جا گذاشتم‌ توی‌ رخوت‌ِ کدوم‌ خواب‌ ؟
من‌ُ بسپار به‌ ترانه‌ ، به‌ یه‌ آواز ، به‌ یه‌ فریاد
کاری‌ کن‌ قاصدکامون‌ گُم‌ نشن‌ تو کوچه‌ی‌ باد
نذار از صدا بیفتم‌ تو سکوت‌ِ بی‌مروّت‌
همیشه‌ یه‌ دنیا حرف‌ِ پُشت‌ِ نقطه‌چین‌ِ وحشت‌

خسته‌ نشو ! سایه‌ نشین‌ ! تا ته‌ِ شب‌ حوصله‌ کن‌ !
بغض‌ همین‌ حقیقت‌ُ واژه‌ به‌ واژه‌ گریه‌ کن‌ !

من‌ رو قله‌های‌ آواز سکوت‌ُ چلّه‌ نشستم‌
لحظه‌ی‌ شرم‌ِ حقیقت‌ جای‌ آینه‌ها شکستم‌
توی‌ زمهریرِ قصه‌ از تب‌ِ یه‌ واژه‌ سوختم‌
یه‌ دهن‌بندِ طلائی‌ برای‌ ترانه‌ دوختم‌
آخه‌ رسم‌ِ نفسم‌ نیست‌ اول‌ِ حنجره‌ مُردن‌
سَرِ پیچ‌ِ هَر ترانه‌ ، تن‌ به‌ لال‌بازی‌ سپردن‌
کارِ همسایه‌ها اینه‌ ، پا به‌ پایی‌ با زمانه‌
پُشت‌ِ پا زدن‌ به‌ رویا ، یا خیانت‌ به‌ ترانه‌

خسته‌ نشو ! سایه‌ نشین‌ ! تا ته‌ِ شب‌ حوصله‌ کن‌ !
بغض‌ِ همین‌ حقیقت‌ُ واژه‌ به‌ واژه‌ گریه‌ کن‌ !

_________________
پسری هستم از جنس تنهايي كه
چشماني منتظر دارد و زخمهاي زمانه بر قلبش،
حكم مرگ را برايش صادر كرده است...
 
 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي
 
نويسنده پيغام

badboy
كوچولوووو خيلي فعال
كوچولوووو خيلي فعال

وضعيت: آفلاين
27 شهريور ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 3094
امتياز: 3796
تشکر کرده: 168
تشکر شده 321 بار در 113 پست

محل سكونت: همین حوالی!!!

ارسالارسال شده در: دوشنبه، 26 فروردين ماه ، 1387 18:01:08    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

نام كتاب: پرنده بی پرنده

نام ترانه: چی‌ بخونم‌؟

چی‌ بخونم‌ وقتی‌ چشمام‌ از حضورِ گریه‌ خیسه‌ ؟
وقتی‌ هیچکس‌ نمی‌تونه‌ غصه‌هام‌ُ بنویسه‌ !
چی‌ بخونم‌ وقتی‌ قلبت‌ من‌ُ از تو قصه‌ رونده‌ ؟
وقتی‌ که‌ به‌ جز یه‌ سایه‌ کسی‌ پیش‌ِ من‌ نمونده‌ !
چی‌ بخونم‌ وقتی‌ فریاد با سکوت‌ فرقی‌ نداره‌ ؟
وقتی‌ هیچکس‌ نمی‌تونه‌ تو رُ پیش‌ِ من‌ بیاره‌ !

شب‌ِ بی‌ نفسی‌ ، شب‌ِ بلندِ تنهایی‌ !
تو که‌ همنفسی‌ ، بگو کجای‌ دنیایی‌ ؟
شب‌ِ گریه‌ی‌ من‌ ، شب‌ِ سیاه‌ِ بیداری‌ !
غم‌ِ رفتن‌ِ تو ، شده‌ یه‌ دشنه‌ی‌ کاری‌ !

چی‌ بگم‌ وقتی‌ ترانه‌ بی‌تو جلوه‌یی‌ نداره‌ ؟
وقتی‌ آواز من‌ُ تنها توی‌ کوچه‌ جا میذاره‌ !
وقتی‌ توی‌ آسمونم‌ چشمک‌ِ ستاره‌ای‌ نیست‌ !
وقتی‌ که‌ برای‌ بغضم‌ جُز شکستن‌ چاره‌ای‌ نیست‌ !
چی‌ بخونم‌ وقتی‌ هیچکس‌ من‌ُ از خودم‌ ندزدید !
وقتی‌ غربت‌ِ صدام‌ُ کسی‌ غیرِ تو نفهمید !

شب‌ِ بی‌ نفسی‌ ، شب‌ِ بلندِ تنهایی‌ !
تو که‌ همنفسی‌ ، بگو کجای‌ دنیایی‌ ؟
شب‌ِ گریه‌ی‌ من‌ ، شب‌ِ سیاه‌ِ بیداری‌ !
غم‌ِ رفتن‌ِ تو ، شده‌ یه‌ دشنه‌ی‌ کاری‌ !

_________________
پسری هستم از جنس تنهايي كه
چشماني منتظر دارد و زخمهاي زمانه بر قلبش،
حكم مرگ را برايش صادر كرده است...
 
 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي
 
نويسنده پيغام

badboy
كوچولوووو خيلي فعال
كوچولوووو خيلي فعال

وضعيت: آفلاين
27 شهريور ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 3094
امتياز: 3796
تشکر کرده: 168
تشکر شده 321 بار در 113 پست

محل سكونت: همین حوالی!!!

ارسالارسال شده در: سه شنبه، 27 فروردين ماه ، 1387 00:05:17    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

نام ترانه: پرنده بی پرنده
نام كتاب: نام‌ و ننگ‌

تشنه‌ترین‌ ترانه‌ ساز ، تو شهرِ سایه‌ها منم‌
اما توی‌ ترانه‌هام‌ دریا رُ فریاد می‌زنم‌
بغض‌ِ هزار تا حنجره‌ تو سیم‌ِ گیتارِ منه‌
هر نفسم‌ به‌ این‌ سکوت‌ ، هزار تا خنجر می‌زنه‌
ترانه‌ها زبانه‌ زد ، دَر رُ سکوت‌ِ نارفیق‌ !
خشک‌ُ تَر آتیشش‌ می‌گیرن‌ تو هُرم‌ِ شب‌ْ سوزِ حریق‌ !

آی‌ روزگارِ سنگی‌ ! ما نام‌ُ ننگ‌ نخواستیم‌ !
ماهی‌ِ سرخمون‌ُ شام‌ِ نهنگ‌ نخواستیم‌ !
خوب‌ می‌دونیم‌ که‌ عمرِ پروانه‌ها یه‌ روزه‌
ما عمرِ نوح‌ُ توی‌ پیله‌ی‌ تنگ‌ نخواستیم‌ !

من‌ آخرین‌ حادثه‌ام‌ تو این‌ سکوت‌ِ یکنواخت‌
اون‌ کسی‌ که‌ تو هق‌ هقش‌ به‌ گریه‌ قافیه‌ نباخت‌
اما برای‌ تو کی‌اَم‌ ؟ یه‌ تک‌ درخت‌ توی‌ کویر
رو قله‌ی‌ ترانه‌ها ، اما تو بندِ تن‌ اسیر
یه‌ انعکاس‌ از یه‌ سکوت‌ ، به‌ چلچله‌ توی‌ خزون‌
یه‌ بادبادک‌ بدون‌ِ نَخ‌ ، گم‌ شده‌ توی‌ آسمون‌

آی‌ روزگارِ سنگی‌ ! ما نام‌ُ ننگ‌ نخواستیم‌ !
ماهی‌ِ سرخمون‌ُ شام‌ِ نهنگ‌ نخواستیم‌ !
خوب‌ می‌دونیم‌ که‌ عمرِ پروانه‌ها یه‌ روزه‌
ما عمرِ نوح‌ُ توی‌ پیله‌ی‌ تنگ‌ نخواستیم‌ !

_________________
پسری هستم از جنس تنهايي كه
چشماني منتظر دارد و زخمهاي زمانه بر قلبش،
حكم مرگ را برايش صادر كرده است...
 
 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي
 
نويسنده پيغام

rezaaa
كوچولووو فعال هميشگي
كوچولووو فعال هميشگي

وضعيت: آفلاين
6 تير ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 7249
امتياز: 5114
تشکر کرده: 681
تشکر شده 3039 بار در 1168 پست


ارسالارسال شده در: سه شنبه، 27 فروردين ماه ، 1387 05:32:58    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

نام ترانه : "نقاب"

از كتاب : "پرنده بي پرنده"


(*)/0(*) ^ (*)/0(*)

هی بازیگر ! گریه نکن ! ما همه مون مثل همیم !
صبحا که از خواب پا می شیم نقاب به صورت می زنیم !
یکی معلم می شه و یکی می شه خونه به دوش !
یکی ترانه ساز می شه ، یکی می شه غزل فروش !
یکی رئیس کارخونه ،‌ یکی یه قاتل شرور !
یکی وکیل ،‌یکی وزیر ، یکی گدا ، یکی سپور !
کهنه نقاب زنده گی تا شب رو صورتای ماس !
گریه های پشت نقاب مثل همیشه بی صداس !

■ ■ ■ ■ ■

هر کسی هستی یه دفه قد بکش از پشت نقاب !
از رو نوشته حرف نزن ، رهاشو از پیله ی خواب !
نقشه ی یه دریچه رو رو میله ی قفس بکش !
برای یک بار که شده جای خودت نفس بکش !

■ ■ ■ ■ ■

کاشکی می شد تو زنده گی ما خودمون باشیم و بس !
تنها برای یک نگاه ، حتی برای یک نفس !
تا کی به جای خود ما نقاب ما حرف بزنه ؟
تا کی سکوت رو رج زدن ، نقش نمایش منه ؟
ای نمایشنامه نویس ! نقش من رو به من بده !
نقش جدال آخر تن به تن رو به من بده !
می خوام همین ترانه رو رو صحنه فریاد بزنم !
نقابم رو پاره کنم ، جای خودم داد بزنم !

■ ■ ■ ■ ■

هر کسی هستی یه دفه قد بکش از پشت نقاب
از رو نوشته حرف نزن ، رها شو از پیله ی خواب
نقشه ی یه دریچه رو ٬ رو میله ی قفس بکش
برای یک بار که شده جای خودت نفس بکش ..

_________________
مرا اندکی دوست بدار ، ولی طولانی ...
 
 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي
 
نويسنده پيغام

badboy
كوچولوووو خيلي فعال
كوچولوووو خيلي فعال

وضعيت: آفلاين
27 شهريور ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 3094
امتياز: 3796
تشکر کرده: 168
تشکر شده 321 بار در 113 پست

محل سكونت: همین حوالی!!!

ارسالارسال شده در: سه شنبه، 27 فروردين ماه ، 1387 22:47:40    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

نام كتاب: پرنده بی پرنده
نام ترانه: می‌دونم‌

می‌دونم‌ که‌ یک‌ نفر هست‌ زیرِ این‌ گنبدِ سنگی‌
که‌ میاد رو آسمونم‌ می‌کشه‌ یه‌ قوس‌ِ رنگی‌
اون‌که‌ از تبارِ دریا ، اون‌که‌ از نسل‌ِ ستاره‌س‌
وقتی‌ باشه‌ هر دقیقه‌ یه‌ تولدِ دوباره‌س‌
اون‌ که‌ آینه‌ی‌ اتاقم‌ از حضورش‌ بی‌نصیبه‌
توی‌ آینه‌ من‌ نشستم‌ اما من‌ با من‌ غریبه‌

فرصتی‌ نمونده‌ای‌ عشق‌ ! این‌ صدا صدای‌ مرگه‌
آخرین‌ فصل‌ِ جوانه‌ ، فصل‌ِ جون‌ دادن‌ِ برگه‌
از تو قصه‌ها طلوع‌ کن‌ تاغروب‌ِ من‌ بمیره‌
زیر خاکسترِ سردم‌ ، شعله‌ی‌ تو جون‌ بگیره‌

یکی‌ باید اینجا باشه‌ که‌ من‌ُ بدزده‌ از من‌
با من‌ از خودم‌ خودی‌تر ، بین‌ِ تن‌ باشه‌ وُ پیرهن‌
یکی‌ باید این‌ جا باشد که‌ شب‌ُ کم‌ کنه‌ از روز
روزِ تازه‌یی‌ بیاره‌ جای‌ این‌ روزِ غزلسوز
یکی‌ باید اینجا باشه‌ ، اونی‌ که‌ مثل‌ِ کسی‌ نیست‌
وقت‌ِ سردادن‌ِ آواز مثل‌ِ اون‌ همنفسی‌ نیست‌

فرصتی‌ نمونده‌ای‌ عشق‌ ! این‌ صدا صدای‌ مرگه‌
آخرین‌ فصل‌ِ جوانه‌ ، فصل‌ِ جون‌ دادن‌ِ برگه‌
از تو قصه‌ها طلوع‌ کن‌ تا غروب‌ من‌ بمیره‌
زیرِ خاکسترِ سردم‌ ، شعله‌ی‌ تو جون‌ بگیره‌


_________________
پسری هستم از جنس تنهايي كه
چشماني منتظر دارد و زخمهاي زمانه بر قلبش،
حكم مرگ را برايش صادر كرده است...
 
 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي
 
نويسنده پيغام

rezaaa
كوچولووو فعال هميشگي
كوچولووو فعال هميشگي

وضعيت: آفلاين
6 تير ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 7249
امتياز: 5114
تشکر کرده: 681
تشکر شده 3039 بار در 1168 پست


ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 28 فروردين ماه ، 1387 01:43:29    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

نام ترانه : "شهر خواب"

از كتاب : "پرنده بي پرنده"


(*)/0(*) ^ (*)/0(*)

تشنه ها تو هرم صحرای عطش ٬ خواب چشمه ی زلال رو می بینن
اونا که سیبای سرخ رو می خورن ، خواب میوه های کال می بینن

آنتن زنگ زده روی پشت بوم ، خواب پای یه کبوتر می بینه
هر کی بیشتر توی قصه می شکنه ، همیشه خوابای بهتر می بینه

اما من که خواب تو رو دیدم و بس ، خواب تو ای تو هوای هر نفس !
مثل او عقاب پیری که هنوز ، خواب پرواز می بینه تو قفس !

خواب تو یه خواب ناب تازه بود ، رؤیای پک زلال مخملی
خواب هفت سالگی ستاره ها ، فصل سرسبز کلاس اولی


آخ ! چه ساده همترانه می شدیم تو کلاس بی هراس لحظه ها
آرزوها چه هم اندازه بودن ، دنیا جا می شد میون مشت ما

صدای خنده هامون قد می کشید ،‌وقت گرگم به هوا تو کوچه ها
دستامون دوباره عادل می شدن وقت قسمت شدن کلوچه ها

کاش می شد همیشه بچگی کنیم کاش می شد دوباره همصدا بشیم
خورشید از چهار طرف بتابه و ما ها از سایه هامون جدا بشیم

می دونم نمی شه اما چاره نیست ، وعده گاهمون بازم خواب منه
توی آسمون تنهایی من ،‌ همیشه خورشید رؤیا روشنه

دوس دارم تو شهر خوابم بمونم ، آخه ساده تر می شه ستاره چید !
می شه آواز زلال بودن از سکوت ترد لحظه ها شنید !


اما باز صدای زنگ زنده گی خواب رو از چشمای خسته ام می گیره !
فصل ناتموم کودکی من ، تو دلم مثل یه فانوس می میره !


واقعا يغما يه دونست !
واقعا ... :wink:

_________________
مرا اندکی دوست بدار ، ولی طولانی ...
 
 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي
 
نويسنده پيغام

badboy
كوچولوووو خيلي فعال
كوچولوووو خيلي فعال

وضعيت: آفلاين
27 شهريور ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 3094
امتياز: 3796
تشکر کرده: 168
تشکر شده 321 بار در 113 پست

محل سكونت: همین حوالی!!!

ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 28 فروردين ماه ، 1387 19:58:27    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول


پرنده بی پرنده

نام ترانه: تمام‌ِ من‌


تو کوچه‌های‌ بی‌چراغ‌ شب‌ تا سحر سوت‌ می‌زنم‌
پنجره‌ها که‌ وا می‌شن‌ قایم‌ می‌شم‌ تو پیرهنم‌
می‌گذرم‌ از چشمکای‌ چراغ‌ِ چهارراه‌ِ سکوت‌
از توی‌ صندوقای‌ پُست‌ صدای‌ گریه‌ می‌شنوم‌

اتاقک‌ِ این‌ تلفن‌ ، یه‌ جا واسه‌ قایم‌ شدن‌
دگمه‌هاش‌ُ فشار می‌دم‌ ، آی‌ تلفن‌ زنگی‌ بزن‌ !
این‌ تلفن‌ زنگ‌ نداره‌ ، خطّای‌ اون‌ یک‌ طرفه‌س‌
دُرُس‌ مثه‌ قصه‌ی‌ ما ، نازِ تو وُ دل‌ دل‌ِ من‌

من‌ یه‌ کبوتر دَم‌ِ تیغ‌ ، تو آخرین‌ جرعه‌ی‌ آب‌
من‌ نمی‌خوام‌ عکسی‌ باشم‌ اسیرِ چارچوب‌ِ یه‌ قاب‌
یکی‌ بیاد حنجره‌ش‌ُ واکنه‌ رو به‌ شعرِ من‌
یکی‌ بیاد از صورت‌ِ ترانه‌ برداره‌ نقاب‌

نبض‌ِ آوازُ گرفتم‌ امااین‌ تمام‌ِ من‌ نیست‌
دارم‌ از خودم‌ می‌ترسم‌ این‌ ترانه‌ رام‌ِ من‌ نیست‌
دستم‌ُ بگیر تو دستت‌ نذار از نفس‌ بیفتم‌
به‌ خدا خدانگهدار جواب‌ِ سلام‌ِ من‌ نیست‌

_________________
پسری هستم از جنس تنهايي كه
چشماني منتظر دارد و زخمهاي زمانه بر قلبش،
حكم مرگ را برايش صادر كرده است...
 
 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي
 
نويسنده پيغام

badboy
كوچولوووو خيلي فعال
كوچولوووو خيلي فعال

وضعيت: آفلاين
27 شهريور ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 3094
امتياز: 3796
تشکر کرده: 168
تشکر شده 321 بار در 113 پست

محل سكونت: همین حوالی!!!

ارسالارسال شده در: جمعه، 30 فروردين ماه ، 1387 21:06:16    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

پرنده بی پرنده
نام ترانه: غریبه‌ی‌ قدیمی‌


من‌ُ با ترانه‌ بشناس‌ ، ای‌ ستاره‌ی‌ غزلپوش‌ !
این‌ من‌ِ مُرده‌ی‌ سردُ ، زنده‌ کن‌ تو هُرم‌ِ آغوش‌
تلخی‌ِ هزار تا گریه‌ توی‌ لرزش‌ صدامه‌
اما نقش‌ِ یه‌ تبسم‌ همیشه‌ روی‌ لبامه‌
با نقاب‌ِ این‌ تبسم‌ صورتم‌ رُ می‌پوشونم‌
با چش‌ِ بسته‌ می‌بینم‌ ، با لب‌ِ بسته‌ می‌خونم‌

گم‌ شده‌ راه‌ِ کودکی‌ ، اون‌ دل‌ِ صاف‌ِ من‌ کجاست‌ ؟
دستای‌ پاک‌ُ عاشق‌ِ ترانه‌باف‌ِ من‌ کجاست‌ ؟
من‌ که‌ به‌ زخم‌ دشنه‌ها ، مرهم‌ِ بوسه‌ می‌زدم‌
دشنه‌ شدم‌ ، دشنه‌ شدم‌ ، بگو غلاف‌ِ من‌ کجاست‌ ؟

ای‌ غریبه‌ی‌ قدیمی‌ ! من‌ُ با ترانه‌ بشناس‌
صفحه‌ی‌ بعدی‌ سفیده‌ ، آخرِ قصه‌ همین‌جاس‌
نگا ! کن‌ یه‌ مردِ گریون‌ ، پشت‌ِ پرده‌ی‌ نقابه‌
من‌ میون‌ِ ابرا نیستم‌ ، کبوتر تو چاه‌ می‌خوابه‌
من‌ُ بشناس‌ تا بفهمم‌ توی‌ آینه‌ها کی‌اَم‌ من‌ ؟
یه‌ اجاق‌ِ سردِ خاموش‌ ، یا یه‌ چلچراغ‌ِ روشن‌ ؟

گم‌ شده‌ راه‌ِ کودکی‌ ، اون‌ دل‌ِ صاف‌ِ من‌ کجاست‌ ؟
دستای‌ پاک‌ُ عاشق‌ِ ترانه‌باف‌ِ من‌ کجاست‌ ؟
من‌ که‌ به‌ زخم‌ دشنه‌ها ، مرهم‌ِ بوسه‌ می‌زدم‌
دشنه‌ شدم‌ ، دشنه‌ شدم‌ ، بگو غلاف‌ِ من‌ کجاست‌ ؟


_________________
پسری هستم از جنس تنهايي كه
چشماني منتظر دارد و زخمهاي زمانه بر قلبش،
حكم مرگ را برايش صادر كرده است...
 
 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي
 
نويسنده پيغام

rezaaa
كوچولووو فعال هميشگي
كوچولووو فعال هميشگي

وضعيت: آفلاين
6 تير ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 7249
امتياز: 5114
تشکر کرده: 681
تشکر شده 3039 بار در 1168 پست


ارسالارسال شده در: يكشنبه، 1 ارديبهشت ماه ، 1387 20:24:12    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

نام ترانه : "بامن باش"

از كتاب : "پرنده بي پرنده"


(*)/0(*) ^ (*)/0(*)

امشب‌ انگار خون‌ِ تازه‌یی‌ تو رگ‌های‌ منه‌
یکی‌ از عمق‌ِ سکوتم‌ داره‌ فریاد می‌زنه‌
من‌ُ از جاده‌ نترسون‌ نگو که‌ فاصله‌مون‌
صدتا کفش‌ سُربی‌ُ صدتا عصای‌ آهنه‌

تو سَرَم‌ افتاده‌ امشب‌ هوس‌ِ قدم‌ زدن‌
رَد شدن‌ از دل‌ِ آتیش‌ تو یه‌ چش‌ به‌ هم‌ زدن‌
پا به‌ پای‌ سیم‌ِ گیتار خوندن‌ از گذشته‌ها
توی‌ هوای‌ روشن‌ُ پاک‌ِ ترانه‌ دَم‌ زدن‌

نازنین‌ ! فقط‌ توی‌ همین‌ نفس‌ با من‌ باش‌ !
بگو هستی‌ که‌ بِرُمبه‌ این‌ قفس‌ ، با من‌ باش‌ !
گوش‌ بده‌ نبض‌ِ ترانه‌ تنها با تو می‌زنه‌
بی‌بی‌ِ ترانه‌هام‌ تویی‌ُ بَس‌ ، با من‌ باش‌ !

بیا امشب‌ از حصارِ هر بهانه‌ رَد بشیم‌
لهجه‌ی‌ ناب‌ُ زلال‌ِ این‌ شب‌ُ بَلَد بشیم‌
ما دوتا رودخونه‌ییم‌ تو دریا می‌رسیم‌ به‌ هم‌ ،
نکنه‌ طعمه‌ی‌ دیوارای‌ سردِ سَد بشیم‌

ولی‌ انگار که‌ دارم‌ من‌ با خودم‌ حرف‌ می‌زنم‌
جُز صدای‌ نفسم‌ هیچ‌ صدایی‌ نمی‌شنوم‌
نگا کن‌ ! فقط‌ یه‌ سایه‌ پا به‌ پای‌ من‌ میاد
سایه‌ فریاد می‌زنه‌: تنها رفیق‌ِ تو منم‌ !

نازنین‌ ! فقط‌ توی‌ همین‌ نفس‌ با من‌ باش‌ !
بگو هستی‌ که‌ برُمبه‌ این‌ قفس‌ ، با من‌ باش‌ !
گوش‌ بده‌ نبض‌ِ ترانه‌ تنها با تو می‌زنه‌
بی‌بی‌ِ ترانه‌هام‌ تویی‌ُ بَس‌ ، با من‌ باش‌ !

_________________
مرا اندکی دوست بدار ، ولی طولانی ...
 
 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي
 
نويسنده پيغام

rezaaa
كوچولووو فعال هميشگي
كوچولووو فعال هميشگي

وضعيت: آفلاين
6 تير ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 7249
امتياز: 5114
تشکر کرده: 681
تشکر شده 3039 بار در 1168 پست


ارسالارسال شده در: سه شنبه، 3 ارديبهشت ماه ، 1387 03:36:31    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

نام ترانه : "چهارراه‌"

از كتاب : "پرنده بي پرنده"


(*)/0(*) ^ (*)/0(*)

بی‌بی‌ِ چراغ‌ قرمز ! دخترِ بچه‌ به‌ پُشت‌ !
دودِ اسفندِ تو رُ ترس‌ کدوم‌ ستاره‌ کشت‌ ؟
فالای‌ حافظ‌ت‌ُ بادِ کدوم‌ بهونه‌ بُرد ؟
سیب‌ِ سرخت‌ُ کدوم‌ سایه‌ی‌ سربُریده‌ خورد ؟
گُل‌ِ یخ‌ شاخه‌یی‌ چنده‌ ؟ گل‌ِ بی‌برگ‌ُ بهار !
چشمای‌ خیست‌ُ بستی‌ به‌ کدوم‌ جاده‌ی‌ تار ؟
برو اسفندت‌ُ دود کن‌ سرِ چارراه‌ِ شلوغ‌ !
تا شاید وابشن‌ این‌ چشمای‌ کورِ بی‌فروغ‌ !
چشم‌ِ آدمایی‌ که‌ حتا یه‌ خوابم‌ ندیدن‌
فکر بچه‌هایی‌ نیستن‌ که‌ تو کارتُن‌ خوابیدن‌
اونا که‌ از اول‌ِ هستی‌ به‌ ماتم‌ می‌شینن‌
وقت‌ِ بارون‌ زیرِ پُل‌ خواب‌ِ یه‌ کرسی‌ می‌بینن‌

((((()))))

اسفندِ دونه‌ دونه‌ ، گریه‌ نکن‌ شبونه‌
شهرِ قشنگ‌ِ رؤیا ، مقصدِ قصه‌مونه‌

((((()))))

آخرش‌ یکی‌ میاد گل‌هات‌ُ یکجا می‌خره‌
تو رُ ترک‌ِ اسب‌ِ نور به‌ شهرِ رؤیا می‌بَره‌
اون‌جا که‌ آدماش‌ُ نمی‌شه‌ با سکه‌ خرید
می‌شه‌ با بال‌ِ صدا تا اوج‌ِ قله‌ها پرید
اون‌جا هیچکس‌ نمی‌خوابه‌ زیرِ سقف‌ِ سردِ پُل‌
درِ جعبه‌های‌ جادو وا می‌شه‌ به‌ نام‌ِ گل‌
اون‌جا فال‌ِ عاشقا یه‌ فال‌ِ سبزُ روشنه‌
هر یه‌ قرص‌ِ نون‌ِ جو سهم‌ِ هزار تا دهنه‌
برو اسفندت‌ُ دود کن‌ سرِ چارراه‌ِ شلوغ‌
تا شاید وابشن‌ این‌ چشمای‌ کورِ بی‌فروغ‌

((((()))))

اسفندِ دونه‌ دونه‌ ، گریه‌ نکن‌ شبونه‌
شهرِ قشنگ‌ِ رؤیا ، مقصدِ قصه‌مونه‌

((((()))))

_________________
مرا اندکی دوست بدار ، ولی طولانی ...
 
 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي
 
نويسنده پيغام

rezaaa
كوچولووو فعال هميشگي
كوچولووو فعال هميشگي

وضعيت: آفلاين
6 تير ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 7249
امتياز: 5114
تشکر کرده: 681
تشکر شده 3039 بار در 1168 پست


ارسالارسال شده در: جمعه، 6 ارديبهشت ماه ، 1387 02:22:07    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

نام ترانه : "آفتابی‌"

از كتاب : "پرنده بي پرنده"


(*)/0(*) ^ (*)/0(*)

راهی‌ نمونده‌ ، نازنین‌ ! باید به‌ دریا بزنیم‌ !
باید از این‌ خواب‌ِ بلند ، یه‌ پُل‌ به‌ رؤیا بزنیم‌ !
راهی‌ نمونده‌ نازنین‌ ! راه‌ِ ستاره‌ سَد شده‌ !
تو امتحان‌ِ سادگی‌ ، قلب‌ِ من‌ُ تو رَد شده‌ !
راهی‌ نمونده‌ باید از بغض‌ِ ترانه‌ بگذریم‌ !
غصه‌ نخور ! ما دوتا از سایه‌ها آفتابی‌تریم‌ !
راهی‌ نمونده‌ ، رفتنت‌ آخرِ قصه‌ی‌ منه‌ !
اما چراغ‌ِ یادِ تو ، تو شب‌ِ قصه‌ روشنه‌ !

خاتون‌ِ خط‌ خورده‌ی‌ من‌ ! نبض‌ِ غزل‌ رُ زنده‌ کن‌ !
دوباره‌ تو بازی‌ِ دل‌ ، بغض‌ِ من‌ُ برَنده‌ کن‌ !
خاتون‌ِ خط‌ خورده‌ی‌ من‌ ! اوج‌ِ صدای‌ من‌ کجاست‌ ؟
حروف‌ِ پاک‌ اسم‌ِ تو ، کجای‌ این‌ ترانه‌هاس‌ ؟
با هم‌ کلیدِ نقره‌ رُ تو کوچه‌ پیدا می‌کنیم‌ !
واژه‌ی‌ زنده‌گی‌ رُ با ترانه‌ معنا می‌کنیم‌ !
خاطره‌های‌ خفته‌ رُ دوباره‌ بیدار می‌کنیم‌ !
عشق‌ُ تو هر ترانه‌یی‌ صد دفه‌ تکرار می‌کنیم‌ !

هنوزم‌ نبض‌ِ غزل‌ نبض‌ِ قدمهای‌ منه‌ !
هنوزم‌ قلب‌ِ ترانه‌ توی‌ سینه‌م‌ می‌زنه‌ !
نازنین‌ ! خسته‌ نشو ! تو آینه‌ می‌رسیم‌ به‌ هم‌ ،
طپش‌ِ ترانه‌ها فاصله‌ها رُ می‌شکنه‌ !


_________________
مرا اندکی دوست بدار ، ولی طولانی ...
 
 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي
 
نويسنده پيغام

rezaaa
كوچولووو فعال هميشگي
كوچولووو فعال هميشگي

وضعيت: آفلاين
6 تير ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 7249
امتياز: 5114
تشکر کرده: 681
تشکر شده 3039 بار در 1168 پست


ارسالارسال شده در: سه شنبه، 17 ارديبهشت ماه ، 1387 00:31:22    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

نام ترانه : "پل‌ِ عابرِ پیاده‌ "

از كتاب : "پرنده بي پرنده"


(*)/0(*) ^ (*)/0(*)

روی‌ جدول‌ِ شکسته‌ ، یه‌ پسربچه‌ نشسته‌
گُلای‌ سُرخ‌ُ گرفته‌ توی‌ انگشتای‌ خسته‌
تو چشاش‌ ستاره‌ مُرده‌ ، سه‌ روزه‌ هیچی‌ نخورده‌
سر رسیدن‌ِ بهارُ کسی‌ یادش‌ نیاورده‌
«ـ آقایون‌ ! خانوما ! گُل‌ !
سهم‌ِ منم‌ از آدما ! گُل‌ ! »

■ ■ ■ ■ ■

آدما تو فکرِ عیدن‌ ، فکرِ یه‌ ماهی‌ سفیدن‌
اونا از تو ماشیناشون‌ ، هیچ‌ صدایی‌ نشنیدن‌
دیگه‌ شب‌ از راه‌ رسیده‌ ، غنچه‌ی‌ غروب‌ُ چیده‌
از پسر بچه‌ی‌ خسته‌ هیچکسی‌ گُل‌ نخریده‌
پُل‌ِ عابرِ پیاده‌ تنها جای‌ اَمن‌ِ خوابه‌
رو لب‌ِ اون‌ پسر اما یه‌ سوال‌ِ بی‌جوابه‌:
«ـ ای‌ خدا چرا نمی‌شه‌ این‌ گُلا یه‌ لُقمه‌ نون‌ شه‌ ؟
جای‌ خواب‌ِ من‌ تو ابرا ، روی‌ بام‌ِ آسمون‌ شه‌ ؟ »

■ ■ ■ ■ ■

پسرک‌ ! موقع‌ خوابه‌ ، وقت‌ یه‌ رؤیای‌ نابه‌ !
فردا که‌ بیدارشی‌ از خواب‌ ، عیدی‌ِ تو یه‌ جوابه‌ !
صُب‌ شده‌ اونورِ شیشه‌ ، پسرک‌ بیدار نمی‌شه‌
انگاری‌ تموم‌ِ عمرش‌ توی‌ خواب‌ بوده‌ همیشه‌
گُلا پژمُرده‌ وُ پَرپَر ، روی‌ پُل‌ ریخته‌ کنارش‌
خیره‌ موندن‌ به‌ خیابون‌ اون‌ چشای‌ بی‌قرارش‌
هنوزم‌ رو پُل‌ خوابیده‌ ، با چشای‌ باز تو بارون‌
تو مرخصی‌ِ عیده‌ ، پاسبون‌ این‌ خیابون‌...

_________________
مرا اندکی دوست بدار ، ولی طولانی ...
 
 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي
 
نويسنده پيغام

badboy
كوچولوووو خيلي فعال
كوچولوووو خيلي فعال

وضعيت: آفلاين
27 شهريور ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 3094
امتياز: 3796
تشکر کرده: 168
تشکر شده 321 بار در 113 پست

محل سكونت: همین حوالی!!!

ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 18 ارديبهشت ماه ، 1387 23:37:34    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

پرنده بی پرنده

نام ترانه: جمعه‌ بازار


پنجره‌ بی‌ چراغه‌ ، رو آنتنا کلاغه‌
هنوز تو شهرِ قصه‌ ، بازارِ دشنه‌ داغه‌
بارون‌ِ ریشه‌ ریشه‌ مُش‌ می‌زنه‌ به‌ شیشه‌
میگه‌ نگاه‌ خورشید مال‌ِ منه‌ همیشه‌
خورشیدِ گیس‌ بُریده‌ پاشنه‌شو وَرکشیده‌
قیچی‌ِ تیزِ بارون‌ موی‌ طلاشو چیده‌
شاپرکی‌ که‌ سوخته‌ ، چشم‌ُ به‌ شعله‌ دوخته‌
شاعرِ نون‌ نخورده‌ ، ترانه‌ش‌ُ فروخته‌

از سرِ پُل‌ تا توپخونه‌ ، نبض‌ِ غزل‌ هراسونه‌
تو گردش‌ِ عقربه‌ها ، لحظه‌ کشی‌ فراوونه‌

ترانه‌ها دروغن‌ ، شعله‌ها بی‌ فروغن‌
هنوز تو جمعه‌ بازار قصابیا شلوغن‌
گریه‌ نکن‌ ! ستاره‌ ! قَد می‌کشم‌ دوباره‌
پُشت‌ِ سرِ ترانه‌ گریه‌ شگون‌ نداره‌
ترانه‌ ! دَس‌ نگه‌ دار ! گوش‌ داره‌ موش‌ِ دیوار
چراغ‌ِ این‌ تقاطع‌ همیشه‌ سُرخه‌ انگار
خورشیدِ مو طلایی‌ ! کجایی‌ ؟ آی‌ ! کجایی‌ ؟
بزن‌ به‌ سیم‌ِ آواز ! تویی‌ که‌ خوش‌ صدایی‌ !

از سر پُل‌ تا توپخونه‌ ، نبض‌ِ غزل‌ هراسونه‌
تو گردش‌ِ عقربه‌ها ، لحظه‌ کشی‌ فراوونه‌

_________________
پسری هستم از جنس تنهايي كه
چشماني منتظر دارد و زخمهاي زمانه بر قلبش،
حكم مرگ را برايش صادر كرده است...
 
 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي
 
نويسنده پيغام

rezaaa
كوچولووو فعال هميشگي
كوچولووو فعال هميشگي

وضعيت: آفلاين
6 تير ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 7249
امتياز: 5114
تشکر کرده: 681
تشکر شده 3039 بار در 1168 پست


ارسالارسال شده در: جمعه، 20 ارديبهشت ماه ، 1387 02:41:33    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

نام ترانه : "نمايش "

از كتاب : "پرنده بي پرنده"



(*)/0(*) ^ (*)/0(*)



آدما ! بگین‌ بدونم‌ ، چرا عمرِ شب‌ بلنده‌ ؟

چرا خورشید درِ نورو ٬ روی‌ باغچه‌مون‌ می‌بنده‌ ؟

سیب‌ِ باغ‌ِ قصه‌ کال‌ِ ، بازیگر رو پرده‌ لاله

تو سکوت‌ِ این‌ نمایش‌ ٬ نمره‌ی‌ ترانه‌ چنده‌ ؟



■ ■ ■ ■ ■


آدما ! به‌ جای‌ دیدن‌ ، ما فقط‌ تخمه‌ شکستیم‌ !

چشمامونو‌ُ وا گذاشتیم‌ ، درِ مغزامونو‌ُ بستیم‌ !

قهرمان‌ِ قصه‌ ، خسته‌ ، دادکشید با لب‌ِ بسته‌:

«آدمی‌ مونده‌ تو قصه‌ ؟» ، ما نگفتیم‌ که‌ ؛ ما هستیم‌ !



■ ■ ■ ■ ■


آدما ! تو این‌ نمایش‌ ، نقش‌ِ ما فقط‌ نگاهه‌ !

سوزن‌ِ ریزِ حقیقت‌ ٬ میون‌ِ انبارِ کاهه‌ !

کوره‌راه‌ِ بی‌ستاره‌ ، راه‌ به‌ هیچ‌ جایی‌ نداره‌،

ما نمی‌رسیم‌ به‌ مقصد ، دیگه‌ این‌ آخرِ راهه‌ !



■ ■ ■ ■ ■


آدما ! شاید یه‌ روزی‌ ، آخرِ یه‌ فیلم‌ تازه‌،

برسیم‌ بالای‌ تقویم‌ ، اونجا که‌ روزا درازه‌ !

آسمون‌ِ اونجا صافه‌ ، دشنه‌هاش‌ توی‌ غلافه‌،

اونجا قهرمان‌ِ فیلمم‌ ، مث‌ِ ما ترانه‌ سازه‌ !



■ ■ ■ ■ ■


کپ‌ نکنین‌ اگه‌ قُرُق‌ بایه‌ پشه‌ شکسته‌ شه‌ !

اگه‌ یه‌ وقت‌ ، میون‌ فیلم‌ ، پرده‌ صحنه‌ بسته‌ شه‌ !

کپ‌ نکنین‌ اگه‌ به‌ عشق‌ ، یه‌ نمره‌ی‌ رَدی‌ بِدَن‌ !

جایزه‌ی‌ نوبل‌و به‌ ، پزشک‌ احمدی‌ بِدَن !!!‌




_________________
مرا اندکی دوست بدار ، ولی طولانی ...
 
 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي
 
نويسنده پيغام

mahdisagheb
كوچولو پرتلاش براي فعال شدن
كوچولو پرتلاش براي فعال شدن

وضعيت: آفلاين
15 بهمن ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 306
امتياز: 407
تشکر کرده: 0
تشکر شده 1 بار در 1 پست

محل سكونت: varamin

ارسالارسال شده در: جمعه، 20 ارديبهشت ماه ، 1387 16:44:33    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

عنوان :ستاره


از کتاب : پرنده بی پرنده


دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه
دوباره اين دل ديوونه واسه ت دلتنگه
وقت از تو خوندن ستاره ي ترانه ها!
اسم تو براي من قشنگترين آهنگه

بي تو يك پرنده ي اسير بي پروازم
با تو اما مي رسم به قله ي آوازم
اگه تا آخر اين ترانه با من باشي ،
واسه تو سقفي از آهنگ و صدا مي سازم

با يه چشمك دوباره من رو زنده كن ستاره
نذار از نفس بيفتم ، تويي تنها راه چاره
آي ستاره ! آي ستاره ! بي تو شب نوري نداره
اين ترانه تا هميشه تو رو ياد من مياره

توي كه عشقم رو از نگاه من مي خوني
تويي كه تو تپش ترانه هام پنهوني
تويي كه همنفس هميشه ي آوازي
تويي كه آخر قصه ي من رو مي دوني

اگه كوچه ي صدام يه كوچه ي باريكه
اگه خونم بي چراغ چشم تو تاريكه
مي دونم آخر قصه مي رسي به داد من
لحظه ي يكي شدن تو آينه ها نزديكه

با يه چشمك دوباره من رو زنده كن ستاره
نذار از نفس بيفتم ، تويي تنها راه چاره
آي ستاره ! آي ستاره ! بي تو شب نوري نداره
اين ترانه تا هميشه تو رو ياد من مياره

_________________
در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح در انزوا می خورد و می تراشد و این درد ها را نمی توان به کسی اظهار کرد ...
 
 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل شناسه Yahoo Massenger
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر

    صفحه اول سايت كوچولو -> اشعار -> شاعران نو پرداز

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
رفتن به صفحه قبلي  1, 2, 3, 4, 5, 6, 7  بعدي
صفحه 3 از 7
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در كوچولو

  


 



 

Powered by phpBB & Farsi Project By PHPNuke.ir


RSS Карта сайта