ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





نمایش نتایج: از 1 به 15 از 15
  1. #1
    cracking
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    May 2010
    محل سکونت
    زیر این سقف کبود زیر این سلطه سنگین سکوت
    نوشته ها
    1,689
    1,007
    1,897

    New22 ♋● انــجــمــن طـرفـداران خاندان قاجار●♋

    دوستان گلم لطفا در این تاپیک مطالبتون رو در مورد ناصر الدین شاه قاجار و یا دیگر قاجاریان قرار بدین تا همه بخونن لذت ببرن

    سخنانشون و یا عکس هاشون و یا مطالبی دیگر...

    دوستان عزیز لطفا به این نکات توجه کنید:

    1-پست تکراری نباشد

    2-ارسالی هاتون بدون تزییت شامل انتخاب فونت و رنگ و ... نباشد!

    3- گذاشتن منبع براي پست هاي ارسالي خود

    در صورت عدم رعایت موارد ذکر شده پست شما حذف خواهد شد.

    موفق باشید








    آلبوم اهدایی ناصرالدین شاه
    عکاسی و عکاس*های نخستین ایران به گونه*ای با نام ناصرالدین شاه پیوند خورده است. زیرا در زمان ناصرالدین شاه بود که دوربین به ایران آمد و این پادشاه که اهل شعر و هنر هم بود عاشق عکاسی شد و در عکاسی مهارت یافت‫. در آن زمان ابزار عکاسی مانند دوربین و لنز و کاغذ بسیار گران و کمیاب بود و فقط اعیان و خاندان سلطنتی بودند که می*توانستند بهای این ابزار و آلات گران را بپردازند












    ناصرالدین شاه در کنار کره جواهرنشان
    ناصرالدین شاه کنجکاو بود و محیط اطراف خود را با دقت زیر نظر می*گرفت و از آن*ها عکاسی می*کرد‫. عکس*های او از زندگی دربار و ساخت*های گوناگون زندگی اجتماعی و سیاسی ایران برای مورخین بسیار جالب است‫. نخستین عکس*ها از روضه*خوانی و تعزیه و شکار و سرگرمی*ها و بازی*ها و حتا زنان حرمسرا در حالات گوناگون و با لباس*های متفاوت بخشی از کارهای تصویری ناصرالدین شاه را در بر می*گیرد‫. به کمک همین عکس*هاست که ما تصور نسبتا روشنتری از جامعه ایران دوران ناصری در مقایسه با دوران پیش از اختراع دوربین در دست داریم

















    جلوس شاه بر تخت مرمر. مراسم سلام عید نوروز در کاخ گلستان
    شیفتگی ناصرالدین شاه به عکاسی فقط به عکس*های شخص خودش نبود بلکه او عکاسان دیگر را هم تشویق کرد تا به گوشه و کنار ایران سفر کنند و از زندگی مردم و فضا و حال سایر نقاط برایش عکس بیاورند‫.












    کاخ گلستان
    نتیجه علاقه و تلاش خود شاه و عکاسان دیگر مجموعه بسیار بزرگی از عکس است که اکنون از ایران دوره قاجار از درون دربار و حرمسرای شاه گرفته تا اعیان ورجال و وزا و وکلا و زنان و مردان روستایی و شهری در کوچه و بازار و خانه*ها و اماکن دیگر اکنون در دسترس ماست. شاید هم بتوان گفت که ریشه بسیاری از رشته*های عکاسی دوران ما مانند عکس خبری و مستند و عکس تاریخی و طبیعت ایران هم به همان زمان برمی*گردد










    عید فطر در حضور شاه
    علاقه ویژه ناصرالدین شاه فقط به گرفتن و ظهور عکس ختم نمی*شد. او در انتخاب کاغذ و چاپ عکس و ساختن مجموعه و آلبوم عکس و نگهداری از آن*ها بسیار دقت می*کرد. این دقت*ها مایه آن شده که بسیاری از عکس*ها بجا بماند که اینک میراثی است بزرگ در شناخت بهتر ایران آن زمان












    ناصرالدین شاه در شکارگاه
    یکی از کارهای جالب دیگر ناصرالدین شاه گردآوری مجموعه*هایی از عکس*های زمان خود اوست‫. برخی از عکس*ها٬ عکس*هایی است که خود او می*گرفته و برخی دیگر از عکس*ها از کسانی است که او به گوشه و کنار می*فرستاده است‫.












    مراسم سلام عید قربان، مقابل تخت مرمردرکاخ گلستان
    اخیرا نسخه*ای از آلبوم تهیه شده توسط ناصرالدین شاه در لندن به نمایش گذاشته شد که احتمالا در سال*های اولیه نیمه دوم قرن ۱۹گردآوری شده است. شاه این آلبوم*ها را به نشانه سپاس از خدمات رجال و اعیان به آن*ها هدیه می*کرده است‫.















    کورش کبیر:

    من برای متنفر بودن از کسی وقتی ندارم

    زیرا من گرفتار دوست داشتن کسانیم که دوستم دارند
  2. #2
    fatemeh...
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    January 2013
    محل سکونت
    اینجا
    نوشته ها
    6,620
    3,981
    3,346

    پیش فرض

    پس از یورش افغانها و فروپاشی حکومت صفویه، شاه تهماسب دوم - پادشاه آواره صفوی - پس از مدتی به مازندرانفتحعلی خان قاجار خدمت وی را پذیرفت. فتحعلی خان قاجار سردار سپاه تهماسب دوم شد و در حقیقت تهماسب بازیچه*ای در دست فتحعلی خان بود. اما با پیوستن نادر به سپاه تهماسب، فتحعلی خان مقام پیشینش را از دست داد و در مشهد به تحریک نادر کشته شد. گریخت و
    پس از فتحعلی خان، پسر دوازده ساله*اش محمدحسن خان قاجار جای او را گرفت. ولی نادر شاه افشار در زمان حکومتش برای جلوگیری از به قدرت رسیدن محمدحسن خان که در هنگام قتل پدر ۱۲ سال بیش نداشت یوخاری*باش*ها که ساکنین بالادست رود گرگان بودند را به حکمرانی منصوب کرد تا بدین ترتیب با ایجاد شکاف و چندگانگی میان طوایف قاجار، نگران ناآرامی*های داخلی نگردد و اشاقه*باش*ها زیر نظر حکومت ایشان گردند.
    پس از مرگ نادر شاه در سال ۱۱۲۶ هجری خورشیدی، طایفه قاجارهای استرآباد به سردمداری محمدحسن خان در پی کسب پادشاهی برآمدند. اما در نهایت از کریم خان زند شکست خوردند و محمدحسن خان به دست یکی از اعضای قبیله یوخاری*باش کشته شد. فرزندان او از جمله آغامحمد خان و حسینقلی خان جهانسوز به عنوان گروگان در دربار زندیه نگهداری شدند. یک بار حسینقلی خان که از سوی کریم خان زند برای سرکوبی حاکم استرآباد فرستاده شده بود، در سمنان یاغی شد، ولی به دست زکی خان زند کشته شد.
    بهـشت همینجـاس که زشـت ترین جاسـت :)
  3. #3
    you+me=love
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    July 2011
    محل سکونت
    Stolen world
    نوشته ها
    14,058
    7,056
    14,894

    پیش فرض

    سلیمان خان صاحب اختیار حاکم گرگان در سالهای ۱۲۹۸ هجری -- دوره قاجار




    آقامحمدخان قاجار -- حاکم استرآباد قبل از حکومت



    محمدحسن خان قاجار ( پدر آقا محمد خان قاجار )- حاکم استرآباد - مازندران و گیلان در دوره کریم خان زند که عاقبت توسط سبزعلی بیک به قتل رسید


    یـاد آن یــار سفـر کـرده به خیــر
    ..
  4. #4
    mon joon
    كوچولو رسمي

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    March 2012
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    2,797
    3,027
    1,506

    پیش فرض

    مظفرالدین شاه و ملکه انگستان.



    دختران مظفرالدین شاه.





    ناصرالدین شاه در حرمسرایش.


    در دل من چیزی است، مثل یک بیشه نور، مثل خواب دم صبح
    و چنان بی تابم، که دلم میخواهد
    بدوم تا ته دشت، بروم تا سرکوه...
    دورها آوایی است، که مرا می خواند...
  5. #5
    shemshadrail
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    August 2012
    محل سکونت
    شهر اولین ها
    نوشته ها
    1,158
    1,970
    1,535

    پیش فرض

    قاجار، قاجاریه یا قاجاریان دودمانی بودند که از حدود سال ۱۱۷۴ تا ۱۳۰۴ بر ایران فرمان راندند. بنیانگذار این سلسله آقامحمدخان است که رسماً در سال ۱۱۷۴ در تهران تاجگذاری کرد و آخرین پادشاه قاجار احمدشاه است که در سال ۱۳۰۴ برکنار شد و رضاشاه پهلوی جای او را گرفت.[۱]
    ایران در زمان حکمرانی قاجارها درگیر جنگ*های متعددی شد و بخش*های زیادی از خاک خود را به*ویژه به روسیه از دست داد. دودمان قاجار در تاریخ ایران به بی*کفایتی مشهور است و در این دوره اقتصاد ایران رو به قهقرا گذاشت.[۲]
    خاندان قاجار از خاندان‏ های بزرگ ایران است. اعضای این خاندان از نوادگان پسری شاهزادگان قاجار هستند. پس از اجباری شدن نام خانوادگی و شناسنامه در دورهٔ رضا شاه، هرکدام از شاخه ‏های این خانواده نامی انتخاب کردند که اغلب برگرفته از نام یا لقب شاهزاده ‏ای بود که نسب خود را به او می‏ رساندند. اکنون بسیاری از نوادگان قاجار در ایران، آذربایجان، اروپا و آمریکا زندگی می‏ کنند.
    ---------------------------------------------
    کلیسای کاتولیک*ها (عذرای توانا) متعلق به مسیحیان کاتولیک ایران است. این بنا در سال ۱۲۹۱ خورشیدی احداث شده و نمای آن آجری می*باشد. طول کلیسای کاتولیک*ها ۳۰ متر و عرض آن ۱۵ متر است و برج ناقوس کلیسا در بالای بالکن کوچکی قرار گرفته*است. این کلیسا برای اجرای مراسم و جشن*های کاتولیک*ها مورداستفاده قرار می*گیرد. کلیسای کاتولیک*ها در محلهٔ میارمیار شهر تبریز واقع شده*است.

  6. #6
    f1370
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    May 2011
    نوشته ها
    7,499
    3,553
    8,074

    پیش فرض


    نگاهی به اندرونی شاهان قاجار و موقعیت سیاسی زنان حرمسرا





    مریم رضایی عاملی، نویسنده کتاب «سفر دانه به گل» در سایت تاریخ ایرانی نوشت:

    حضور زن در دربار قاجار، از دوران فتحعلی*شاه است که رنگی جدی به خود می*گیرد. بنا به نقل میرزا تقی*خان سپهر، فتحعلی*شاه حدود هزار زن داشت که از آنان دویست و شصت فرزند متولد شد و صد و یک تن از این فرزندان باقی ماندند. عده*ای از این زنان (حدود ۴۰ تن) از خانواده سلطنت و سایر شعب قاجاریه و بزرگ*زادگان معتبر ایران بودند که فتحعلی*شاه **نهایت احترام را به آنان می*گذاشت و موقعیت و مقامی جداگانه داشتند اما از این طبقه زنان نجیبه هیچکدام طرف میل و رغبت او نبود و نمونه مشخص آنان آغاباجی دختر ابراهیم خلیل*خان شیشه، والی قراباغ بود که با تجمل به خانه بخت آمد و قصری در امامزاده قاسم داشت ولی با همه احترامات شخصی هیچ طرف میل واقع نشد. در واقع این زنان را می*توان گروگان*های سیاسی دانست که وجه*المصالحه درگیری و جنگ میان پدر و برادرانشان یا فتحعلی*شاه قرار می*گرفتند. اما مهم اینکه رسیدگی به اموال و دارایی پادشاه که از امور حکومتی بود در این دوره برعهده زنان اندرونی بود و شاه به علت اعتمادی که به آنان داشت، این مسئولیت را به اندرونی محول کرده بود. خدمات شخصی پادشاه از جمله تعیین کشیک*های شبانه و نقال*ها برعهده یکی از زنان شاه به نام بیگم جان خانم بود. او هر شب هجده نفر از زنان را در سه کشیک شبانه برای خدمت به پادشاه انتخاب می*کرد. نظارت بر آشپزخانه و تقسیم غذا، بستن و مهر کردن مجموعه*های غذا برعهده خانم کوچک، نبیره کریم*خان زند بود.

    از آنچه در تاریخ عضدی به ثبت رسیده درمی*یابیم که اندرونی نمونه کوچکی از یک جامعه بود و اگر ساکنان این اجتماع را به بیرون راهی نبود، در عوض سعی می*کردند محیط کوچک خود را جایی بهتر و شاد*تر برای زندگی کنند. اما از آنجا که همه آن*ها زنان یک مرد بودند، طبیعی است رقابت و حسادت میان آنان وجود داشت که فتحعلی*شاه با تعیین مقام هر کس، سعی داشت از رقابت*ها جلوگیری کند. تقسیم*بندی به این شکل بود که مادر اصلی شاه دارای منزلت فراوان بود. پس از او مادران دیگر شاه و زنان نزدیک چون خاله*ها و عمه*ها از اعتبار زیادی برخوردار بودند. زنان عقدی که از خاندان اشراف بودند و فرزندانشان که به جانشینی شاه منصوب می*شدند، در درجه بعدی قرار داشتند. زنان صیغه*ای در مرتبه پس از آن*ها بودند و در مرتبه آخر بازیگران و کنیزان قرار داشتند. این سلسله مراتب البته قراردادی بود و فتحعلی*شاه گاه تمایل بیشتری به زنان صیغه*ای خود نشان می*داد و همین امر موجب دامن زدن به اختلاف*ها و کینه*ها می*شد. زنان درباری به دلیل شرایط مناسب، امکانات کافی، اوقات فراغت و تمایل شاه به داشتن زنانی باسواد و با معلومات از آخوند طالقانی و میرزا عبدالوهاب معتمدالدوله (نشاط) درس می*گرفتند. تعداد قابل توجهی از آن*ها شعر می*سرودند و بسیاری صاحب خط خوش بودند و نسخه*های خط خوش قرآن کریم آنان در کتابخانه سلطنتی و آستانه قم موجود است.

    حرمسرای ناصری اما آخرین حرمسرای گسترده پادشاهی ایران بود. در این حرمسرا آمیزه*ای از سنت و تجدد و تقابل کهنه و نو به چشم می*خورد که در شناخت تحولات مربوط به زنان، حایز اهمیت است. در مقایسه با حرمسرای فتحعلی*شاه که زنانش بیشتر هنرمند، خطاط و شاعر بودند و دخالت آنان در امور سیاسی تقریبا محدود به شفاعت و میانجی*گری بود، حرمسرای ناصری عرصه*ای سیاسی محسوب می*شد و در دوره*های مختلف حکومت او، زنان نقشی تعیین کننده در مسایل سیاسی ایفا کردند. اولین آن*ها مادر ناصرالدین شاه، ملک جهان قاجار بود که پس از فوت شوهرش وارد عرصه سیاست شد. او پس از درگذشت محمدشاه تا رسیدن ولیعهد (ناصرالدین شاه) از آذربایجان به تهران، زمام امور مملکتی را به دست گرفت. با سفرای کشورهای اروپایی مذاکره کرد و حمایت آنان را از پادشاهی پسرش، به دست آورد. در این دوره به گفته عباس اقبال، ظاهرا او از مشاوره ندیمه*اش، زنی فرانسوی به نام حاجی عباس گل*ساز بهره*مند بود. این زن پس از ازدواج با حاجی عباس مسلمان شده، به ایران آمده بود و پرستاری و آموزش ناصرالدین شاه و خواهرش ملک*زاده را برعهده داشت. او با ملک جهان راجع به زنان اروپایی که مملکت*داری می*کردند، صحبت می*کرد و او را به دخالت در سیاست ترغیب می*نمود.

    در دوره اول حکومت ناصرالدین شاه اختلاف مهد علیا با امیرکبیر سرانجام به قتل امیر انجامید. مهد علیا ریاست حرم*خانه شاه را برعهده داشت و علاوه بر آن، دستگاهی جداگانه در اختیار داشت که نامه*ها و فرمان*هایش را به زمامداران و ماموران حکومتی اعلام می*کرد. او زنی مقتدر و قوی بود و نفوذ زیادی بر ناصرالدین شاه داشت.

    همانند دوره فتحعلی شاه، زنان عقدی که از خاندان قاجار یا بزرگان دولتی بودند، به طور رسمی از اولویت بیشتری نسبت به زنان صیغه*ای برخوردار بودند، اما میل و رغبت ناصرالدین شاه بیشتر به جانب زنان صیغه*ای بود. در دوران صدارت اعتمادالسلطنه نوری، ناصرالدین شاه به جیران، دختری دهاتی از اهالی تجریش (که ابتدا برای رقص و آواز به خدمت مهد علیا درآمد)، دل باخت و او کم کم سوگلی حرم شد. علاقه ناصرالدین شاه به این دختر که جسور، اهل سوارکاری و شکار بود، چنان شد که به سنت*های قاجار پشت پا زد و تصمیم گرفت پسر جیران، «ملک قاسم میرزا» را برخلاف تمام رسم و رسوم سلطنتی، ولیعهد اعلام کند و سرانجام این کار را کرد. تقدم تمایلات فردی بر سنت*های جمعی و تبدیل آن*ها به قوانین جدید، نشان دهنده تقابل میان سنت و تجدد دربار بود. جیران چنان اهمیتی یافته بود که صدراعظم شاه، میرزا آقاخان نوری سعی می*کرد با به دست آوردن دل او و فرستادن هدایای گران قیمت، موقعیت خود را تثبیت کند، چون وساطتش برای هر کسی، پیش شاه مقبول واقع می*شد. اما جیران بنابه دلایلی با نوری بنای مخالفت گذاشت و در تضعیف موقعیت او کوشید. جیران دومین زن مسلط بر حرمسرا (بعد از مهد علیا) بود که حتی نفوذ مهد علیا را نیز به مخاطره انداخت. اما پس از مدت کوتاهی فرزندانش فوت کردند و خودش نیز با فاصله اندکی پس از آن از میان رفت.

    بعد از جیران در سال*های میانی و پایانی حکومت ناصرالدین شاه، انیس*الدوله، خدمتکار جیران به همسری شاه درآمد و کم کم جایگاه ویژه*ای در حرمسرا یافت. او که زنی از طبقات پایین اجتماع و از روستای امامه بود، مورد علاقه و احترام شاه واقع شد و جلال و شوکت بسیار یافت. نفوذ سیاسی او در دربار تا حدی بود که مخالفتش با صدراعظم وقت، میرزا حسن خان سپهسالار – که او را از سفر فرنگ محروم کرد و بازگرداند – نقش عمده*ای در کناره*گیری صدراعظم از مقام خود داشت. در همین دوران، امینه اقدس، خزانه*دار حرم و مورد اعتماد شاه، از زنان سوگلی دیگری بود که با بهره*گیری از ضعف*های فراوان شاه و برآوردن خواسته*های عاطفی او، جایگاهی ویژه پیدا کرد. ملیجک برادرزاده امینه اقدس، محبوب ناصرالدین شاه بود. امینه اقدس با امین*السلطان وزیر دربار ناصری همدست بود و بعدا در ارتقای پسرش علی*اصغرخان امین*السلطان به صدارت نقش ویژه*ای ایفا کرد. اعتمادالسلطنه نقش انیس*الدوله و امینه اقدس را در دربار به نقش صدراعظم و نایب*السلطنه مانند می*کرد.

    ناصرالدین شاه تعصب پیشینیانش را نداشت. زنان حرم او با مردان اختلاط می*کردند و یا مردان به دیدن آنان می*آمدند. حرم که یادگار جامعه سنتی بود و حریمش همواره باید محفوظ می*ماند، با تغییرات جامعه، دگرگونی و تغییر وضعیت تدریجی را تجربه می*کرد. زنان فرنگی و پزشکان فرنگی دربار با زنان حرم مراوده داشتند و انیس*الدوله به عنوان ملکه ایران، سفرای خارجی و هدایایشان را می*پذیرفت. سوغات فرنگ مثل لباس*ها و وسایل تزئینی وارد حرم می*شد. پیانو اولین بار در حرم ناصری و برای انیس*الدوله سوغات آورده شد و برخی زنان نواختن آن را آموختند. دوربین عکاسی، چهره زنان حرم را با لباس اندرون ثبت می*کرد و درباریانی چون اعتمادالسلطنه با حسرت، اوقاتی را به یاد می*آوردند که شهپر جبرئیل قادر به سائیده شدن در سراپرده حرم نبود. گرچه سفر سیاحتی انیس*الدوله به همراه ناصرالدین شاه به فرنگ صورت نگرفت و او را از نیمه راه بازگرداندند، ناصرالدین شاه، امینه اقدس را به توصیه پزشکان، برای معالجه چشم به فرنگ فرستاد. تصمیم*گیری برای فرستادن او به فرنگ و هراس از عواقب آن، چنان طولانی شد که وقتی به فرنگ رفت، دیگر کور شده بود و پزشکان نتوانستند کاری برایش انجام دهند. با این حال برخی علمای مذهبی به شدت با این سفر مخالفت کردند و شاه و دربار را عامل تضییع مذهب دانستند. حتی مردم تصنیفی هجوآمیز درباره این سفر سرودند. این تصنیف نشان می*داد نه تنها شهپر جبرئیل که زبان مردم عادی نیز به حرمسرا باز شده است.

    می*توان گفت انتخاب انیس*الدوله و امینه اقدس که زنانی از طبقات پایین اجتماع بودند، به عنوان ملکه و خزانه*دار حرم و احترامی که در حرم داشتند، خود نشان دهنده از میان رفتن تدریجی سنت*های طبقاتی و ورود به جامعه*ای بود که در آن لیاقت و توانایی افراد بیش از اصل و نسب مورد توجه قرار می*گرفت. همزمان تحولات در ظاهر نیز خود را نشان می*داد. لباس زنان که پیش از این دوره «ارخالق» یعنی پیراهنی کوتاه همراه با دامنی بلند بود، در دوره ناصری تغییر کرد. معیرالممالک می*نویسد پس از حضور ناصرالدین شاه در فرنگ و دیدن بالرین*ها، شاه لباس آنان را پسندید و در بازگشت از سفر، دستور داد زنان حرمسرا دامن*های خود را کوتاه کنند. از آنجا که مد لباس خانم*ها از اندرون سرچشمه می*گرفت، این لباس میان زنان اعیان و اشراف معمول شد. به این ترتیب نیم تنه*ای جانشین ارخالق شد که با آستین شمشیری ساده و یقه عربی بسته برای پوشاندن بالاتنه به کار می*رفت. این نیم تنه به گفته فووریه آنقدر کوتاه بود که با هر تکان مختصری قسمتی از بدن نمایان می*شد. دامن*ها کوتاه شد و تا سر زانو رسید، اما بسیار آهارزده می*پوشیدند و به این ترتیب دامن به شعاعی حدود نیم ذرع یا بیشتر دور خانم*ها را می*گرفت. زنان دربار جوراب ساق کوتاه سفیدی می*پوشیدند و ساق*هایشان تا بالای زانو نمایان بود. کفش*ها نوعی گالش فرنگی بود. زنان چارقدی کوچک نیز بر سر می*کردند. هنگامی که موسیو پیلو تاجر فرانسوی با زنش به تهران آمد و چیزهای تازه آورد، باز تحولی در مد اندرون ایجاد شد. شلوارهای کشی جای جوراب*های کوتاه را گرفت و کفش*های چرمی جای گالش وارسی را. خانم*ها در آرایش خود جواهرات و سنگ*های قیمتی زیاد به کار می*بردند. آرایش غلیظ، پوشیدن لباس بدن*نما، پوشیدن چادر نازک در خانه، چشم و هم*چشمی در انتخاب انواع پارچه، تجمل*پرستی و رقابت در پوشاک میان زنان اعیان و اشراف معمول بود.

    تغییرات ظاهری در آرایش و لباس زنان اندرون و الگوپذیری از زنان غربی، نشان دهنده حرکت سطوح بالای اجتماعی به سمت فرنگی مآب شدن بود. در دربار ناصری، زنان به شعر و نویسندگی نیز می*پرداختند. مهد علیا هم طبع شعر داشت و هم نثر را به خوبی می*نگاشت. به طوریکه نثر او را لئالی منثور می*دانستند. از دختران ناصرالدین شاه، فروغ*الدوله شاعر بود و نامه*هایش نیز باقی مانده است. فخرالدوله شاعر بود و کتابت داستان امیرارسلان را برعهده داشت. فخرالملوک شاعر بود و تخلص شعری*اش فخری. تاج*السلطنه که خاطراتش در دوره بعد به چاپ رسید، زبان فرانسه و موسیقی می*دانست و شعر می*گفت. به این ترتیب می*توان نتیجه گرفت که در دوره ناصرالدین شاه حرمسرا و روابط چه در درون و چه بیرون تغییرات زیادی را تجربه کرد.
    انـــسان ، حــرفیست
    زده می شود،خـــوانده مـــی شود
    تــــــرانه می شـــود ، به یــــــاد می مــــانـــد …
    گاهـــی نــاله ای ست،تــــنها خــــاک خـــوب می فـــهمدش ….
  7. #7
    cracking
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    May 2010
    محل سکونت
    زیر این سقف کبود زیر این سلطه سنگین سکوت
    نوشته ها
    1,689
    1,007
    1,897

    پیش فرض







    ناصرالدین شاه در کاخ صاحبقرانیه
    نسخه*ای که در لندن به نمایش درآمده خود ناصرالدین شاه به صدراع*ظم وقت مستوفی الممالک هدیه داده بود. مستوفی الممالک این نسخه را به دوستش حاج فتح*الملک جلالی داده بود و سرانجام پروفسور فتح*الله جلالی این آلبوم را به شوهر هنگامه جلالی٬ یعنی دامادش شادروان کاوه گلستان عکاس برجسته ایران٬ هدیه کرده بود. هنگامه گلستان که صاحب این آلبوم است می*گوید: "بسیار کوشیدیم تا در باره این آلبوم و آلبوم*های اهدایی ناصرالدین شاه که گویا صد نسخه بوده آگاهی*های بیشتری به دست آوریم اما به نتیجۀ چندانی نرسیدیم









    ناصرالدین شاه در اردوگاه
    در هر حال بازشدن صفحات این آلبوم به روی همگان فرصتی است که با آن دوره از تاریخ ایران و بویژه رابطه ناصرالدین شاه با عکس و عکاسی و ذوق او در این حرفه آگاهی بیشتری داشته به دست آوریم‫.











    ضیافت در حضورعباس میرزا، برادر ناصرالدین شاه
    این آلبوم در گالری رزعیسی در لندن به نمایش گذاشته شده است‫.











    ناصرالدین شاه در میدان اسب دوانی دوشان*تپه











    ناصرالدین شاه در مهمانی آشپزهای دربار











    مهمانی آشپزهای دربار











    تالار آینه، کاخ گلستان











    لباس های جواهرنشان











    تعزیه در تکیه دولت









    امین اشرف در حضور امین سلطان نخست وزیر
















    کورش کبیر:

    من برای متنفر بودن از کسی وقتی ندارم

    زیرا من گرفتار دوست داشتن کسانیم که دوستم دارند
  8. #8
    رمانتیک...
    کوچولو رسمی

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    June 2012
    نوشته ها
    2,425
    13,714
    6,341

    پیش فرض

    بی انصافی در قبال قاجاریان


    سقوط سلسله قاجاری و مغلوب شدن آنان موجب شد تا در زمان سلسله غالب پهلوی دست به تخطئه و بدنامی آنان بزنند و عصر قاجاری را با القائات گسترده، دورهای سراسر سیاه و ویرانگرانه قلمداد سازند. بدیهی است که هیچ تردیدی در برخی از رفتارها و تصمیمات و سیاست های ناپسند پادشاهان قاجار که عمدتاً ناشی از ناتوانی و ناآگاهی (و نه الزاماً سرسپردگی و خیانت) و نیز توطئه های درباری و دخالت*های بیگانگان بوده است، وجود ندارد. اما این نباید موجب شود که برخی از ویژگی های ممتاز و شایسته آنان به دست فراموشی سپرده شود.
    - قاجاریان گرایش های نژادپرستی و قوم گرایی نداشتند و خود را همچون صفویان به دوره ای در روزگاران کهن و یا به شخصیتی تاریخی یا مذهبی نچسباندند. با اینکه اصطلاح مجعول و استعماری نژاد آریایی در زمان آنان ساخته و پرورانده شد و بطور همزمان توسط عاملان بریتانیا در ایران و هند ترویج می شد، اما محل اعتنای قاجاریان قرار نگرفت.

    - قاجاریان از مذهب چندان سوءاستفاده نکردند و به تصمیمات درست یا نادرست خود لباس مذهب نپوشاندند و آنها را خواست خدا ندانستند.
    - قاجاریان به سنت های هنری و معماری پایبند بودند. تعداد قابل توجهی از بناهای باستانی ایران که اکثریت مطلق آثار را تشکیل می دهد، در دوره قاجاری ساخته شده است. در این آثار، پایبندی به شیوه های اصیل معماری ایرانی و آرایه های سنتی معماری تا حد زیادی رعایت شده است. چنین رویکردی در دوره های بعد از بین رفت و جای خود را با در نظرنگرفتن تعادل، به انبوهی از حجم ها و فرم های بلامصرف، مجهول الهویه و نسبتاً بی ریشه ای همچون بناهای نمادین آرامگاهی حافظ و فردوسی داد.

    - آخرین نمونه معماری سنتی و اصیل ایرانی که با رعایت اصول و شیوه های فنی و هنری کهن ساخته شده و پس از آن عمر معماری ایرانی تقریباً به پایان رسید، متعلق به عصر قاجار است. یعنی بنای مسجد سپهسالار در تهران.

    - آخرین نمونه از نسل سنگ نگاره های ایران متعلق به ناصرالدین شاه و عصر قاجاری است. این سنگ نگاره در «بند بریده» در جاده هراز واقع است و به مناسبت ساخت این جاده حجاری شده است.

    - قاجاریان همچون زندیان و صفویان به ساخت بناهای عام المنفعه علاقه داشتند. اوج ساخت اینگونه بناها- چه از نظر تعداد و چه از نظر تنوع- از جمله به دوره قاجاریان تعلق دارد.

    - قاجاریان به ادب و کتاب اهمیت می دادند. اکثر نسخ خطی که در کتابخانه های ایران و جهان نگهداری می شوند، در دوره قاجاری نوشته شده اند.

    - قاجاریان به آیین ها و جشن های ایرانی اهمیت می دادند و در ترویج آن می کوشیدند. برای نمونه، آنچه که امروزه با نام نوروز می*شناسیم (اعم از سفره هفت سین، حاجی فیروز، لحظه تحویل سال، صدای توپ، چهارشنبه سوری، سیزده بدر و امثال آنها) از آداب و رسوم و نوآوری های دربار قاجاری است.

    - در دوره قاجار تقویم خورشیدی که دچار رکود و فراموشی شده بود، مجدداً احیاء گردید و هر ساله بصورت چاپ سنگی منتشر می شد.
    - خوشنویسی در دوره قاجار به حد اعلای رونق و تکامل رسید. قاجاریان به زیبایی خط اهمیت می دادند و عده زیادی از بزرگترین خوشنویسان ایران (همچون: وصال شیرازی، میرزا احمد نیریزی، میرزا محمدرضا کلهر، میرحسین خوشنویس و عمادالکتاب) در عصر آنان پرورش یافتند.

    - موسیقی ایرانی در دوره قاجار رشد و تکامل می یابد. ردیف دستگاهی موسیقی ایران با همت میرزا عبدالله و آقا حسین قلی (دو برادر در دربار ناصری) وضع و تدوین گردید که از مشهورترین نمونه های روایت ردیف موسیقی ایران است.

    - قاجاریان دوستدار ذوق و هنر بودند و خود نیز در حد توان بدان می پرداختند. نمونه ممتاز چنین اشخاصی، ناصرالدین شاه قاجار است. پادشاهی که به انواعی از هنرها آراسته بود و گمان نمی رود پادشاه دیگری در تاریخ ایران چنین بوده باشد. داستان می نوشت و شعر می سرود، خاطرات روزانه می نوشت، نقاشی و طراحی می کشید، خوشنویسی می کرد، عکاسی می کرد و اولین عکاس ایران بود، کتاب و نسخ خطی را خریداری و گردآوری می کرد، اولین موزه ایران را در کاخ گلستان بنیان نهاد، به موسیقی علاقه داشت و دختران خود را به آموختن پیانو تشویق می کرد، و از همه شگفت تر آنکه نقشه برداری و نقشه کشی نیز می کرد. در «سفرنامه عراق عجم» بارها اشاره شده که ناصرالدین شاه در طول راه توقف می کرد، تخته شاسی خود را باز می کرد و نقشه جغرافیایی مسیر و محوطه ها را شخصاً ترسیم می کرد. برای اینکار لازم بود تا نام های جغرافیایی را نیز پرسان شود و ثبت کند. کاری که با علاقه آنرا انجام می داد. شاید جالب باشد که یادآور شویم ناصرالدین شاه نخستین شاه ایران بود که ریش خود را می تراشید. (دیوان اشعار و آلبوم عکس های ناصرالدین شاه منتشر شده اند و نقشه های او در بایگانی کاخ گلستان نگهداری می شود).

    - قاجاریان در قبال لغات بیگانه مقاومت نشان می دادند و لغات جایگزین مناسبی را برای آنها وضع می کردند. برای نمونه، واژه های «عکس»، «عکاسی» و «دوربین» شخصاً توسط ناصرالدین شاه وضع شده و متداول گردیده اند.

    - قاجاریان شیوه زندگی ایرانی را به کنار ننهادند. لباس و سنت ها و آداب و هنجارهای زندگی ایرانی را جایگزین لباس و شیوه های زندگی فرنگی نکردند.

    بی کفایتی ها و رفتارها و تصمیم های نسنجیده و ویرانگر از دوره قاجاری بسیار است. اما این ها نمی باید موجب شود تا محسنات آنان نادیده انگاشته شود و احیاناً به کارنامه اشخاص دیگری اضافه گردد.
    مـن مهـربـان نـدارم

    نـامهربـانِ
    مـن
    کــو؟

  9. #9
    cracking
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    May 2010
    محل سکونت
    زیر این سقف کبود زیر این سلطه سنگین سکوت
    نوشته ها
    1,689
    1,007
    1,897

    پیش فرض


    چرا مردان قاجار زنان چاق را میپسندیدند



    عباس عبدی در تحلیلی جالب به زیبایی شناختی مساله*ای پرداخته که این روزها زنان ایرانی پول*های زیادی را برای آن هزینه می*کنند.

    به گزارش افکارنیوز، "اگر تصاویر زنان دوره قاجار را دیده باشیم حتما دلمان برای مردان آن زمان می*سوزد که مجبور بوده*اند با زنانی سبیل*دار و دارای ابروهای پرپشت و به هم پیوسته معاشرت کنند... ." این اول یک مطلب تاریخی از یک مورخ نیست، این ابتدای مطلبی است که عباس عبدی در باب مساله*ای به نام چاقی نوشته است.

    عباس عبدی در این یادداشت که عنوان"زیباترین چاقی" را بر پیشانی دارد به تحلیل چاقی زنان قاجار پرداخته و اینکه چرا اینگونه زنان بیشتر مورد توجه پادشاهان و ثروتمندان این دوره از تاریخ بوده*اند.

    عبدی در تحلیلی جالب به زیبایی شناختی مساله*ای پرداخته که این روزها زنان ایرانی پول*های زیادی را برای آن هزینه می*کنند. چاقی و لاغری همان مقوله*ای است عباس عبدی درباره*اش می*نویسد: "اگر در گذشته و نیز حال زیبایی مساله اصلی زنان بود، امروز به موضوع مردان و جوانان هم تبدیل شده است به طوری که هزینه*های آرایش برخی از آقایان کمتر از خانم*ها نیست، هر چند در مجموع هنوز در این زمینه زنان پیشگام هستند و این مساله در ایران به صورت نابه*هنجار نیز درآمده است به طوری که برخی از آمارها موید رتبه اول ایران در جراحی*های صورت و بینی بانوان است و حتی برخی از افراد طبقات پایین جامعه هم اگر پولی به دست آورند، صرف این کار می*کنند و عجیب نبود که چند سال پیش شنیده شد همسر یکی از افراد شناخته شده که علی القاعده باید بالای 50 سال می*داشت بر اثر عمل ساکشن و برداشتن چربی شکم دار فانی را وداع گفت!"

    عباس عبدی ادامه می*دهد: "چاقی نیز از این قاعده مستثنی نیست، اگر در گذشته افراد چاق اعم از زن یا مرد زیبا به نظر می*رسیدند، امروز قضیه فرق می*کند. در این نوشته می*کوشم یکی از دلایل تغییر ذائقه را شرح دهم. اگر از کسی که در تهران زندگی می*کند و با محلات آن آشناست، بپرسیم که نظرش درباره زیبایی*شناسی کلمات"عباس آباد"، "علی آباد" یا "حسن آباد"، "یوسف*آباد"، "جوادیه"، "قیطریه" و "حشمتیه" چیست، چه پاسخی خواهد داد؟ پاسخ داده شده بر حسب موقعیت جغرافیایی و اقتصادی و اجتماعی محله*ای که به این اسامی مربوط می*شود فرق می*کند، به عبارت دیگر هر چه محله مربوطه، از موقعیت شهری بهتری برخوردار باشد، کلمه مرتبط با آن محله نیز زیبایی*شناسی بیشتری خواهد داشت، در حالی که به نظر می*رسد زیبایی*شناسی کلمات را باید از آهنگ و آوای خود کلمات استخراج کرد."

    "چاقی هم از این قاعده تبعیت می*کرد. در گذشته، چاقی عادی و نه چاقی بیمارگونه، نمادی از ثروت و دارایی و رتبه بالاتر اجتماعی محسوب می*شد لذا زیبا هم می*نمود! در نتیجه چاقی نماد دارایی و تشخص می*شد و صورت*های افراد چاق طراوت بیشتری داشت و زنان چاق هم برای زایمان، دارای سلامتی بیشتری معرفی می*شدند ولی هنگامی که اقتصاد مردم به اندازه*ای پیشرفت کرد که همه می*توانستند به اندازه*ای بخورند که چاق شوند، از یک طرف چاقی آن معنا و مفهوم متمایزکننده پیشین خود را از دست داد و از طرف دیگر کار کردن نیز ارزش و اعتبار شد، در نتیجه چاقی به مرور و کم*کم فاقد ارزش زیبایی شناسانه گردید و حتی معنای معکوس نیز پیدا کرد... ."










    تورو خدا این عکسو ببینید







    کورش کبیر:

    من برای متنفر بودن از کسی وقتی ندارم

    زیرا من گرفتار دوست داشتن کسانیم که دوستم دارند
  10. #10
    رها78
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    September 2012
    محل سکونت
    اقیانوس آرام
    نوشته ها
    7,506
    4,658
    4,368

    پیش فرض

    زنان حرمسرا در دوران قاجار




    عکس هایی از زنان دوره ی قاجار













    مهربانم!
    عالم از توست. . . .
    غریبانه چرا میگردی؟!
  11. #11
    cracking
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    May 2010
    محل سکونت
    زیر این سقف کبود زیر این سلطه سنگین سکوت
    نوشته ها
    1,689
    1,007
    1,897

    پیش فرض


    عهدنامه ترکمانچای


    شرایطی که پاسکویچ برای عقد مصالحه جدید پیشنهاد کرد بسیار سنگین بود اما سفیر انگلستان (مک دونالد) در تهران که بیشتر از فتحعلی شاه از پیشروی سپاه روسیه می*ترسید، در عقاید خود پافشاری کرد و شاه را به قبول شرایط صلح واداشت. پس از وساطت سفیر انگلیس مجلسی در قریه ترکمانچای (اردوگاه پاسکویچ) مرکب از عباس میرزا، آصف*الدوله و حاجی میرزا ابوالحسن خان شیرازی تشکیل شد و عهدنامه*ای در ۱۶ فصل و یک قرارداد تجاری الحاقی در ۹ فصل نوشته شد و در تاریخ ۵ شعبان ۱۲۴۳ هجری به امضای نمایندگان ایران و روسیه رسید.

    روس*ها با در دست داشتن امتیازات پیمان ترکمانچای، شمال ایران را قبضه کرده و اعتبار بین*المللی ایران را کاملاً مخدوش ساخته بودند.

    بعد از این واقعه دیگر میان روس و ایران حوادث مهم و برخوردهای دامنه داری، مگر در مورد آشوراده و چند پیشامد کوچک دیگر، رخ نداد.
    کورش کبیر:

    من برای متنفر بودن از کسی وقتی ندارم

    زیرا من گرفتار دوست داشتن کسانیم که دوستم دارند
  12. #12
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,549
    6,791
    9,118

    پیش فرض

    ماجرای بدل یهودی ناصرالدین شاه قاجار (+عکس)

    یكی از مهمترین مأموریت های وی، هنگام عزیمت شاه قاجار به فرانسه بود كه در دهه 1880 به وقوع پیوست و بیش از یكماه به طول انجامید كه یوسف بخشی طی این مدت به خاطر آنكه دشمنان از این غیبت سوءاستفاده نكنند با لباس مبدل، ظاهراً زمام امور را بدست گرفت


    یوسف بخشی در سال 1231 خورشیدی (1852 میلادی) در یك خانواده یهودی در شهر تهران دیده به جهان گشود. پدرش نوازنده ویولن بود و به اصطلاح آن دوران از طریق مطربی امرار معاش می نمود.

    یوسف از خردسالی همزمان با تحصیلات ابتدایی در مكتب خانه، اصول و فن موسیقی را از پدرش فرا گرفت. و با علاقه و استعدادی كه از خود نشان داد، توانست خیلی زود در نواختن تنبك و نیز ویولن تبحر پیدا كند.

    به گزارش پارسینه، وی در دوران جوانی، مدتی را در گروه نوازندگان پدرش، با نواختن ویولن همكاری می نمود، دیری نپایید برای خود گروهی تشكیل داد و مستقلاً به فعالیت های هنری پرداخت مضاف بر آنكه در همین راستای برنامه های نمایشی (روحوضی) را كارگردانی و اجرا می نمود. امّا گویی شغل نوازندگی و دیگر فعالیت های هنری از این قبیل نمی توانست خواسته های جاه طلبانه و همچنین روح پر تلاطم و ماجراجویانه وی را ارضاء كند. از این رو به موازات فعالیت های هنریش رفته رفته به خرید و فروش طلا و جواهرات مشغول شد.

    یوسف بخشی در سال 1254 ( 1875میلادی) در یكی از سفرهای تجاری خود به شهر مرو (از شهرهای مرزی روسیه) با یك دختر گرجی آشنا گردید و پس از عقد، وی را به تهران آورد. ماحصل این ازدواج یك فرزند دختر و یك پسر بود. اگر چه این ازدواج دوامی نیاورد و پس از 12 سال زندگی مشترك، همسرش بر اثر عارضه قلبی، وی و دو فرزندانش را ترك نمود و به دیار باقی شتافت و این شوك شدیدی بود كه تحمل آن برای این جوان هنرمند سخت و سنگین بود طوریكه سال ها در خلوت و تنهایی بسر برد.

    تا بالاخره با اصرار اطرافیان در سال 1273 خورشیدی تن به ازدواج دوم داد و با دختر خاله خود (قمر خانم) وصلت نمود، ماحصل این پیوند چهار فرزند پسر و سه دختر بود .

    گرایش به موسیقی و نواختن ویولن از دیرباز یكی از دلمشغولیات خاندان بخشی بوده است و همواره به عنوان یك میراث در بین آنان حفظ شده است. فرزندان بخشی هم از این امر مستثتی نبودن، پس از وصلت یكی از دختران (اقدس) بخشی با خانواده خرمیان نواختن تار هم كه از سازهای مورد علاقه خاندان خرمیان بود، از آن به بعد در این خانواده مرسوم گردید.

    یوسف بخشی با گذشت زمان و كسب تبحر در امر جواهر فروشی، توانست در بین تجار اعتباری كسب كند و سلسله مراتب ترقی را نیز طی كند، ضمن آنكه اوقات فراغت خود را با نواختن ویولن و خواندن اشعار می گذراند.

    در سال 1269 خورشیدی بر حسب تصادف توانست به دربار قاجار راه پیدا كند از آن به بعد در هر فرصتی مجموعه ای از جواهرات نفیس را جهت فروش به درباریان ارائه می نمود.

    حسن رفتار و صداقت وی در كار باعث گردید سفارشاتی را مستقیماً از شخص پادشاه دریافت كند و همین امر باعث رونق در كسب و كار و حصول اعتباری بیشتر در بین درباریان به ویژه خاندان دربار گردید. از سوی دیگر بواسطه شباهت چهره یوسف بخشی به شخص شاه و داشتن چشمانی نافذ و پرهیبت، تنی چند از درباریان به شاه پیشنهاد نمودند كه وی با قدری آموزش و تحصیل از رسم و رسوم دربار و عادت های شاخص اعلیحضرت، در مواقع ضروری به ویژه در غیاب پادشاه در بعضی از مراسم و تشریفات دربار به عنوان بدل، انجام وظیفه نماید.

    پس از موافقت ناصرالدین شاه قاجار و مذاكره با یوسف بخشی و جلب نظرش، وی رسماً به عنوان بدل شاه در دربار قاجار استخدام گردید. بدین منظور، یوسف بخشی تحت تعلیم استادانی قرار گرفت ابتدا وی را با آداب رسوم دربار قاجار آشنا نمودند. سپس آموزش فن بیان آغاز گردید، تا با شباهتی كه ظاهراً به شخص ناصرالدین شاه داشت بتواند از نظر صحبت نمودن، همچنین از نظر رفتاری هم شباهت كامل پیدا نماید. زیرا می بایست بدون ایجاد شبه و تردید، بخوبی از عهده مأموریت های محوله برآید.

    یقیناً آموزش و پیشرفت در این امر برای وی به سهولت انجام گرفت، زیرا یوسف بخشی شش كلاس ابتدایی آن دوران را گذرانده بودو به زبان آذری و روسی آشنایی داشت. مضافاً برآنكه شخصیتی هنرمند و با استعداد بود، ذوق شعر گویی هم داشت.

    و نیز در ارتباط برقرار كردن با دیگران بسیار خونگرم و موفق بود در ملاقات های كه جهت آموزش در راستای آشنایی با روحیه و خصوصیات رفتاری پادشاه انجام می داد، دیری نپایید به جهت داشتن رفتاری صحیح و مثبت و با بذله گویی های به موقع با شخص پادشاه، خیلی زود این مراوده ها باعث ایجاد دوستی عمیق تری گردید. و با شركت در محفل شاهانه هر از گاهی به قصیده گویی و حتی مشاعره با درباریان و شخص شاه می پرداخت و اگر فرصتی دست می داد، با تك نوازی ویولن هنرنمایی می نمود.

    یوسف بخشی پس از آنكه به عنوان بدل در دربار شروع بكار نمود، ابتدا در غیاب شاه در محافل غیر رسمی بویژه خارج از تهران شركت می نمود و سپس در مأموریت هایی كه به وی محول شده بود مانند مسافرت به شهرهای دور دست ایران و سركشی به پادگان های نظامی، اداره های دولتی، بازدید از دهات، رسیدگی به شكایات ارباب و رعیت و كارهایی از این قبیل را انجام می داد.



    ناصرالدین شاه قاجار



    با گذشت زمان و بدست آوردن تبحر بیشتر در حرفه خویش، مأموریت هایی هم در تهران، بویژه هنگام مسافرت ناصرالدین شاه به خارج از تهران و حتی مسافرت های غیر رسمی به خارج از ایران به وی واگذار می شد. یكی از مهمترین مأموریت های وی، هنگام عزیمت شاه قاجار به فرانسه بود كه در دهه 1880 به وقوع پیوست و بیش از یكماه به طول انجامید كه یوسف بخشی طی این مدت به خاطر آنكه دشمنان از این غیبت سوءاستفاده نكنند با لباس مبدل، ظاهراً زمام امور را بدست گرفت و تا بازگشت شاه از فرنگ وظیفه خویش را به نحو احسن انجام داد طوریكه تا آخر این عمر، امر جزو افتخارات مهم وی محسوب می شد (ناصرالدین شاه قاجار به همین جهت یكی از شنل های خود را به عنوان پاداش به وی اعطا نمود).


    در آستانه مراسم پنجاهمین سال تاجگذاری (1275 خورشیدی) چهارمین شاه خاندان قاجار، ناصرالدین شاه هنگام زیارت در صحن شاه عبدالعظیم در شهر ری، به دست میرزا رضا كرمانی یكی از مریدان سیدجمال الدین اسد آبادی و به تحریك او توسط یك طپانچه كشته شد.

    طبق استناد بر تاریخ یكصد ساله ایران، دربازجویی ها یا استنطاقات انجام گرفته از ضارب (میرزا رضای كرمانی)، مطالبی در رابطه با یهودیان عنوان شده است كه بی تردید می تواند نشانگر انسانیت و معرفت وی در رابطه با حمایت از حق و حقوق مظلومان و ستمدیدگان به ویژه اقلیت های دینی بوده باشد. در بخشی از اعترافات، میرزا رضای كرمانی گفته بود "من قبلاً وسیله بهتری داشتم كه ناصرالدین شاه را بكشم بدون آنكه گرفتار شوم، بدین ترتیب كه اطلاع یافتم كه شاه به باغ یكی از اعیان برای گردش می رود پس خود را به باغ رسانده مخفی شدم، شاه آمد و كشتن او بسیار آسان و راه فرار برای من باز بود اما او را نكشتم، زیرا عده ای یهودی در آن روز (یكی از اعیاد كلیمیان) برای تفریح در آن باغ اقامت داشتند و اگر شاه كشته می شد و من فرار می كردم، خون را به گردن یهودیانی كه در باغ حضور داشتند می انداختند به این دلیل من از انجام آن امر منصرف شدم."

    یقیناً میرزا رضای كرمانی بر این امر واقف بود كه شاه بدل دارد امّا همیشه برای زیارت شاه عبدالعظیم شخصاً می آید.

    پس از ترور ناصرالدین شاه قاجار دیگری نیازی به ماندن یوسف بخشی در دربار نبود، دیری نپایید وی با بیش از یك دهه انجام وظیفه بعنوان بدل پادشاه از كار بركنار گردید و كاخ سلطنتی را برای همیشه ترك نمود. وی با دریافت مستمری از دولت دوران بازنشستگی را در خانه شخصی خود در كنار خانواده سپری نمود ضمن آنكه هر از گاهی با پذیرفتن هنرجو به عنوان استاد موسیقی به تدریس ویولن مشغول می شد.

    یوسف بخشی در سال 1928 در سن 76 سالگی بر اثر عارضه قلبی دارفانی را وداع گفت.


    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  13. #13
    cracking
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    May 2010
    محل سکونت
    زیر این سقف کبود زیر این سلطه سنگین سکوت
    نوشته ها
    1,689
    1,007
    1,897

    پیش فرض





    ناصرالدین شاه در حال آرایش






    ناصرالدین شاه یکبار در سال ۱۲۶۸ هجری قمری توسط گروهی از تابعین شیخ علی ترشیزی از جمله علمای بابی مورد سوء قصد قرار گرفت.



    ناصرالدین شاه در تفرج






    مورخان یکی از دلایل نارضایتی عمومی از شاه قاجار را امتیازات فراوانی می*دانند که وی به خارجی ها پیش کش می کرد؛ از جمله وی در سال ۱۲۶۹(۱۳۰۹) طی قراردادی مالکیت صنعت تنباکو را به جرالد تالبوت انگلیسی واگذار کرد.





    کورش کبیر:

    من برای متنفر بودن از کسی وقتی ندارم

    زیرا من گرفتار دوست داشتن کسانیم که دوستم دارند
  14. #14
    cracking
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    May 2010
    محل سکونت
    زیر این سقف کبود زیر این سلطه سنگین سکوت
    نوشته ها
    1,689
    1,007
    1,897

    پیش فرض



    محمدحسن خان قاجار





    محمدحسن خان قاجار فرزند فتحعلی خان قاجار (یار شاه طهماسب صفوی که بدست نادر قلی میرزا، دیگر سردار شاه، کشته شد) بود.
    محمد حسن خان پس از پدر ریاست طایفه اشاقه*باش قاجار را که در استرآباد مازندران ساکن بودند بر عهده گرفت و نادر علی رغم تلاشهایی که کرد بر وی دست نیافت. با مرگ نادر، محمد حسن خان ادعای پادشاهی نمود و سرداران نادرشاه و سایر مدعیان سلطنت را شکست داد. آزاد خان غلیجائی افغان را که بر اصفهان حکومت می*کرد فراری داد، در دو نبرد کریم خان زند را در هم کوفت و اصفهان را متصرف شد. وی برای تأمین آذوقه سپاه خود، به تاراج مردم پرداخت و بقول رستم الحکما نویسنده رستم التواریخ از شدت ظلم خان قاجار فریاد دادخواهی ستمدیدگان به سما می*رسید.
    وی در محاصره شیراز بدلیل پایداری کریمخان و اختلاف سران قاجار مجبور به عقب نشینی شد و بعدها اصفهان را نیز از کف داد و به زادگاه خویش یعنی استرآباد بازگشت. بنا به نوشته پرویز رجبی در کتاب کریمخان زند و زمان او محمدحسین قاجار (از یاران محمد حسن خان) که از سوی او حکومت اصفهان را داشت، با شکست خان قاجار اصفهان را ترک و به مازندران رفته تا خود قدرت را در دست بگیرد و بعد از تسخیر اصفهان توسط سپاه زند، برای تسریع در نابودی خان قاجار بهمراه یاران و کسان خویش به شیخعلی خان زند که در تعقیب محمد حسن خان بود، پیوست. محمد حسن خان که بسرعت به طرف شمال پیش می*رفت در نزدیکی اشرف بدست دشمن افتاد و بسختی شکست خورد و هنگام فرار پای اسبش در شکافی گیر کرد، علی آقا خان قاجار (برادر محمد حسین خان) سر رسیده وی را کشت. رستم بیک کردلو، نوکر محمدحسن خان نیز سر ارباب خود را بریده و نزد شیخ علی خان برد...
    در کتاب تاریخ اجتماعی ایران نوشته راوندی آمده که سر وی برای کریم خان فرستاده شد اما خان زند از مشاهده سر متأثر شد و دستور داد که آن را برگردانده با بدنش در مقبره خانوادگی آن خاندان به خاک سپارند.
    کریمخان آنگاه با دختر (و بروایتی با خواهر) محمد حسن خان ازدواج کرده و آغامحمد خان، بزرگ*ترین فرزند او را به نزد خود آورد و با مهربانی از او پذیرایی کرد و با خانواده خان مقتول محبت کرد و حکومت دامغان را نیز به حسینقلی خان جهانسوز فرزند دوم خان قاجار داد.
    کورش کبیر:

    من برای متنفر بودن از کسی وقتی ندارم

    زیرا من گرفتار دوست داشتن کسانیم که دوستم دارند
  15. #15
    cracking
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    May 2010
    محل سکونت
    زیر این سقف کبود زیر این سلطه سنگین سکوت
    نوشته ها
    1,689
    1,007
    1,897

    پیش فرض

    فاطمه ملقب به انیس الدوله همسر مورد علاقه و سوگلی حرم سرای ناصرالدین شاه قاجار، پادشاه ایران بود.
    فاطمه، دختر نورمحمد نامی، در کودکی یتیم شد و مادرش نیز مجددا ازدواج نمود. فاطمه به ناچار در امامه نزد عمو و عمه خود زندگی سختی را به چوپانی می گذراند. عمویش صفر و عمه اش نسا نام داشتند. او دو برادر دیگر هم به نام های حبیب الله و محمدحسن داشت که بعدها به حکومت قم و درجه امیرتومانی رسیدند و به القاب معظم السلطنه و معظم الدوله مفتخر شدند.
    آشنایی ناصرالدینشاه و انیس الدوله در یکی از سفرهای شکار شاه اتفاق افتاد. در سفری که شاه برای شکار به حوالی امامه رفته بود، دختر چوپانی را می بیند و پس از اندکی مصاحبت، او را خوش صحبت و شیرین زبان می یابد و با خود به تهران می آورد. انیس الدوله ابتدا به دست جیران سپرده می شود تا آداب معاشرت بیاموزد. با مرگ جیران (سوگلی قبلی شاه) خانه و اثاث او به انیس الدوله سپرده می شود و او به تدریج مقام و نفوذ لازم را پیدا می کند.














    انیس الدوله نسبت به شاه وفاداری حیرت انگیزی داشت. او پس از ترور ناصرالدین شاه تا زمان مرگ عزادار بوده و زمانی که اتابک حقوق وی را بصورت یک بسته اسکناس برای وی فرستاد، با مشاهده تصویر ناصرالدینشاه بر اسکناس ها، غش کرد و پس از چند ساعت فوت نمود!!
    او نخستین ملکه ایران است که تا اروپا مسافرت کرد. او با شاه تا مسکو همراه بود ولی حضور دختران اشراف زاده روسی و مراسم غربی در جریان خوش آمدگویی از آن ها باعث برخورد فرهنگی شد و ناصرالدین شاه انیس الدوله را به تهران برگرداند. ماجرا چنین بود که به محض اینکه شهردار مسکو از ورود انیس الدوله اطلاع یافت، تا دروازه شهر رفت و تلاش کرد تا دسته گلی تقدیمش کند، برای گریز از چنین دردسرهایی، مشیرالدوله به شاه توصیه کرد تا انیس الدوله را به تهران بازگرداند.

    کورش کبیر:

    من برای متنفر بودن از کسی وقتی ندارم

    زیرا من گرفتار دوست داشتن کسانیم که دوستم دارند
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 15

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •