شما هنوز عضو سايت كوچولو نيستيد  - براي استفاده از كليه امکانات كوچولو، بايد عضو شويد و با نام كاربري خود وارد انجمن شويد
 براي عضويت سريع در كوچولو  اينجا  کليک کنيد



بستن

www.kocholo.org سايت كوچولو
كوچولو : بزرگترين سايت و فروم عاشقانه - تفريحي ايرانيان
 عكس - والپيير - كارت پستال - شعر - داستان - اس ام اس و جك - آهنگ - فيلم - بازي خوانندگان - بازيگران - اخبار - هنر - بحث
بخشهای انجمن
بخشهای سایت
    هر چيزي كوچولو باشه، قشنگه!!!   *****    براي رفتن به بخشهاي مختلف سايت و فروم، از منوي كشويي زير استفاده نماييد      *****       مهم:  به علت آپديت روزانه سايت و فروم ، هر روز به فروم كوچولو و آرشيو اخبار سايت سر بزنيد
سبز نارنجي خاكستري

كوچولو :: بزرگترين سايت عكس :: شعر :: مطالب عاشقانه و تفريحي و سرگرمي ايران: تالار گفتگو

سايت كوچولو :: بخش شاعران کهن و کلاسیک :: اشعار محمد حسين شهريار
 سوالات رايج *   جستجو *    ليست كوچولوها *   گروههاي كاربري *    ويرايش مشخصات *   ورود به كوچولو و كنترل پيغامهاي شخصي   ورود به كوچولو
اشعار محمد حسين شهريار
رفتن به صفحه قبلي  1, 2, 3 ... 9, 10, 11, 12  بعدي
 
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع ارسال تشکر     صفحه اول سايت كوچولو -> اشعار -> شاعران کهن و کلاسیک
 
نويسنده پيغام

reza1362
كوچولو ماندگار(آخر كوچولو)
كوچولو ماندگار(آخر كوچولو)

وضعيت: آفلاين
24 شهريور ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 8384
امتياز: 10570
تشکر کرده: 2240
تشکر شده 2816 بار در 1411 پست

محل سكونت: در كوچه هاي تنهائي

ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 2 مهر ماه ، 1388 04:20:42    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

تنها کاربران عضو سايت كوچولو قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

"_- غزل شماره ۹۱
-_"
تنها کاربران عضو سايت كوچولو قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

"_- عهد قدیم -_"

تنها کاربران عضو سايت كوچولو قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت


چـه شـد آن عهـد قدیم و چه شد آن یار ندیمخـون کـنـد خـاطر من خـاطره عهد قـدیم

چه شدن آن طره پیوند دل و جان که دگر دل بشکـسته عاشـق ننـوازد بـه نسیم

آن دل بــاز تـر از دسـت کــریــمــم یــارب چون پسندی که شود تنگتر از چشم لئیم

عهـد طـفـلـی چـو بـیـاد آرم و دامـان پـدربارم از دیده به دامان همه درهای یتیم

یـاد بگـذشته چـو آن دور نمـای وطن استکـه شـود بـرافـق شـام غـریبـان تـرسیم

سیـم و زر شـد مـحک تجربه گـوهـر مـردکه سیه باد بدین تجربه روی زر و سیم

دردناک است که در دام اشغال افتد شیریـا که محتاج فرومایه شـود مـرد کریم

هم از الطاف همایون تـو خواهـم یاربدر بلایای تو توفیق ه رضا و تسلیم

نقـص در مـعـرفت ماســت نـگارا ور نهنیست بی مصلحتی حکم خداوند حکیم

شـهریـارا به تو غـم الـفت دیـریـن داردمحترم دار به جان صحبت یاران قدیم

تنها کاربران عضو سايت كوچولو قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

_________________
متن سنگ نوشته كوروش

ای‌انسان‌هرکه‌باشی‌وازهرجاکه‌بیایی
میدانم‌خواهی‌آمد
من‌کوروشم‌که‌برای‌پارسی‌ها‌این‌دولت‌وسیع‌رابنانهادم
بدین‌مشتی‌خاک‌که‌تن‌مراپوشانده‌رشک‌مبر
 
 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo Massenger
کاربران كوچولوهايي که برای این ارسال از reza1362 تشکر کرده اند love-kh, saita
 
نويسنده پيغام

love-kh
كوچولو فوق فعال
كوچولو فوق فعال

وضعيت: آفلاين
23 شهريور ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 4937
امتياز: 5207
تشکر کرده: 994
تشکر شده 829 بار در 481 پست

محل سكونت: تهران

ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 2 مهر ماه ، 1388 17:37:55    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول


دوستان عزیز برای سهولت و نظم بیشتر تاپیک لیست غزلیات استاد شهریار در زیر نوشته شده و اشعار ارسال شده علامت گذاری(:?:) شده است
لطفا از اشعار بدون علامت(ارسال نشده) به ترتيب و با رنگ بندي ادامه دهيد.



غزل شماره ۱ - مکتب حافظ :?:
غزل شماره ۲ - مناجات :?:
غزل شماره ۳ - غزاله صبا :?:
غزل شماره ۴ - هفتاد سالگی :?:
غزل شماره ۵ - ارباب زمستان :?:
غزل شماره ۶ - داغ لاله :?:
غزل شماره ۷ - طور تجلی :?:
غزل شماره ۸ - در راه زندگانی :?:
غزل شماره ۹ - حالا چرا :?:
غزل شماره ۱۰ - ناکامیها :?:
غزل شماره ۱۱ - دریاچه اشک :?:
غزل شماره ۱۲ - آشیان عنقا :?:
غزل شماره ۱۳ - سوز و ساز :?:
غزل شماره ۱۴ - ساز حبیب :?:
غزل شماره ۱۵ - نقش حقایق :?:
غزل شماره ۱۶ - مرغ زخمی :?:
غزل شماره ۱۷ - دل درویش نوازت :?:
غزل شماره ۱۸ - خودپرستی خداپرستی :?:
غزل شماره ۱۹ - دیدار آشنا :?:
غزل شماره ۲۰ - بر سر خاک ایرج :?:
غزل شماره ۲۱ - یکشب با قمر :?:
غزل شماره ۲۲ - همت ای پیر :?:
غزل شماره ۲۳ - زکوه زندگی :?:
غزل شماره ۲۴ - سپاه من :?:
غزل شماره ۲۵ - چراغ هدایت :?:
غزل شماره ۲۶ - کاروان بی خبر :?:
غزل شماره ۲۷ - چشم انتظار :?:
غزل شماره ۲۸ - فریده :?:
غزل شماره ۲۹ - انتحار تدریجی :?:
غزل شماره ۳۰ - کنج فنا :?:
غزل شماره ۳۱ - چشم مست :?:
غزل شماره ۳۲ - مسافر مجنون :?:
غزل شماره ۳۳ - اشک شوق :?:
غزل شماره ۳۴ - ملال محبت:?:
غزل شماره ۳۵ - دستم به دامانت:?:
غزل شماره ۳۶ - ویلن تاجبخش:?:
غزل شماره ۳۷ - دیوان و دیوانه :?:
غزل شماره ۳۸ - خزان جاودانی:?:
غزل شماره ۳۹ - گل پشت و رو ندارد :?:
غزل شماره ۴۰ - شتاب شباب :?:
غزل شماره ۴۱ - وداع جوانی :?:
غزل شماره ۴۲ - طغرای امان :?:
غزل شماره ۴۳ - ستاره صبح :?:
غزل شماره ۴۴ - من نخواهد شد :?:
غزل شماره ۴۵ - رؤیای جوانی :?:
غزل شماره ۴۶ - بهار زندانی:?:
غزل شماره ۴۷ - عیدی عشاق :?:
غزل شماره ۴۸ - یادی از ایرج :?:
غزل شماره ۴۹ - افسانه شب :?:
غزل شماره ۵۰ - جلوه جلال :?:
غزل شماره ۵۱ - مسافر همدان :?:
غزل شماره ۵۲ - سیل روزگار :?:
غزل شماره ۵۳ - سرود ساربان :?:
غزل شماره ۵۴ - عید خون :?:
غزل شماره ۵۵ - درس محبت :?:
غزل شماره ۵۶ - هفت خوان عشق :?:
غزل شماره ۵۷ - بارگاه حافظ :?:
غزل شماره ۵۸ - حافظ جاویدان :?:
غزل شماره ۵۹ - جلوه جانانه :?:
غزل شماره ۶۰ - خوابی و خماریی :?:
غزل شماره ۶۱ - بازار شوق :?:
غزل شماره ۶۲ - او بود و او نبود :?:
غزل شماره ۶۳ - اشک ندامت :?:
غزل شماره ۶۴ - روزه شکن:?:
غزل شماره ۶۵ - ای شیراز :?:
غزل شماره ۶۶ - بیاد استاد فرخ :?:
غزل شماره ۶۷ - سینمای خزان :?:
غزل شماره ۶۸ - جمال کعبه :?:
غزل شماره ۶۹ - افسانه روزگار :?:
غزل شماره ۷۰ - گله عاشق :?:
غزل شماره ۷۱ - خدا حافظ :?:
غزل شماره ۷۲ - شهید عشق:?:
غزل شماره ۷۳ - غنای غم :?:
غزل شماره ۷۴ - یاران دغل :?:
غزل شماره ۷۵ - هجران کشیده ام:?:
غزل شماره ۷۶ - زندان زندگی :?:
غزل شماره ۷۷ - ناله ناکامی :?:
غزل شماره ۷۸ - لاله سیراب :?:
غزل شماره ۷۹ - حراج عشق :?:
غزل شماره ۸۰ - بخفت خفته و دولت بیدار :?:
غزل شماره ۸۱ - خمار انتظار :?:
غزل شماره ۸۲ - دوست ندیدم :?:
غزل شماره ۸۳ - گوهر فروش :?:
غزل شماره ۸۴ - در کوچه باغات شمران :?:
غزل شماره ۸۵ - چه میکشم :?:
غزل شماره ۸۶ - نگین گم شده :?:
غزل شماره ۸۷ - دیگجوش :?:
غزل شماره ۸۸ - به مرغان چمن :?:
غزل شماره ۸۹ - زیان شهرت :?:
غزل شماره ۹۰ - چشمه قاف :?:
غزل شماره ۹۱ - عهد قدیم :?:
غزل شماره ۹۲ - حرم قدس :?:
غزل شماره ۹۳ - ساز عبادی :?:
غزل شماره ۹۴ - غزال و غزل:?:
غزل شماره ۹۵ - من و ما:?:
غزل شماره ۹۶ - وحشی شکار:?:
غزل شماره ۹۷ - ترانه جاودان:?:
غزل شماره ۹۸ - جرس کاروان:?:
غزل شماره ۹۹ - باده وحدت:?:
غزل شماره ۱۰۰ - خون سیاووش:?:
غزل شماره ۱۰۱ - غزل یا لغز
غزل شماره ۱۰۲ - شاعر افسانه :?:
غزل شماره ۱۰۳ - تو بمان و دگران :?:
غزل شماره ۱۰۴ - یوسف گم گشته:?:
غزل شماره ۱۰۵ - کنج ملال:?:

غزل شماره ۱۰۶ - درس محبت
غزل شماره ۱۰۷ - چه خواهد بودن :?:
غزل شماره ۱۰۸ - آئینه شاهی
غزل شماره ۱۰۹ - گدا پادشاه کن:?:
غزل شماره ۱۱۰ - سه تار من:?:
غزل شماره ۱۱۱ - ناله های زار:?:
غزل شماره ۱۱۲ - گله خاموش
غزل شماره ۱۱۳ - اقبال من
غزل شماره ۱۱۴ - جلوه جواله
غزل شماره ۱۱۵ - به سروناز شیراز :?:
غزل شماره ۱۱۶ - بیاد مرحوم میرزاده عشقی
غزل شماره ۱۱۷ - یاد قدیم
غزل شماره ۱۱۸ - انتظار فرج
غزل شماره ۱۱۹ - بمانیم که چه:?:
غزل شماره ۱۲۰ - غزال رمیده
غزل شماره ۱۲۱ - یاد شهیار:?:
غزل شماره ۱۲۲ - غروب و مهتاب دریا
غزل شماره ۱۲۳ - طوطی خوش لهجه
غزل شماره ۱۲۴ - شیدائی
غزل شماره ۱۲۵ - چشمه ابدیت
غزل شماره ۱۲۶ - ساز صبا :?:
غزل شماره ۱۲۷ - شاهد گمراه
غزل شماره ۱۲۸ - وای وای من
غزل شماره ۱۲۹ - طوطی قناد
غزل شماره ۱۳۰ - مرغ بهشتی :?:
غزل شماره ۱۳۱ - ماه بر سر مهر
غزل شماره ۱۳۲ - شمشیر قلم :?:
غزل شماره ۱۳۳ - با روح صبا :?:
غزل شماره ۱۳۴ - انتظار :?:
غزل شماره ۱۳۵ - دیوانه و پری
غزل شماره ۱۳۶ - مکتب طبیعت
غزل شماره ۱۳۷ - پریشان روزگاری :?:
غزل شماره ۱۳۸ - ماه کلیسا :?:
غزل شماره ۱۳۹ - پری و فروغ:?:
غزل شماره ۱۴۰ - خال برنده
غزل شماره ۱۴۱ - سیه چشمان شیرازی
غزل شماره ۱۴۲ - درس حال
غزل شماره ۱۴۳ - کاش یارب
غزل شماره ۱۴۴ - یار باقی کار باقی
غزل شماره ۱۴۵ - زندانی خاک
غزل شماره ۱۴۶ - جمع و تفریق
غزل شماره ۱۴۷ - مزد شبانی
غزل شماره ۱۴۸ - مقام انسانی
غزل شماره ۱۴۹ - شرم و عفت
غزل شماره ۱۵۰ - نای شبان
غزل شماره ۱۵۱ - وا جوانی
غزل شماره ۱۵۲ - اخگر نهفته
غزل شماره ۱۵۳ - غوغا میکنی
غزل شماره ۱۵۴ - نی محزون
غزل شماره ۱۵۵ - نفرین
غزل شماره ۱۵۶ - دالان بهشت :?:
غزل شماره ۱۵۷ - ماه هنرپیشه
غزل شماره ۱۵۸ - ماه سفرکرده
غزل شماره ۱۵۹ - جمال بقیت اللهی
غزل شماره ۱۶۰ - دنیای دل :?:






_________________

چتر هارا بايد بست ، زير باران بايد رفت
فكر را ، خاطره را زير باران بايد برد ؛
عشق را زير باران بايد جست....




آخرين ويرايش توسط love-kh در تاريخ سه شنبه، 19 آبان ماه ، 1388 16:00:13; دفعات ويرايش در مجموع 3 مرتبه
 
 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل
کاربران كوچولوهايي که برای این ارسال از love-kh تشکر کرده اند reza1362
 
نويسنده پيغام

reza1362
كوچولو ماندگار(آخر كوچولو)
كوچولو ماندگار(آخر كوچولو)

وضعيت: آفلاين
24 شهريور ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 8384
امتياز: 10570
تشکر کرده: 2240
تشکر شده 2816 بار در 1411 پست

محل سكونت: در كوچه هاي تنهائي

ارسالارسال شده در: جمعه، 3 مهر ماه ، 1388 04:29:45    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

تنها کاربران عضو سايت كوچولو قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

"_-
غزل شماره ۹۲
-_"

"_- حرم قدس -_"
تنها کاربران عضو سايت كوچولو قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت


روی در کعبه این کاخ کبود آمده ایم
چون کواکب به طواف و به درود آمده ایم

در پناه علم سبز تو با چهره زرد
به تظلم ز بر چرخ کبود آمده ایم

تا که مشکین شود آفاق به انفاس نسیم
سینه ها مجمره عنبر و عود آمده ایم

پای این کاخ دل افروز همایون درگاه
چون فلک با سر تعظیم و سجود آمده ایم

پای بند سر زلفیم و پی دانه خال
چون کبوتر ز در و بام فرود آمده ایم

شاهدی نیست در آفاق به یک روئی ما
که به دل آینه غیب و شهود آمده ایم

بلبلانیم پر افشانده به گلزار جمال
وز بهار خط سبزت به سرود آمده ایم

سرمه عشق تو دیدیم و ز زهدان عدم
کورکورانه به دنیای وجود آمده ایم

شهریارا به طرب باش که از دولت عشق
فارغ از وسوسه بود و نبود آمده ایم

تنها کاربران عضو سايت كوچولو قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

_________________
متن سنگ نوشته كوروش

ای‌انسان‌هرکه‌باشی‌وازهرجاکه‌بیایی
میدانم‌خواهی‌آمد
من‌کوروشم‌که‌برای‌پارسی‌ها‌این‌دولت‌وسیع‌رابنانهادم
بدین‌مشتی‌خاک‌که‌تن‌مراپوشانده‌رشک‌مبر
 
 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo Massenger
 
نويسنده پيغام

love-kh
كوچولو فوق فعال
كوچولو فوق فعال

وضعيت: آفلاين
23 شهريور ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 4937
امتياز: 5207
تشکر کرده: 994
تشکر شده 829 بار در 481 پست

محل سكونت: تهران

ارسالارسال شده در: يكشنبه، 5 مهر ماه ، 1388 15:37:22    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

:`• غزل شماره ۹۴ •`:

`• غزال و غزل •`


□•□•□•□•□•□•□•
□•□•□•□•□•□•□•□•□•□•□•□•
□•□•□•□•□•□•□•


امشب از دولت می دفع ملالی کردیم
این هم از عمر شبی بود که حالی کردیم

ما کجا و شب میخانه خدایا چه عجب
کز گرفتاری ایام مجالی کردیم

تیر از غمزه ساقی سپر از جام شراب
با کماندار فلک جنگ وجدالی کردیم

غم به روئین تنی جام می انداخت سپر
غم مگو عربده با رستم زالی کردیم

باری از تلخی ایام به شور و مستی
شکوه از شاهد شیرین خط و خالی کردیم

روزه هجر شکستیم و هلال ابروئی
منظر افروز شب عید وصالی کردیم

بر گل عارض از آن زلف طلایی فامش
یاد پروانه زرین پر و بالی کردیم

مکتب عشق بماناد و سیه حجره غم
که در او بود اگر کسب کمالی کردیم

چشم بودیم چو مه شب همه شب تا چون صبح
سینه آئینه خورشید جمالی کردیم

عشق اگر عمر نه پیوست به زلف ساقی
غالب آنست که خوابی و خیالی کردیم

شهریارا غزلم خوانده غزالی وحشی
بد نشد با غزلی صید غزالی کردیم


_________________

چتر هارا بايد بست ، زير باران بايد رفت
فكر را ، خاطره را زير باران بايد برد ؛
عشق را زير باران بايد جست....


 
 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل
 
نويسنده پيغام

love-kh
كوچولو فوق فعال
كوچولو فوق فعال

وضعيت: آفلاين
23 شهريور ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 4937
امتياز: 5207
تشکر کرده: 994
تشکر شده 829 بار در 481 پست

محل سكونت: تهران

ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 8 مهر ماه ، 1388 22:02:44    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

"*غزل شماره ۹۵ *"

"من و ما"

¸•~*¸•~*¸•~*¸•~

مهتاب و سرشکی به هم آمیخته بودیم
خوش رویهم آن شب من و مه ریخته بودیم

دور از لب شیرین تو چون شمع سیه روز
خوش آتش و آبی به هم آمیخته بودیم

با گریه خونین من و خنده مهتاب
آب رخی از شبنم و گل ریخته بودیم

از چشم تو سرمست و به بالای توهمدست
صد فتنه ز هر گوشه برانگیخته بودیم

زان پیش که در زلف تو بندیم دل خویش
ما رشته مهر از همه بگسیخته بودیم

 
 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل
 
نويسنده پيغام

love-kh
كوچولو فوق فعال
كوچولو فوق فعال

وضعيت: آفلاين
23 شهريور ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 4937
امتياز: 5207
تشکر کرده: 994
تشکر شده 829 بار در 481 پست

محل سكونت: تهران

ارسالارسال شده در: يكشنبه، 12 مهر ماه ، 1388 22:29:45    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

.::غزل شماره ۹۶::.

" وحشی شکار"


₪□₪□₪□₪□₪□


تا کی در انتظار گذاری به زاریم
باز آی بعد از اینهمه چشم انتظاریم

دیشب به یاد زلف تو در پرده های ساز
جان سوز بود شرح سیه روزگاریم

بس شکوه کردم از دل ناسازگار خود
دیشب که ساز داشت سرسازگاریم

شمعم تمام گشت و چراغ ستاره مرد
چشمی نماند شاهد شب زنده داریم

طبعم شکار آهوی سر در کمند نیست
ماند به شیر شیوه وحشی شکاریم

شرمم کشد که بی تو نفس میکشم هنوز
تا زنده ام بس است همین شرمساریم

_________________

چتر هارا بايد بست ، زير باران بايد رفت
فكر را ، خاطره را زير باران بايد برد ؛
عشق را زير باران بايد جست....


 
 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل
 
نويسنده پيغام

love-kh
كوچولو فوق فعال
كوچولو فوق فعال

وضعيت: آفلاين
23 شهريور ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 4937
امتياز: 5207
تشکر کرده: 994
تشکر شده 829 بار در 481 پست

محل سكونت: تهران

ارسالارسال شده در: شنبه، 2 آبان ماه ، 1388 13:37:10    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

♥ غزل شماره ۹۷ ♥

(( ترانه جاودان ))



ای شاخ گل که در پی گلچین دوانیم
این نیست مزد رنج من و باغبانیم

پروردمت به ناز که بنشینمت به پای
ای گل چرا به خاک سیه می نشانیم

دریاب دست من که به پیری رسی جوان
آخر به پیش پای توگم شد جوانیم

گرنیستم خزانه خزف هم نیم حبیب
باری مده ز دست به این رایگانیم

تا گوشوار ناز گران کرد گوش تو
لب وا نشد به شکوه ز بی همزبانیم

با صد هزار زخم زبان زنده ام هنوز
گردون گمان نداشت به این سخت جانیم

یاری ز طبع خواستم اشکم چکید و گفت
یاری ز من بجوی که با این روانیم

ای گل بیا و از چمن طبع شهریار
بشنو ترانه غزل جاودانیم

_________________

چتر هارا بايد بست ، زير باران بايد رفت
فكر را ، خاطره را زير باران بايد برد ؛
عشق را زير باران بايد جست....




آخرين ويرايش توسط love-kh در تاريخ سه شنبه، 19 آبان ماه ، 1388 16:00:58; دفعات ويرايش در مجموع : 1 مرتبه
 
 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل
 
نويسنده پيغام

love-kh
كوچولو فوق فعال
كوچولو فوق فعال

وضعيت: آفلاين
23 شهريور ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 4937
امتياز: 5207
تشکر کرده: 994
تشکر شده 829 بار در 481 پست

محل سكونت: تهران

ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 6 آبان ماه ، 1388 15:37:29    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

غزل شماره ۹۸


" جرس کاروان"




از زندگانیم گله دارد جوانیم
شرمنده جوانی از این زندگانیم

دارم هوای صحبت یاران رفته را
یاری کن ای اجل که به یاران رسانیم

پروای پنج روز جهان کی کنم که عشق
داده نوید زندگی جاودانیم

چون یوسفم به چاه بیابان غم اسیر
وز دور مژده جرس کاروانیم

گوش زمین به ناله من نیست آشنا
من طایر شکسته پر آسمانیم

گیرم که آب و دانه دریغم نداشتند
چون میکنند با غم بی همزبانیم

ای لاله بهار جوانی که شد خزان
از داغ ماتم تو بهار جوانیم

گفتی که آتشم بنشانی ولی چه سود
برخاستی که بر سر آتش نشانیم

شمعم گریست زار به بالین که شهریار
من نیز چون تو همدم سوز نهانیم

_________________

چتر هارا بايد بست ، زير باران بايد رفت
فكر را ، خاطره را زير باران بايد برد ؛
عشق را زير باران بايد جست....


 
 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل
 
نويسنده پيغام

love-kh
كوچولو فوق فعال
كوچولو فوق فعال

وضعيت: آفلاين
23 شهريور ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 4937
امتياز: 5207
تشکر کرده: 994
تشکر شده 829 بار در 481 پست

محل سكونت: تهران

ارسالارسال شده در: يكشنبه، 10 آبان ماه ، 1388 16:24:40    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

¸¸.•`غزل شماره ۹۹ `•.¸¸

_-* باده وحدت *-_



سر برآرید حریفان که سبوئی بزنیم
خواب را رخت بپیچیم و به سوئی بزنیم

باز در خم فلک باده وحدت سافی است
سر برآرید حریفان که سبوئی بزنیم

ماهتابست و سکوت و ابدیت یا نیز
سر سپاریم به مرغ حق و هوئی بزنیم

خرقه از پیر فلک دارم و کشکول از ماه
تا به دریوزه شبی پرسه به کوئی بزنیم

چند بر سینه زدن سنگ محبت باری
سر به سکوی در آینه روئی بزنیم

آری این نعره مستانه که امشب ما راست
به سر کوی بت عربده جوئی بزنیم

خیمه زد ابر بهاران به سر سبزه که باز
خیمه چون سرو روان بر لب جوئی بزنیم

بیش و کم سنجش ما را نسزد ورنه که ما
آن ترازوی دقیقیم که موئی بزنیم

شهریارا سر آزاده نه سربار تن است
چه ضرورت که دم از سر مگوئی بزنیم


_________________

چتر هارا بايد بست ، زير باران بايد رفت
فكر را ، خاطره را زير باران بايد برد ؛
عشق را زير باران بايد جست....


 
 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل
 
نويسنده پيغام

emma55p
كوچولوووو خيلي فعال
كوچولوووو خيلي فعال

وضعيت: آفلاين
24 دي ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 3166
امتياز: 4241
تشکر کرده: 322
تشکر شده 509 بار در 268 پست

محل سكونت: Australia

ارسالارسال شده در: يكشنبه، 10 آبان ماه ، 1388 16:41:07    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

: غزل شماره ۱۰۰ :
"خون سیاووش"




هر سحر یاد کز آن زلف و بناگوش کنیم
روز خود با شب غم دست در آغوش کنیم

بلبلانیم که گر لب بگشائیم ای گل
همه آفاق در اوصاف تو مدهوش کنیم

شب هجران چو شود صبح و برآید خورشید
داستان غم دوشنیه فراموش کنیم

هوش اگر آفت عشق تو شود زان لب لعل
عشوه ای صاعقه خرمن آن هوش کنیم

امل دل را نبود تفرقه ای جان بازآ
قصه معرفت این است اگر گوش کنیم

اشک روشنگر چشم است ولیکن نه چنان
که چراغ دل افروخته خاموش کنیم

خون دل ریخته ترک نگهی کو رستم
تا ز توران طلب خون سیاووش کنیم

شهریارا غزل نعز تو قولیست قدیم
سخنی تازه گرت هست بگو گوش کنیم

_________________


خدایا! بمن رفیقی بده که با من گریه کند. دوستی که با من بخندد را خودم پیدا خواهم کرد!

 
 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي
 
نويسنده پيغام

love-kh
كوچولو فوق فعال
كوچولو فوق فعال

وضعيت: آفلاين
23 شهريور ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 4937
امتياز: 5207
تشکر کرده: 994
تشکر شده 829 بار در 481 پست

محل سكونت: تهران

ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 13 آبان ماه ، 1388 16:56:34    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

(( غزل شماره ۱۰۱ ))

" غزل یا لغز "



بلبل عشقم و از آن گل خندان گویم
سخن از آن گل خندان به سخندان گویم

غزل آموز غزالانم و با نای شبان
غزل خود به غزالان غزلخوان گویم

شعر من شرح پریشانی زلفی است شگفت
که پریشان کندم گر نه پریشان گویم

آنچه فرزانه به آزادی و زنهار نگفت
من دیوانه به زنجیر و به زندان گویم

گر چه خاکسترم و مصلحتم خاموشی است
آتش افروزم و شرح شب هجران گویم

گله زلف تو با کوکبه شبنم اشک
کو بهاری که به گوش گل و ریحان گویم

شهریارا تو عجب خضر رهی چون حافظ
که من تشنه هم از چشمه حیوان گویم

_________________

چتر هارا بايد بست ، زير باران بايد رفت
فكر را ، خاطره را زير باران بايد برد ؛
عشق را زير باران بايد جست....


 
 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل
 
نويسنده پيغام

love-kh
كوچولو فوق فعال
كوچولو فوق فعال

وضعيت: آفلاين
23 شهريور ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 4937
امتياز: 5207
تشکر کرده: 994
تشکر شده 829 بار در 481 پست

محل سكونت: تهران

ارسالارسال شده در: شنبه، 16 آبان ماه ، 1388 15:45:08    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

" غزل شماره ۱۰۴ "

₪ یوسف گم گشته ₪




یا رب آن یوسف گم گشته به من بازرسان
تا طربخانه کنی بیت حزن بازرسان

ای خدایی که به یعقوب رساندی یوسف
این زمان یوسف من نیز به من بازرسان

رونقی بی گل خندان به چمن بازنماند
یارب آن نوگل خندان به چمن بازرسان


از غم غربتش آزرده خدایا مپسند
آن سفرکرده ما را به وطن بازرسان

ای صبا گر به پریشانی من بخشائی
تاری از طره آن عهدشکن بازرسان

شهریار این در شهوار به در بار امیر
تا فشاند فلکت عقد پرن بازرسان

_________________

چتر هارا بايد بست ، زير باران بايد رفت
فكر را ، خاطره را زير باران بايد برد ؛
عشق را زير باران بايد جست....


 
 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل
 
نويسنده پيغام

saita
"كوچولوي نمونه ماه"


وضعيت: آفلاين
25 اسفند ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 8152
امتياز: 8963
تشکر کرده: 1642
تشکر شده 1608 بار در 853 پست

محل سكونت: هر کجا باشم آسمان مال من است

ارسالارسال شده در: سه شنبه، 19 آبان ماه ، 1388 15:55:02    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

": غزل شماره 105:"

"کنج ملال"




خلوتی داریم و حالی با خیال خویشتن
گر گذاردمان فلک حالی به حال خویشتن

ما در این عالم که خود کنج ملالی بیش نیست
عالمی داریم در کنج ملال خویشتن

سایه دولت همه ارزانی نودولتان
من سری آسوده خواهم زیر بال خویشتن

بر کمال نقص و در نقص کمال خویش بین
گر به نقص دیگران دیدی کمال خویشتن

کاسه گو آب حرامت کن به مخموران سبیل
سفره پنهان می کند نان حلال خویشتن

شمع بزم افروز را از خویشتن سوزی چه باک
او جمال جمع جوید در زوال خویشتن

خاطرم از ماجرای عمر بی حاصل گرفت
پیش بینی کو کز او پرسم مآل خویشتن

آسمان گو از هلال ابرو چه می تابی که ما
رخ نتابیم از مه ابر و هلال خویشتن

همچو عمرم بی وفا بگذشت ما هم سالها
عمر گو برچین بساط ماه و سال خویشتن

شاعران مدحت سرای شهریارانند لیک
شهریار ما غزل خوان غزال خویشتن

_________________


به جز حضور تو

هیچ چیز این جهــــــــان بیـــــــــــــــــکرانه را جدی نگرفتم

حتـــی


عشــــــــــــق

 
 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
کاربران كوچولوهايي که برای این ارسال از saita تشکر کرده اند love-kh
 
نويسنده پيغام

saita
"كوچولوي نمونه ماه"


وضعيت: آفلاين
25 اسفند ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 8152
امتياز: 8963
تشکر کرده: 1642
تشکر شده 1608 بار در 853 پست

محل سكونت: هر کجا باشم آسمان مال من است

ارسالارسال شده در: سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388 14:36:39    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول


غزل شماره ی "106"

"درس محبت"




در بهاران سری از خاک برون آوردن
خنده ای کردن و از باد خزان افسردن

همه این است نصیبی که حیاتش نامی
پس دریغ ای گل رعنا غم دنیا خوردن

مشو از باغ شبابت بشکفتن مغرور
کز پیش آفت پیری بود و پژمردن

فکر آن باش که تو جانی وتن مرکب تو
جان دریغست فدا کردن و تن پروردن

گوتن از عاج کن و پیرهن از مروارید
نه که خواهیش به صندوق لحد بسپردن

گر به مردی نشد از غم دلی آزاد کنی
هم به مردی که گناه است دلی آزردن

صبحدم باش که چون غنچه دلی بگشائی
شیوه تنگ غروبست گلو بفشردن

پیش پای همه افتاده کلید مقصود
چیست دانی دل افتاده به دست آوردن

بار ما شیشه تقوا و سفر دور و دراز
گر سلامت بتوان بار به منزل بردن

ای خوشا توبه و آویختن از خوبی ها
و ز بدیهای خود اظهار ندامت کردن

صفحه کز لوح ضمیر است و نم از چشمه چشم
می توان هر چه سیاهی به دمی بستردن

از دبستان جهان درس محبت آموز
امتحان است بترس از خطر واخوردن

شهریارا به نصیحت دل یاران دریاب
دست بشکسته مگر نیست وبال گردن

_________________


به جز حضور تو

هیچ چیز این جهــــــــان بیـــــــــــــــــکرانه را جدی نگرفتم

حتـــی


عشــــــــــــق

 
 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
کاربران كوچولوهايي که برای این ارسال از saita تشکر کرده اند love-kh
 
نويسنده پيغام

love-kh
كوچولو فوق فعال
كوچولو فوق فعال

وضعيت: آفلاين
23 شهريور ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 4937
امتياز: 5207
تشکر کرده: 994
تشکر شده 829 بار در 481 پست

محل سكونت: تهران

ارسالارسال شده در: سه شنبه، 3 آذر ماه ، 1388 17:39:00    موضوع مطلب: پاسخ همراه با نقل قول

:::غزل شماره ي 108 :::

(( آيينه ي شاهي ))






ای کعبه دری باز به روی دل ما کن
وی قبله دل و دیده ما قبله نما کن

از سینه ما سوختگان آینه ای ساز
وانگاه یکی جلوه در آئینه ما کن

با زیبق این اشک و به خاکستر این غم
این شیشه دل آینه غیب نما کن

آنجاکه به عشاق دهی درد محبت
دردی هم از این عاشق دلخسته دوا کن

لنگان به قفای جرس افتاده عشقیم
ای قافله سالار نگاهی به قفاکن

چون زخمه به ساز دل این پیر خمیده
چنگی زن و آفاق پر از شور و نوا کن

او در حرم هفت سرا پرده عفت
خواهی تو بدو بنگری ای دیده حیا کن

در گلشن دل آب و هوائی است بهشتی
گل باش و در این آب و هوا نشو و نما کن

از بهر خلائق چه کنی طاعت معبود
باری چو عبادت کنی از بهر خدا کن

_________________

چتر هارا بايد بست ، زير باران بايد رفت
فكر را ، خاطره را زير باران بايد برد ؛
عشق را زير باران بايد جست....


 
 رويت مشخصات كاربر كوچولو ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر

    صفحه اول سايت كوچولو -> اشعار -> شاعران کهن و کلاسیک

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
رفتن به صفحه قبلي  1, 2, 3 ... 9, 10, 11, 12  بعدي
صفحه 10 از 12
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در كوچولو

  


 



 

Powered by phpBB & Farsi Project By PHPNuke.ir



RSS Карта сайта