کاربری
کاربر گرامی به انجمن هاي تفريحي و عاشقانه كوچولو خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:

 

 

صفحه 1 از 14 12345611 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 200

موضوع: ♥دلـنـوشـ ـتـه هـاي ِنیـکی فـیـروز کـوهـی ♥

  1. #1

    كوچولو ماندگار مدير بخش شعر


    عضو
    March 2009
    محل سکونت
    * تـِـهــرآن *
    نوشته ها
    16,392
    تشكر ها
    4,183
    تشكر شده 10,127 بار در 2,394پست

    Icon100 ♥دلـنـوشـ ـتـه هـاي ِنیـکی فـیـروز کـوهـی ♥

    دوستان عزیز در این تایپیک نوشته های نیکی ِ فیروز کوهی رو خواهیم گذاشت .

    ___

    انّا لله و انّا الیه ....
    به زبانم نمیآید
    من مرگ را دیده ام
    مرگِ آفتاب
    مرگِ پنجرههای رو به باغ
    مرگِ شرجیِ سرزمینهای شمال
    مرگِ دوست ... دوستی ... رفاقت
    مرگِ یک مرد کنارِ صداقت
    مرگِ دعا
    مرگِ دستهایِ رو به خدا
    مرگِ کودکانِ شجاع
    مرگِ نفس
    مرگِ غم انگیزِ زندانی در قفس
    مرگِ یک شب بی عشق ... بی هوس
    مرگِ آواز
    مرگِ یک زن پر از نیاز ... پر از نیا ا ا ا ا ز
    من مرگِ قلم در دستهایِ خودم
    مرگِ واژه در شعرهای خودم
    من عکس مرگ را به جای تصویر لبخند دیده ام
    به زبانم نمیآید
    به زبانم چیزی جز صبر نمیآید

    نیکی فیروزکوهی
    ویرایش توسط MELINA : 2012.11.15 در ساعت 01:46

    حتی
    یک نفر در این دنیا شبیه تو نیست!

    نه در
    نفس کشیدن

    نه در
    نفس نفس زدن

    و نه از شوق دیدنش
    ُ نفس مرا بند آوردن...

    می بینی
    ؟

    پروردگار عالم وقتی
    تو را می آفرید

    هرچه
    عطر نارنج داشت

    در نفس تو ریخت

    و تو تنهای بیهمتای من شدی .. !

  2. #2

    كوچولو ماندگار مدير بخش شعر


    عضو
    March 2009
    محل سکونت
    * تـِـهــرآن *
    نوشته ها
    16,392
    تشكر ها
    4,183
    تشكر شده 10,127 بار در 2,394پست

    Flower 32 32

    مرد باشی

    تنها باشی

    دلتنگ باشی

    آواره ی کوچه و خیابان باشی

    وقتی به اولین زنی که شبیهِ اوست میرسی

    نزدیک میشوی

    سیگارت را روشن میکنی

    بعد پشت دستت را خو و و و و و ب داغ میکنی

    دا ا ا ا ا ا غ

    ....

    این داستان هیچ دنبالهای ندارد

    نیکی فیروزکوهی

    حتی
    یک نفر در این دنیا شبیه تو نیست!

    نه در
    نفس کشیدن

    نه در
    نفس نفس زدن

    و نه از شوق دیدنش
    ُ نفس مرا بند آوردن...

    می بینی
    ؟

    پروردگار عالم وقتی
    تو را می آفرید

    هرچه
    عطر نارنج داشت

    در نفس تو ریخت

    و تو تنهای بیهمتای من شدی .. !

  3. #3

    كوچولو ماندگار مدير بخش شعر


    عضو
    March 2009
    محل سکونت
    * تـِـهــرآن *
    نوشته ها
    16,392
    تشكر ها
    4,183
    تشكر شده 10,127 بار در 2,394پست

    پیش فرض

    خیال کنیم همه گفتنیها را گفته ایم

    دیدنیها را دیده ایم

    راهها را رفته ایم

    خیال کنیم رسیده ایم

    خیال کنیم همه را دوست داشته ایم

    همگان ما را دوست داشته اند

    عشق ورزیده ایم

    بوسیده ایم

    بوییده ایم

    لمس کرده ایم

    خیال کنیم شب داشته ایم

    روز داشته ایم

    خیال کنیم کنار دریا غروب داشته ایم

    خیال کنیم روزگار خوشی داشته ایم

    خیال کنیم این خواب ، خوابِ ما

    این رویا ، رویای ماست

    خیال کنیم حالا که میرویم

    بدهکار هیچ قلبی

    هیچ دستِ گرمی

    خیال کنیم بدهکار هیچ آرزویی نیستیم


    نیکی فیروزکوهی

    حتی
    یک نفر در این دنیا شبیه تو نیست!

    نه در
    نفس کشیدن

    نه در
    نفس نفس زدن

    و نه از شوق دیدنش
    ُ نفس مرا بند آوردن...

    می بینی
    ؟

    پروردگار عالم وقتی
    تو را می آفرید

    هرچه
    عطر نارنج داشت

    در نفس تو ریخت

    و تو تنهای بیهمتای من شدی .. !

  4. #4

    كوچولو ماندگار مدیر بخش سرگرمي


    عضو
    April 2012
    محل سکونت
    T̶̶e̶̶h̶̶r̶̶a̶̶n̶̶
    نوشته ها
    24,751
    تشكر ها
    14,811
    تشكر شده 20,574 بار در 5,366پست

    پیش فرض

    یک روزِ آفتابی را انتخاب کن

    خودت را سریع به خانه برسان

    راحت ترین مبلِ خانه را انتخاب کن

    پرده ها را کنار بکش ( اتاق نباید تاریک باشد)

    در زیباترین فنجانی که داری قهوه بریز

    و در آرامش کامل

    در روزِ روشن

    بدور از استرس های خارج از خانه

    تمام عکس هایش را پاره کن

    تمام خاطراتش را یکی یکی دور بریز ( نیازی به مرورِ دوباره هم نیست)

    تمامِ کلمات راست و دروغش را از ذهنت پاک کن ( در هر صورت فرقی نمیکند)

    بعد با شکوهِ تمام چروکِ لباست را مرتب کن

    مثلِ آدمی که هیچ وقت عاشق نبوده

    مثلِ آدمی که همیشه تنها بوده

    از خانه بزن بیرون

    بگذار زندگی یک نفسِ راحت بکشد

    ﺗــــﺎﺑـــﺴﺘــﺎﻥ ﺭﺍ ﮐـﻪ ﺩﺍﻍ ِﻧـﯿـ ـــﺎﻣــﺪﻥ ﮐـــﺮﺩﯼ
    ﭘـــﺎﯾـــﯿــــﺰ ﺭﺍ ﺳـــﺮﺩِ ﻧـــﺒـ ــــﻮﺩﻥ ﻧــﮑﻦ
    ﮔـــﻨــﺎﻩ ﺩﺍﺭﺩ . . .



  5. #5

    كوچولو ماندگار مدير بخش شعر


    عضو
    March 2009
    محل سکونت
    * تـِـهــرآن *
    نوشته ها
    16,392
    تشكر ها
    4,183
    تشكر شده 10,127 بار در 2,394پست

    پیش فرض

    تمامِ فکر هایم را کرده ام

    بهترین راه همین است که یک شب زلزله ای بیاید

    قاره ی من را به قاره ی تو نزدیک کند

    همان شب من تنها جاده ی مانده تا رسیدن را بدوم

    و بدوم

    ... و بدوم

    صبح تو را کنارِ خانه جنگلی کوچکی ببینم

    که بی قرارِ آمدنِ من ایستاده ای

    با سرِ انگشتان مردانه ات موهایِ سیاهم را پشتِ گوشم بزنی

    و با مهربانی بپرسی

    صبحانه نانِ محلی می خوری با پنیر و گردوی تازه؟؟


    نیکی فیروزکوهی
    ویرایش توسط MELINA : 2012.05.04 در ساعت 23:21

    حتی
    یک نفر در این دنیا شبیه تو نیست!

    نه در
    نفس کشیدن

    نه در
    نفس نفس زدن

    و نه از شوق دیدنش
    ُ نفس مرا بند آوردن...

    می بینی
    ؟

    پروردگار عالم وقتی
    تو را می آفرید

    هرچه
    عطر نارنج داشت

    در نفس تو ریخت

    و تو تنهای بیهمتای من شدی .. !

  6. #6

    كوچولو ماندگار مدير بخش شعر


    عضو
    March 2009
    محل سکونت
    * تـِـهــرآن *
    نوشته ها
    16,392
    تشكر ها
    4,183
    تشكر شده 10,127 بار در 2,394پست

    پیش فرض

    به خیابان برو

    دستِ یکی از این آدمهای سیاه و سفید را بگیر

    و میهمانش کن به یک تانگو ی خیابانی

    گورِ پدرِ عشقهای باکره

    گورِ پدرِ روزهای رنگی

    گورِ پدرِ انتظار

    گورِ پدرِ تنهایی

    صداقت تا چه حد ؟؟




    نیکی فیروزکوهی

    حتی
    یک نفر در این دنیا شبیه تو نیست!

    نه در
    نفس کشیدن

    نه در
    نفس نفس زدن

    و نه از شوق دیدنش
    ُ نفس مرا بند آوردن...

    می بینی
    ؟

    پروردگار عالم وقتی
    تو را می آفرید

    هرچه
    عطر نارنج داشت

    در نفس تو ریخت

    و تو تنهای بیهمتای من شدی .. !

  7. #7

    كوچولو ماندگار مدير بخش طرفداران


    عضو
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    21,489
    تشكر ها
    9,039
    تشكر شده 21,936 بار در 7,169پست

    پیش فرض

    هفته*های خالی* از لحظه*های تو
    روز*هایِ بارانی که جای هیچکس خالی* نیست جز خودت
    غروب*هایی* که بی* جهت دلم می*گیرد
    حرف*هایی* که هرگز به هم نگفته ایم
    شعر*هایی* ، پر از واژه*های غمگین
    نگاه*هایِ غریبه، نگاه*هایی* که دیگر مال من نیست
    تنهایی
    بی* آغوشی
    امید*های واهی
    شب*های طولانی
    تمام اینها به من میگوید که تو چیزی جز یک خواب نبودی
    یک رویا
    یک آرزو
    یک خیالِ خوب که هنوز گرمم می*کند
    یک صدایِ آشنا که با عشق صدایم میزند
    خوابِ من پر از مهربانی است
    پر از نوازش
    پر از حرف*های خوب
    دیوانه نیستم
    دوستت دارم
    باورم کن
    زیباست ، لحظه*های خوشِ دوست داشتن کسی* که حتی نیست


    نیکی* فیروزکوهی

    همــه اش تمــــام
    دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .

    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ








    •*• قوانین بخش انجمن طرفداران •*•





  8. #8
    كوچولو رسمي شده

    کوچولووو فعال


    عضو
    February 2012
    محل سکونت
    گمشده
    نوشته ها
    1,185
    تشكر ها
    116
    تشكر شده 115 بار در 47پست

    پیش فرض

    خسته ام
    از خودم خسته ام
    از شما
    روزهای بی حوصلگی
    شبهای کشدارِ تنهایی
    از این شعرهای تکراری
    عشق ها
    عاشقانه ها
    حتی شکستهای تکراری
    از این حضورهای مترسک وارِ پر از تردید
    از امتدادِ مستمر چهار فصلی که از کفِّ ما میروند
    بدون هیچ چ چ چ تغییر ... بدون هیچ تغییر
    خالی شده ام
    خالی میروم
    هیچ فکری در سرم نمیماند ... نمیآید که بماند
    همین روز هاست که کاغذِ سفیدی به اشتراک بگذارم
    فقط با یک امضا
    یا چه میدانم
    یک شکلک
    یکی از این قلب هایی که همه برایِ هم میفرستند
    یا دستی که باید تکان بخورد ولی نمیخورد
    همین روز هاست که خودم را یک جایی گم کنم
    نه ... اینبار پشتِ دود سیگار نیست
    یا میانِ انبوه واژههای بی سرانجام
    یا در سوگِ نیمه رفاقتهای گاه و بیگاهی
    این بار
    در کوچه پس کوچههایِ کودکیِ کسی
    که زود بزرگ شد
    نیمه برهنه
    عصیانی
    شورشی
    و با دلی پر بزرگ شد
    کسی که این روزها ... عجیب خسته است

    توسط مدير ويرايش شد
    ویرایش توسط Bahar : 2012.05.05 در ساعت 17:41
    دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند.

  9. #9
    پیشکسوت کوچولو


    عضو
    July 2010
    محل سکونت
    شهر من غربت ؛ دیار ِ بی کسی
    نوشته ها
    23,970
    تشكر ها
    2,107
    تشكر شده 6,418 بار در 2,507پست

    پیش فرض


    گاهی دلم می گیرد

    برای تمام جنین هایی که

    چند لحظه مانده به وقوع بودنشان ، سقط می شوند

    در هیبتِ یک دیو

    دستم را میگذارم همانجایی که باید می بودی

    و ریسه میروم

    هه
    چیزی را از دست نداده ای بچه پلنگِ من!

    مادرت جز هم آغوشیِ آخرِ شب به هیچ عشقی مؤمن نبود

    مادرت غروب ها شعر هایش را با شیشه ی شراب عوض می کرد

    ولی نگذاشت دچار خوفِ دنیا شوی

    اینجا زندگی نیست

    اینجا میدانِ مین است

    بی چکمه

    نمی شد به دنیا یِ ما بیایی

    هیچ کجای دنیا شعر را با یک جفت چکمه ی بچه گانه عوض نمیکردند ...

    وگرنه ...

    شاید ....






    اغلب بهترین قسمتهای زندگی زمانی بوده اند که


    هیچ کاری نکرده ای و نشسته ای درباره ی زندگی فکر کرده ای.

    منظورم اینست که مثلا می فهمی که همه چیز بی معناست،

    بعد به این نتیجه می رسی که خیلی هم نمی تواند بی معنا باشد.

    چون تو می دانی بی معناست

    و همین آگاهی تو از بی معنا بودن،

    تقریبا معنایی به آن می دهد!

    می دانی منظورم چیست؟

    بدبینیِ خوش بینانه!



  10. #10

    كوچولو ماندگار مدير بخش طرفداران


    عضو
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    21,489
    تشكر ها
    9,039
    تشكر شده 21,936 بار در 7,169پست

    پیش فرض

    عجیب مرا یادِ داستانِ شازده کوچولو می**اندازی
    تو و خورشید باهم در آمدید
    کاش تو هم
    مثل گل او
    کمی* محبت
    پشت نیرنگ*هایت داشتی
    و چقدر راست میگفت
    که گلها پر از تناقض اند

    هیچ وقت نفهمیدم چطور دوستت داشته باشم
    هیچ وقت نفهمیدی چطور دوستم داشته باشی*

    نیکی* فیروزکوهی



    همــه اش تمــــام
    دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .

    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ








    •*• قوانین بخش انجمن طرفداران •*•





  11. #11

    كوچولو ماندگار مدير بخش شعر


    عضو
    March 2009
    محل سکونت
    * تـِـهــرآن *
    نوشته ها
    16,392
    تشكر ها
    4,183
    تشكر شده 10,127 بار در 2,394پست

    پیش فرض


    آخر
    قـصه را بــردار و بـا خـودت ببر ...

    همـان
    یـکی بود و یـکی نبود !

    همـان گنـبد کـبود را بـرای مـن بگـذار ....


    در فکـر شـروعی دوبـاره ام !

    مـــن بودم و هـنوز کس دیـگری نـبود


    نیکی فیروز کوهی

    حتی
    یک نفر در این دنیا شبیه تو نیست!

    نه در
    نفس کشیدن

    نه در
    نفس نفس زدن

    و نه از شوق دیدنش
    ُ نفس مرا بند آوردن...

    می بینی
    ؟

    پروردگار عالم وقتی
    تو را می آفرید

    هرچه
    عطر نارنج داشت

    در نفس تو ریخت

    و تو تنهای بیهمتای من شدی .. !

  12. #12

    كوچولو ماندگار مدير بخش شعر


    عضو
    March 2009
    محل سکونت
    * تـِـهــرآن *
    نوشته ها
    16,392
    تشكر ها
    4,183
    تشكر شده 10,127 بار در 2,394پست

    پیش فرض

    دلم یک آغوش بی غربت می خواهد ،

    یک آغوش پر سلام ، پر نوازش

    یک آغوش آرام و نجیب ، بی بهانه


    یک آغوش عاشقانه ، پر ترانه


    دلم یک بغل خالی از قانون طبیعت


    یک بغل برای تعبیر خواب من

    یک آغوش بیرنگ ، بی نیرنگ


    یک آغوش پر فریاد از عشق من


    دلم یک دل گرم برای حرفهای من


    دلم یک کلام حرف برای دل من


    دلم یک آغوش پر نوازش ؛


    دلم انگار تو را می خواهد


    دلم انگار تو را می خواهد ...



    نیکی فیروزکوهی

    حتی
    یک نفر در این دنیا شبیه تو نیست!

    نه در
    نفس کشیدن

    نه در
    نفس نفس زدن

    و نه از شوق دیدنش
    ُ نفس مرا بند آوردن...

    می بینی
    ؟

    پروردگار عالم وقتی
    تو را می آفرید

    هرچه
    عطر نارنج داشت

    در نفس تو ریخت

    و تو تنهای بیهمتای من شدی .. !

  13. #13
    كوچولو رسمي شده

    کوچولو فوق فعال


    عضو
    February 2011
    محل سکونت
    اینجا
    نوشته ها
    4,655
    تشكر ها
    7,711
    تشكر شده 2,260 بار در 584پست

    پیش فرض

    تقدیم به تمام آنهایی که منتظرند ، به کسانی که امید برگشت دارند ... حتی کسانی که هیچ آمدنی را دیگر باور ندارند

    نازنینم !
    عادت نیست از این فاصله برای تو نوشتن
    اجبار است
    اینجا هیچ چیز محدودم نمیکند
    نه زمان
    که خودت می*دانی تنهایی ثانیه ها را ثابت تر از هر گونه مروری می کند
    و نظمِ تکرارِ لحظه ها ، درد ناک ترین اتفاقی ست که برای روحِ همیشه منتظرت می افتد
    نه مکان
    راستی می دانستی سیاهچال ، پنجره ندارد ؟
    اعترافش هم وحشتناک است ، ولی همین تاریکی ، همین سکوت محض ، این درد ، تو را به من نزدیکتر
    می کند
    و نه آدم ها
    با حضور های کم رنگشان
    با بودن هایی که به بدترین وجه ممکن واقعه ی نبودن تو را یادآوری می کنند
    با منطقی که من نمی فهمم
    با احساسی که آنها نمی فهمند
    بعد از تو ، هیچ چیزِ آدم ها ، جز لحظه ی وداع شان ، برای من شور آفرین نیست
    می بینی؟ چیز بیشتری برای فرو ریختن ندارم
    هیچ چیز محدودم نمی کند ، جز جاده ها
    جاده ها شریک جرمند با رفتن تو
    جاده یعنی نبودن ناگهانی
    یعنی باد
    خاک
    گذر گاه
    قهوه خانه های نیمه راه
    و تمام اینها میتوانند یک نفر را با خود ببرند
    و میتوانند یک نفر را با خود باز گردانند
    تکلیفِ من با راهی که رفتی ، هرگز روشن نشد
    دو راهی، اینجاست که من ایستاده ام ، نه جایی که تو رفته ای
    من هرگز به مرگ های بی دلیل اعتقاد نداشته ام
    برای من هیچ چیز برای همیشه نابود نخواهد شد
    اینجا که من ایستاده ام ، هیچ کس نمی میرد
    هیچ عشقی نمی میرد
    برای من راهی جز اعتقاد باقی نمانده است
    وقتی تمام زندگی ات نیاز میشود
    ایمان به بازگشت
    سرسختانه ترین دغدغه ی روزگارت می شود در مه آلودگی ِ غمناکِ دنیایی که برای خودت ساخته ای
    فکرِ آمدنِ تو ، فکرِ بیهوده ای نیست
    حتی اگر بازگشتی نباشد
    در سرگردانیِ بی انتهای من ، اگر امیدی نباشد ، تمام این عشق رو به بطالت می رود
    همیشه گفته ام
    اسارت در خاطراتِ کهنه ، شیرین تر از تخریبِ احساس برای رهایی ست

    ***نیکی فیروزکوهی***
    ورود آقایان به زندگی من ممنوع
    لطفا

  14. #14
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)


    عضو
    December 2011
    محل سکونت
    کوچه پس کوچه های سکوت
    نوشته ها
    12,660
    تشكر ها
    5,642
    تشكر شده 9,470 بار در 2,242پست

    پیش فرض

    بیا به محل قدیمی* خودمان سری بزنیم

    کودکیمان را بدزدیم

    بسپریم به دست عمو زنجیر باف

    و با خیال راحت ببینیم توپ*هایمان تا کجا هوا میرود

    ...

    خود خواهی* *ست

    ولی* برای یک روز هم که شده

    دلم نمی*خواهد به توپ*های جنگ فکر کنم

    یا به بچه*هایی* که هرگز توپ*هایشان بالا نمی**رود

    بچه*های که توپ*هایشان هیچ کجا نمی*رود

    بچه*هایی* که عمو هاشان زنجیر در دست دارند

    و جز رویا چیزی نمی**بافند

    ....

    دلم فقط روز*های شاد را می*خواهد

    شادمانه*های بی* سبب

    شادمانه*های بی* سبب

    این .... خود خواهی* نیست
    هيچ وقت واسه نگه داشتن كسى كه ؛ تفاوتت رو با بقيه نمى فهمه ! تلاش نكن ... !!!

  15. #15
    پیشکسوت کوچولو


    عضو
    July 2010
    محل سکونت
    شهر من غربت ؛ دیار ِ بی کسی
    نوشته ها
    23,970
    تشكر ها
    2,107
    تشكر شده 6,418 بار در 2,507پست

    پیش فرض



    یـ ـک اتاق

    یک تخت

    یک بغل

    سهمِ ما از زندگی تجردی ست که ریشه در تشنجِ

    دست ها دارد

    ما چیزی نیستیم جز دیوانگانی که

    به دردِ خود خنده می کنند

    و به روزگارِ دیگران گریه

    ما

    عاشقانِ سرخورده از کذبِ قلب های متمدن

    خسته از بیگانگی بستر ها

    خسته از بستر های بیگانه

    تن به تاریکی و تنهایی و دود داده ایم

    ما

    تک خوابه هایی که باور کرده ایم

    با دو خط شعر

    می شود از مردگان فاصله گرفت

    ما محکومین به سلول های انفرادی

    که یک روز باید اعتراف کنیم

    سهمِ ما از زندگی

    یک اتاق

    یک تخت

    یک بغل

    بیشتر نیست







    اغلب بهترین قسمتهای زندگی زمانی بوده اند که


    هیچ کاری نکرده ای و نشسته ای درباره ی زندگی فکر کرده ای.

    منظورم اینست که مثلا می فهمی که همه چیز بی معناست،

    بعد به این نتیجه می رسی که خیلی هم نمی تواند بی معنا باشد.

    چون تو می دانی بی معناست

    و همین آگاهی تو از بی معنا بودن،

    تقریبا معنایی به آن می دهد!

    می دانی منظورم چیست؟

    بدبینیِ خوش بینانه!



صفحه 1 از 14 12345611 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره كوچولو

سايت كوچولو در سال 1385 افتتاح شده است. سايت و انجمن كوچولو به مرور زمان گسترده تر شد و جامعه مجازي كوچولوها شكل گرفت. در حال حاضر كوچولو بيش از شصت هزار كوچولو دارد.

ارسال پیام به مدیر سایت
بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید: