ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 1 از 2 12 آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 18
  1. #1
    cracking
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    May 2010
    محل سکونت
    زیر این سقف کبود زیر این سلطه سنگین سکوت
    نوشته ها
    1,689
    1,007
    1,897

    Flag Red ♋● انــجــمــن طـرفـداران پوریا و ورزشکاران کهن●♋


    دوستان گلم لطفا در این تاپیک مطالبتون رو در مورد " پوریای ولی " قرار بدین تا همه بخونن و لذت ببرن

    دوستان عزیز لطفا برای ارسال پست در این قسمت به دو نکته توجه بفرمایید:

    1-پست تکراری نباشد

    2-ارسالی هاتون بدون تزییت شامل انتخاب فونت و رنگ و ... نباشد!


    در صورت عدم رعایت موارد ذکر شده پست شما حذف خواهد شد.

    موفق باشید ...
    کورش کبیر:

    من برای متنفر بودن از کسی وقتی ندارم

    زیرا من گرفتار دوست داشتن کسانیم که دوستم دارند
  2. #2
    cracking
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    May 2010
    محل سکونت
    زیر این سقف کبود زیر این سلطه سنگین سکوت
    نوشته ها
    1,689
    1,007
    1,897

    پیش فرض

    نام و لقب:


    نام آن چنانکه دانسته*است، پهلوان محمود خوارزمی است
    زادگاه:

    نویسندگان درباره زادگاه او نیز اختلاف کرده*اند. برخی او را از مردم اورگنج (از شهرهای خوارزم )، برخی از مردم گنجه و برخی دیگر، بر اساس طوماری قدیمی به جا مانده از دوره صفوی, او را از مردم خوی و سلماس دانسته*اند.
    زندگی:


    پوریای ولی در جوانی کشتی می*گرفت و پیشه پوستین*دوزی و کلاه*دوزی داشت. در همان زمان جوانی، به شهرهای گوناگون آسیای میانه ، ایران و هندوستان سفر کرد و همه جا کشتی گرفت و به پهلوانی نام یافت. درباره دگرگونی روحی پوریای ولی روایت*های فراوان آورده*اند. بطور کلی زندگی پوریای ولی با افسانه درآمیخته*است.

    پوریای ولی در میان ورزشکاران ایران نمونه*ای از اخلاق، پایمردی و جوانمردی است و نه تنها در مقام یک پهلوان، بلکه در مقام یک قدیس در میان مردم جایگاهی والا دارد.

    زایش و مرگ:



    سال دقیق ولادت او و مدّت عمرش معلوم نیست، امّا در کتاب*های مختلف مرگ او را سال 722 ه.ق ذکر کرده*اند. ولی با توجّه به اینکه زمان سرودن کنزالحقایق را 703 هجری یاد کرده*اند و بنا به اظهار خودش:

    چه خفتی عمر بر پنجاه آمد
    کنون بیدار شو گرگاه آمد

    می*توان گفت که سال تولد او باید ۶۵۳ هجری بوده باشد.

    علاوه بر رباعیاتی که از وی باقی*مانده*است، برخی معتقدند مثنوی کنزالحقایق نیز از آنِ اوست. این مثنوی در سال ۷۰۳ سروده شده*است.

    پوریای ولی گفت که صیدم به کمند است از همت مولای علی بخت بلند است افتادگی اموز گر طالب فیضی هرگز نخورد اب زمینی که بلند است









    کورش کبیر:

    من برای متنفر بودن از کسی وقتی ندارم

    زیرا من گرفتار دوست داشتن کسانیم که دوستم دارند
  3. #3
    alireza56m
    کوچولو رسمی

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    April 2013
    محل سکونت
    جزیره ای در دریای قلب (F)
    نوشته ها
    2,064
    552
    359

    پیش فرض

    پوریای ولی و فرهنگ پهلوانی :



    – واژه پهلوان از واژگان اصیل پارسی و معادل است با : یل . گو . گرد . کندآور . شیراوژن . پیلتن . تهمتن . دلاور و از این قبیل که در واقع مظهر قدرت و دلیری به حساب می آیند . از جمله خصوصیات ظاهری پهلوان قدرت بدنی . عضلات قوی . جثه بزرگ . یال و کوپال . کتف وبازو . بر و بالا . چستی وچالاکی و چابکی است .



    فنون پهلوانی عبارت بوده از کشتی . سوارکاری و تیراندازی که طی قوانین خاصی در زورخانه و دشت و میادین نبرد می آموختند .



    مفهوم پهلوان در ایران باستان بسی پرمحتواتر از آن بوده که امروز هست . پهلوان بودن در قدرت بدنی خلاصه نمی شود . بلکه سجایای اخلاقی و صفات نیک انسانی نیز لازمه کار است . ویژگی های پهلوان در ابعاد اخلاقی . ایمانی . انسانی . عاطفی و احساسی نمود پیدا می کند .



    فاکتورهای اصلی پهلوانی عبارتند از . یکتاپرستی . منش آزادگی . مناعت طبع . اتکا به نفس . دفاع از نام و نشان و سیانت از عزت و آبرو و پرهیز از ننگ اسارت . انسان دوستی . فرزانگی . شجاعت . تواضع . وقار، متانت . وفا . ایثار، گذشت . حق شناسی، صمیمیت . بخشندگی و تواضع .

    بیان خلق و خوی پهلوانی چندان که باید آسان نیست . شاید بهتر آن باشد که از بلندای تاریخ به گذشته های دور دوران باستان برگردیم و این نام و نشان را در شرح داستانهای حماسی رستم دستان بجوئیم که اوآینه تمام نمای خصائل پهلوانی بوده است .



    و در این راه از شاهنامه کمک بگیریم . چرا که اسطوره های پهلوانی در فرهنگ ایرانی ، همانا پهلوانان شاهنامه هستند . و حکیم طوس در توصیف آئین پهلوانی سنگی تمام گذاشته . او قدرت بدنی پهلوان را اینگونه وصف می کند .



    تن پیل داری و چنگال شیر

    زمانی نباشی زپیکار سیر



    تن پیل و هوش دل موبدان

    بماناد برتو چنین جاودان



    تن پیل و چنگال شیران تراست

    چو پیروز گر باشی ایران تراست



    ببینی کز این یک تن پیلتن

    چه آید بر آن نامدار انجمن


    واما پوریای ولی


    پوریای ولی ، لقب پهلوان محمود خوارزمی متخلص به قتالی ، پهلوان و عارف و شاعر قرن هفتم و هشتم . وی در ورزش باستانی و زورخانه ای ایران از جایگاه مهمی برخوردار است . در ضبط لقبش اختلاف وجود دارد. برخی آن را پوربای ولی ضبط کرده اند و ازینرو احتمال می رود «بای » که در ترکی به معنای بزرگ است ، لقب او و «ولی » نام پدرش یا اشاره به مقام پیشوایی و قطبیت خود او باشد. احتمال دیگر این است که «ولی » نام و «بای » (بیک ) لقب پدر پهلوان محمود باشد و به همین سبب او را پورِ بای ولی خوانده باشند . لقب وی را «بوکیار» و «پکیار» نیز ضبط کرده اند که معنایی برای آن ذکر نشده است . مؤلف مجالس العشاق ، که نزدیکترین تذکره به زمان اوست ، لقبش را «پریار» دانسته است که احتمالاً حرف «ر» در پریار بر اثر کثرت استعمال حذف شده است . بعید به نظر نمی رسد که این نام از مصطلحات زمان بوده و شاید مرکب از «پری » و «یار» باشد، و به کسانی اطلاق می شده است که کاری خارق العاده انجام داده باشند.

    تاریخ ولادت و شرح حال او روشن نیست . برخی او را اهل اورگنج از شهرهای خوارزم یا بر اساس طوماری قدیمی متعلق به دورة صفوی ، از اهالی سلماس و خوی ذکر کرده اند . گفته شده است که در جوانی کشتی می گرفت و به کار پوستین دوزی و کلاه دوزی اشتغال داشت . در همان ایام به شهرهای مختلف آسیای میانه ، ایران و هندوستان سفر کرد و در همة آن شهرها به پهلوانی نامبردار شد دربارة تغییر احوال و توجه و التفات پوریای ولی به عرفان روایتهای گوناگونی وجود دارد. به روایتی ، پهلوانی هندی برای کشتی گرفتن با وی به خوارزم آمد و به روایتی دیگر، یکی از پادشاهان هندوستان او را برای کشتی با پهلوانی هندی دعوت کرد . پوریا مادر آن پهلوان را در حال استغاثه و زاری دید که از خدا پیروزی فرزندش را طلب می کرد. پوریا برای شاد کردن دل او تصمیم گرفت تا در آن کشتی پشت خود را به دست پهلوان هندی به زمین رساند. گویند که در پایان این کشتی حال کشفی به او دست داد و لقب «پریار» نیز در همین ماجرا به او داده شد .

    بر حسب برخی منابع ، وی دارای گرایشهای ملامتی بود و حتی گاه به خرابات می رفت و با خراباتیان سخنان تایبانه می گفت (زرین کوب ). جامی نیز وی را از معاشران و یاران محمد خلوتی بر شمرده است .

    وفات وی را در خیوَق (خیوه ) ذکر کرده اند. مزارش در ترکمنستان بر جای است (اعتمادالسلطنه ؛ نفیسی ، همانجاها) و مردم آن ناحیه به علت اعتقاد به شخصیت معنوی وی پس از مراسم ازدواج جهت تبرک به آرامگاهش می روند.

    افسانه های بسیاری دربارة او نقل شده است . در بوستان خیال * به کشف قارة امریکا اشاره شده و آمده است که پوریای ولی در آنجا ورزشگاهی تأسیس می کند و به آموزش فنون کشتی به جوانان می پردازد و پادشاه آن دیار را در دشواریها یاری می دهد . در همة این افسانه ها و داستانهای عامیانه ، دربارة شجاعت ، تسلط او به فنون کشتی و تواناییهای روحی و جسمی وی سخن رفته است . پوریای ولی در میان ورزشکاران ایران اسوة جوانمردی و از خودگذشتگی است و در زورخانه ها هنگام انجام دادن کارهای دشوار، مانند سنگ گرفتن ، نام او را بر زبان می آورند. در ابتدای هر کشتی نیز اشعاری خوانده می شود که منسوب به اوست . همچنین بوسیدن خاک گود کشتی اشاره ای به قدم بوسی پوریای ولی است .

    در یک طومار قدیمی دوازده اصل ، به عنوان اصلهای اساسی پهلوانی و جوانمردی ، آمده که از آنها به عنوان اصول پوریای ولی یاد شده است . از جملة این اصول احترام به پیش کسوت (کهنه سوار)، دروغ نگفتن ، دشنام ندادن ، ترک نماز نکردن و محبت به مردم است . در زمینة فنون کشتی نیز سی صد و شصت فن را به او نسبت داده اند .

    این اثررا به پوریای ولی نسبت داده اند: مثنوی کنزالحقایق در بحر هَزَج که در فهرست برخی کتابخانه ها به اشتباه آن را از عطارِ نیشابوری یا شیخ محمود شبستری دانسته اند این کتاب مشتمل بر پنج مقاله و هزاروسی صد بیت است که در آخر کتاب آن را به عطار نسبت داده اند، اما به نام «محمود» در اشعار تصریح شده است . در ابتدای کتاب پس از حمد و درود بر پیامبر صلّی اللّه علیه و آله وسلّم ، خلفای چهارگانه مدح شده اند. کتاب دارای مطالبی عرفانی و اخلاقی دربارة ایمان ، شهادت ، طهارت ، نماز، روزه ، زکات ، حج ، جهاد با نفس ، عشق ، مراد از مهدی موعود و صفات آن حضرت ، میزان و قیامت است که در ضمن حکایاتی آمده است. کنزالحقایق در در تهران به چاپ رسیده است .

    مجموعة رباعیات پوریای ولی که نسخة خطی آن در مؤسسة خاورشناسی فرهنگستان علوم ازبکستان موجود است ( دایرة المعارف ادبیات و هنر تاجیک )و تعداد واقعی رباعیات او روشن نیست . وی در این رباعیات مردم را به پاک نهادی ، عدل و انصاف ، وفاداری ، شادی ، طلب دانش و سربلندی فرا می خواند و گاه اوضاع زمانه و مردم ریاکار و جاهل و اسیر خرافات را مذمت می کند.
    عشق من فائزه جون..اگه نمیاد اینجا بخاطر منه.
  4. #4
    cracking
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    May 2010
    محل سکونت
    زیر این سقف کبود زیر این سلطه سنگین سکوت
    نوشته ها
    1,689
    1,007
    1,897

    پیش فرض

    آرامگاه


    به روایتی مقبرهٔ او در شهر خوی، استان آذرباجان غربی می*باشد. آرامگاه دیگری نیز منسوب به وی در شهر خیوه وجود دارد. این مقبره خود یک مجموعهٔ فرهنگی - تاریخی است و در فاصلهٔ قرن*های هشتم تا چهاردهم هجری (۱۴ تا ۲۰ میلادی) برای بزرگداشت نام پهلوان محمود ساخته شده*است. چنانکه در آن نواحی رسم بر این است که پس از مراسم ازدواج برای تبرک به زیارت آرامگاه او می*روند. طبق منابع موثق، پهلوان محمود قتالی فرزند پهلوان پوریای ولی بوده و با عنوان محمود قتالی بن پوریای ولی از وی نام برده شده است. برخی از منابع متاخر کلمه«ابن» که به معنی«فرزند» است، حذف نموده و منابع معاصر نیز هر دو شخصیت را یکی فرض نموده و پهلوان محمود قتالی را مشهور به پوریای ولی ذکر کرده*اند. این اشتباه در دائرةالمعارف بزرگ اسلامی هم تکرار شده*است. اما باید توجه داشت که پهلوان محمود قتالی هر چند که عارف و پهلوان نامداری بوده و آثاری هم با یادگار گذاشته، ولی هرگز در شهرت و نام آوری به*ای پدرش پهلوان پوریای ولی نمی*رسید. پس می*توان گفت آرامگاه پهلوان محمود قتالی فرزند پوریای ولی است که در شهر خیوه در ۲۵ کیلومتری جنوب شهر اورنگ مرکز خوارزم ازبکستان می*باشد.

    شهرت پوریای ولی تنها به دلیل پهلوانی*هایش نیست بلکه مردم منطقه او را به داشتن ویژگی*های نیکوی اخلاقیِ معلم، مرشد، صوفی و مرد خدا می*شناسند. آرامگاه مشهور شده بنام او از پر رونق*ترین مکان*ها در منطقه*است که هر روز مردم کثیری از اطراف فرارود و به ویژه خوارزم برای زیارت و راز و نیاز با خدای خود به آنجا می*روند. گفتنی است که در ایشان قلعه امیران و صاحب منصبان زیادی مدفون*اند اما امروزه از هیچ یک از آنها نامی برده نمی*شود و تنها نام پهلوان محمود بن پوریای ولی و آرامگاهش همچنان زنده*است.
    البته مقبره*ای در شهر خوی وجود دارد که روی آن نام پوریای ولی نوشته شده*است. و مردم شهر خوی آن را «پیر ولی»می نامند. در مورد اینکه پهلوان پوریای ولی در خوی زندگی کرده و در همین شهر و در گورستان مشهور به«پیرولی» دفن شده*است



    به ۵ سند مهم تاریخی اشاره می*شود:

    ۱-در یک طومار قدیمی که در عهد صفویه و حدود ۴۰۰ سال قبل بر روی پوست آهو نوشته شده، صراحتاً آمده*است که پهلوان پوریای ولی از شهرستان خوی بود. متن کامل و تصویر این طومار در کتاب «ورزش باستانی ایران» نوشته دکتر پرویز ور جاوند آمده*است.

    ۲-در کتاب «مرآت الشرق» (که اخیراً از سوی کتابخانه آیت*الله مرعشی منتشر شده و شامل شرح حال ۶۸۴ تن از دانشمندان شیعه در قرن*های ۱۳و۱۴ هجری قمری می*باشد) زندگینامه پهلوان پوریای ولی و وجود مزارش در گورستان «پیرولی» خوی ذکر شده است.

    در این کتاب به سنگ قبر پوریای ولی هم اشاره شده و عین سنگ نوشته، قید شده*است. در این سنگ قبر اسامی ۷ تن از اجداد پوریای ولی ذکر شده بود. که بر اساس آن نام پدر پوریای ولی، محمود بود و پسر وی نیز محمود نام داشته*است. البته این رسم در بین مردم خوی و منطقه وجود داشته و هنوز هم ادامه دارد که افرادی برای زنده نگه داشتن نام پدرشان فرزند خود را به نام پدرشان نام گذاری می*کنند.

    بر اساس آن سنگ قبر، پوریای ولی سال ۸۲۰ هجری قمری، دار فانی را وداع گفته*است. صدراسلام محمّد امین امامی خویی در مورد مرقد ایشان در کتاب ""مرآة الشرق"" می*نویسد:»قبر امیر ولی (پوریای ولی)، مشهور به پیر ولی،... فردی مرتاض، عابد و پسندیده سیرت، بااخلاق خوب، بزرگ مقام بود. در زندگی وی بعضی کرامات به او نسبت می*دهند. شهرها و آبادی*های دور و بعید را قصد نموده، در شهر خوی مدفون است. بعد از دفن بر روی قبرش قبّه و بنائی ساخته و خانقاهی درست کردند. مردم بر مزارش برای قضای حاجات به خصوص شب*های جمعه جمع می*شوند. مقبرة آن بعد از گذشت زمان تخریب شده، لکن آثارش باقی*مانده و اهالی آن را زیارت می*کنند."«

    ۳- سند دیگر در این مورد داستانی است که در مورد پوریای ولی در بین مردم خوی از گذشته*های دور در باره قبر پوریای ولی سینه به سینه نقل شده*است و ما نمی*توانیم از داستان*های که مردم بصورت سینه به سینه نقل می*کنند. ، به سادگی بگذریم. به هر حال این داستان که در کتابهای تاریخی هم نقل شده، علت اسطوره شدن پوریای ولی را نشان می*دهد. این داستان در بین مردم خوی چنین معروف است که:

    جوانی از فقرای شهر خوی که از نعمت پدر محروم بود. عاشق دختر حاکم این شهر می*شود. او که تنها فرزند مادرش بود، از شدت عشق بیمار و بستری می*گردد. مداواهای پزشکان در علاج بیمار کارگر نمی*افتد چرا که بیماری عشق درمان جسمی ندارد.

    بالاخره پسر زبان می*گشاید واز عشقش به دختر حاکم می*گوید. مادر و نزدیکانش وی را نکوهش می*کنند. اما پسر بر عشق خویش پافشاری می*کند و مادر به ناچار به خواستگاری دختر حاکم می*رود. خبر به گوش دختر حاکم می*رسد و وی ازدواج خود با آن پسر یتیم را مشروط به پیروزی وی بر پهلوان نامدار خوی، پوریای ولی می*کند. از آنجا که عشق منطق دیگری دارد. پسر جوان با وجود اینکه می*داند، توان غلبه بر پوریای ولی را ندارد، برای مبارزه و کشتی گرفتن اعلام آمادگی می*کند. تاریخ مبارزه روز جمعه تعیین می*شود.

    در شب پنج شنبه در یکی از مساجد شهرخوی، مادر آن جوان حلوای نذری پخش می*کند که از قضا پوریای ولی هم آنجا حضور داشت. پهلوان از مادر می*پرسد: سبب نذرت چیست؟ و او جواب می*دهد: پسرم برای ازدواج با دختر حاکم باید با پوریای ولی کشتی بگیرد و من این حلوا نذر کرده*ام تا پسرم پیروز گردد.

    پوریا دچار تردید می*شود. تردید در مورد حفظ موقعیت خود به عنوان پهلوان شهر یا اجابت نذر یک مادر و حرکت در جهت رساندن یک جوان به آرزوی خود. او در این تردید تصمیمی شجاعانه می*گیرد که باعث اسطوره شدن پوریای ولی می*گردد. روز موعود فرا می*رسد. پوریا و جوان عاشق در میدان کشتی حاضر می*شوند. جمعیت انبوهی به تماشا ایستاده*اند. همه انتظار دارند. در چشم به هم زدنی، پهلوان نامدار شهرشان پیروز گردد. اما نتیجه چیز دیگری است. پهلوان خود را مغلوب جوان عاشق می*کند.

    خود پهلوان پوریای ولی در این مورد می*گوید: وقتی پشتم به خاک رسید و آن جوان بر سینه*ام نشست. ناگهان حجاب از دیدگانم به کنار رفت و آن معرفتی را که سالها در جستجویش بودم، در مقابل دیدگانم یافتم.

    مردم، جوان پیروز را بر دوش خود گرفتند و به سمت خانه حاکم حرکت کردند. پهلوان شهر مغلوب شد و در زیر دست و پای مردم نظاره گر شادی آن جوان و گریه*های شوق مادرش بود. دیگر هیچکس پوریا را به چشم پهلوان نمی*نگریست.

    سالها بدین منوال سپری شد و مردم زمانی متوجه قضیه شدند که پهلوان پوریا نقاب خاک بر سر کشیده یود. از آن زمان پوریا به پهلوان افسانه*ای و اسطوره*ای تبدیل شد.
    ده فرمان مشهور جوانمردی که از پوریا به یادگار مانده، جزو اصول ورزش باستانی کشور است و این ده فرمان سالها سرلوحه پهلوانان خوی بوده و هنوز هم سینه به سینه نقل می*گردد."
    ۴-امیر کمال الدّین حسین گازرگاهی در "مجالس العشّاق /۹۶«داستان پهلوان محمود پوریا را شروع کرده:»تکیه دار دارالصّفای اولی الأیدی والابصار(قسمتی از آیة ۴۵ سورة ص)«. در بررسی عناوین و القاب شهرهای ایران، به شهری غیر از خوی بر نمی*خوریم که لقب»»دارالصّفا«" داشته باشد.
    ۵-مرحوم پرتو بیضایی در کتاب «تاریخ کشتی ایران» از صفحة ۲۶ الی ۶۱ کتابش را به زندگی پهلوان پوریا اختصاص داده*است. وی به نقل طوماری به عرض ۱۷ سانتی متر و طول سه متر و نیم پرداخته، که از قرائن پیداست، انشاء کنندة آن از قصّه*خوانان چند سده پیش، به احتمال قوی عصر صفویّه می*باشد. مرحوم بیضائی این طومار را پس از تجسّس و تحقیقات فراوان از آقای زرکشان به دست آورده*است. در این کتاب ضمن نقل روایاتی از زندگی پوریای ولی در خوی به کشتی پهلوان با پهلوانی به نام «شیردل» از تبریز در مقام کهنه سواری، اشاره دارد، که در میدان «خوی سرماس"" اتفاق می*افتد. چند سطر پائین*تر می*نویسد: از طرف قبله ده دلیر پیدا شدند همه کلاه*های اشریکی(نام محلّی) بر سر و نمدهای پا زهری در بر و زیر تنبان*ها (لباس کشتی) بر کتف در برابر پهلوان ایستادند و پاهای خود را جفت کردند و سلام دادند. پهلوان پرسید که کیستید و از کجا آئید و به چه کار آمده*اید، در جواب گفتند که از جانب فارس آمده*ایم در خدمت شیخ روزبهان بودیم و ما به اشارت شیخ وارد اینجانب شده*ایم و شیخ ما را گفت شما را به خدمت پهلوان محمود پوریای ولی باید رفت و ما دوازده سال بود که در خدمت شیخ بودیم و شیخ ما را گفت شما به خوی سرماس(خوی سلماس) می*باید رفت و لباسی که در نظر است ما را پوشانید الحال به خدمت تو آمده*ایم که تا حیات باشد، باشد در خدمت تو باشیم. پهلوانانی که از جانب حاجی بکتاش از غرب آمده بودند، پهلوانانی که از جانب صبا (به جای مشرق به کار رفته) از مشهد مقدّس آمده بودند و... در خوی سرماس پیش پهلوان پوریا جمع می*شوند


    کورش کبیر:

    من برای متنفر بودن از کسی وقتی ندارم

    زیرا من گرفتار دوست داشتن کسانیم که دوستم دارند
  5. #5
    fatemeh...
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    January 2013
    محل سکونت
    اینجا
    نوشته ها
    6,620
    3,981
    3,346

    پیش فرض

    پوریای ولی ، لقب پهلوان محمود خوارزمی متخلص به قتالی ، پهلوان و عارف و شاعر قرن هفتم و هشتم . وی در ورزش باستانی و زورخانه ای ایران از جایگاه مهمی برخوردار است (هدایت ، ص 125؛ مدرس تبریزی ، ج 1، ص 311؛ نفیسی ، ج 2، ص 770). در ضبط لقبش اختلاف وجود دارد. برخی آن را پوربای ولی ضبط کرده اند و ازینرو احتمال می رود «بای » که در ترکی به معنای بزرگ است ، لقب او و «ولی » نام پدرش یا اشاره به مقام پیشوایی و قطبیت خود او باشد. احتمال دیگر این است که «ولی » نام و «بای » (بیک ) لقب پدر پهلوان محمود باشد و به همین سبب او را پورِ بای ولی خوانده باشند (نفیسی ، همانجا؛ پرتوبیضایی ، ص 112؛ اعتمادالسلطنه ، ج 2، ص 620). لقب وی را «بوکیار» و «پکیار» نیز ضبط کرده اند که معنایی برای آن ذکر نشده است (جامی ، ص 504، تعلیقات عابدی ، ص 882 ـ 883؛ پرتوبیضایی ، ص 114). مؤلف مجالس العشاق ، که نزدیکترین تذکره به زمان اوست ، لقبش را «پریار» دانسته است که احتمالاً حرف «ر» در پریار بر اثر کثرت استعمال حذف شده است . بعید به نظر نمی رسد که این نام از مصطلحات زمان بوده (پرتو بیضایی ، ص 112) و شاید مرکب از «پری » و «یار» باشد، و به کسانی اطلاق می شده است که کاری خارق العاده انجام داده باشند.

    تاریخ ولادت و شرح حال او روشن نیست . برخی او را اهل اورگنج از شهرهای خوارزم («قتالی : پهلوان محمودبن پوریای ولی »، ص 76؛ خلیل ، ج 3، ص 489) یا از مردم گنجه (مدرس تبریزی ، همانجا؛ آقابزرگ طهرانی ، ج 9، قسم 1، ص 159ـ160)، یا بر اساس طوماری قدیمی متعلق به دورة صفوی ، از اهالی سلماس و خوی ذکر کرده اند (پرتوبیضایی ، ص 351). گفته شده است که در جوانی کشتی می گرفت و به کار پوستین دوزی و کلاه دوزی اشتغال داشت . در همان ایام به شهرهای مختلف آسیای میانه ، ایران و هندوستان سفر کرد و در همة آن شهرها به پهلوانی نامبردار شد ( > دایرة المعارف ادبیات و هنر تاجیک < ، ج 2، ص 534؛ د.تاجیکی ، ج 5، ص 562). دربارة تغییر احوال و توجه و التفات پوریای ولی به عرفان روایتهای گوناگونی وجود

    دارد. به روایتی ، پهلوانی هندی برای کشتی گرفتن با وی به خوارزم آمد (پرتوبیضایی ، ص 113) و به روایتی دیگر، یکی از پادشاهان هندوستان او را برای کشتی با پهلوانی هندی دعوت کرد (خلیل ، همانجا). پوریا مادر آن پهلوان را در حال استغاثه و زاری دید که از خدا پیروزی فرزندش را طلب می کرد. پوریا برای شاد کردن دل او تصمیم گرفت تا در آن کشتی پشت خود را به دست پهلوان هندی به زمین رساند. گویند که در پایان این کشتی حال کشفی به او دست داد و لقب «پریار» نیز در همین ماجرا به او داده شد (خلیل ، همانجا؛ پرتوبیضایی ، ص 113ـ114).

    بر حسب برخی منابع ، وی دارای گرایشهای ملامتی بود و حتی گاه به خرابات می رفت و با خراباتیان سخنان تایبانه می گفت (زرین کوب ، ص 355؛ بدخشی ، ص 73). جامی نیز وی را از معاشران و یاران محمد خلوتی (متوفی 751) بر شمرده است (ص 504).

    وفات وی را همة منابع 722 و در خیوَق (خیوه ) ذکر کرده اند. مزارش در ترکمنستان بر جای است (اعتمادالسلطنه ؛ نفیسی ، همانجاها) و مردم آن ناحیه به علت اعتقاد به شخصیت معنوی وی پس از مراسم ازدواج جهت تبرک به آرامگاهش می روند.

    افسانه های بسیاری دربارة او نقل شده است . در بوستان خیال * ، تألیف 1155، به کشف قارة امریکا اشاره شده و آمده است که پوریای ولی در آنجا ورزشگاهی تأسیس می کند و به آموزش فنون کشتی به جوانان می پردازد و پادشاه آن دیار را در دشواریها یاری می دهد (محجوب ، ص 410ـ411). در همة این افسانه ها و داستانهای عامیانه ، دربارة شجاعت ، تسلط او به فنون کشتی و تواناییهای روحی و جسمی وی سخن رفته است . پوریای ولی در میان ورزشکاران ایران اسوة جوانمردی و از خودگذشتگی است و در زورخانه ها هنگام انجام دادن کارهای دشوار، مانند سنگ گرفتن ، نام او را بر زبان می آورند. در ابتدای هر کشتی نیز اشعاری خوانده می شود که منسوب به اوست . همچنین بوسیدن خاک گود کشتی اشاره ای به قدم بوسی پوریای ولی است (بهمنش ، ص 64؛ نفیسی ، همانجا؛ قزوینی ، ج 4، ص 89؛ پرتوبیضایی ، ص 31، 112).

    در یک طومار قدیمی دوازده اصل ، به عنوان اصلهای اساسی پهلوانی و جوانمردی ، آمده که از آنها به عنوان اصول پوریای ولی یاد شده است . از جملة این اصول احترام به پیش کسوت (کهنه سوار)، دروغ نگفتن ، دشنام ندادن ، ترک نماز نکردن و محبت به مردم است . در زمینة فنون کشتی نیز 360 فن را به او نسبت داده اند (پرتوبیضایی ، ص 361ـ362؛ عباسی ، ج 1، ص 42).

    این آثار را به پوریای ولی نسبت داده اند: مثنوی کنزالحقایق در بحر هَزَج که در فهرست برخی کتابخانه ها به اشتباه آن را از عطارِ نیشابوری یا شیخ محمود شبستری دانسته اند (منزوی ، ج 4، ص 3059ـ3060). این کتاب مشتمل بر پنج مقاله و 1300 بیت است که در آخر کتاب آن را به عطار نسبت داده اند، اما به نام «محمود» در اشعار تصریح شده است (ص 152). در ابتدای کتاب پس از حمد و درود بر پیامبر صلّی اللّه علیه و آله وسلّم ، خلفای چهارگانه مدح شده اند. کتاب دارای مطالبی عرفانی و اخلاقی دربارة ایمان ، شهادت ، طهارت ، نماز، روزه ، زکات ، حج ، جهاد با نفس ، عشق ، مراد از مهدی موعود و صفات آن حضرت ، میزان و قیامت است که در ضمن حکایاتی آمده است (گوپاموی ، ص 599). کنزالحقایق در 1352 در تهران به چاپ رسیده است (مشار، ج 4، ستون 4148ـ 4149؛ منزوی ، همانجا).

    مجموعة رباعیات پوریای ولی که نسخة خطی آن در مؤسسة خاورشناسی فرهنگستان علوم ازبکستان موجود است ( > دایرة المعارف ادبیات و هنر تاجیک < ، همانجا)، در 1341 ش / 1962 در تاشکند به چاپ رسیده است ( د. تاجیکی ، همانجا). تعداد واقعی رباعیات او روشن نیست . وی در این رباعیات مردم را به پاک نهادی ، عدل و انصاف ، وفاداری ، شادی ، طلب دانش و سربلندی فرا می خواند و گاه اوضاع زمانه و مردم ریاکار و جاهل و اسیر خرافات را مذمت می کند ( > دایرة المعارف ادبیات و هنر تاجیک < ؛ د. تاجیکی ، همانجاها).

    منابع : محمدمحسن آقابزرگ طهرانی ، الذریعة الی تصانیف الشیعة ، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی ، بیروت 1403/1983؛ محمدحسن بن علی اعتمادالسلطنه ، تاریخ منتظم ناصری ، چاپ محمد اسماعیل رضوانی ، تهران 1363ـ1367 ش ؛ نورالدین جعفر بدخشی ، خلاصة المناقب : در مناقب میرسیّدعلی همدانی ، چاپ سیّده اشرف ظفر، اسلام آباد 1374 ش ؛ عطاءالله بهمنش ، «پوریای ولی : مظهر جوانمردی و صفا»، کاوه ، سال 12، ش 5 و 6 (بهمن 1353)؛ حسین پرتو بیضایی ، تاریخ ورزش باستانی ایران ، زورخانه ، ] تهران [ 1337 ش ؛ پهلوان محمود پوریای ولی ، کنزالحقایق ، چاپ سنگی تهران
    1352
    بهـشت همینجـاس که زشـت ترین جاسـت :)
  6. #6
    T!NA

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    14,866
    6,108
    6,699

    پیش فرض


    کشتی ورزش کهن ایرانیانکشتی ورزش کهن ایرانیان )گردآوری : نادر تقی زاده (از زمانیکه یک دسته ازمردم هند واروپایی که خودشان را به اسم آریایعنی نجیب واصیل می خواندند دریک زمان نامعلوم جماعتی ازآنها به جنوب شرقی رفتند وبه سرزمین هند واردشدند.دسته دیگرشان به جنوب غربی آمدند ودرسرزمین های تصرفی خود ملتی را به نام ایران که ازیک دسته ازمردم هند واروپائی مشتق می شدند پایه گذاری نمودند ایرانیان برای حفظ حدود متصرفات خودکه مدام مورد هجوم بومیان واقوام مختلف قرارداشتند ناگریز به دفاع بودند لذا موقعیت چنین اقتضا می کرد که احاد مردم ایران بخصوص نوجوانان وجوانان ازنظرجسمانی ونیرومندی وچابکی می بایستی به تمرینات ورزشهایی مانند کشتی، سوارکاری، تیراندازی، کمنداندازی، شنا ودویدن می پرداختند تا ازآمادگی های لازم برای جنگ وستیز وجدال با متجاوزان برخوردارباشند.دراین تعلیمات ازآنجائیکه کشتی رشته ای بودکه درآن تمام اعضای بدنیک ورزشکار تقویت می گردد وفرد از توانمندی کامل بهره مند می شود لذا درتعلیم آن سعی و دقت بشزایی بعمل می آمد وازجایگاه والائی برخورداربود.کشتی برگرفته ازکلمه کستی بضم اول بروزن سستی است چون درفارسی سین بی نقطه وشین نقطه دار بهم تبدیل می شوند وآن اینکه دو کس بدون به کاربردن آلات و اسباب برهم چسبند و خواهندیکدیگر را بر زمین زنند.هرچند ما سند و نوشته ومدرکی که طرز تعلیم و یاد دادن فنون کشتی را دردوره قبل ازماد دردسترس نداریم ولی می توان ازچگونگی تعلیم و تربیت کشتی گیران را درعهد باستان به شاهنامه فردوسی شاعر حماسه سرای ایرانی که درنیمه دوم قرن چهارم هجری قمری به نظم درآمده استناد کرد ودرآن ازکشتی های رستم وسهراب، رستم واسفندیار که طرز مغلوب کردنحریفان خودرا شرح می دهد تا حدودی کشتی گرفتن را درعهد قدیم درک کرد.به کشتی گرفتن نهادندسر گرفتند هردو دوال کمرهمچنین سعدی درکتاب گلستان خویش که درقرن هفتم هجری قمری تألیف گردیده درباب سیرت پادشاهان میفرماید استادی در صنعت کشتی گرفتن سرآمد بود وسیصد وشصت بند فاخر بدانستی و هر روز بنوعی ازآن کشتی گرفتی الا آخر.کشتی ورزش کهن ایرانیاناین توجه ودیدگاه به ورزش درآن زمان وتلاش و تداوم دراجرای این عملیات و تمرینات نشان دهنده آن است که ورزش درابتدا درسرزمین ما وجود داشته وبا زندگی ایرانیان درآمیخته بوده بعدها نیزبا اعتقادات مذهبی مردم عجین گشتهکه داستان پوریای ولی ) پهلوان محمود خوارزمی( حکایت پهلوان والائی را شرح می دهد که درتمام دوران خود با یاد و نام خدا وبا قدرت و توانایی نشأت گرفته ازایمان به پروردگار یکتا همواره درخدمت مظلومان و محرومان جامعه بوده یا جهان پهلوان غلامرضاتختی مردی آزاده ازنسل جدید وفرزند اصیل ولایق این آب وخاک که مردم به او عشق می ورزیدند.جوانان ورزشکار ما باید ازسرگذشت چنین پهلوانان خود بیاموزند که منش پهلوانی راهمواره حفظ کنند. ضمن تقویت اندام خود به تزکیه نفس بپردازند وهمیشه سعی کنند برنفس اماره غلبه کرده درخدمت مردم ومظلومان باشند.درمسابقات کشتی پهلوانی تا اواخر دوره قاجاریه وزن افراد ملاک عمل نبود وهرپهلوانی می توانست از روی هیکل ونیروی بدنی خودهماورد خویش را بشناسدوبا او به مبارزه بپردازد.چون اکثر پهلوانان به صفات آیین جوانمردی و فتوت وگذشت و اغماض ومهربانی و حسن سلوک وبه اخلاق نیکو وپسندیده آراسته بودند لذا همواره مورد اعتماد و وثوق مردم قرارداشتند و از احترام فوق العاده برخوردار بودند. این جایگاه پهلوانی به مرتبه ای رسید چنانچه پهلوانی درجشن عید نوروز درحضور بزرگان مملکتی و مردم برهمه حریفان خود غلبه می کرد بازوبند پهلوانی که ازیک عقیق بیضی شکل در وسط و دو عقیق دایره شکل درطرفین آن درقالب مخصوص ساخته میشد که روی عقیق وسط جمله » نصرمن الله و فتح قریب« در عقیق سمت راست یا علی ودرطرف چپ ادرکنی حکاکی شده و بر روی بندچرمی متصل می کردند وآن را بربازوی پهلوان می بستند که این بازوبند برای هرپهلوانی مزایای معنوی و مادی بسیاری دربرداشت.سال ۱۳۱۹ ) تهران (دوّمین دوره مسابقات قهرمانی کشتی آزادکشور دربیست و هفتم مهرماه در هفت وزن بمدت شش روز در ورزشگاه امجدیه )شهید شیرودی( برگزارگردید.این دوره مسابقات نسبت به دوره اوّل ازنظم و ترتیب بهتری برخوردار بود.کلیه قهرمانان موظف شدند بنام استان خود درمسابقات شرکت نمایند.ضمن آنکه دراین سال مسابقات کشتی پهلوانی به تعطیلی کشیده شده بود لذا هم تعداد کشتی گیران بیشتر و هم رقابت ها جدی تر گردید.عده زیادی ازمردم بخصوص جوانان برای تماشای این مسابقات به ورزشگاهکشیده شدند.نام آوران کشتی اوج گرفتند و افتخارپوشیدن تیم ملی منوط به کسب مقام درمسابقات قهرمانی کشورموکول گردید.دراین سال در وزن ششم شادروانان حاج مصطفی طوسی از تهران و حاج یدالله محبی ازکرمانشاه کشتی نهایی رابرگزارنمودند.مبارزه این دو تن درپانزده دقیقه قانونی به تساوی انجامید.به روایتی انتخابنفراول به وزن کشی موکول گردید که چون وزن حاج مصطفی طوسی سبکتر بود به مقام اول رسید.به روایتی دیگر هرمسابقه پانزده دقیقه ای به چهاروقت جداگانه تقسیم می گردد درصورتیکه هرتایم به تساوی کشیده می شد داوران به فردیکه درآن تایم فعالیت و تحرک کمتری داشته امتیازمنفی یک می دادند گویند که دراین مسابقه مرحوم طوسی یک امتیازمنفی و مرحوم محبی سه امتیاز منفی کسب می نمایند.البته با توجه به مقررات کشتی مصوب سال ۱۳۱۸ باید همان امتیاز منفی یک وسه صحیح باشد وزن کشی زمانی انجام می گرفت که امتیازمنفی مقامهای دوم وسوم با هم مساوی باشند.به هرجهت نتایج بشرح ذیل اعلام گردید.۱ـ شادروان حاج مصطفی طوسی از تهران اول۲ـ شادروان حاج یداله خان محبی از کرمانشاه دومبنابراین اوّلین مدال آورمسابقات کشتی دو بندة برای استان کرمانشاه روانشاد حاج یداله محبی معروف به یدی پهلوان بودهاین دلاور وکردکرمانشاهی والد گرامی آقایان محمدحسین محبی و محمدحسن محبی که خود ازقهرمانان بنام کشور و جهان هستندمی باشد.سال ۱۳۲۴ ) تهران (شمین دوره مسابقات قهرمانی کشتی آزاد کشور درهفت وزن به مدت سه روز درتهران برگزارگردید ونتایج به شرح ذیل اعلام گردید.۱ـ دروزن پنجم مرحوم احمد پندده معروف به پهلوان احمدشهرکن ازکرمانشاه مقام سوم۲ـ در وزن هفتم مرحوم حاج یداله محبی معروف به یدی پهلوان ازکرمانشاه مقام دوم۳ـ دروزن هفتم مرحوم محمد اسماعیلی معروف به محمدآقا کندوله ای ازکرمانشاه مقام سومدر وزن هفتم کرمانشاه دوشرکت کننده داشتهدرجمع امتیازات تیم کرمانشاه برای اولین بار مقام سومی تیمی کشور راکسب نمود.سال ۱۳۲۹ ) تهران (یازدهمین دوره مسابقات قهرمانی کشتی آزاد کشور از روز جمعه هفتم مهرماه آغاز و روزچهارشنبه ۱۲ مهرماه خاتمه یافت این دوره مسابقات درهشت وزن برگزارگرذیذ.دروزن چهارم فینال مسابقه بین مرحوم مهندس توفیق جهانبخت و سرهنگ دکترمحمدآهنچی انجام گرفت که یکی از کشتی های پرافت وخیز وهیجانانگیز این دوره مسابقات بود و تماشاچیان زیادی را به ورزشگاه کشانده بود.درخاتمه نتیجه ذیل حاصل گردید.۱ـ مرحوم مهندس توفیق جهانبخت ازتهران مقام اول۲ـ سرهنگ دکتر محمدآهنچی ازکرمانشاه مقام دومسال ۱۳۴۱ ) تهران (بیست وسومین دوره مسابقات قهرمانی کشتی آزادکشوردرتیرماه درتهران برگزار شد. اعضای تیم ملی پس ازپیروزی درمسابقات جهانی تولید و آمریکا به استراحت پرداخته ودرقهرمانی کشورشرکت نداشتند این دوره مسابقات نیز درهشت وزن برگزارگردید ونتایج ذیل حاصل گردید.۱ـ دروزن اول آقای صادق ایمانی ازکرمانشاه مقام دوم۲ـ دروزن چهارم زنده یاد سهیل سهیلی ازکرمانشاه مقام سوم۱ـ تاریخ نویسی کشتی ایران تألیف آقای قبادقربان زاده۲ـ سالنامه های سالهای ۸۳ و ۱۳۸۲ فدراسیون کشتیسال ۱۳۴۳ ) تهران (بیست وپنجمین دوره مسابقات قهرمانی کشتی آزادکشور دربیست وچهارم تیرماه درهشت وزن درتهران برگزار گردید دراین دوره یازده استان وچهارفرماهنداری کل شرکت داشتند ازحوادث مهم این دوره ضعف داوریها بود چنانچه کشتی بین سیف پور ازتهران و شهسواری ازتبریز با اعتراض شدیدآذریها مواجه شد همچنین مسابقه بین گلزار ازاصفهان و رضائی ازخوزستان مربی اصفهان به نحوه قضاوت اعتراض داشت وبرنده شدن رضائی را قبول نداشت.دراین مسابقات کرمانشاه فقط یک مدال آورداشت.۱ـ در وزن ششم شادروان سهیل سهیلی ازکرمانشاه مقام سوم راغکسب نمود.درنتیجه تهران با ۳۸ امتیاز و خوزستان با ۱۹ امتیاز اول و دوم شدند ومازندرانبا ۱۹ امتیاز سوم شد.سال ۱۳۴۴ تهرانبیست وشمین دوره مسابقات قهرمانی کشتی آزاد کشور با حضوریکصدو نهقهرمان درهشت وزن ازسوم شهریور ماه درتهران آغازگردید دراین دوره قهرمانان تیم ملی حضورنداشتند.۱ـ در وزن دوم آقای احمدکوه دره ای مقام سوم.۲ـ دروزن سوم آقای علی اصغر خوشخو) معروف به خان داش ( مقام سومدرجمع امتیازات تیم کرمانشاه با ۱۴ امتیاز مقام پنجم کشور را حائز گردید.سال ۱۳۴۶ کرمانشاه]۱[بیست وهشتمین دوره مسابقات کشتی آزاد قهرمانی کشوربرای اولین بار در نیمه دوم مردادماه آغازگردید متأسفانه دراین دوره تیم های صاحب نام اصفهان وفارس درمسابقات شرکت نداشتند و مدال آورکرمانشاهی یک نفربود.۱ـ دروزن ششم مرحوم سهیل، سهیلی مقام دوم را کسب نمود.سال ۱۳۴۷ ساری]۲[بیست و نهمین دوره مسابقات کشتی آزاد کشور با شرکت یکصد وسه کشتی گیر درهشت وزن بعدازظهر بیست وپنجم خرداد ماه درسالن ورزشی شهرستان ساری آغاز و ازحوادث قابل ذکر دراین مسابقات حضور مجید عقیلی تنها قهرمان مازندرانی که دور از تیم خود جزو تیم تهران شرکت کردهبود با انتقادشدید تماشاگران مواجه شد وهروقت روی تشک آمد با اعتراض شدید همشهریان خود مواجه گردید .۱ـ در وزن دوم آقای احمد کوه دره ای با کسب مقام سوم تنها مدال آورکرمانشاهی بود.سال ۱۳۵۰ ) اصفهان (سی ودوّمین دوره مسابقات قهرمانی کشور در بیست وسوم تیرماه دراصفهان گشایش یافت. ازرویدهای مهم این سال قاهنون تأسیس سازمان تربیت بدنی بود که در دوم تیرماه هزاروسیصد وپنجاه به تصویب مجلس سنا و شورای ملی رسید و رئیس سازمان تربیت بدنی به سمت معاونت نخست وزیر منصوب شد و از اول مهرماه شوراهای ورزشی استانها منحل و ادارات کل تربیت بدنی جایگزین این شوراها گردید و فدراسیونها و هیئت های ورزشی شهرستانها از اقتدار و انجام بهتری برخوردارگردیدند.مسابقات در مدت سه روز در ده وزن برگزارگردید و نتایج بشرح ذیل اعلام گردید.۱ـ دروزن چهارم آقای محمود خاوران از کرمانشاه مقام اوّل۲ـ در وزن پنجم آقای محمد هیچی از کرمانشاه مقام سوم۳ـ در وزن نهم مرحوم سهیل سهیلی ازکرمانشاه مقام اول۴ـ در وزن دهم مرحوم مرتضی علیزاده ازکرمانشاه مقام سومدراین مسابقات تیم کرمانشاه با ۵/۲۶ امتیاز مقام سوم کشور را کسب نمود.و تیم تهران با ۵/۴۸ استان مرکزی با ۵/۲۹ امتیاز مقامهای اول و دوم را حائز شدند.سال ۱۳۵۱ ) تهران (]۳[سی وسومین دوره مسابقات قهرمانی کشتی آزاد کشور از پانزدهم تیرماه بمدت سه روز در ده وزن درتهران برگزار گردید دراین دوره یکصدو شصت وپنج تن کشتی گیر شرکت داشتند.از رویدادهای مهم این دوره شرکت آقای بیژن زرافشانی که سال گذشته مقامششم کشوری را کسب نموده بود دراین سال با یک جهش سریع و توانمند با گرفتن کشتی های زیبا چنان چهره موفقی را به نمایش گذاشتکه درتمام مسابقات خود ازطرف کلیه تماشاچیان شدیداً مورد تشویق قرارمی رفت. بطوریک۹ه دست اندرکاران و صاحب نظران کشتی را بسوی خود جلب نموده۹ بود درخاتمه نتایج ذیل حاصل گردید.۱ـ در وزن دوم آقای ارسلان ارجون ازکرمانشاه مقام سوم۲ـ دروزن چهارم آقای احمد کوه دره ای ازکرمانشاه مقام سوم۳ـ در وزن ششم آقای بیژن زرافشانی ازکرمانشاه مقام اولسال ۱۳۵۲ بابلسی وچهارمین دوره مسابقات با شرکت یکصدو هشتادوهشت کشتی گیر در ده وزن در سالن ورزشی بابل آغاز و روز جمعه چهاردهم اردیبهشت ماه پایانیافت.۱ـ در وزن دوم ارسلان ارجون ازکرمانشاه مقام سوم۲ـ دروزن چهارم آقای احمد کوه دره ای ازکرمانشاه مقام دوم۳ـ در وزن دهم مرحوم مرتضی علیزاده ازکرمانشاه مقام سومدراین دوره مسابقات برای تشویق سایراستانها امتیازات دو تیم تهران و مرکزی محسوب نگردید. درنتیجه تیم مازندران با ۲۳ امتیاز اول و تیم کرمانشاه با کسب ۲۱ امتیاز دوم شناخته شدند .سال ۱۳۵۳ کرمانشاهسی وپنجمین دوره مسابقات قهرمانی کشتی آزاد کشوربا شرکت ۱۱۹ کشتی گیر در ده وزن از ۵ اردیبهشت ماه درکرمانشاه آغاز شد استقبال مردم کشتی دوست بحدی زیاد بود که سالن کوچک تختی جوابگوی آن نبود متأسفانه در سه روز مسابقات عده زیادی در پشت دربهای بسته ماندند و سرانجام نتایج ذیل برای کشتی گیران کرمانشاهی بدست آمد.۱ـ دروزن سوم مرحوم لطف اله نسب ازکرمانشاه مقام دوم۲ـ دروزن پنجم آقای محمد هیچی ازکرمانشاه مقام اول۳ـ دروزن هفتم آقای بیژن زرافشانی ازکرمانشاه مقام اول۴ـ دروزن دهم مرحوم مرتضی علیزاده ازکرمانشاه مقام اولدرنتیجه تیم تهران مقام اول و تیم کرمانشاه با کسب ۳۰ امتیاز وبرتری مدال مقام دوم کشور را کسب نمود.سال ۱۳۵۴ همدانسی وشمین دوره مسابقات قهرمانی کشتی آزاد کشور سوم تیرماه درسالن نوساز همدان آغاز شد از آنجائیکه برای اولین بار بود مسابقات قهرمانی درهمدان برگزار میگردید مردم چنان استقبالی ازاین مسابقات بعمل آوردند که سالن دوهزارنفری جوابگوی این همه شورواشتیاق نبود. ضمن آنکه تیم جوانان ایالت اوهایو آمریکا دراین مسابقات حضورداشت درنهایت نتایج زیر حاصل گردید.۱ـ دروزن چهارم آقای اسفندیار زرافشانی ازکرمانشاه مقام سوم۲ـ در وزن هفتم آقای بیژن زرافشانی ازکرمانشاه مقام اول۳ـ در وزن هشتم آقای علیرضا جواهری ازکرمانشاه مقام دومدرنتیجه کرمانشاه با کسب ۲۴ امتیاز مقام سوم کشور را حائزگردید.تیم تهران با ۳۲ و استان مرکزی با ۲۵ امتیاز مقامهای اول و دوم را کسب نمودند.سال ۱۳۵۶ تهرانسی وهشتمین دوره مسابقات قهرمانی کشتی آزادکشور روز پنجشنبه دهم شهریور ماه با شرکت یکصدوشصت وهفت نفر در تالار تنیس مجموعه ورزشی آزادی افتتاح گردید. تیم های اصفهان و ارومیه دراین مسابقات حضور نداشتند ولی ازآنجائیکه مسابقات جهانی لوزان در سوئیس نزدیک بود فدراسیون کشتی اعلام نموده بودکه مسابقه قهرمانی کشور به منزله انتخاب نفراتع تیم ملی خواهدبود. لذا کیفیت این مسابقات بسیاربالا بود درخاتمه نفرات کرمانشاه مقامهای ذیل را کسب نمودند.۱ـ وزن چهارم آقای اسفندیار زرافشانی ازکرمانشاه مقام سوم۲ـ در وزن ششم آقای محمدحسین محبی ازکرمانشاه مقام اول۳ـ در وزن هفتم آقای بیژن زرافشانی ازکرمانشاه مقام اول۴ـ در وزن هشتم آقای ابوالقاسم نقی زاده ازکرمانشاه مقام دومدراین مسابقات دلاوران کرمانشاهی با کسب سی وسه امتیاز به نیابت قهرمانی دست یافتند. ومسابقات در ده وزن انجام گرفت.سال ۱۳۵۷ ساریسی ونهمین دوره مسابقات قهرمانی کشتی آزاد کشور در چهاردهم تیرماه باشرکت یکصد وهشتاد کشتی گیر در شهرستان ساری افتتاح گردید پس از سه روز مبارزه و انجام سیصد وپانزده کشتی نتایج زیر حاصل شد این دوره مسابقات نیز در ده وزن برگزارگردید.۱ـ در وزن پنجم آقای علیرضا گرشابی ازکرمانشاه مقام سوم۲ـ دروزن ششم آقای محمدحسین محبی ازکرمانشاه مقام دوم۳ـ در وزن هفتم آقای علیرضا جواهری ازکرمانشاه مقام اول۴ـ در وزن هشتم آقای محمدحسن محبی ازکرمانشاه مقام اولنتیجه تیمی تهران به مقام اول رسید دلاوران خراسانی با بیست وهشت امتیاز دوم و شیرمردان کرمانشاهی با بیست وهفت امتیازمقام سوم را کسب نمودند .سال ۱۳۵۸ تهرانچهلمین دوره مسابقات قهرمانی کشتی آزاد کشور روز بیست وسوم شهریورماه در تالار مرحوم منوچهر مهرانی در امجدیه تهران آغاز شد دلاوران مازندرانی و کرمانشاهی با تمام نیرو وارد میدان مسابقات شده بودند و رقابت تماشایی آنها برگرمی مسابقات افزوده بود درپایان این نتایج بدستآمد۱ـ وزن پنجم آقای مظفر خسروی ازکرمانشاه مقام سوم۲ـ وزن ششم آقای محمدحسین محبی ازکرمانشاه مقام اول۳ـ وزن هفتم آقای علیرضا جواهری ازکرمانشاه مقام اول۴ـ وزن هشتم آقای محمدحسن محبی ازکرمانشاه مقام اول۵ـ وزن نهم آقای بیژن زرافشانی ازکرمانشاه مقام اولدراین مسابقات تیم مازندران مقام اول و تیم کرمانشاه با سی و سه امتیاز به نیابت قهرمانی رسید . مسابقه در ده وزن انجام گرفت.سال ۱۳۵۹ بروجردچهل ویکمین دوره مسابقات قهرمانی کشتی آزاد کشور از روز چهارشنبه نوزدهم شهریورماه باشرکت یکصدوهشتادونه کشتی گیر درسالن سرپوشیده بروجرد گشایش یافت.ازوقایع مهمی که برای تیم کرمانشاه وجودآمد آقایان اسفندیار زرافشانی و علیرضا جواهری با اولین شکست ازمسابقات کناررفتند مسابقات در ده وزن انجام گرفت وکشتی گیران کرمانشاه مقامهای ذیل راکسب نمودند.۱ـ وزن اول اردشیر ایوانی ازکرمانشاه مقام اول۲ـ وزن چهارم یزدان فرزائی ازکرمانشاه مقام سوم۳ـ وزن ششم محمدحسین محبی ازکرمانشاه مقام اول۴ـ وزن هشتم محمدحسن محبی ازکرمانشاه مقام اول۵ـ وزن نهم جلال مشعشعی ازکرمانشاه مقام دومدراین مسابقات هردو تیم تهران و مازندران با سی وسه امتیازکسب نمودند که به مقام اول رسیدند وتیم کرمانشاه با بیست وهشت امتیاز مقام دوم را کسب نمود.سال ۱۳۶۰ یزدچهل ودومین دوره مسابقات قهرمانی کشتی آزادکشور دربیست ویکم مردادماه با حضور دویست و دو کشتی گیر درشهرستان یزد آغازگردید ازآنجائیکه اعلام شده بود مسابقات قهرمانی کشوربه منزله انتخابی تیم ملی جهت اعزام به یوگسلاوی خواهدبود لذا تمام نام آوران کشتی کشور دراین مسابقات شرکت کرده بودند که پس ازسه روز نتایج ذیل حاصل گردید.۱ـ وزن سوم آقای رضا بلوردی ازکرمانشاه مقام دوم۲ـ وزن ششم آقای محمدحسین محبی ازکرمانشاه مقام اول۳ـ وزن هفتم آقای علی جواهری ازکرمانشاه مقام دوم۴ـ وزن هشتم آقای محمدحسن محبی ازکرمانشاه مقام اولنتیجه تیمی: مازندران با چهل امتیاز اول ـ تهران با سی وپنج امتیاز دوم ـ تیم کرمانشاه با کسب بیست وچهارامتیاز مقام سوم را کسب نمودند.این دوره مسابقات هم در ده وزن انجام گرفت.سال ۱۳۶۱ تهرانچهل وسومین دوره مسابقات کشتی آزادکشور درنیمه اول اردیبهشت ماه با رویدادهای متعددی با شرکت دویست وهفتاد ودو کشتی گیر درتهران آغازگردید.فدراسیون طی بخشنامه اعلام نموده بود این مسابقات جنبه مسابقات انتخابی خواهد داشت لذا حضور تمام قهرمانان دراین مسابقه برای انتخاب تیم ملی جهت اعزام به مسابقات جهانی کانادا و آسیائی دهلی الزامی است ودیگر مسابقات انتخابی نخواهیم داشت.ولی چهره های صاحب نامی چون محمدحسین محبی ، محمدحسن محبی ، علی جواهری، سوخته سرائی، عفت دار، کاظم غلامی، غایب بودند و عدم حضور گروهی دیگر از ملی پوشان برکیفیت مسابقات تاثیرمنفی بسیاری گذاشته بود و رقابت های همیشگی مشاهده نمی شد.لذا با توجه به تراکم مسابقات ظاهراً مسابقات انتخابی به نام مسابقات قهرمانی کشور تلقی شدولی ازآنجائیکه تهران با سه تیم و مازندران و کرمانشاه هرکدام با دو تیم درمسابقات حضور داشتند و اکثر کشتی گیران صاحب نام نیز شرکت نداشتند بنابراین رده بندی تیمی انجام نگرفت ومسابقات انتخابی تیم ملی نیزبه بعد موکول گردید. نتایج بدست آمده بشرح ذیل اعلام شد.۱ـ وزن سوم آقای رضا بلوردی ازکرمانشاه مقام اول۲ـ وزن پنجم آقای الله مراد زرینی ازکرمانشاه مقام دوم۳ـ وزن ششم آقای رسول داودنوری ازکرمانشاه مقام دوم۴ـ وزن هشتم آقای جلال مشعشعی ازکرمانشاه مقام اولچون دراین مسابقات تهران با ۳ تیم و مازندران و کرمانشاه با دو تیم درمسابقات شرکت داشتند لذا امتیاز تیمی برای رده بندی انجام نگرفت.سال ۱۳۶۲ تهرانچهل وچهارمین دوره مسابقات قهرمانی کشتی آزاد سیزدهم دیماه با شرکت دویست وسی ونه کشتی گیر درتهران برگزار گردید این مسابقات در سالن دوازده هزارنفری ورزشگاه آزادی به عنوان بزرگداشت جهان پهلوان تختی نامگذاری گردید این رقابت ها چهار روز بطول انجامید.ونتایج ذیل را کرمانشاهیان کسب نمودند مسابقه در ده وزن انجام گرفت.۱ـ وزن چهارم آقای کامران کرمیان ازکرمانشاه مقام سوم۲ـ وزن هفتم آقای محمد حسین محبی ازکرمانشاه مقام اول۳ـ وزن هشتم آقای محمدحسن محبی ازکرمانشاه مقام اول۴ـ وزن نهم آقای جلال مشعشعی ازکرمانشاه مقام اولدراین مسابقات امتیاز تهران بحساب نیامد درنتیجه تیم مازندران با سی ویک امتیاز اول و دلاوران کرمانشاهی با بیست وشش امتیاز مقام دوم کشور راکسب نمودند .سال ۱۳۶۳ سنندجچهل وپنجمین دوره مسابقات قهرمانی کشتی آزاد کشور هفدهم مرداد ماه درسالن آزادی شهرستان سنندج افتتاح گردید رقابت اصلی بین سه تیم تهران ـ مازندران و کرمانشاه برحساسیت وزیبایی رقابتها افزوده بود که پس ازچهار روز رقابت نتایج بدست آمده تعوسط شیرمردان کرمانشاهی به شرح ذیل اعلام گردید.۱ـ وزن دوم آقای شهریار ایمانی از کرمانشاه مقام دوم۲ـ وزن پنجم آقای فرامرز چقامیرزایی از کرمانشاه مقام اول۳ـ وزن ششم آقای الله مراد زرینی از کرمانشاه مقام دوم۴ـ وزن هفتم آقای محمدحسین محبی از کرمانشاه مقام اول۵ـ وزن هشتم آقای محمدحسن محبی از کرمانشاه مقام اول۶ـ وزن نهم آقای جلال مشعشعی از کرمانشاه مقام اول۷ـ وزن دهم آقای ابوالقاسم نقی زاده از کرمانشاه مقام دومدرنتیجه تیم کرمانشاه با کسب چهارمدال طلا وسه مدال نقره برای اولین بار به مقام اولی کشور رسید و تیمهای مازندران و تهران دوم وسوم شدند.سال ۱۳۶۴ تهرانچهل وششمین دوره مسابقات قهرمانی کشتی آزاد کشور روز شانزدهم مردادماه باشرکت دویست و دوازده کشتی گیر درتهران افتتاح گردید و تهران بعنوان میزبان با دو تیم درمسابقات شرکت داشت .بازهم رقابت بین سه استان تهران، مازندران و کرمانشاه کماکان حرف اول را میزدند این مسابقات سه روز بطول انجامید و نتایج کسب شده توسط کشتی گیران کرمانشاه به شرح ذیل اعلام گردید و مسابقات در ده وزن انجام گرفت .۱ـ وزن ششم آقای الله مراد زرینی از کرمانشاه مقام اول۲ـ وزن هفتم آقای محمدحسین محبی از کرمانشاه مقام اول۳ـ وزن هشتم آقای محمدحسن محبی از کرمانشاه مقام اولدرنتایج تیمی مازندران اول ـ تهران دوم و کرمانشاه مقام سوم را کسب نمودند .سال ۱۳۶۵ تبریزچهل وهفتمین دوره مسابقات قهرمانی کشتی آزادکشور با شرکت دویست وشش کشتی گیر در ده دوم تیرماه درشهرستان تبریز آغازشد و پس از سه روز کشتی های سخت در ده وزن نتایج ذیل برای تیم کرمانشاه حاصل گردید.۱ـ وزن اول محمدرضا چایچی از کرمانشاه مقام دوم۲ـ وزن پنجم آقای اسفندیار غلامی از کرمانشاه مقام سوم۳ـ وزن ششم آقای الله مراد زرینی از کرمانشاه مقام اول۴ـ وزن هفتم آقای محمدحسین محبی از کرمانشاه مقام اول۵ـ وزن هشتم آقای محمدحسن محبی از کرمانشاه مقام اولرقابت کشتی گیران تهران ، مازندران و کرمانشاه دراین مسابقات بحدی بود تا آخرین مسابقه معلوم نبود کدام تیم مقام اول را کسب خواهد نمود درپایان مسابقات تهران با هفتاد امتیاز ، مازندران با شصت ونه امتیاز و کرمانشاه با شصت وهشت امتیاز مقامهای اول تا سوم را حائز گردیدندسال ۱۳۶۶ مشهدچهل وهشتمین دوره مسابقات قهرمانی کششتی آزادکشور روز بیست و ششم خرداد با شرکت دویست و هفده کشتی گیر در ده وزن در سالن مهران مشهد افتتاح شد دراین مسابقات نام آورکشتی گیران کرمانشاهی برادران محبی حضورنداشتند.پس از سه روز مسابقه کرمانشاهیان مقامهای ذیل را کسب نمودند.۱ـ وزن اول آقای محمدرضا چایچی از کرمانشاه مقام دوم۲ـ وزن سوم آقای بهروز رشیدی از کرمانشاه مقام دوم۳ـ وزن چهارم آقای هوشنگ بختیاری از کرمانشاه مقام سوم۴ـ وزن هفتم آقای الله مراد زرینی از کرمانشاه مقام اول۵ـ وزن هشتم آقای یوسف نوری از کرمانشاه مقام دوم۶ـ وزن نهم آقای جعفرخدایی از کرمانشاه مقام سومدرنتیجه تیم مازندران با اقتدار کامل مقام اول را تصاحب کرد و تیم کرمانشاه با هفتاد ودو امتیاز و تهران با هفتادویک امتیاز دوم وسوم شدند.سال ۱۳۶۷ مشهدچهل ونهمین دوره مسابقات قهرمانی کشتی آزاد کشور دراین سال نیز درمشهد برگزارگردید به مناسبت نزدیکی المپیک سئول وعنوان گزینش تیم ملی برحساسیت مسابقات افزوده بود که پس از اتمام مسابقات نتایج ذیل حاصل گردید .۱ـ وزن اول آقای مجتبی حسینی از کرمانشاه مقام سوم۲ـ وزن نهم آقای جعفرخدایی از کرمانشاه مقام سوم۳ـ وزن دهم آقای سلیمان الهیاری از کرمانشاه مقام دومدراین مسابقات تهران و مازندران وخراسان مقامهای اول تا سوم را کسب نمودند و تیم کرمانشاه با هیجده امتیاز به مقام پنجم رسید .سال ۱۳۶۸ شیرازپنجاهمین دوره مسابقات قهرمانی کشتی آزادکشور در دوازدهم دیماه با شرکت دویست و بیست وسه کشتی گیر در سالن شهید دستغیب در ده وزن برگزارگردید وپس از سه روز مبارزه نتایج ذیل نصیب کشتی گیران کرمانشاهی گردید.۱ـ وزن ششم آقای حجت رحمت آبادی از کرمانشاه مقام سوم۲ـ وزن هشتم آقای یوسف نوری از کرمانشاه مقام سوم۳ـ وزن نهم آقای محمدجعفرخدایی از کرمانشاه مقام اول۴ـ وزن دهم آقای سلیمان اللهیاری از کرمانشاه مقام اولدراین مسابقات آقای سلیمان اللهیاری قهرمان فوق سنگین به عنوان قهرمان قهرمانان انتخاب گردید و افتخار بزرگی را برای خود ومردم کرمانشاه به ارمغان آورد.نتیجه تیمی هم مازندران ـ تهران و کرمانشاه مقامهای اول تا سوم را حائز گردیدند.۱۳۶۹ تبریزپنجاه ویکمین دوره مسابقات قهرمانی کشتی آزاد کشور چهاردهم آذرماه با شرکت دویست وبیست وشش کشتی گیر از ۲۴ استان درسالن سرپوشیده شهید اقدامی شهرستان تبریز آغاز وپس از سه روز مبارزه در ده روز نتایج زیر بدست آمد.۱ـ وزن اول آقای مجتبی حسینی از کرمانشاه مقام اول۲ـ وزن چهارم آقای تیمور مرادی از کرمانشاه مقام دوم۳ـ وزن پنجم آقای علیرضا کهریزی از کرمانشاه مقام سوم۴ـ وزن هشتم آقای اردشیر بلند اقبال از کرمانشاه مقام دوم۵ـ وزن نهم آقای یوسف نوری از کرمانشاه مقام دوم۶ـ وزن دهم آقای اردشیر اللهیاری از کرمانشاه مقام سومنتیجه تیمی تهران اول و تیم کرمانشاه با سی و دو امتیاز به نیابت قهرمانی رسید و تیم مازندران با بیست وهفت امتیاز مقام سوم را کسب نمود.

    سال۱۳۷۰
    کرمانشاهپنجاه و دومین دوره مسابقات قهرمانی کشتی آزادکشور در سالن سرپوشیده شهید بهشتی با شرکت دویست وده کشتی گیرآغازگردید. اعضای تیم ملی اعزامی به وارنای بلغارستان دراین مسابقات حضورنداشتند مسابقات با روش یک حذفی انجام شد و غیبت بزرگان کشتی کرمانشاه باعث تأسفمردم شهر شده بود و این سؤال در اذهان علاقمندان به کشتی بوجودآمده بود که چرا مسئولین با اطلاع از چگونگی وضعیت تیم برگزاری این مسابقات را درکرمانشاه تقبل نموده بودند . مسابقاتع در ده وزن انجام و پساز سه روز نتایج ذیل برای تیم کرمانشاه حاصل گردید .۱ـ وزن هفتم آقای رضا نجفیان از کرمانشاه مقام سوم۲ـ وزن دهم آقای یوسف نوری از کرمانشاه مقام سومنتایج تیمی تهران، مازندران و همدان مقامهای اول تا سوم را کسب نمودندو تیم کرمانشاه نتوانست حداقل جزو شش تیم قرارگیرد.
    ایــن روزها

    دلتنگـــم !

    باور کن این یــکی دیگر شــعر نیست !!

  7. #7
    you+me=love
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    July 2011
    محل سکونت
    Stolen world
    نوشته ها
    14,058
    7,056
    14,894

    پیش فرض

    جهان پهلوان پوریای ولی

    از پشت سر کسی صدا میزند: پهلوون!
    در حضور او تنها کسی که می توانست مخاطب این کلمه باشد او بود. پهلوان برگشت. مردی به او نگاه می کرد. دست بر سینه گذاشت و تعظیم کرد. پهلوان هم لبخندی زد و سری تکان داد... پوریای ولی پهلوان آن مردم بود. نشان سرفرازیشان. کسی که امکان نداشت کسی بتواند پشتش را به خاک برساند. رستمی بود برای خودش. مایه غروربود. نشان سرافرازی بود. تندیس تعصب بود. الگوی سر به زیری بود...
    پهلوان رو به سوی زورخانه دارد. جمعی از پهلوانان در زورخانه اند. یلی در وسط میل به هوا می اندازد و باز در هوا می گیرد.آنقدر با قدرت می اندازد و آنقدر فرز می گیرد که همه را مجذوب کرده است.صدای شاهنامه خوان بلند است. ضرب می گیرد و می خواند. بلندِ بلند... هر گاه که ناگهان میل از دست پهلوان می افتد او بر چشم بدی که همینک در مجلس نشسته است لعنت می فرستد. پهلوان به ناگاه پوریای ولی را می بیند که از در کوتاهِ زورخانه متواضعانه گذشته است و نظاره گر اوست. می ایستد و رخصت می خواهد. پوریا سری تکان می دهد. پهلوان دوباره شروع می کند. می چرخد و دور می گیرد و همچون فرفره ای بر گِرد گود می گردد. حال دیگر نگاه تماشاگران بیشتر به پوریاست تا به پهلوانِ داخل گود. پوریا داخل گود می شود و با یکایک پهلوانان خوش و بش می کند. میل می گیرد و نرمش آغاز می کند. همه مجذوب اند و پوریا نرمش میکند. حالا نوبت آنست که کسی از پهلوانان با پوریا کشتی بگیرد و این همان چیزیست که همه انتظارش را می کشند. نتیجه رقابت پیشاپیش معلوم است امّا کشتی گرفتن پوریای ولی بسیار دیدنیست. یکی از پهلوانان طالب می شود. بازو های دو پهلوان در هم میرود. تلاش می کنند که از همدیگر پیشی بگیرند. به ناگاه پوریا چون برق و باد کمر حریف را در اختیار می گیرو و پشت حریف را به خاک می رساند. هلهله مردم قطع نمی شود. پوریا دستی به سر و روی دوستِ پهلوانش می کشد. به تشویق تماشاچیان پاسخ می دهد و باز به سمتِ در کوتاه زورخانه می رود تا خاضعانه از آن رد شود...
    ***
    - ببینم چه خبر شده؟ چرا شهر آذین بندی شده؟ قراره اتّفاقی بیفته؟
    - تو مثلِ اینکه از هیچ چیز خبر نداری! فردا مسابقه کشتی پوریای ولی با پهلوان هندیست. تو چطور خبر نداری؟
    - این پهلوان هندی چه گونه کشتی گیریست؟آیا حریف جهان پهلوان ما می شود؟
    - چه می گویی ! آیا در دنیا کسی وجود دارد که قادر به شکست دادن پوریای ولی باشد؟
    - ...

    ***
    پوریا در کوچه راه می رفت. رو به سمت خانه می رفت تا استراحت مختصری بکند و محیّای کشتی پس فردا شود. او نماینده یک ملّت است. اگر شکست بخورد ملّتش شکست خورده است. پوریا این را خوب می داند. پوریای ولی ، غرق در این تفکرات است که ناگهان صدای گریه پیرزنی بلند می شود. پوریا به اطراف می نگرد و ناگهان پیرزنی غریب می بیند که در کنار خیابان نشسته است.
    - چه شده مادر جان؟
    - چه می پرسی که از داغ دلم خبر نداری...
    - به من بگویید شاید بتموانم کمکتان کنم.
    - پسر من کشتی گیری جوان است. ما از هند به این جا آمده ایم. او از وقتی شنید که ایران یگانه پهلوانی شکست ناپذیر دارد برای شکست دادن او قصد سفر به این جا را کرد و به نصیحت های من گوش نکرد. شنیده ام پهلوان ایرانی کسیست که تا به حال شکست نخورده و پشتش به خاک نرسیده. همه از زور بازوی او می گویند. من عاقبتِ پسرم را در خواب دیده ام. می ترسم از زور آن پهلوان بلایی به سرش بیاید.

    پیرزن دو دستی بر سرش زد و دوباره گریه و زاری را از سر گرفت.
    پوریا غرق تفکر شد. بدون هیچ کلامی پیرزن را ترک کرد و رهسپار منزل شد. فکر آن پیرزن یک لحظه راحتش نمی گذاشت. پوریا به فکر فرو می رود.
    ***
    جهان پهلوان در زورخانه است. مشغول نرمش و تمرین. امّا انگار هیچ چیز را نمی بیند و هیچ نمی شنود. میل بدست به نوبت میل ها را روی شانه اش می برد و با چرخش کمر میل دیگر را بالا می برد. پس از آن می ایستد تا شروع با بالا انداختن میلها بکند. میل ها آنچنان باقدرت پرتاب می شوند که گویی منفور ترین اشیا برای پوریا هستند. میل های پوریا تا نزدیکی سقف می روند و پایین می آیند. گویی پهلوان می خواهد خود را از چیزی برهاند. ناگهان میلی از دست او رها می شود و با صدای مهیبی به زمین می خورد.صدای شاهنامه خوانی و ضرب زورخانه قطع می شود.همه در سکوت اند. پوریا به آرامی میل ها را در کنار گود می چیند و بی صدا رهسپار خانه اش می شود. حالا بعد از تفکر زیاد تصمیم قطعی اش را گرفته است. فردا کشتی بسیار آسانی در پیش دارد. بسیار آسان .
    ***
    - حاضرم با تو شرط ببندم که پوریا ، یک دقیقه نشده پشت آن هندی را به خاک می رساند.
    - زرنگی هایت را برای زمانی دیگر بگذار مرد. این را همه می دانند!

    زنگ به صدا در آمد و ضرب نواختن گرفت. پهلوان هندی وارد گود شد. کمی بالا و پایین پرید. خودش را گرم کرد. از سوی دیگر پوریای ولی هم به داخل گود آمد. هلهله مردم به هوا رفت. تشویقِ بی امان ِ مردم ، بی پایان به نظر می رسید. پوریا دوری زد و برای همه دست تکان داد و تعظیم کرد. سپس به سمت پهلوان هندی رفت و با او دست داد. پهلوان هندی ، متحیّر از آن همه تماشاچی بازو در بازوی پوریا انداخت. سکوت حکم فرما شد.هر دو پهلوان تلاش کردند برای غلبه بر دیگری از هر فنّی استفاده کنند. ناگهان پوریای ولی همچون تندر به پای حریف رسید. دور زد و او را از کمر گرفت و بالای سر برد. فریاد مردم به هوا رفت. همه بی صبرانه مشتاق بودند که پوریا پهلوان هندی را نقش بر زمین کند تا آنها جشن و شادی را شروع کنند. پوریا چند قدم بر داشت و همان طور که پهلوان هندی روی دوشش بود دوری زد. گویی می خواست حریف را چند ثانیه بیشتر در ترس شکست نگاه دارد وخوب بترساند. نگاهی به میان جمعیّت انداخت که ناگهان مادر پیر پهلوان هندی را دید. به یاد آورد که قرارش با خود چه بود. پیرزن با نگاهی ملتمسانه به او نگاه می کرد. پوریا به میان گود آمد و به آرامی پهلوان هندی را روی زمین رها کرد. مردم متعجبانه به پوریای ولی نگاه کردند. پهلوان هندی سراسیمه از جا برخواست و رو به روی پوریا قرار گرفت . بازو ها دوباره در هم افتاد. جمعیت دوباره برای پیروزی پوریا هلهله کردند و باز سکوت بر همه چیز چیره شد. نگاه ها این بار کمی با ترس آمیخته بود. پوریا این بار حمله نمی کرد. اندکی حملات پهلوان هندی را دفاع کرد . سپس در فرصت مناسبی خود را در اختیار پهلوان هندی قرار داد. چرخی خورد و پشت خود را به خاک رساند. جمعیت در اوج بهت و ناباوری بودند.هیچ کس توانایی درک اتفاق پیش آمده را نداشت. پهلوان هندی پیروزی خود را باور نداشت. پوریا برخواست. سر به زیر. نگاه کوچکی به مادر پیر پهلوان هندی انداخت. به پهلوان هندی تبریک گفت و رو به سوی در زورخانه کرد. در میان سکوت مردم، پوریای ولی ، قهرمان جاوید ایران ، از همیشه متواضع تر از در کوتاه زورخانه گذشت.

    یـاد آن یــار سفـر کـرده به خیــر
    ..
  8. #8
    shemshadrail
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    August 2012
    محل سکونت
    شهر اولین ها
    نوشته ها
    1,158
    1,970
    1,535

    پیش فرض

    فردا نگویید که دیر شد و نتوانستیم برنامه ریزی کنیم. از همین امروز عرض می نماییم که اول مرداد روز وفات پهلوان پوریای ولی است.همان پهلوانی که علی(ع) را و راه و رسم و جوانمردی و فتوت علی (ع) را سرمشق و سرلوحه خود قرار داده بود.

    بي علم و عمل بهشت و رضوان مطلب
    بي روزه و نماز ايمان مطلب
    خواهي ز پل صراط آسان گذري
    آزار دل هيچ مسلمان مطلب

    تا بر سر كبر و كينه هستي پستي
    تا پيرو نفس و بت پرستي مستي
    از فكر جهان و قيد انديشه او
    چون شيشه آرزو شكستي رستي

    گر بر سر نفس خود اميري مردي
    گر بردگري تكيه نگيري مردي
    مردي نبود فتاده را پاي زدن
    گردست فتاده اي بگيري مردي

    يارب زقناعتم توانگر گردان
    و از نور يقين دلم منور گردان
    اسباب من سوخته سرگردان
    بي منت مخلوق ميسر گردان

    يا رب زتو دل به هر كه بستم توبه
    بي ياد تو هر كجا نشستم توبه
    صد بار شكستم و ببستم توبه
    زين توبه كه صد بار شكستم توبه

    اي دل تو دمي مطيع سبحان نشدي
    از خوي بدت هيچ پشيمان نشدي
    درويش شدي و زاهد و دانشمند
    اين جمله شدي هيچ مسلمان نشدي

    اي خواجه در اين جهان چرا بي خبري
    روزان و شبان در طلب سيم و زري
    سرمايه تو از اين جهان يك كفن است
    آن هم به گمان است بري يا نبري
  9. #9
    f1370
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    May 2011
    نوشته ها
    7,499
    3,553
    8,074

    پیش فرض

    پوریای ولی

    محمود پوریای ولی یکی از پهلوانان به نام ایرانی است که در مردانگی و ورزشهای زورخانه*ای و پهلوانی ید بالایی داشته است. در برخی کتاب های خطی قدیم بجای «پوریا» ، «پیریار« ، »پوربای» ، «بوکیار» و «بهوکیار» نوشته اند. همچنین کلمهٔ ولی نیز برای تأیید بزرگی مقام اوست ، کلمه ای که به آخر نام پیشوایان تصوّف و عرفان اضافه می کردند.

    مقبرهٔ او در شهر خیوه ، ۲۵ کیلومتری جنوب شهر اورگنج مرکز استان خوارزم ازبکستان می باشد. این مقبره خود یک مجموعهٔ فرهنگی - تاریخی است و در فاصلهٔ قرن های هشتم تا چهاردهم هجری (۱۴ تا ۲۰ میلادی) برای بزرگداشت نام «پهلوان محمود» پسر پوستین دوزی که علاوه بر پهلوانی ، شاعری توانا (تخلّص قتالی) و جوان مردی مردم دار نیز بود ، ساخته شده است.

    علاوه بر رباعیاتی که از وی باقی مانده است ، برخی معتقدند مثنوی کنزالحقایق نیز از آنِ اوست. این مثنوی در سال ۷۰۳ سروده شده است.

    سال دقیق ولادت او و مدّت عمرش معلوم نیست ، امّا در کتاب های مختلف وفات او را سال ۷۲۲ه.ق ذکر کرده اند. ولی با توجّه به اینکه زمان سرودن کنزالحقایق را ۷۰۳ هجری ذکر کرده اند و بنا به اظهار خودش:

    چه خفتی عمر بر پنجاه آمد


    کنون بیدار شو گرگاه آمد

    می توان گفت که سال تولد او باید ۶۵۳ هجری بوده باشد.

    شهرت پوریای ولی تنها به دلیل پهلوانی هایش نیست بلکه مردم منطقه او را به داشتن خصایل نیکوی اخلاقیِ معلّم ، مرشد ، صوفی و مرد خدا می شناسند. حرم او از پر رونق ترین مکان ها در منطقه است که هر روز مردم کثیری از اطراف و اکناف فرارود و بویژه خوارزم برای زیارت و راز و نیاز با خدای خود به آنجا می روند. لازم به ذکر است که در «ایشان قلعه» امیران و صاحب منصبان زیادی مدفون اند امّا امروزه از هیچ یک از آنها نامی برده نمی شود و تنها نام پهلوان محمود پوریای ولی و حرم اوست که همچنان زنده است.

    در مورد وجود مقبره پهلوان نامی ایران پوریای ولی در شهر خوی ، بر اساس تحقیق و نوشته هایی استاد علی صدرایی(نویسنده ومحقق)می باشد. ایشان در این زمینه دو سند مهم به شرح زیر آورده اند .

    ۱-در یک طومار قدیمی در عهد صفویه و در حدود ۴۰۰ سال قبل به روی پوست آهو نوشته شده است صراحتاً آمده است که پهلوان نامی ایران از شهرستان خوی بود ، متن کامل و تصویر طومار در کتاب <ورزش باستانی ایران > نوشته دکتر پرویز ورجاوید آمده است .

    ۲- در کتاب خطی <مرآت الشرق > که شرح حال ۶۸۰ دانشمند شیعه قرنهای ۱۳و ۱۴ هجری قمری ذکر شده ، زندگینامه پهلوان پوریای ولی و وجود مزارش در گورستان <پیر ولی > خوی قید شده ،در این کتاب به سنگ قبر پوریای ولی هم اشاره شده و در عین سنگ نوشته ،قید شده است .در سنگ نوشته اسامی ۷تن از اجداد پوریای ولی ذکر شده است.نام پرش محمود ونام پسرش نیز محمود بوده چنانچه این رسم در بین مردم خوی و منطقه مرسوم بوده وهنوز هم وجود دارد کسانیکه به پرخود علاقه بسیار دارند . برای زنده نگه داشتن نامش ، فرزند خود را نیز به آن ذکر می کنند در آن سنگ قبر فوت پوریای ولی به سال۸۲۰هجری قمری ذکر شده است . ده فرمان مشهور جوانمردی که پوریا به یادگار مانده جزو اصول ورزش باستانی کشور است. نکته مهمی که برایم حائز اهمیت است اینه که بنده خودم که زادگاهم خوی می باشد در این مورد تال بحال چیزی نشنیده ام ، بدتر از آن اینکه وقتی عکس مربوط به مقبره پوریای ولی را دیدم بسیار متاٌثر شدم از اینکه مکانی به این باارزشی تنها خرابه ای بیش باقی نمانده آنهم در ساخت وسازهای یکی دو نسل دیگر حتی از این خرابه فعلی نیز چیزی باقی نخواهد ماند ، در پایان از مسئولین شهر خوی می خواهم نسبت به این قضیه بی توجهی ننمایند و نسبت به باز سازی این مکان با ارزش باستانی اقدام نمایند .

    مطلب زیر از سایت باشگاه خبرنگاران دانشجوی ایران گرفته شده است:

    بر اساس اسناد معتبر تاریخی پوریای ولی پهلوان اسطوره*ای ایران در خوی دفن شده است
    انـــسان ، حــرفیست
    زده می شود،خـــوانده مـــی شود
    تــــــرانه می شـــود ، به یــــــاد می مــــانـــد …
    گاهـــی نــاله ای ست،تــــنها خــــاک خـــوب می فـــهمدش ….
  10. #10
    cracking
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    May 2010
    محل سکونت
    زیر این سقف کبود زیر این سلطه سنگین سکوت
    نوشته ها
    1,689
    1,007
    1,897

    پیش فرض

    <h1>آرامگاه پوریای ولی - خوی - قبرستان پیرولی


    واقعا افسوس که آرامگاه این چنین جوانمرد هایی به این روز افتاده
    (امیدوارم این عکسهای منتشر شده از سایت تابناک واقعیت نداشته باشه )
    </h1>















    کورش کبیر:

    من برای متنفر بودن از کسی وقتی ندارم

    زیرا من گرفتار دوست داشتن کسانیم که دوستم دارند
  11. #11
    NiniAshegh

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    August 2010
    محل سکونت
    !رادیو زنـدگـی!
    نوشته ها
    22,465
    24,091
    30,381

    پیش فرض

    - پوریای ولی گفت که صیدم به کمند است

    از همت داوود نبی بخت بلند است

    - افتادگی آموز اگر طالب فیضی

    - هرگز نخورد آب زمینی که بلند است

    - هر کجا محرم شدی چشم از خیانت بازدار

    ای بسا محرم که با یک نقطه مجرم می*شود



    پهلوان محمود قتالی خوارزمی

    پهلوان محمود قتالی خوارزمی مشهور به پوربای ولی یا پوریای ولی، از عارفان و جوانمردان اواخر قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. در ریاض العارفین درباره پهلوان محمود قتالی خوارزمی چنین آمده است:

    «اسم شریفش پهلوان محمود مشهور به پوریا ولی (پوریای ولی) بین الخواص و العوام مشهور و معروف و بفضائل صوری و معنوی موصوف، احوال فرخنده مثالش در کتب تواریخ و تذکره شعرا و عرفا مذکور. گویند کسی در قوت و قدرت با وی برابری نکرده، بعضی او را پسر پوریای ولی دانسته و برخی این لقب را بر خود آنجناب بسته (بهر حال) عارفی کامل و کاملی واصل بوده، حقایق و معارفی بسیار از وی بروز و ظهور نموده، مثنوی کنزالحقایق از منظومات آن جناب است. بعضی از اشعار آن کتاب و گلشن (راز) بهم آمیخته، غالباً از کنزالحقایق بوده باشد، زیرا که کتاب کنزالحقایق در سال 703 صورت اتمام یافته و شیخ شبستری هفده سال بعد از آن گلشن را منظوم نموده. وفاتش در سنه 722 هجری در خیوق خوارزم است. گویند در شبی که وفات یافت، این رباعی را گفت و علی الصباح مرده بر سجاده اش یافتند.»

    امشب ز سر صدق و صفای دل من
    در میکده آن هوش ربای دل من

    جامی بکفم داد که بستان و بنوش
    گفتم نخورم گفت: برای دل مـن

    پوریای ولی پهلوان نامداری بوده که درماندگان را همواره یاری میکرده است. بهمین جهت ورزشکاران ایران نام او را همیشه بر زبان می رانند و اشعارش را در زورخانها می خوانند و کشتی گیران وی را هنوز از پیشروان خود میدانند. اشعار زیر از مثنوی کنزالحقایق او نقل میشود:

    بهشت و دوزخت با تست در پوست
    چرا بیرون ز خود میجوئی ای دوست

    اگر تو خوی خوش داری بهر کــــــار
    از آن خـویـت بهشت آید پـــدیــــــدار

    وگــر خــوی بــدت انــدر ربـــایــــــد
    از آن جــز دوزخـــت چــیــزی نـیـایـد

    دهـان تـو کـلیـدانی است هــموار
    زبــان تــو کــلــیــد آنـــرا نـــگــه دار

    بهشت و دوزخت را یک کلید است
    کلیدی این چنین هرگز که دیده است

    کزو گه گل دمد در باغ و گـه خار
    گـهی جـنـت گشاید زو گهی نــار

    زبانت را کلیدی هـمـچــنــان دار
    بدان کت آرزو باشـد بــــگـــــردان

    در این عالم نزن از نیک و بد دم
    که هم ابلیس میباید هم آدم
    دلم برای تو تنگ است
    و این را نمی توانم بگویم
    مثل باد که از پشت
    پنجره ات می گذرد
    و یا درخت ها که
    خاموش اند
    سرنوشت عشق
    گاهی سکوت است
  12. #12
    cracking
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    May 2010
    محل سکونت
    زیر این سقف کبود زیر این سلطه سنگین سکوت
    نوشته ها
    1,689
    1,007
    1,897

    پیش فرض

    جهان پهلوان تختی





    غلامرضا تختي در روز پنجم شهريور ماه 1309 در خانواده اي متوسط و مذهبي در محله خاني آباد تهران به دنيا آمد."رجب خان"- پدرتختي- غير از وي دو پسر و دو دختر ديگر نيز داشت که همه آنها از غلامرضا بزرگتر بودند."حاج قلي"، پدر بزرگ غلامرضا، فروشنده خواروبار و بنشن بود. از قول رجب خان، تعريف مي کنند که حاج قلي در دکانش بر روي تخت بلندي مي نشست و به همين سبب در ميان اهالي خاني آباد به حاج قلي تختي شهرت يافته بود. همين نام بعدها به خانواده هاي رجب خان منتقل شد و به " نام خانوادگي" تبديل شد.

    رجب خان با پولي که از ماترک پدرش به دست آورده بود، در محل سابق انبار راه آهن زميني خريده و يک يخچال طبيعي احداث کرده بود و از همين راه مخارج زندگي خانوادگي پرجمعيت خود را تامين مي کرد.

    نخستين واقعه اي که در کودکي غلامرضا روي داد و ضربه اي بزرگ و فراموش نشدني در روح او وارد کرد، آن بود که مرحوم پدرش براي تامين معاش خانواده ناچار شد خانه مسکوني خود را گرو بگذارد.

    تختي سال ها بعد در آخرين مصاحبه خود با يادآوري اين ماجراي تلخ مي گويد:" يک روز طلبکاران به خانه ما آمدند و اثاثيه خانه و ساکنينش را به کوچه ريختند، ما مجبور شديم که دو شب را توي کوچه بخوابيم. شب سوم اثاثيه را برديم به خانه همسايه ها و دو اتاق اجاره کرديم. چندي بعد روزگار عرصه را بيشتر بر پدرم تنگ کرد تا اين که مجبور شد يخچال طبيعي اش را نيز بفروشد. اين حوادث تاثير فراواني در روحيه پدرم گذاشت و باعث اختلال روحي او در سال هاي آخر عمر شد."

    در چنان شرايطي، غلامرضا تنها 9 سال به تحصيل پرداخت. وي خود مي گويد:" مدت 9 سال در دبستان و دبيرستان منوچهري که در همان خاني آباد قرار داشت، درس خواندم، ولي تنها خاطره اي که از دوران تحصيل به ياد دارم، اين است که هيچ وقت شاگرد اول نشدم، اما زندگي در ميان مردم و براي مردم درس هايي به من آموخت که فکر مي کنم هرگز نمي توانستم در معتبرترين دانشگاه ها کسب کنم.

    زندگي همچنين به من آموخت که مردم را دوست بدارم و تا آن جا که در حد توانايي من است، به آنان کمک کنم، حال اين کمک از چه طريقي و از چه راهي باشد، مهم نيست. هر کس به قدر تواناييش..."

    غلامرضا، ورزش را از نوجواني آغاز کرد. ورزش ابتدا براي او نوعي تفنن و سرگرمي بود. در همان اوان، خيال قهرمان شدن، مدتي او را به وسوسه انداخت اما از همان نوجواني که تازه به فکر باشگاه رفتن افتاده بود، اعتقاد داشت که ورزش براي تندرستي و سلامت جان و تن هر دو لازم است.
    کورش کبیر:

    من برای متنفر بودن از کسی وقتی ندارم

    زیرا من گرفتار دوست داشتن کسانیم که دوستم دارند
  13. #13
    cracking
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    May 2010
    محل سکونت
    زیر این سقف کبود زیر این سلطه سنگین سکوت
    نوشته ها
    1,689
    1,007
    1,897

    پیش فرض





    شادروان تختي در مصاحبه اي با اشاره به فقر و مشقت زمان نوجواني اش مي گويد" با آن که علاقه فراواني به ورزش داشتم، مجبور بودم که در جستجوي کاري برآيم. زندگي ، نان و آب ، لازم داشت. براي مدتي به خوزستان رفتم و در ازاي روزي هفت يا هشت تومان، کار کردم. دنيا در حال جنگ( جنگ جهاني دوم) بود، زندگي به سختي مي گذشت."

    آشناي حقيقي تختي با ورزش و کشتي در باشگاه " پولاد" آغاز شد. وي که پيش از اين گودها و زورخانه هاي فراواني ديده بود و شيفته تواضع و افتادگي پهلواناني کشتي و ورزشي باستاني شده بود، براي نخستين بار درسال 1329 به باشگاه پولاد( واقع در خيابان شاهپور سابق) رفت و به دليل علاقه و استعداد وافري که نسبت به کشتي نشان داد مورد توجه مرحوم " حسين رضي زاده" مدير آن باشگاه قرار گرفت.

    تختي، خود مي گويد:" رضي خان آدم خوبي بود، اگر کسي را نشان مي کرد و مي ديد که استعداد کشتي دارد، دست از سرش بر نمي داشت. در گرماي تابستان لخت مي شديم و هر روز از ساعت دو بعدازظهر تا چندين ساعت کشتي مي گرفتيم، از دوش آب گرم و حمام خبري نبود . کشتي گيران براي وزن کم کردن، به خزينه مي رفتند تشک هاي کشتي را با پنبه پر مي کردند، اما خاک و خاشاک آن، بيش از پنبه بود."

    تختي که پس از بازگشت از خوزستان( مسجد سليمان) روانه خدمت سربازي شده بود، در سربازخانه با استفاده از فرصت ها و توجهات فراهم شده، به ويژه تشويق و حمايت دبير وقت فدراسيون کشتي که در دژبان ارتش فعاليت داشت، تمرينات کشتي خود را بار ديگر آغاز کرد. تختي خود در اين باره مي گويد:" وقتي در سال 1328 در مسابقه بزرگ ورزشي( کاپ فرانسه) شرکت کردم، در همان اولين ضربه فني شدم. اما تمرين هاي جدي و سختي که در پيش گرفتم، مرا ياري کرد تا حقيقت مبارزه را درک کنم، اگر چه شور پيروزي در سر داشتم، اما کار و کوشش را سرآغاز پيروزي مي دانستم."

    به اين ترتيب تختي با تمرين و پشتکار مثال زدني رفته رفته خود را از ميان بازنده ها بيرون کشيد و سرانجام در سال 1330 در وزن ششم(79 کيلوگرم) به عضويت تيم ملي درآمد.

    وي در نخستين دوره مسابقه هاي کشتي آزاد قهرمانان جهان( هلسينکي، 1951) با وجود آن که هنوز 21 سال داشت، نايب قهرمان جهان شد.



    کورش کبیر:

    من برای متنفر بودن از کسی وقتی ندارم

    زیرا من گرفتار دوست داشتن کسانیم که دوستم دارند
  14. #14
    cracking
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    May 2010
    محل سکونت
    زیر این سقف کبود زیر این سلطه سنگین سکوت
    نوشته ها
    1,689
    1,007
    1,897

    پیش فرض









    درخشش خيره کننده تختي در رقابت هاي کشتي هلسينکي که در نخستين حضوراو در مسابقه هاي قهرماني جهان در فاصله کمتر از دو سال از ورودش به ميادين ورزشي داخلي اتفاق افتاد، بيش از هر چيز نمايانگر ايمان و تلاش و اراده کم نظير تختي و همچنين استعداد و مهارت فوق العاده او در زمينه کشتي بود.


    گفتني است در اولين دوره مسابقات قهرماني کشتي آزاد جهان که از لحاظ تاريخي ميدان معتبر و تعيين کننده اي براي کشتي ايران و جهان بود، تيم ملي کشتي آزاد ايران با ترکيب کامل و در هر هشت وزن آن زمان حضور پيدا کرد و با کسب دو نشان نقره( محمود ملاقاسمي و غلامرضا تختي) و دو نشان برنز، (عبدالله مجتبوي و مهدي يعقوبي) در نتيجه درخشان و غيرقابل تصور پس از تيم هاي ملي ترکيه و سوئد عنوان سوم جهان را به دست آورد.

    مسابقات سال 1951 هلسينکي(فنلاند) براي تختي آغار راهي بود که طي 15 سال آينده با کسب ده ها پيروزي و فتح سکوهاي متعدد قهرماني در بزرگترين ميادين بين المللي کشتي ادامه يافت.

    شادروان غلامرضا تختي در سال 1331 (1952) در نخستين حضور خود در رقابت هاي المپيک با کسب شش پيروزي و قبول يک شکست در برابر " ديويد جيما کوريدزه" از شوروي صاحب نشان نقره شد. وي در اين مسابقه ها توانست حيدر ظفر ترک را که سال پيش با غلبه بر تختي قهرمان جهان شده بود را شکست دهد.

    تختي در دومين دوره مسابقات جهاني که در خرداد ماه 1333(1954) در توکيو برگزار شد، در وزن هفتم (87 کيلوگرم) به رقابت پرداخت که با وجود پيروزي هاي درخشان و شايستگي فراواني که از خود بروز داد با قبول يک شکست غيرمنتظره در برابر " وايکينگ پالم" سوئدي از راهيابي به فينال بازماند و در نهايت عنوان چهارمي اين وزن را به دست آورد.

    تختي شش ماه بعد در يک ديدار دوستانه در سوئد،" پالم" را با ضربه فني شکست داد و باخت غافلگيرانه توکيو را به خوبي جبران کرد.

    شادروان تختي همچنين در سال 1955 در جشنواره بين المللي ورشو موفق به کسب نشان نقره شد. اما سومين دوره مسابقه قهرماني جهان( استانبول،1957) تجربه تلخي براي مرحوم تختي بود. وي که در اين دوره از رقابت ها، براي اولين و آخرين بار در وزن فوق سنگين آن زمان(87+ کيلوگرم) کشتي مي گرفت، به دليل وزن بسيار کمتر نسبت به رقيبان با دو باخت حذف شد.
    کورش کبیر:

    من برای متنفر بودن از کسی وقتی ندارم

    زیرا من گرفتار دوست داشتن کسانیم که دوستم دارند
  15. #15
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,549
    6,791
    9,118

    پیش فرض

    تصاویر: آرامگاه منسوب به پوریای ولی

    خوی - قبرستان پیرولی











    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


صفحه 1 از 2 12 آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 18

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •