کاربری
کاربر گرامی به انجمن هاي تفريحي و عاشقانه كوچولو خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:

 

 

صفحه 1 از 17 12345611 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 241

موضوع: مقالات، مسائل و دانستنی های دینی o مذهبی o قرآنی

  1. #1
    كوچولو رسمي شده

    كوچولو ماندگار


    عضو
    May 2009
    محل سکونت
    آبادان.obodan0631
    نوشته ها
    9,215
    تشكر ها
    552
    تشكر شده 294 بار در 76پست

    New2 مقالات، مسائل و دانستنی های دینی o مذهبی o قرآنی

    بسم الله الرحمن الرحیم


    به نام خلق هستی

    سلام دوستان عزیز کوچولو در این تایپک قصد داریم مقالات قرانی .مسائل مذهبی و دینی

    با کمک شما دوستان عزیز قرار بدیم

    با توجه به نزدیک شدن ماه رمضان و با کمک و مساعدت شما دوستان عزیز سعی داریم

    که این تایپک رو جزء تایپکهای

    پا برجا و پر محتوای سایت کوچولو قرار بدیم


    امیدوارم که مطالب این تایپک راهنمایی برای زندگی بهتر و پر بار تر باشه

    یا حق

    ویرایش توسط Hanieh-94 : 2013.09.06 در ساعت 23:22
    چراغ روشن شب بود
    برایم چشم های تو
    پر ازدلشوره ام... بی تاب ودلگیرم
    کجا ماندی که من بی تو هزاران بار،در هرلحظه میمیرم




  2. #2
    كوچولو رسمي شده

    كوچولو ماندگار


    عضو
    May 2009
    محل سکونت
    آبادان.obodan0631
    نوشته ها
    9,215
    تشكر ها
    552
    تشكر شده 294 بار در 76پست

    پیش فرض


    اشاره:

    علماءو دانشمندان* علوم* قرآنی* متذكر شده*اند قرآن*كریم* حاوی* اسامی *و عناوین* متعددی* است*و اما میان* اسماء و اوصاف* قرآن* تمایز قائل*نشده*اند. و در شمار این* اسامی* و اوصاف*اختلاف* نظرهائی* دیده* می*شود.
    الحرالی برای* قرآن* بیش* از نود نام* 1، ابوالفتح* رازی* چهل* و سه* نام* 2، طبری* چهار نام* 3،طبرسی* چهار نام* 4، زركشی* پنجاه* و پنج* اسم*5، صبحی* صالح* و آلوس، طوسی*چهار نام6 نقل* می*كنند.
    دراین* میان، آنچه* مسلم* است* این* است*كه* همه* این* عناوین، نام* نیستند، زیرا دروصف* بودن* بسیاری* از آنها جای* تردید نیست. و بیشترقرآن *پژوهان* بر روی* پنج* نام* اتفاق*نظر دارند، كه* عبارتند از قرآن، كتاب، ذكر، فرقان، تنزیل* و ازمیان* آنها قرآن* از همه* معروفتر است* به*طوری* كه* میان* مسلمین* تنها به* همین*نام* شناخته* می*شود و سایر واژه*ها به* نظراكثر دانشوران *علوم* قرآنی* وصف* می*باشند و مادر این* مقال* اسماء قرآن* (قرآن، كتاب، ذكر،فرقان، تنزیل)را مورد بررسی* قرار می*دهیم.



    1- تعریف* لغوی* قرآن

    كتاب*آسمانی* ما مسلمانان* از صدر اسلام* تاكنون* به*نامهایی *خوانده* می*شده* كه* از میان*آنها قرآن* از همه* معروفتر است. «و 58 بار در قرآن*بكار رفته* است.›› دانشمندان* درباره*قرآن* آراء مختلفی* دارند، از نظر بعضی* از آنها این*واژه* مهموز و از نظر عده*ای* دیگر غیر مهموز است* مادر این* گفتاردیدگاه* بعضی* از قرآن* پژوهان* رادرباره* واژه* قرآن* بیان* می*كنیم.
    شافعی*می*گوید قرآن* از هیچ* مبدایی* گرفته*نشده* است* بلكه *ارتجالاً و از آغاز برای*كلام* الهی* وضع* شده* است*7.زجاج* می*نویسد قرآن *مهموز و وصف* است* ازماده* « قرء›› به* معنای* جمع* 8، لیحانی* قرآن* را ازماده* «قرء›› به* معنی* «تلا›› می*داند9،فراء قرآن* را مشتق* از قرائن* می*داند از این*جهت* كه* آیات* قرآن* موید و مصدق* یكدیگرند 10،اشعری* قرآن* را از ریشه*‹‹قرن›› به* معنی* ضمیمه*كردن* و پیوستن* و نزدیك* ساختن* چیزی* به*چیزدیگر می*داند11.
    به* نظر می*رسدواژه* ‹‹قرآن›› مشتق* و وصف*باشد كه* از ‹‹قرء›› مهموز گرفته*شده* است* و مصدری* است* بر وزن*‹‹غفران›› و به* معنی* مفعول*و قرآن* به *معنی* ‹‹مقروء››است.



    معنی* اصطلاحی* قرآن

    قرآن*نام* اختصاصی* برای* كتاب* آسمانی* پیامبر(ص)است* كه* برای* هدایت* مردم* نازل* شد و ازاین* هدایت* به* خروج* از تاریكی* به*سوی* نور تعبیرشده* است* و در عین* حال*معجزه* خالده* پیامبر اسلام* است. به* نظر نگارنده،همان* خواندن* سبب* تسمیه* این* كتاب*عظیم* به* این* نام* است* چنانكه* خودقرآن* به *خواندن* آن* كاملاً اهمیت*می*دهد و ‹‹رتل* القرآن*ترتیلاً›› قرآن* را بخوان* به *تامل*خواندنی، پس* اسم* قرآن* برای* مجموعه*مثل* علم* شخصی* گردیده* است.
    بعضی* ازعلماء گفته*اند: ‹‹نامگذاری* این*كتاب* به* نام* قرآن* بخاطر آن* است*كه* جامع* ثمرات* كتب* آسمانی*است.››
    از آنچه* درباره* معنی*اصطلاحی* قرآن* گفته* شد نتیجه* گرفته*می*شود كه* قرآن* نام* اختصاصی* قرآن*است* كه* اشتراكی* با كتب* پیشین* ندارد برخلاف*كلماتی* از قبیل* كتاب، فرقان، كه* مشترك*میان* قرآن* و سایر كتب* آسمانی* است* وبرای* این* كتاب* عظیم* الهی* خاص*گردیده* است* و این* نام* را خود خداوند برقرآن* نهاده* است.
    بعضی*از علماء گفته*اند: ‹‹نامگذاری* این*كتاب* به* نام* قرآن* بخاطر آن* است*كه* جامع* ثمرات* كتب* آسمانی*است››



    2- كتاب

    ازاین* تعبیر چه* به* صورت* معرف* و غیر معرف،مضاف* و غیر مضاف* در حدود دویست* و پنج* مورد درقرآن* دیده* می*شود كه* در بسیاری* از مواردمراد از آن* قرآن* كریم* است. و در سایر مواردچیزهای* دیگری* از قبیل: ‹‹تورات* وانجیل* و نامه* و نوشته* به* طور مطلق* ولوح* محفوظ* و جز آنها در مد نظر می*باشند.››12
    علماءلغت* و تفسیر برآنند كه* مدلول* اصلی* و لغوی*‹‹كتاب›› عبارت* از جمع* است،چون* كلمات* و حروف* در قرآن* جمع* آمده*است. قرآن* را به* این* جهت* كتاب*نامیده*اند. یا به* تعبیر دیگر مراد از كتاب، وقتی*به* قرآن* اطلاق* می*شود همان* مجموعه* سورو آیات* است* كه* بر پیامبر نازل* شده* وبه* شكل* خطوط* و نوشته*ها در قرآن* ظاهرگشته* است.* 13 و چون* قرآن* كریم*به* طرز خاصی* با رساترین* بیان، جامع* انواع*آیات* و احكام* و قصص* و اخبار و علوم* می*باشدكلمه *‹‹كتاب›› بر آن* اطلاق*شده* است.
    از اینجا نتیجه* می*گیریم*كه* قرآن* و كتاب* از لحاظ* مدلول* لغوی *ومفهوم* اصلی* تا حدودی* مشترك*اند. وقتی* بركتاب* آسمانی* مسلمین* اطلاق* می*شونددارای* وجه* مشتركی* در این* اطلاق*می*باشند با این* تفاوت* كه* در مورد كلمه*‹‹قرآن›› از جامعیت* كتاب*آسمانی* مسلمین* نسبت* به* حروف* و كلمات*و آیات* و سوره*ها و یا جامعیت* آن* نسبت*به* ثمرات* كتب* انبیاء پیشین، و یا جامعیت* آن*نسبت* به* علوم، سخن* به* میان*می*آوردند. 14 ولی* در مورد‹‹كتاب›› از جامعیت* كتاب*الهی* نسبت* به* آیات* و احكام* و قصص* وعلوم* یاد می*كنند و شایان* ذكر است* كه* ازقرآن* مجید در منابع* فقهی* اسلام* به* كتاب،یاد شده* است. به* علاوه، لفظ* كتاب* به*تنهایی* بر قرآن* اطلاق* نمی*شود بلكه*همراه* با* اسم *جلاله* آورده* می*شود،مثلاً كتاب* الله* چنان* كه* بر تورات* وانجیل* نیز كتاب *مقدس، اطلاق* می*شود.



    3- ذكر



    اكثرمفسرین* و دانشمندان* علوم* قرآنی*‹‹ذكر›› را به* عنوان* یكی*از اسامی* قرآن* كریم* یاد كرده*اند كلمه*ذكر و مشتقات* آن* مجموعاً 292 مورد در آیات* قرآن*بكار رفته* است، ذكر 52، ذكری* در بیست* و سه* مورد،و تذكر در نه* مورد استعمال* شده*اند. و ذكری* درچهار مورد در قرآن* استعمال* شده* است.



    حقیقت* لغوی* ذكر

    اصحاب*معاجم* در كتب* لغت* معانی* متعددی* برای*واژه* ‹‹ذكر›› آورده*اند،راغب* ذكر را به* معنی* یادآوری* می*داند15 صاحب* مختار الصحاح* ذكر را به* معنی* ضد نسیان* می*داند 16 ابن* منظور 17 ذكر را به* معنی* حفظ* چیزی *در خاطر، شرف، نماز... می*داند.
    آنچه*هویدا است* بعضی* از این* مفاهیم* متنوع*مدلول* اصلی* و وضعی* این* لغت* نیستندبلكه* مدلول* اصلی* آن* عبارت* از یادآوری* و شرف* است* كه* به* تدریج*این* واژه* در استخدام* مفاهیم* دیگر قرارگرفته*اند.



    حقیقت* اصطلاحی* ذكر

    آنچه*به* نظر می*رسد كلمه* ذكر از این* نظر به*قرآن* اطلاق* می*گردد كه* قرآن* انسانها را ازخواب* غفلت* و نسیان* كه* بر اثر انس* زیاد بادنیاگر یبانگیرشان* شده، بیدار می*كند و آنها را به* یادقیامت* و خدا می*اندازد، و چون قرآن* شرف*جوامع* انسانی* است* و امت* جدا از این*كانون* شرف* فاقد ارزش* است* از این* جهت*ذكر به* قرآن* اطلاق* می*شود، یا اینكه*چون* قرآن* كریم* یادآور فرائض* و احكام* ازسوی* خدا به* بندگانش* است* 18.
    واژه* ذكر علاوه* بر قرآن* در مصادیق* دیگری* همچون، اهل* البیت*19، شهادتین* 20، كتب* آسمانی* 21،گاهی* به* معنی* عام* در اذكار و قرائت*قرآن* و دعا و تسبیح، و تهلیل* و... استعمال*گردیده* است*.22
    واژه*ذكر علاوه* بر قرآن* در مصادیق* دیگری* همچون،اهل* البیت*، شهادتین*، كتب* آسمانی* گاهی* به* معنی* عام* در اذكار وقرائت*قرآن* و دعا و تسبیح، و تهلیل* و...استعمال*گردیده* است*


    4- فرقان*

    این*واژه* در هفت* مورد از قرآن* به* كار رفته*كه* مراد از آن* در دو مورد، كتاب* موسی* ومعجزات* دهگانه* او و در دو مورد نیز قرآن* است*چنان* كه*گوید:
    ‹‹تَبَارَكَ الَّذِی نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِیَكُونَ لِلْعَالَمِینَ نَذِیرًا ››23
    و درباره* جنگ* بدر نیز ‹‹یوم* الفرقان››24 آمده* است.
    این*كلمه* از ریشه* ‹‹فرق›› و به*معنای* جداكردن* است* در اینصورت *مثل* خسر وخسران* مصدر است. به* جای* اسم* فاعل* برسبیل* مبالغه* چنان* كه *گویند:‹‹رجل* عدل›› یعنی* مرد خیلی*عادل. بنابراین، فرقان* یعنی* بسیار فرق*گذار. دروجه* نامگذاری* قرآن* به* فرقان، نظریه*معروف* این* است* كه* قرآن، فرق *گذارنده*حق* از باطل* است* و آن* دو را از هم*مشخص* می*سازد.
    ابن* عباس* همین* وجه* را پذیرفته* است*.25نظر دیگر این* است* كه *قرآن، از آن* جهت*‹‹فرقان›› نامیده* می*شود كه*انسان* را به* ساحل* نجات* رهبری *می*كند.دلیل* بر این* وجه* آنكه* خداوند می*فرماید:
    ‹‹ إَن تَتَّقُواْ اللّهَ یَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَاناً ››26
    بعضی* گفته*اند: ‹‹مراد از فرقان*ادله*ای* در قرآن* است* كه* حق *را ازباطل* جدا می*سازد››.
    بنابراین* درهمه* آیاتی* كه* كلمه* فرقان* بكار رفته*سر از فرق* و امتیاز و تمییز و تشخیص* حق* از باطل*است.


    5- تنزیل*



    یكی*از اسامی* قرآن* كریم* تنزیل* است، تنزیل، مصدر وبه* معنی *فرو فرستادن* است* و به* تعبیرزركشی* تنزیل* مصدر ‹‹نزلته››27چون* از پیشگاه *خدا به* زبان* جبرائیل*نزول* یافت. و حاكی* از نزول* این* كتاب* ازعالم* ابدیت *و ساحت* قدس* ربوبی* است.این* كلمه* به* عنوان* تعبیری* از قرآن*كریم، بدون *اضافه* به*‹‹كتاب›› در شش* مورد و با اضافه*به* ‹‹كتاب›› در پنج* مورد، وبروی* هم* در یازده* مورد در قرآن* كریم* یادشده* است.
    قرآن* از این* جهت* تنزیل*گفته* می*شود كه* آیات* آن* از طریق* وحی*به* تدریج* بر رسول* خدا نازل* گردید. وواژه* تنزیل* غالباً از نزول* تدریجی* قرآن*حكایت* می*كند.
    این* عناوین* پنجگانه*را كم* و بیش* اكثر مفسران* و دانشمندان* علوم*قرآنی* به* عنوان* اسامی* كتاب* آسمانی*مسلمین* پذیرا هستند.
    چراغ روشن شب بود
    برایم چشم های تو
    پر ازدلشوره ام... بی تاب ودلگیرم
    کجا ماندی که من بی تو هزاران بار،در هرلحظه میمیرم




  3. #3
    كوچولو رسمي شده

    كوچولو ماندگار


    عضو
    May 2009
    محل سکونت
    آبادان.obodan0631
    نوشته ها
    9,215
    تشكر ها
    552
    تشكر شده 294 بار در 76پست

    پیش فرض

    [center:ae50253089][/center:ae50253089]


    مجموعه 280 تصویر بسمالله الرحمن الرحیم با کیفیت بسیار بالای 300 dpi و ابعاد بالای 1000 در 1000 (بسته به ابعادتصویر) که قابل استفاده در تمامی محیطها و نرم افزاهای گرافیکی و ... میباشد. حجم اصلی این فایلها 35 مگابایت است که به حدود 22 مگابایت فشردهشده است. فرمت این فایلها jpg است.




    دانلود بسم الله الرحمن الرحیم




    منبع تبیان
    چراغ روشن شب بود
    برایم چشم های تو
    پر ازدلشوره ام... بی تاب ودلگیرم
    کجا ماندی که من بی تو هزاران بار،در هرلحظه میمیرم




  4. #4
    كوچولو رسمي شده

    كوچولو ماندگار


    عضو
    May 2009
    محل سکونت
    آبادان.obodan0631
    نوشته ها
    9,215
    تشكر ها
    552
    تشكر شده 294 بار در 76پست

    پیش فرض

    [center:8e910a9113]شناخت ماه رمضان (( ماه خدا))[/center:8e910a9113]

    [center:8e910a9113][/center:8e910a9113]
    نخستین كارى كه باید در ارتباط با “ماه مبارك” انجام گیرد، بدست آوردن نگاه صحیح نسبت به آن مى باشد، نگاهى برگرفته از آنچه كه كتاب خدا و پیشوایان راستین الهى به انسان ارایه كرده اند. بدین ترتیب انسان مومن، در آغاز و پیش از انجام هرگونه رفتار و برخورد با این ماه، در تب و تاب به دست آوردن آگاهى از “چیستى ماه رمضان” و كسب معرفت لازم درباره مقام، موقعیت و جایگاه آن است.
    آن گونه كه امام زین العابدین (ع) این آگاهى و معرفت را ملتمسانه از پروردگارش طلب مى كند:
    “اللهم صل على محمد وآل محمد والهمنا معرفه فضله واجلال حرمته...”6خدایا بر محمد و آل او درود فرست و شناخت فضیلت ماه رمضان و بزرگداشت حرمتش را به ما الهام فرما.
    شناخت ماه رمضان تعیین كننده نحوه برخورد با آن پى بردن به ماهیت و موقعیت ماه مبارك رمضان و آگاهى از چیستى آن، ضمن آنكه خود نعمتى بزرگ و موهبتى سترگ است، راه گشاى كیفیت برخورد و چگونگى رفتار با آن نیز مى باشد. در پرتو شناسایى موقعیت و شناخت جایگاه ماه خدا است كه انسان مومن هنگام حلول و تشریف فرمایى آن، مى تواند استقبال شایسته از آن به عمل آورد. در حقیقت با این شناسایى و شناخت، راه چگونگى برخورد با این ماه و نوع رفتار با آن هموار مى گردد.
    در این باره این گزارش “انس بن مالك” شنیدنى است:
    “لما حضر شهر رمضان قال النبى (ص): سبحان الله، ماذا تستقبلون وماذا یستقبلكم قالها ثلاث مرات.7 هنگامى كه ماه رمضان فرا مى رسید پیامبر (ص) مى فرمود: منزه است خد، بنگرید كه به استقبال چه مى روید و چه به شما روى مىآورد و این جمله را سه بار تكرار فرمود.
    در سایه ى این شناخت و شناسایى است كه نقش بى بدیل، تاثیر شگرف و آثار و فواید ارجمند آن، هویدا مى گردد و تلاش و تقلا ى انسان مومن براى شرف یابى به محضر آن، رعایت وظایف و آداب، بهره مندى از بركات و كوشش براى نگهدارى و از دست نرفتن لحظات و ساعت آن را برمى انگیزد. چنانچه در روایت “ابى مسعود انصارى” از پیامبر اكرم (ص) مى خوانیم: “لو یعلم العبد ما فى رمضان لود ان یكون رمضان السنه”8 اگر بنده، از آنچه كه در ماه رمضان قرار داده شده آگاهى داشت، با تمام وجود دوست مى داشت كه همه ى سال، ماه رمضان باشد.

    چراغ روشن شب بود
    برایم چشم های تو
    پر ازدلشوره ام... بی تاب ودلگیرم
    کجا ماندی که من بی تو هزاران بار،در هرلحظه میمیرم




  5. #5
    كوچولو رسمي شده

    كوچولو ماندگار


    عضو
    May 2009
    محل سکونت
    آبادان.obodan0631
    نوشته ها
    9,215
    تشكر ها
    552
    تشكر شده 294 بار در 76پست

    پیش فرض

    [center:7626415ad6]ماه میارک [/center:7626415ad6]

    یكى از اوصاف ماه رمضان كه در برخى از روایات و ادعیه بدان تصریح شده است، صفت “مبارك” است، اینك تعدادى از آنها را با هم مرور مى كنیم:
    قال رسول الله (ص): “قد جائكم شهر رمضان، شهر مبارك، شهر فرض الله علیكم صیامه...”10 رسول خدا (ص) فرمود: ماه رمضان به سوى شما آمد، ماه مبارك، ماهى كه خداوند روزه اش را بر شما واجب كرده است...
    عن الامام على (ع) قال: ان رسول الله (ص) خطبنا ذات یوم فقال: “ایها الناس انه قد اقبل الیكم شهر الله بالبركه والرحمه والمغفره...”11 از امام على (ع) روایت شده كه فرمود: روزى رسول خدا (ص) چنین فرمود: مردم، ماه خدا همراه با بركت و رحمت و مغفرت به شما روى آورده است...”
    عن سلمان الفارسى قال: خطبنا رسول الله (ص) فى آخر یوم شعبان فقال: “قد اظلكم شهر رمضان شهر مبارك، شهر فیه لیله القدر خیر من الف شهر...”12 در گزارشى از سلمان فارسى آمده است: رسول خدا (ص) در آخرین روز ماه شعبان براى ما سخنرانى كرد و چنین فرمود:
    ماه رمضان، ماهى مبارك، ماهى كه در آن ماه، شب قدر كه از هزار شب برتر است، سایه خود را بر شما گسترده است...
    عن رسول الله (ص) انه كان یدعو اول لیله من شهر رمضان: “الحمد الله الذى اكرمنا به ایها الشهر المبارك...”13 از رسول خدا (ص) روایت شده كه آن حضرت همیشه در شب اول ماه رمضان این گونه دعا مى خواند: حمد و سپاس خدایى را كه ما را به تو اى ماه مبارك كرامت بخشید...
    عن الصادق (ع) انه كان یقول فى آخر لیله من شعبان واول لیله من شهر رمضان: “اللهم ان هذا الشهر المبارك الذى انزلت فیه القرآن وجعلته هدى للناس وبینات من الهدى والفرقان قد حضر...”14 از امام صادق (ع) روایت شده كه آن حضرت در آخرین شب ماه شعبان و در نخستین شب ماه رمضان این دعا را مى خواند: بارالها! این ماه مبارك را كه در آن قرآن، براى راهنمایى مردم، نشانه هدایت و جداكننده حق و باطل فرو فرستاده شد، فرا رسید...
    فراوانى اطلاق عنوان “مبارك” بر ماه رمضان در متون دینى موجب شده است كه این عنوان جزو مشهورترین اوصاف و عناوین این ماه شناخته گردد.

    چراغ روشن شب بود
    برایم چشم های تو
    پر ازدلشوره ام... بی تاب ودلگیرم
    کجا ماندی که من بی تو هزاران بار،در هرلحظه میمیرم




  6. #6

    معاون و ناظم كل فروم كوچولو


    عضو
    September 2008
    محل سکونت
    در زير سايه يار
    نوشته ها
    12,344
    تشكر ها
    7,757
    تشكر شده 4,836 بار در 1,294پست

    پیش فرض

    [center:3ce2cd2717] ممنون مسعود جان خيلي مفيد و زيباست كارتادامه بده كه خيلي عاليه [/center:3ce2cd2717]
    اگر یک روز از زندگی من باقی مانده باشد

    از هر جای دنیا چمدان کوچکم را می بندم راه می افتم

    ایستگاه به ایستگاه…

    مرز به مرز…

    پیدایت می کنم ، کنارت می نشینم

    بهت میگم تا بی نهایت دوستت دارم…



    من یاور یقین و عدالتم من زندگی ها خواهم ساخت،
    من خوشی های بسیار خواهم آورد من ملتم را سربلند ساحت زمین خواهم کرد،
    زیرا شادمانی او شادمانی من است.

    کوروش بزرگ

  7. #7
    كوچولو رسمي شده

    كوچولو ماندگار


    عضو
    May 2009
    محل سکونت
    آبادان.obodan0631
    نوشته ها
    9,215
    تشكر ها
    552
    تشكر شده 294 بار در 76پست

    پیش فرض

    103عنوان برای یک کتاب




    در باب نامهای قرآن و تعداد آن از دیرباز تا کنون میان مفسران و قرآن پژوهان اختلاف نظر بوده است.
    ابوالفتوحرازى در تفسیرش 43 نام براى قرآن بر می شمارد. زركشى به نقل از قاضىابوالمعالى این عدد را 55 اسم می رساند و برخی دیگر تا هشتاد اسم همگفته اند.
    کثیری از این اسامی گفته شده جنبه وصفی داشته و اطلاق عنوان اسم بر آنها خالی از وجه نیست.
    در این میان عده ای نیز بر این باورند که کتاب آسمانی قرآن جز یک نام (قرآن) ندارد.
    ظاهرا تنها پنج نام است که ماخوذ از قرآن بوده و این بزرگان در اسم بودن آنها اختلاف ندارند و آن ها عبارتند از:
    اسامی قرآن عبارتند از:
    1. قرآن: (بقره،185)
    2. فرقان: (بقره،185)
    3. كتاب: (هود، 1)
    4. ذكر: (آل عمران،58)
    5. تنزیل: (واقعه،80)

    باپژوهش در کتابهای مرجعی که در زمینه "اسماء و صفات قرآن" به رشته تحریر درآمده همچون الاتقان فی علوم القرآن، جلال الدین سیوطی، ج 1، اسماء القرآنفی القرآن، دكتر خمساوی احمد الخمساوی، البرهان فی علوم القرآن،بدرالدین محمد زركش، ج 1 و نیز پاره ای کتب تفسیری می توان برای قرآن، ازخود قرآن تا 103 عنوان وصفی بر شمرد.
    این عناوین عبارتند از:
    [center:83d46882fc]1. آیات الله: (احزاب،34)
    2. احسن الحدیث: (زمر،23)
    3. حكمت: (احزاب،34)
    4. مبارك: (انعام،92)
    5. مصدّق: (احقاف،12)
    6. برهان: (نساء،174)
    7. بصائر: (انعام،104)
    8. بلاغ: (انبیاء،106)
    9. بیان: (آل عمران،138)
    10. بیّنه: (اعراف،73)
    11. بیّنات: (بقره،185)
    12. بالغه: (قمر،5)
    13. بشیر: (فصلت،4)
    14. بشری: (نحل،89)
    15. تبیان: (نحل،89)
    16. ثقیل: (مزمل،5)
    17. تذكره: (مدثر،54)

    18. قصص: (یوسف،3)
    19. تصدیق: (یوسف،111)
    20. تفصیل: (یونس، 37)
    21.احسن تفسیر: (فرقان،33)
    22. حق: (سجده، 3)
    23. حق الیقین: (واقعه،95)
    24. حكیم: (یس،2)
    25. حكم: (رعد،37)
    26. ذی الذكر: (ص،1)
    27. نور: (نساء،174)
    28. ذكرالرحمن: (انبیاء،36)
    29. ذكری: (اعراف،2)
    30. رحمت: (نحل،89)
    31. روح: (شوری،52)
    32. شفاء: (فصّلت،44)
    33. عربی: (زمر،28)
    34. علی: (زخرف،4)
    35. عَجَب: (جن،1)
    36. عدل: (انعام،115)
    37. عزیز: (فصلت،41)
    38. وحی: (نجم،4)
    39. فصل: (طارق،13)
    40. هادی: (اسراء،9)
    41. غیر ذی عوج: (زمر،28)
    42. صحف: (بینه،2)
    43. صدق: (زمر،33)
    44. طیّب: (حج،24)
    45.قصص الحقآل عمران،62)
    46. قول: (مزمّل،5)
    47. قیّم: (كهف)
    48. عظیم: (حجر،87)
    49. محدث: (انبیاء،2)
    50. مجید: (بروج،22)
    51. مثانی: (حجر،87)
    52. مسطور: (طور،2)
    53. متشابه: (زمر،23)
    54. منزّل: (انعام،114)
    55. مهیمن: (مائده،48)
    56. مطهّر: (بینه،2)
    57. مفصّل: (انعام،114)
    58. بشیر: (فصلت:4)
    59. نذیر: (فصلت،4)
    60. نبأعظیم: (ص،67)
    61. رزق: (غافر،13)
    62. كریم: (واقعه،77)
    63. كلام الله: (توبه،6)
    64. مبین: (نحل،1)
    65. موعظه: (آل عمران،138)
    66. موعظه حسنه: (نحل،125)
    67. هدی للناس: (بقره،185)
    68. هدی للمتقین: (بقره،2)
    69. هدایت: (نحل،89)
    70. ایمان: (آل عمران،193)

    71. امر: (نحل،1)
    72. حبل: (بقره،103)
    73. امرالله: (دخان،5)
    74. امام: (اسراء،71)
    75. محفوظ: (بروج،22)
    76. محكم: (هود،5)
    77. خیر: (بقره،105)
    78. داعی الله: (احقاف،31،32)
    79. كوثر: (كوثر،1)
    80. ترتیل: (فرقان،32)
    81. رحمة الله: (بقره،105)
    82. رسالة: (مائده،67)
    83. زبور: (انبیاء،105)
    84. سبیل الله: (لقمان،6)
    85. شاهد: (هود،17)
    86. فضل الله: (یونس،58)
    87. غیب: (بقره،2)
    88. شرعه: (جاثیه،18)
    89. صراط الله: (سبأ،6)
    90. صراط مستقیم: (حج،54)
    91. علم: (ملك،26)
    92.احسن القصصیوسف،3)
    93. عروة الوثقی: (بقره،256)
    94. مكرّمه: (عبس،13)
    95. كلمة الله: (انعام،115)
    96. كلمات الله: (انعام،115)
    97. مكنون: (واقعه،78)
    98. منادی: (آل عمران:193)
    99. منشور: (طور،3)
    100. نعمت: (ضحی،11)
    101. منهاج: (مائده،48)
    102. میزان: (الرحمن،7)
    103. مرفوعه: (عبس،14)[/center:83d46882fc]
    چراغ روشن شب بود
    برایم چشم های تو
    پر ازدلشوره ام... بی تاب ودلگیرم
    کجا ماندی که من بی تو هزاران بار،در هرلحظه میمیرم




  8. #8
    كوچولو رسمي شده

    كوچولو ماندگار


    عضو
    May 2009
    محل سکونت
    آبادان.obodan0631
    نوشته ها
    9,215
    تشكر ها
    552
    تشكر شده 294 بار در 76پست

    پیش فرض

    دوستان عزیز من قصد دارم در این تایپک دعاها و مناجات رو هم قرار بدم

    در نتیجه دوستان عزیز اگر دعایی رو لازم دارند میتونن سفارش بدن تا من براشون قرار بدم


    صلوات شعبانیه



    چراغ روشن شب بود
    برایم چشم های تو
    پر ازدلشوره ام... بی تاب ودلگیرم
    کجا ماندی که من بی تو هزاران بار،در هرلحظه میمیرم




  9. #9
    كوچولو رسمي شده

    كوچولو ماندگار


    عضو
    May 2009
    محل سکونت
    آبادان.obodan0631
    نوشته ها
    9,215
    تشكر ها
    552
    تشكر شده 294 بار در 76پست

    پیش فرض

    اسماء با مسما (1)






    اشاره:

    در باب نامهای قرآن و تعداد آن از دیرباز تا کنون میان مفسران و قرآن پژوهان اختلاف نظر بوده است.
    ابوالفتوحرازى در تفسیرش 43 نام براى قرآن بر می شمارد. زركشى به نقل از قاضىابوالمعالى این عدد را 55 اسم می رساند و برخی دیگر تا هشتاد اسم همگفته اند.
    کثیری از این اسامی گفته شده جنبه وصفی داشته و اطلاق عنوان اسم بر آنها خالی از وجه نیست.
    سلسله نوشتار" اسماء با مسما" می کوشد تا در هر نوبت شما را با یکی از این نام های زیبای قرآن آشنا سازد.



    1. احسن*الحدیث: از اوصاف یا نام*هاى قرآن

    اینتركیب، از 2 واژه احسن به* معناى نیكوترین و حدیث به *دست آمدهاست و به* دلیل پیوستگى واژه حدیث با احسن الحدیث، در همین مقاله ازآن بحث مى*شود. با وجود گوناگونى عبارت*ها، نوعى هماهنگى درمعناى واژه حدیث میان لغت*شناسان به چشم مى*خورد گویا آنان هرنو ظهورى اعمّ از شىء،1 سخن2 و خبر 3 راحدیث گفته*اند كه رایج*ترین معناى آن در قرآن، سخن و كلام است واز معانى غیر رایج آن مى*توان به خبر و عبرت اشاره كرد.4از مجموع*23 بار كاربرد مفرد حدیث، معناى 9 آیه (اعراف/7، 185;كهف/18، 6; زمر/39،23; جاثیه/45، 6; طور/52، 34; نجم/53، 59; واقعه/56،81; قلم/68، 44; مرسلات/77، 50) را مى*توان با قرآن پیوند داد كه به*طور تقریبى در همه آن*ها نوعى تهدید و سرزنش كافران به*دلیل بى*توجهّى به آیات الهى به چشم مى*خورد.
    برخىمعتقدند واژه حدیث در آیه*59 نجم/53، به مضمون آیات پیش از خود اشارهدارد. برخى نیز حدیث را فقط در آیاتى چون 81 واقعه/56 و 6 كهف/18 كه باپیشوندهاى احسن و اسم اشاره «هـذا» همراه هستند، به*معناى قرآن دانسته*اند5 كه شاید به جاى مفهوم كلّى آیه، صرفاً معناى واژه، مورد نظر آن*ها باشد.
    مفسّران، نوآورى*ها،6 تازگى نزول قرآن در مقایسه با كتاب*هاى آسمانى پیشین 7 و نیز كلام 8 و خبر جدید بودن 9آن را دلیل وصف یا نام*گذارى قرآن به حدیث مى*دانند.هم*چنین متكلّمان و مفسّران طرف*دار نظریّه حدوث قرآن،نام*گذارى این كتاب به حدیث را شاهدى بر ادّعاى خود مى*شمارند.10 مخالفان آن*ها نیز با ارائه پاسخ*هایى از قبیل حدوث لفظى قرآن كوشیده*اند از دیدگاه خود دفاع كنند;11 در* حالى*كه گویا فهم عرفى و ابتدایى آیات، هیچ كدام از دیدگاه*هاى یاد*شده را یارى ندهد.
    درفرهنگ دینى شاید، این وصف، شهرت بیش*ترى از حدیـث داشته باشد;چنان*كه امیرمؤمنان*على(علیه السلام)براى تشویق به فراگیرى قرآناز آن با عنوان احسن الحدیث یاد*كرده است: «تعلموا القرءانفإنّه أحسن الحدیث»


    آشكارترینمورد وصف قرآن به حدیث، آیه*23 زمر/39 است كه بر مبناى آن، قرآن نه*تنها حدیث، بلكه نیكوترین حدیث و سخن (احسن الحدیث) به*شمارمى*آید و آیاتش (در لطف، زیبایى، عمق و محتوا) همانند یك*دیگراست. آیاتى مكرّر و منسجم دارد كه از شنیدن آن*ها، بر *اندامكسانى*كه از پروردگارشان مى*ترسند، لرزه *مى*افتد:
    «اَللّهُنَزَّلَ اَحسَنَ الحَدیثِ كِتـبـًا مُتَشـبِهـًا مَثانِىَ تَقشَعِرُّمِنهُ جُلودُ الَّذینَ یَخشَونَ رَبَّهُم ثُمَّ تَلینُ جُلودُهُم وقُلوبُهُم اِلى ذِكرِ اللّهِ ذلِكَ هُدَى اللّهِ یَهدى بِهِ مَن یَشَـاءُو مَن یُضلِلِ اللّهُ فَما لَهُ مِن هاد»
    . در *حالى*كه بسیارى از مفسّران، احسن*الحدیث را به *معناى نیكوترین كلام مى*دانند،12 برخى با انطباق مفهوم تكرار كه در مثانى و متشابه نهفته است، با داستان*هاى مكرّر قرآن 13 و شاید به تأثیر از آیاتى مانند
    «هَل اَتـكَ حَدیثُ موسى»
    (طه/20، 9) و نیز شأن نزول، آیه احسن*الحدیث را به احسن*القصص تفسیر كرده*اند.14
    درفرهنگ دینى شاید، این وصف، شهرت بیش*ترى از حدیث داشته باشد;چنان*كه امیرمؤمنان*على(علیه السلام) براى تشویق به فراگیرىقرآن از آن با عنوان احسن الحدیث یاد *كرده است:
    «تعلموا القرءان فإنّه أحسن الحدیث»
    .15 گفته*اند: درخواست صحابه پیامبر(صلى الله علیه وآله) براى بیان داستان پیشینیان16 یا شنیدن سخنى از او جهت رفع خستگى و ملال،17 سبب نزول آیه شده است كه هر دو شأن نزول، افزون بر نمایاندن جایگاه نشاط*آفرین قرآن18 ضرورت مراجعه مسلمانان را در نخستین گام به قرآن یادآور مى*شود.
    گسترده*ترینبحث درباره آیه، وجه وصف یا نام*گذارى قرآن به احسن الحدیث است. دراین جهت، اغلب به جنبه*هاى لفظى و معنایى قرآن پرداخته*اند. ازجامع*ترین دیدگاه*ها، نظر فخر رازى است كه هر دو بُعدیاد*شده را در نظر داشته*است.19
    مفسّران، شیوایى و فصاحت،20 نظم 21 و اسلوب بیانى ویژه 22را از ویژگى*هاى برترى لفظى قرآن و احسن*الحدیث بودن آن برشمرده*اند. هم*چنین از چهره معنوى قرآن پرده بر گرفته و برخى ازویژگى*هاى برترى معنایى آن مانند موارد ذیل را نمایانده*اند:مصونیّت از تناقض 23 و حقّ و صدق محض بودن،24 در برگیرى اخبار غیبى، 25 علوم فراوان 26 و شگفتى*هاى آفرینش،27 انبوهى احكام در مقایسه با كتاب*هاى پیشین،28 هدایت توده*ها و بیدارساختن افكار و اندیشه*ها،29 جامعیّت آن به *دلیل در برداشتن اصول، فروع و اخلاق.30
    ادامه دارد ...
    چراغ روشن شب بود
    برایم چشم های تو
    پر ازدلشوره ام... بی تاب ودلگیرم
    کجا ماندی که من بی تو هزاران بار،در هرلحظه میمیرم




  10. #10
    كوچولو رسمي شده

    كوچولو ماندگار


    عضو
    May 2009
    محل سکونت
    آبادان.obodan0631
    نوشته ها
    9,215
    تشكر ها
    552
    تشكر شده 294 بار در 76پست

    پیش فرض

    اسماء حسنا - نام*هاي نيکوي خداوند

    اسماء حُسني يا نام*هاي نيکوي خداوند نام*هايي هستند که در اسلام
    براي الله به کار رفته است. غالبا، تعداد اين اسم*ها را نود و نه
    نام دانسته*اند که بيشتر آن در قرآن آمده است.

    اعتقاد بر اين است که يکي از اسامي که خدا بر کسي دانسته نيست
    اسم اعظم است. و با بر زبان آوردن آن هر خواستهٔ گوينده برآورده
    خواهد شد.


    فهرست نام*هاي نيکوي خداوند:


    ۱الرحمن بخشاينده
    ۲الرحيم مهربان
    ۳الملك پادشاه
    ۴القدوس مقدس
    ۵السلام درود
    ۶المؤمن اطمينان دهنده
    ۷المهيمن نگهدارنده
    ۸العزيز باشکوه
    ۹الجبار توانگر
    ۱۰المتكبر بسيار بزرگ
    ۱۱الخالق آفريننده
    ۱۲البارئ درست
    ۱۳المصور نگارگر، صورتگر
    ۱۴الغفار هميشه بخشاينده
    ۱۵القهار فروکاهنده
    ۱۶الوهابنيک بخشاينده
    ۱۷الرزاق هميشه روزي دهنده
    ۱۸الفتاح گشاينده (پيروزکننده)
    ۱۹العليم داناترين
    ۲۰القابض ميراننده، بيرون کشنده جان*ها
    ۲۱الباسط گستراننده، فراخ کننده روزي
    ۲۲الخافض پست کننده، خوار کننده
    ۲۳الرافع (به سوي خود)بالا برنده
    ۲۴المعز عزيزکننده
    ۲۵المذل خوارکننده
    ۲۶السميع شنواترين
    ۲۷البصير بيناترين
    ۲۸الحكم دادگر
    ۲۹العدلبي نهايت عادل
    ۳۰اللطيف آن*که بر بندگانش لطف دارد
    ۳۱الخبير آگاه*ترين
    ۳۲الحليم بسيار بردبار
    ۳۳العظيم بي*انتها
    ۳۴الغفور بسيار بخشاينده
    ۳۵الشكور بسيار سپاسگذار
    ۳۶العلي بلند مرتبه
    ۳۷الكبير بزرگ*ترين
    ۳۸الحفيظ نگهدارنده
    ۳۹المقيت خوراک دهنده
    ۴۰الحسيب شمارنده
    ۴۱الجليل بسيار گرانقدر
    ۴۲الكريم بسيار بخشنده
    ۴۳الرقيب نگهبان، بيننده و آماده
    ۴۴المجيب پاسخگو
    ۴۵الواسع گسترده، پهناور
    ۴۶الحكيم فرزانه، بسيار خردمند
    ۴۷الودود دوست
    ۴۸المجيد بسيار لايق ستايش
    ۴۹الباعث برانگيزنده مردگان
    ۵۰الشهيد بيننده
    ۵۱الحق راست، درست
    ۵۲الوكيل وکيل
    ۵۳القوى پرزور
    ۵۴المتين سخت (و نيز پاينده)
    ۵۵الولى دوست، يار و نگهبان
    ۵۶الحميد ستوده
    ۵۷المحصى شمارنده
    ۵۸المبدئ نخستين آفريننده
    ۵۹المعيد بازگرداننده، دوباره زنده کننده
    ۶۰المحيى زندگي بخش، هستي بخش
    ۶۱المميتمي راننده، نابود کننده
    ۶۲الحيزنده زنده
    ۶۳القيومقائم (آفريننده*اي که کسي او را نيافريد)
    ۶۴الواجد يابنده
    ۶۵الماجد بزرگوار
    ۶۶الواحد يکتاي بي*همتا
    ۶۷الاحد يگانه
    ۶۸الصمد بي*نياز
    ۶۹القادر توانا
    ۷۰المقتدر تعيين کننده (قضا و قدر)
    ۷۱المقدم فراپيش کشنده
    ۷۲المؤخر فراپس دارنده
    ۷۳الأول نخستين، اول پديدارکننده وجود
    ۷۴الأخر واپسين، آخر فناکننده موجود
    ۷۵الظاهر آشکار(پديدار، هويدا)، هميشه پيروز
    ۷۶الباطن پنهان، همه دربرگيرنده
    ۷۷الوالي کاردار
    ۷۸المتعالي خود ستوده
    ۷۹البر نيکوترين
    ۸۰التواب هميشه توبه پذير
    ۸۱المنتقم دادستان
    ۸۲العفو درگذرنده(آمرزنده)،
    ۸۳الرؤوف بسيار دلسوز و مهربان
    ۸۴مالك الملكفرمانرواي جهان
    ۸۵ ذوالجلال و الاکرام داراي شکوه و بخشش
    ۸۶المقسط عادل
    ۸۷الجامع گردآورنده
    ۸۸الغنى توانگر
    ۸۹المغنى بي نياز کننده، بسنده
    ۹۰المانع بازدارنده
    ۹۱الضار آزار دهنده
    ۹۲النافع سودمند
    ۹۳النور روشني
    ۹۴الهادي رهنما
    ۹۵البديع سنجش ناپذير، آفريننده
    ۹۶الباقي ماندگار و واگردان نشدني
    ۹۷الوارث وارث
    ۹۸الرشيد راهنما، آموزگار و داناي بي*خطا
    99الصبور شکیبا


    دانلود اسماء حسنا با فرمت MP3

    اسماء حسنا
    چراغ روشن شب بود
    برایم چشم های تو
    پر ازدلشوره ام... بی تاب ودلگیرم
    کجا ماندی که من بی تو هزاران بار،در هرلحظه میمیرم




  11. #11
    كوچولو رسمي شده

    كوچولو ماندگار


    عضو
    May 2009
    محل سکونت
    آبادان.obodan0631
    نوشته ها
    9,215
    تشكر ها
    552
    تشكر شده 294 بار در 76پست

    پیش فرض

    [center:24557246dc]سلام دوستام عزیز کوچولو امروز براتون 3 نرافزار موبایل میزارم امیدوارم بدردتون بخوره


    [/center:24557246dc][center:24557246dc]





    دانستنیهای رمضان 1 نهج البلاغه تقویم اسلامی


    النماس دعا
    [/center:24557246dc]

    چراغ روشن شب بود
    برایم چشم های تو
    پر ازدلشوره ام... بی تاب ودلگیرم
    کجا ماندی که من بی تو هزاران بار،در هرلحظه میمیرم




  12. #12
    كوچولو رسمي شده

    كوچولو ماندگار


    عضو
    May 2009
    محل سکونت
    آبادان.obodan0631
    نوشته ها
    9,215
    تشكر ها
    552
    تشكر شده 294 بار در 76پست
    چراغ روشن شب بود
    برایم چشم های تو
    پر ازدلشوره ام... بی تاب ودلگیرم
    کجا ماندی که من بی تو هزاران بار،در هرلحظه میمیرم




  13. #13
    كوچولو رسمي شده

    كوچولو ماندگار


    عضو
    May 2009
    محل سکونت
    آبادان.obodan0631
    نوشته ها
    9,215
    تشكر ها
    552
    تشكر شده 294 بار در 76پست

    پیش فرض

    اسماء با مسما (2)





    اشاره:

    در باب نامهای قرآن و تعداد آن از دیرباز تا کنون میان مفسران و قرآن پژوهان اختلاف نظر بوده است.
    ابوالفتوح رازى در تفسیرش 43 نام براى قرآن بر می شمارد. زركشى به نقل از قاضى ابوالمعالى این عدد را 55 اسم می رساند و برخی دیگر تا هشتاد اسم هم گفته اند.
    کثیری از این اسامی گفته شده جنبه وصفی داشته و اطلاق عنوان اسم بر آنها خالی از وجه نیست.
    سلسله نوشتار" اسماء با مسما" می کوشد تا در هر نوبت شما را با یکی از این نام های زیبای قرآن آشنا سازد.
    ( احسن*الحدیث اولین اسم با مسمای قرآن که در مقاله گذشته در باره آن بحث شد.)




    اُمّ الكتاب:
    این واژه سه *بار ودر سوره*هاى آل*عمران/3،7؛ رعد/13،39 و زخرف/43،4 آمده است.راغب اصل «امّ» را به معناى مادر گرفته كه سپس تعمیم یافته وبه چیزى كه اصل براى وجود چیزى دیگر، یا اصل براى تربیت و اصلاح آن یاآغاز چیزى باشد اطلاق شده است[1]؛ ولى ابن*فارس «اُمّ»را داراى 4 معناى نزدیك به هم دانسته است: اصل، مرجع، جماعت و دین.[2]
    كتابنیز به معناى صحیفه*اى است كه در آن چیزى نوشته شده باشد.[3] اینواژه به صورت معرفه (الكتاب) در مواردى بر تورات (نك: بقره/2، 53 ، 79) ودر موارد زیادى بر قرآن (نك: بقره/2، 1؛ آل*عمران/3، 7) و نیز بر لوح محفوظ[4] (احزاب/33، 6) اطلاق شده است. تركیب «امّ الكتاب» درقرآن كریم سه بار و در دو معناى متفاوت به*كار رفته است:
    1.آیات محكم؛ در آیه 7 آل*عمران/3 با تقسیم آیات قرآن به محكم و متشابه بر آیات محكم «اُمّ*الكتاب» اطلاق شده است: «هُوَالَّذِى اَنزَلَ عَلَیكَ الكِتـبَ مِنهُ ءایـتٌ مُحكَمـتٌ هُنَّ اُمُّالكِتـبِ واُخَرُ مُتَشـبِهـتٌ ...» مفسران در توجیه نامگذارى آیات محكم به اُمّ الكتاب وجوهى را بیان كرده*اند.
    الف. چون آیات محكم، مطلوب اصلى است و مراد آنها نیز روشن و همچنین مرجع تفسیر آیات متشابه است.[5]این نظر از شهرت بیشترى میان مفسران برخوردار است.
    ب. محكم با حَكَم (= داور) هم ریشه است و آیات محكم بسان حَكَمى براى تفسیر آیات متشابه، و روشنگر مراد آنهاست.[6]
    فخررازى با مقایسه میان آیه 4 زخرف/43 و 7 آل*عمران/3 احتمال داده است كه مراد از اُمّ الكتاب در سوره زخرف آیات محكم قرآن و مرجع ضمیر«إنَّه» آیات همین سوره باشد، بنابراین، مفاد آیه این است كهسوره حم (زخرف) در میان آیات محكم قرآن واقع شده و از جایگاه بلند واستوارى برخوردار است.


    ج. چون آیات محكم بیشتر آیات قرآن را فراگرفته است. شاهد این معنا اطلاق «اُمّ العَسكر» برعَلَم لشكر است، بدان جهت كه سپاهیان را بر گرد خود جمع مى*كند.اطلاق «اُمّ البلد» بر كسى كه بیشترِ امور شهر را تدبیرمى*كند نیز شاهد دیگرِ آن است.[7]
    د. چون آیات محكم بر فرایض، حدود و احكام مشتمل است.[8]
    هـ . وجود آیات محكم در همه كتابهاى آسمانى،[9] یا پذیرش این آیات از سوى همه پیروان ادیان الهى،[10] دلیل این نامگذارى است.
    2.لوح محفوظ؛ آیه 39 رعد/13 خبر مى*دهد كه اُمّ*الكتاب نزد خداونداست: «یَمحوا اللّهُ ما یَشاءُ ویُثبِتُ و عِندَهُ اُمُّ الكِتـب =خدا آنچه را خواهد از میان مى*برد و [یا] بر جاى و استوارمى*دارد و مادر كتاب نزد اوست» و آیه 4 زخرف/43 خبرمى*دهد كه قرآن در اُمّ الكتاب نزد خداوند، بلند مرتبه و استوار است:«و اِنَّهُ فى اُمِّ الكِتـبِ لَدَینا لَعَلىٌّ حَكیم» مفسران متأخر اُمّ الكتاب در این دو آیه را به اصل و اساس كتاب معنا كرده و با استناد به آیات 21 ـ 22 بروج/85 : «بَل هُوَ قُرءانٌ مَجید فى لَوحمَحفوظ» مراد از آن را لوح محفوظ ـ كه هیچ*گونه تغییر و تبدیلبه آن راه ندارد ـ دانسته*اند.[11] این تفسیر از ابن*عباس ومجاهد نیز گزارش شده است[12].
    دیدگاههاى مفسران:
    در میان كلمات مفسران تفسیرهاى دیگرى نیز از اُمّ الكتاب در این آیه دیده مى*شود كه از این قرار است:
    1. در نقلهایى از ابن*عباس، مجاهد، قتاده و عكرمه به مجموعه كتاب و اساس آن (جملة الكتاب و اصله)[13] تفسیر شده است.
    2.نظریه دیگرى اُمّ الكتاب را به علم منزه از تغییر الهى تفسیر كردهاست.[14] برخى در توضیح این تفسیر مى*گویند: اُمّ الكتابازاین*رو به علم الهى تفسیر شده است كه آنچه در صحیفه*هاى فرشتگان و جاهاى دیگر نوشته مى*شود موافق علم ازلى الهى است و علمخداوند اساس و ریشه و امّ آن است.[15] این تفسیر از كعب نیز نقل شده است.وى در پاسخ ابن*عباس كه از اُمّ الكتاب پرسیده بود گفت: خداوند به آنچه مى*خواست خود بیافریند یا بندگانش بسازند علم داشت، آنگاه بهعلم خود خطاب كرد: كتاب باش. آن نیز كتاب شد.[16]
    3. فخررازى بامقایسه میان آیه 4 زخرف/43 و 7 آل*عمران/3 احتمال داده است كه مراداز اُمّ الكتاب در سوره زخرف آیات محكم قرآن و مرجع ضمیر«إنَّه» آیات همین سوره باشد، بنابراین، مفاد آیه این است كهسوره حم (زخرف) در میان آیات محكم قرآن واقع شده و از جایگاه بلند واستوارى برخوردار است.[17]
    4. در نقلى از عكرمه اُمّ الكتاب در آیه 4 زخرف/43 به قرآن تفسیر شده است.[18]
    5. ابن*جریج و ابن*عباس به «الذكر» تفسیركرده*اند. و چنان چه مقصود از «الذكر» قرآن كریم باشد باتفسیر پیشین یكسان خواهد بود.
    6 . نظر دیگرى مراد از اُمّ الكتاب راحلال و حرام دانسته است.[19] مفسران متأخر به این نظر كه در ذیل آیه 39رعد/13 از حسن بصرى نقل شده چندان توجهى نكرده و مراد وى را توضیح نداده*اند.
    7. در روایتى از حضرت صادق(علیه السلام) كه گویاتأویل و تفسیرى از باطن آیه است مراد از اُمّ الكتاب در سوره زخرف، سوره حمد معرفى شده است. آن حضرت مرجع ضمیر «إنّه» را علىبن*ابى*طالب(علیه السلام)دانسته و در پاسخ این پرسش كه در كجاىاُمّ الكتاب از على(علیه السلام)یاد شده فرمودند: در آیه «اِهدِنَاالصِّراطَ المُستَقیم» (حمد/1،6)[20]
    8 . اهل معقول اُمّالكتاب را بر امور متعددى چون عقل اول از سلسله عقول طولیه ده*گانه[21]، نفس كلّیه، انسان كامل، ماهیت حقایق كه كتاب از آن متولد مى*شود و خود نه موجود است و نه معدوم، و لوح محفوظ تطبیق داده*اند[22]، به هر حال از مجموع دو آیه یاد شده (39 رعد/13 و4زخرف/43) برمى*آید كه اُمّ*الكتاب اوّلا نزد خدا است:«عنده، لدینا» و ثانیاً از هرگونه تغییر، تحوّل و زوال مصوناست و ثالثاً اندیشه و عقل بشرى به آن راه ندارد.[23]
    افزون بر دومعناى پیشین «ام الكتاب» نامى براى سوره فاتحة الكتاب معرفىشده است.[24] ظاهراً این نام از سوى پیامبر(صلى الله علیه وآله) بر این سوره نهاده شده است. در دو روایت كه دارقطنى و بیهقى در سنن خود و ترمذى،ابن*منذر، ابن*ابى*حاتم و ابن*مردویه در تفسیر خودآورده*اند، وى نقل مى*كند: پیامبر(صلى الله علیه وآله)سوره حمدرا اُمّ الكتاب خوانده است.[25] در روایت دیگر ابىّ بن كعب مى*گوید:فاتحة الكتاب را بر پیامبر(صلى الله علیه وآله)خواندم. حضرت سوگند یاد كردكه نه در تورات، نه در انجیل، نه در زبور و نه در قرآن سوره*اى بسانآن نازل نشده است. آن اُمّ الكتاب و ... است.[26] نیز در حدیث دیگرى كه جابر از رسول خدا(صلى الله علیه وآله)نقل كرده از سوره حمد با نام اُمّ الكتاب یاد شده است[27].
    در روایاتى از اهل*بیت(علیهم السلام)نیز امّ الكتاب بر سوره فاتحةالكتاب اطلاق شده است، از آن جمله عیاشى درآغاز تفسیر سوره فاتحه از امام صادق(علیه السلام)روایت مى*كند كه آن حضرت فرمود: اسم اعظم خداوند در امّ الكتاب پراكنده است[28] و در روایتىدیگر از آن حضرت آمده است كه حضرت فرمود: 4 بار صداى ناله ابلیس بلند شد.چهارمین بار هنگامى بود كه امّ الكتاب یعنى «اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّالعــلَمین» نازل شد.[29] روایتى نیز از حضرت رضا(علیه السلام)نقلشده كه در آن بر سوره حمد اُمّ الكتاب اطلاق شده است.[30]
    در مقابل،از ابن*سیرین و حسن بصرى نقل شده كه آن دو خوش نداشتند سوره حمد رااُمّ الكتاب بنامند، زیرا اُمّ الكتاب نزد خداوند است (نك: رعد/13،39)[31]؛ نیز مرسى مى*گوید: حدیثى نقل شده كه مى*گوید: كسى سوره حمد را اُمّ الكتاب نخواند، بلكه فاتحة الكتاب بخواند. سپس این حدیث را ردكرده و صحیح ندانسته است؛ اما سیوطى اصل حدیث بودن چنین سخنى را انكاركرده است.[32] مفسران درباره علت نامگذارى سوره حمد به اُمّ الكتاب وجوهىشمرده*اند:
    1. برخى با استناد به اطلاق «اُمّالقوم» بر رئیس قوم به سبب برتریش بر سایر افراد قوم، علت این نامرا برتر بودن سوره حمد بر سایر سوره*ها دانسته*اند. (دربارهبرترى سوره حمد بر سایر سوره*هاى قرآن => حمد/سوره)
    2. در نظرى دیگر برابر بودن حرمت این سوره با همه سوره*هاى دیگر راز این نامگذارى بیان شده است.[33]
    3.نظر دیگر، علت را پناهگاه بودن سوره حمد براى اهل ایمان یاد كرده است. دراین نظریه به اطلاق «اُمّ» بر عَلَم استشهاد شده است، زیراعَلَم پناهگاه سپاهیان در میدان جنگ است.[34]
    درروایاتى از اهل*بیت(علیهم السلام) نیز امّ الكتاب بر سوره فاتحةالكتاب اطلاق شده است، از آن جمله عیاشى در آغاز تفسیر سوره فاتحه ازامام صادق(علیه السلام)روایت مى*كند كه آن حضرت فرمود: اسم اعظم خداوند در امّ الكتاب پراكنده است


    4. محكم بودن آیات سوره حمد و اینكه در سوره آل*عمران آیات محكم اُمّ الكتاب خوانده شدهوجه دیگرى براى این تسمیه برشمرده شده است.[35]
    5 . عده*اى جامعیت و اشتمال سوره حمد بر كلیات معارف قرآن را سبب این نامگذارى بیان داشته*اند.[36]
    6 . برخى معتقدند سوره حمد از آن رو اُمّ الكتاب نام گرفته كه در آغاز كتاب (قرآن) قرار گرفته است.[37]

    چراغ روشن شب بود
    برایم چشم های تو
    پر ازدلشوره ام... بی تاب ودلگیرم
    کجا ماندی که من بی تو هزاران بار،در هرلحظه میمیرم




  14. #14
    كوچولو رسمي شده

    كوچولو ماندگار


    عضو
    May 2009
    محل سکونت
    آبادان.obodan0631
    نوشته ها
    9,215
    تشكر ها
    552
    تشكر شده 294 بار در 76پست

    پیش فرض

    مژده ای به گناهکاران





    خداوندمتعال در قرآن کریم مکررا به گناه کاران هشدار میدهد که دست از گناهبردارید که عاقبت سختی خواهد داشت و از عذاب های هولناک دوزخ میگوید وبنده را از آن بر حذر میدارد که بسیار بد چیزیست دوزخ و عذابش. و این درحالی است که ما در جای جای قرآن میخوانیم که خداوند متعال بخشنده و مهرباناست او بندگانش را دوست دارد آیا این عذاب های هولناک با آن همه مهر ومحبت سازگار است؟ خوب او هشدار میدهد که بنده آلوده نشود شأنش را حفظ کندکه او اشرف مخلوقات است و مایه فخر خدا و سزاوار نیست که اینگونهپست ودنی باشد .
    خداوند مهربانترین، راه بازگشت را توأ م باامیدوارى به روى همه گنه کاران مى گشاید زیرا هدف اصلى از همه این امورتربیت و هدایت است نه انتقامجوئى و خشونت ، با لحنى آکنده از نهایت لطف ومحبت آغوش * رحمتش را به روى همگان باز کرده و فرمان عفو آنها را صادرنموده مى فرماید: «قُلْ یَا عِبَادِیَالَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِاللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَالْغَفُورُ الرَّحِیمُ »1 ؛ بهآنها بگو اى بندگان من که بر خودتان اسراف و ستم کرده اید از رحمت خداوندنومید نشوید که خدا همه گناهان را مى بخشدکه او بخشنده و مهربان است.
    دقتدر تعبیرات این آیه نشان مى دهد که از امیدبخش ترین آیات قرآن مجید نسبتبه همه گنه کاران است ، شمول و گستردگى آن به حدى است که طبق روایتى امیر مؤ منان على (علیه السلام ) فرمود: در تمام قرآن آیه اى وسیعتر از این آیه نیست.

    دلیل آن نیز روشن است زیرا:
    1 - تعبیر به (یا عبادى) "اى بندگان من !" آغازگر لطفى است از ناحیه پروردگار.
    2 - تعبیر به (اسراف ) به جاى ظلم و گناه و جنایت نیز لطف دیگرى است .
    3 - تعبیربه (على انفسهم ) که نشان مى دهد گناهان آدمى همه به خود او باز مى گرددنشانه دیگرى از محبت پروردگار است همانگونه که یک پدر دلسوز به فرزند خویشمى گوید این همه بر خود ستم مکن !
    4 - تعبیر به (لا تقنطوا)(مایوس نشوید) با توجه به اینکه (قنوط) در اصل به معنى مایوس شدن از خیراست به تنهائى دلیل بر این است که گنهکاران نباید از (لطف الهى ) نومیدگردند.
    5 - تعبیر من (رحمة الله ) بعد از جمله (لا تقنطوا) بیشترى بر این خیر و محبت مى باشد.
    6 - هنگامى که به جمله (ان الله یغفر الذنوب ) مى رسیم که با حرف تاءکید آغاز شده و کلمه (الذنوب) و.... .
    آرىآیه فوق گسترده ترین آیات قرآن است که شمول آن هر گونه گناه را در بر مىگیرد، و نیز به همین دلیل از امیدبخشترین آیات قرآن مجید محسوب مى شود. وبه راستى از کسى که دریاى لطفش بیکران و شعاع فیضش نامحدود است جز اینانتظارى نمى توان داشت .
    درهاىغفران و رحمت به روى همه بندگان بدون استثنا گشوده است مشروط بر اینکه بعداز ارتکاب گناه به خود آیند، و تغییر مسیر دهند، رو به سوى درگاه خداآورند، در برابر فرمانش تسلیم باشند و با عمل ، صداقت خود را در این توبهو انابه نشان دهند.

    از کسى که (رحمتشبر غضبش پیشى گرفته ) و بندگان را براى رحمت آفریده ، نه براى خشم و عذاب، غیر از این چشمداشتى نیست . چه خداوند رحیم و مهربانى و چه پروردگار پرمهر و محبتى !!

    پاسخ به چند پرسش؟
    در اینجا دو مسأله فکر مفسران را به خود مشغول ساخته که اتفاقا راه حل آن در خود آیه و آیات بعد نهفته است.

    نخستاینکه : آیا عمومیت آیه همه گناهان حتى شرک و گناهان کبیره دیگر را فرا مىگیرد؟ اگر چنین است پس چرا در آیه 48 سوره نساء شرک از گناهان قابل بخششاستثناء شده است ؟ «إِنَّ اللّهَ لاَ یَغْفِرُ أَن یُشْرَكَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن یَشَاء» ؛ خداوند شرک را نمى بخشد، اما کمتر از آن را براى هر کس که بخواهد مى بخشد.
    دیگراینکه : آیا این وعده غفران که در آیه مورد بحث آمده است مطلق است یامشروط به توبه و مانند آن ؟ البته این دو سؤ ال به هم مربوط است . و پاسخآن را در آیات بعد به خوبى مى توان یافت زیرا سه دستور در آیات بعد دادهشده که همه چیز را روشن مى سازد: «وَأَنِیبُوا إِلَى رَبِّكُمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ مِن قَبْلِ أَن یَأْتِیَكُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ »2 ؛ و به درگاه پروردگارتان بازگردید، و در برابر او تسلیم شوید، پیش * از آنكه عذاب به سراغ شما آید سپس از سوى هیچكس یارى نشوید.
    این دستورهاى سه گانه مى گوید درهاى غفران و رحمت به روى همه بندگان بدوناستثنا گشوده است مشروط بر اینکه بعد از ارتکاب گناه به خود آیند، و تغییرمسیر دهند، رو به سوى درگاه خدا آورند، در برابر فرمانش تسلیم باشند و باعمل ، صداقت خود را در این توبه و انابه نشان دهند، به این ترتیب نه شرکاز آن مستثناست و نه غیر آن ، و نیز مشروط بودن این عفو عمومى و رحمتواسعه به شرائطى غیر قابل انکار است .
    و اگر مى بینیم در آیه 48سوره نساء بخشش و عفو مشرکان را استثنا کرده در مورد مشرکانى است که درحالت شرک از دنیا بروند، نه آنها که بیدار شوند و راه حق پیش گیرند، چراکه اکثریت قریب به اتفاق مسلمانان صدر اسلام چنین بوده اند.
    اگر حالبسیارى از مجرمان را در نظر بگیریم که بعد از انجام گناهان کبیره چنانناراحت و پشیمان مى شوند که باور نمى کنند راه بازگشتى به روى آنها بازباشد و آنچنان خود را آلوده مى دانند که با هیچ آبى قابل شستشو نیستند مىپرسند آیا به راستى گناهان ما قابل بخشش * است ؟
    آیاراهى به سوى خدا براى ما باز است ؟ آیا پلى در پشت سر ما وجود دارد کهویران نشده باشد؟ مفهوم آیه را به خوبى درک مى کنیم ، زیرا آنها آماده هرگونه توبه اند ولى گناه خود را قابل بخشش نمى دانند، مخصوصا اگر بارهاتوبه کرده باشند و شکسته باشند.این آیه به همه آنها نوید مى دهد که راه بهروى همه شما باز است . بله این است رحمت مهربانترین مهربانان و اینگونه مژده میدهد به گنهکاران.
    پس ناامید نباش که خداوند یگانه با آغوشی باز منتظر من و تو است.
    چراغ روشن شب بود
    برایم چشم های تو
    پر ازدلشوره ام... بی تاب ودلگیرم
    کجا ماندی که من بی تو هزاران بار،در هرلحظه میمیرم




  15. #15
    كوچولو رسمي شده

    كوچولو ماندگار


    عضو
    May 2009
    محل سکونت
    آبادان.obodan0631
    نوشته ها
    9,215
    تشكر ها
    552
    تشكر شده 294 بار در 76پست

    پیش فرض

    اعجاز معنوی قرآن



    مقدمه :
    خداوندتبارك و تعالی هنگامی كه حكمت خود را بر زمین گسترانید سعادت دنیوی واخروی انسان را در قالب كتابی نازل ساخت كه آن را قرآن نامید و در هر عصرو زمان مطابق استعداد مردم آیاتی را نازل می*ساخت و برای بیانخردمندانه این احكام راهنمایانی برای مردم می*فرستاد.
    پس اینهدایتنامه بزرگ الهی جامع تمام نیازهای بشری بوده و مربوط به همه ادوار وعصرهاست و تمامی انسانها را شامل خواهد شد. احكام و عبادات ، قوانین ،فضایل و آداب و قوانین سیاسی، مدنی، اجتماعی و اقتصادی همگی در قرآن جمعشده*اند.
    خداوند با نزول قرآن حجتش را بر افراد تمام كرده وهیچ كتابی مانند قرآن جوابگوی تمامی نیازهای انسان نخواهد بود. احكام وعبادات، فضایل، آداب و قوانین سیاسی در آن بیان شده و همین موارد است كهنشان می*دهد این یك ساخته انسانی نبوده بلكه خرق عادت ومعجزه*ای است الهی پس حتماً منشأیی غیر انسانی دارد.1


    دلایل اعجاز قرآن چیست؟
    1ـقرآن زمان و مكان را در هم شكسته است. این معجزه جاویدان امروزه همان استكه 1400 سال پیش توسط رسول اسلام (ص) آورده شد. مسائل و حوادث قرآن با اینكه مربوط به هزاران سال پیش است در اصلشان هیچگونه تردیدی ایجاد شده استاین معجزه قرآن است كه در محدوده زمان و مكان قرار نگرفته و از 1400 سالپیش بدون هیچ گونه تخریبی باقی مانده است.2
    2ـ قرآن یك معجزه روحانی :
    قرآن معجزه*ای است كه با عقلها و اندیشه*ها و ارواح انسانها سرو كار دارد.3 بنا براین این معجزه روحانی از معجزات دیگر كه اغلب جسمی هستند برتر خواهد بود.
    اینجاستكه گفته می*شود قرآن معجزه*ایست كه بشر در برابر آن زانویناتوانی بر زمین زده است و بنابراین آنجا كه خداوند تحدی می*كندهیچكس نتوانسته پاسخ*گوی او باشد. خداوند در میان اعراب كه زبان آنهااز گسترده*ترین زبانهای دنیا بوده و در فصاحت و بلاغت كسی به پایآنها نمی*رسیده تحدی می*كند و اینست اعجاز لفظی قرآن كه بااعجاز معنوی آن همراه است.
    اعجاز قرآن بر چند دسته هستند؟4
    1ـ از نظر رسا بودن تعبیرات، موزون بودن كلمات و جمله بندیها و به طور كلی فصاحت و بلاغت
    2ـ از نظر معارف دینی و معرفی مبدأ و معاد.
    3ـ از نظر علوم *دانشهایی كه در آن وجود دارد.
    4ـ از نظر طرح قوانین اجتماعی.
    5ـ از نظر اخبار از حوادث آینده.

    اعجاز محتوای قرآن:
    انساندر روند تكامل زندگی و حیات خود نیازمند تغییر و دگرگونی در زندگی است واینگونه است كه شعرا و هنرمندان پیوسته آثار خود را مورد تصحیح و نقد قرارمی*دهند.
    اما قرآن اینگونه نیست. هیچ تضاد و اختلافی در معنای آن وجود ندارد.
    «أَفَلاَ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَیْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِیهِ اخْتِلاَفًا كَثِیرًا .»5 ؛ آیا پس تأمل نمی*كنند در قرآن و اگر از نزد خدا نبود هر آینه در آن اختلافی زیاد یافته بودند.


    قرآنمعجزه*ای است كه با عقلها و اندیشه*ها و ارواح انسانها سرو كاردارد. بنا براین این معجزه روحانی از معجزات دیگر كه اغلب جسمی هستند برترخواهد بود


    آسان فهمی قرآن
    یكی دیگر از اعجاز قرآن آسان فهمی قرآن است پس چرا در حالی كه غنی ترین كتاب جهان است فهمش آسان و بدور از هرگونه مشكلی میسر است؟
    «وَلَقَدْ یَسرنا القرآن للٍذّكر»6 ؛آری قرآن كتابی است اجتماعی ـ فرهنگی و سیاسی برای ساخت زندگی بشر. و بشررا با تمام ابعاد فهمش در نظر می*گیرد پس باید قابل فهم باشد.
    «یُرِیدُ اللّهُ بِكُمُ الْیُسْرَ وَلاَ یُرِیدُ بِكُمُ الْعُسْرَ »7؛ خداوند آسانی شما را می*خواهد نه سختی شما را.


    شاهكار ادبی:
    قرآنیك شاهكــار ادبــــی است و تحدی خداوند نیز به این مسئله برمی*گرددكه اگر تمامی افراد روی زمین جمع گردند نمی*توانند كلمه*ای مثلقـــــرآن آورند *و در این زمینـــه تلاش دروغ پرداز*هایی چونمسیلمه كذاب بی*ثمر مانده است.
    دیوان حافظ به عنوان یكی ازمهمترین آثار ادبی نیز مورد تقلید هنرمندان قرار گرفته و اثری مثل او راآورده*اند. مثلاً ادیب معاصر ما آقای الهی قمشه*ای. 8 ولی آنچه مسیلمه آورد همانند آوری نیست او فقط چند واژه را جابجا كرد به گمان اینكه همانند قرآن را آورده است.

    «انااعطیناك الكوثر» را «انا اعطیناك الجماهر» آورده و اینیك تحریف است نه همانند سازی. واژه كوثر به معنای سرشار و فراوان است. ومصداق آن نسل گسترده ، نام بلند و آوازه فراگیر است ولی«جماهر» یك لغت تك معنایــــی است. معنای كوثر از لحاظپیشگویی تاریخی هم مد نظر قرار خواهد گرفت مانند نسل و دودمان گسترده.
    بهطور كلی اعجاز قرآن به دو دسته*ی لفظی و معنوی تقسیم می*شوند.آن دسته كه از ظاهر كلمات و عبارات قرآن خارج می*شود و آندسته كه ازباطن و فراسوی كلمات قرآن می*توان استخراج كرد.
    فصاحت و بلاغت جزء اعجاز لفظی قرآن قرار می*گیرد؛ معارف دینی و علوم دانشهای بشری كه جزئی از اعجاز معنوی می*باشد.
    تاریخ صحیح كه جزء همان علوم بشری است، اخبار از آینده و قوانین اجتماعی جزء اعجاز معنوی قرآن كریم مطرح می*گردد.9
    ما در این قسمت بحث چندانی روی اعجاز لفظی نخواهیم داشت و بحث پیرامون اعجاز معنوی قرآن خواهد بود.
    اعجاز قرآن از نظر علوم روز:
    قرآندایره المعارف نیست، بلكه یك كتاب تربیت و هدایت می باشد، هدایت در همهابعاد آن و «نزلنا علیك الكتاب تبیاناً لكل شیء.»؛ و قرآن رابر تو نازل كردیم در حالی كه بیان كننده همه چیزهاست.
    ـ قرآن یككتاب علوم طبیعی نیست و بیان اسرار عالم فقط هدف تربیتی و اخلاقی دارد واین درست نیست كه ما فرضیه*های علمی را اساس آیات قرآنی قرار دهیمچـرا كه فرضیه*های علمی همیشه راه فنا را در پی می*گیرند درحالی كه ایات قرآن فناناپذیرنـد. (مانند فرضیه لاپلاس.)
    ـ مثلاًدر مورد گیاهان و وجود جنس نر و ماده در آنها یك دانشمند فرانسوی در سال1731 آن را تصریح كرد در حالی كه قرآن این حقیقت را صراحتاً در چندین موردمی*فرماید:
    « وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَخْرَجْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّن نَّبَاتٍ شَتَّى»10؛ و از آسمان آبی فرو فرستادیم و بوسیلــه آن جفت*هایی از گیاهـــان گـوناگون رویاندیم.
    «وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَیْنَا فِیهَا رَوَاسِیَ وَأَنبَتْنَا فِیهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ بَهِیجٍ »11؛ و زمین را توسعه دادیم و كوههایی در آن انداختیم و از هر گیاه زیبا زوجی در آن رویاندیم.
    پسبدین ترتیب حتی در مورد عالم گیاهان و نباتات نیز قرآن چیزی را كم*نگذاشته است*و تمامی قوانین طبیعی در این زمینه را بیان نمودهاست.
    همچنین قرآن می*فرماید: «و القینا فی الارضرواسی» ؛ ما در زمین كوههایی افكندیم این نشاندهنده پیدایش كوههابعد از زمین است. در حالی كه دانشمندان امروزه ثابت كرده*اند كه چینخوردگیهای زمین پس از سرد شدن پوسته زمین ایجاد شده است.

    اعجاز معنوی قرآن و پیشگویی از آینده :
    ذاتانسان به گونه*ای است كه همیشه می*خواسته مطلع از حوادث آیندهباشد اما هیچ یك از مدعیان پیش گویی نتوانسته*اند به این نیاز انسانپاسخگو باشند. اكنون نمونه*هایی از اخبار غیبی قرآن وپیشگویی*های آن را بیان می*داریم: شكست رومیان و پیروزی مجددآنها.
    «الم غُلِبَتِالرُّومُ فِی أَدْنَى الْأَرْضِ وَهُم مِّن بَعْدِ غَلَبِهِمْسَیَغْلِبُونَ فِی بِضْعِ سِنِینَ لِلَّهِ الْأَمْرُ مِن قَبْلُوَمِن بَعْدُ وَیَوْمَئِذٍ یَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِاللَّهِ یَنصُرُ مَن یَشَاء وَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ . وَعْدَاللَّهِ لَا یُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَایَعْلَمُونَ »؛12شكستخورد روم در نزدیكترین سرزمین و ایشان پس از شكستشان به زودی پیروز شوند،در چند سال برای خداست كار از پیش و از پس و در آن روز خرسند شوند مؤمنان.به یاری خداوند هر كه را خواهد یاری كند و او عزتمند مهربان است. وعدهخداست و نشكند خدا وعده خویش را و لیكن بیشتر مردم نمی*دانند.
    هنگامیكه مسلمانان در مكه بودند و در ظاهر ناتوان جنگی میان ایرانیان و رومیانصورت گرفت و منجر به شكست رومیان شد. دشمنان اسلام*این حادثه را بهفال نیك گرفتند. و هنوز 9 سال نگذشته بود كه مطابق این آیات رومیان درنبرد دیگری بر مسلمانان پیروز شدند و مقارن آن جنگ،در جنگ*بدرمسلمانان بردشمنان*غالب*گشتند.
    قرآنیك شاهكــار ادبــــی است و تحدی خداوند نیز به این مسئله برمی*گرددكه اگر تمامی افراد روی زمین جمع گردند نمی*توانند كلمه*ای مثلقـــــرآن آورند *و در این زمینـــه تلاش دروغ پرداز*هایی چونمسیلمه كذاب بی*ثمر مانده است


    پیش بینی فتح مكه:
    «لَقَدْصَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْیَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّالْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِن شَاء اللَّهُ آمِنِینَ مُحَلِّقِینَرُؤُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِینَ لَا تَخَافُونَ فَعَلِمَ مَا لَمْ تَعْلَمُوافَجَعَلَ مِن دُونِ ذَلِكَ فَتْحًا قَرِیبًا » ؛همانا راست آورد خدا بر پیامبر خویش خواب را به درست كه درآیید در مسجدالحرام اگر خدا خواهد آسودگان تراشندگان سرهای خویش و كوتاه كنندهناخن*های خویش بی*آنكه بیمی داشته باشید. پس آنچه را ندانستیدخدا دانست و آن پیروزی نزدیك را قرار می*دهد.13
    اینآیه می*فرماید: مراسم عمره در مكه با كمال آرامش انجام خواهد شد وبعد نیز جریان فتح مكه و مسائل آن كه همگی بیان می*شود.
    پیشبینی قرآن فقط محدود به این نخواهد بود و ما در قرآن موارد بسیاری را ازاین قبیل داریم. مثلاً آیات سوره كوثر كه خبر از كثرت دودمان پیامبر(ص)می*دهد.

    قرآن و فضا

    «مَعْشَرَالْجِنِّ وَالْإِنسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَن تَنفُذُوا مِنْ أَقْطَارِالسَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ فَانفُذُوا لَا تَنفُذُونَ إِلَّابِسُلْطَانٍ فَبِأَیِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ یُرْسَلُ عَلَیْكُمَا شُوَاظٌ مِّن نَّارٍ وَنُحَاسٌ فَلَاتَنتَصِرَانِ فَبِأَیِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ فَإِذَا انشَقَّتِ السَّمَاء فَكَانَتْ وَرْدَةً كَالدِّهَانِ فَبِأَیِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ .»14 ؛ای گروه جن و انس ، اگر می*توانید از حدود و اقطار آسمانها تجاوزنمایید و به آسمانها و زمین*های دیگر نفوذ كنید ولی بدانید كهنمی*توانید نفوذ كنید مگر به وسیله قدرتی مخصوص پس كدامیك از نعمتهایپروردگارتان را تكذیب می*كنید. بر شما اشعه*هایی از آتش و دودیمخصوص فرستاده می*شود و شما هم به یكدیگر نمی*توانید كمكیبنمایید پس كدامیك از نعمتهای پروردگارتان را تكذیب می*كنید موقعی كهآسمان شكافته می*شود و چون مس گداخته قرمز رنگ می*شود.
    اینیكی از پیشگوییهای قرآن است كه می*گوید رنگ آسمان قرمز رنگ خواهد شدآسمان به طور طبیعی وقتی ما به آن می*نگریم آبی آرامش بخشی دارد كهدید هر بیننده را می*آراید. اما همین رنگ آرامش بخش برای كسانی كهمحوطه اتمسفر زمین را ترك كردند و به فضا وارد شدند رنگ قرمز تیره*ایخواهد بود كه حتی و النتنیا تر شكووا اولین زن فضا**نورد روسیدر خاطرات خود به فضا چنین مسئله*ای را خاطرنشان كرده است.
    و یا درمورد نیروی جاذبه زمین كه قرآن این را هزاران*سال پیش*از نیوتن كشف*كرده و بیان می*دارد:
    «اللهُالّذی رَفَعَ السّمواتِ بِغَیرِ عَمْد تَرونهَا ثُمّ اسْتَوی عَلیَالعَرشِ و سَخّرَ الشّمسَ و القَمَر كُلّ یجری لاجل مُسمّی یُدَبّر الامریفصل الایات لَعَلّكُم بلقاء ربّكُم توقنون»15 ؛ خداستآنكه بیفراشت آسمانها را بی هیچ ستونی كه آن را ببینید. سپس استوار شد برعرش و رام كرد مهر و ماه را هر كدام روانند تا سرآمدی معین می*پردازدكار را تفصیل می*دهد آیات را شاید شما به ملاقات پروردگار خویش یقینآورید.
    عمد به معنای ستون است و نیتجه آن اینست كه آسمان ستونهایی دارد ولی قابل مشاهده نیست و یا در جایی كه می*گوید:
    «وَمِنْ آیَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَثَّ فِیهِمَا مِن دَابَّةٍ وَهُوَ عَلَى جَمْعِهِمْ إِذَا یَشَاء قَدِیرٌ » ؛و از نشانه*های اوست آفرینش آسمانها و زمین و آنچه در آنها پراكندهاست از جنبندگان و او بر گرد آوردن آنان زمانی كه بخواهد تواناست. 16
    واینجا نشانه*های قدرت خداوند را موجودات و جنبندگانی می*دانندكه در زمین و آسمان جمعند و كلمه «دابه» نشان دهنده وجودموجوداتی در آسمانها و سایر كرات می*باشد كه دانشمندان نمونه*ایاز این نوع حیات را نیز ثابت كرده*اند در حالی كه قرآن آن را سالهاپیش آشكارا بیان فرموده بود.

    اعجاز قرآن از دریچه معارف دینی:
    معجزهیك پیامبر علاوه بر اینكه باید شكننده قوانین بشری و خارج از حوزهتوانمندیهای آن بوده باشد در عین حال باید از سنخ اموری باشد كه در عصر آنپیامبر مردم و یا نخبگانی از آنان در آن به نبوغ و كمال بشری رسیده باشند.از اینروست كه معجزه پیامبر خاتم(ص) كتاب است . این كتاب بزرگ الهی كهابعاد و جوانب اعجازی آن هزاران اندر هزار می باشد در لفظ و در معنی درامروز و در فردا در ادب و بلاغت و اسلوب و روش تألیف در اثبات نزول قرآن ،در علوم و معارف قرآن ، در برنامه شریعت قرآن و ... در تأثیرگذاریفوق*العاده آن بر فطرت و روان بشری و ... بلاخره اعجاز آن در عرصهعلوم كنونی و تجربی. مأموریت اصلی و موضوع اساسی قرآن همانا«انسان» است. وظیفه قرآن این است كه چهارچوب*های بنیادینیك جهان*بینی كلی از هستی و رابطه آن با آفریدگار آنرا پی*ریزینموده و جایگاه انسان در این میان را معرفی نماید و آنگاه براساس اینبینش*ها و نگرش*ها یعنی براساس این جهان*بینی كلی نظامی رابرای زندگی بوجود آورد كه به انسان میدان می*دهد.17
    ایدئولوژیمذهبی اسلام در قرآن بیان شده و زیر بنای مسائل دینی در آن ذكر شده است .قرآن از مهمترین مسائل زندگی انسانی كه مسئله معاد می*باشد و مسائلعقیدتی كه مربوط به اثبات وجود خداست و ابتدایی*ترین مسائل است رابیان می*دارد. آنجایی كه می*گوید: «فَإِذَارَكِبُوا فِی الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَفَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ یُشْرِكُونَ» ؛ پس چون در كشتی سوار شوید بخوانند خدا را بی غش پس چون نجات داد ایشان را آن گاهه ایشان مشرك می*شوید.18
    توحیدفكری و استدلالی همگی در قرآن بیان شده . این آیات كشش و جاذبه*ایخاص دارد و خدا را با عظمت بی*پایان در اعماق روح انسان جاریمی*دهد.
    «هُوَ اللَّهُالَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَالِمُ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَةِ هُوَالرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ هُوَ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّاهُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُالْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّایُشْرِكُونَ هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُالْأَسْمَاء الْحُسْنَى یُسَبِّحُ لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِوَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَكِیمُ .» ؛ اوست خدایی كهجز او خدایی نیست دانای نهان و هویدا. او بخشنده و مهربان است . او خداییاست كه جز او خدایی نیست . پادشاه پاك، سلام، امان*دهنده نگهبانتوانای فرمان فرمای بزرگ و خدا از آنچه شرك می*ورزند منزه است. اوستخداوند آفریدگار و پدیدآورنده پیكر ساز و صاحب نامهای نكو آنچه در آسمانهاو زمین است.19
    قوانینیكه قرآن بیان می*فرماید محصور به هیچ عصر و زمان نخواهد بود و برایاداره جهان امروز نیز كافی است. مثلاً قرآن اخوت و برادری را به عنواناصلی*ترین مسئله*ای كه در پیوند اجتماعی انسانها مطرح است بیانمی*دارد

    و یا در جایی دیگر می*گوید: «وَلَوْأَنَّمَا فِی الْأَرْضِ مِن شَجَرَةٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِنبَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَّا نَفِدَتْ كَلِمَاتُ اللَّهِ إِنَّاللَّهَ عَزِیزٌ حَكِیمٌ » ؛ اگر تمام درختان رویزمین قلم شوند و دریا با هفت دریای دیگر مركب، با اینحال كلمات خدا تمـامنمی*شوند و قــادر به نوشتن نخواهند بود.20
    و اینجاست كه تصویری از بی*نهایتی ذات پروردگار معرفی می*كند و یا علم بی*نهایت او را با جمله
    «یَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْیُنِ وَمَا تُخْفِی الصُّدُورُ »21؛از چشمهایی كه به خیانت دیدگان آگاه و از اسرار درون سینه*ها باخبراست، بیان می*دارد. و به همین ترتیب بعد از اثبات وجود حق به مسئلهمعاد و مرگ می*پردازد «...وَتَرَى الْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَیْهَا الْمَاءاهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنبَتَتْ مِن كُلِّ زَوْجٍ بَهِیجٍ . ذَلِكَبِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّهُ یُحْیِی الْمَوْتَى وَأَنَّهُعَلَى كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ .»22 ؛وزمین مرده را می*بینی كه پس از نزول باران تحرك و جنبش می*یابدو نمو می*كند و از هر جفت گیاهان باطراوت و نشاط انگیزمی*رویاند. اینها بخاطر این است كه بدانید خداوند بر حق است و مردگانرا زنده می*كند و بر همه چیز قادر است.

    قرآن و تاریخ :
    داستانهایتاریخی قرآن یك شاهكار هستند و حقایق تاریخ را بدون اینكه دستخوش تحریفیشده باشند خردمندانه بیان می*كندو ما را از افسانه*های دروغینتاریخ درامان می*دارد.

    در این مورد به مثالی در مورد حضرت داوود در قرآن و تورات اشاره می*كنیم:
    درقرآن آمده است كه حضرت داوود به قضاوت در میان مردم زمان خود معروف بودنداما در موردی خداوند ایشان را آزمایش كردند و هنگامی كه دو نفر متخاصم جهتقضاوت پیش او آمدند او عجول شد و بدون اینكه حرف دوم را بشنود حكم را بهنفع نفر اول صادر نمود و اینجا بود كه این آیه نازل شد كه :
    «یَادَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْكُم بَیْنَالنَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَیُضِلَّكَ عَن سَبِیلِاللَّهِ إِنَّ الَّذِینَ یَضِلُّونَ عَن سَبِیلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌشَدِیدٌ بِمَا نَسُوا یَوْمَ الْحِسَابِ »23 ؛ ای داوود ما در زمین تو را جانشین قرار دادیم پس میان مردم به حق حكم ران و از هوس پیروی مكن كه از راه خدا گمراهت كند.
    و این آیه نشان می*دهد كه لغزش داوود در طرز رأی دادن و قضاوتش بوده نه چیز دیگر.
    امادر تورات اینچنین آمده كه داوود هنگامی كه در اورشلیم بود از پشت بام زنیرا برهنه می*بیند كه مشغول شست و شوی خویش است و عاشق او شده و با اوهمبستر می*گردد و او از داوود حامله می*شود . داوود دستورمی*دهد شوهر این زن را كه از افسران پاك نیت لشكر او بوده دور از اودر جایی خطرناك بگمارند تا داوود بتواند همسر او را تصاحب كند و این كاراز نظر خداوند ناپسند آمده است.
    و بسیاری از داستانهای دیگر كهتناقص آنها در تورات و انجیل با قرآن دیده می*شود. در حالی كه بهاعتقاد ما و طبق آیات قرآنی پیامبران، معصوم و این اعمال با مقام نبوتسازگار نیست.

    قوانین و اجتماع :
    قوانینیكه قرآن بیان می*فرماید محصور به هیچ عصر و زمان نخواهد بود و برایاداره جهان امروز نیز كافی است. مثلاً قرآن اخوت و برادری را به عنواناصلی*ترین مسئله*ای كه در پیوند اجتماعی انسانها مطرح است بیانمی*دارد. این رفیق*و دوست كلمه*ای است كلیدی در جهان امروزو به*عنوان یك شعار مهم اجتماعی است. «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْكُمْ » ؛ همانا مؤمنان برادر هستند پس برادرانت را به صلح دعوت كن.24
    «وَاذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَیْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا» ؛ و یاد آورید
    نعمت خدا را بر شما هنگامی كه دشمن یكدیگر بودید. پس میان دلهای شما دوستی افكند تا به نعمت او برادر شدید.25
    همچنین قرآن اصل عدالت را به عنوان زیر بنای همه قوانین اجتماعی پذیرفته است.
    «و اذا حكمتم بین الناس ان تحكموا بالعدل.» ؛ پس هنگامی كه بین مردم حكم می*كنید به عدالت حكم كنید.
    و همچنین عدالت به عنوان هدف نهایی بعثت پیامبران پذیرفته و می*گوید:26
    «لَقَدْأَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَوَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ. 27
    پیامبران خود را با دلایل آشگار فرستادیم و به همراه آنها كتاب و قانون نازل كردیم تا مردم عدالت را برپا دارند.

    چراغ روشن شب بود
    برایم چشم های تو
    پر ازدلشوره ام... بی تاب ودلگیرم
    کجا ماندی که من بی تو هزاران بار،در هرلحظه میمیرم




صفحه 1 از 17 12345611 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره كوچولو

سايت كوچولو در سال 1385 افتتاح شده است. سايت و انجمن كوچولو به مرور زمان گسترده تر شد و جامعه مجازي كوچولوها شكل گرفت. در حال حاضر كوچولو بيش از 58 هزار كوچولو دارد.

ارسال پیام به مدیر سایت
بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید: