| جديدترين ارسال ها در انجمن هاي كوچولو | © |
|
جستجو حرفه اي در سايت و انجمن هاي كوچولو
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||
| دل نوشته های عاشقانه دل نوشته ها ، دردودل ها ، جملات عاشقانه ، شعرها و داستانهای عاشقانه و ... |
![]() |
|
|
LinkBack | ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع | نحوه نمایش |
|
|
#121 | |||
|
کوچولو در حال تلاش فعال شدن
تاریخ عضویت:Nov 2007
تعداد ارسالها: 295
تشکر: 0
تشکر شده 0 بار در 0 ارسال
ميزان فعاليت:
|
من پذیرفتم که عشق افسانه است این دل درد آشنا دیوانه است می روم شاید فراموشت کنم با فراموشی هم آغوشت کنم می روم از رفتن من شاد باش از عذاب دیدنم آزادباش گر چه تو تنها تر از ما می روی آرزو دارم ولی عاشق شوی آرزو دارم بفهمی درد را تلخی بر خوردهای سرد را
__________________
k.22.gh.sahel.z.g |
|||
|
|
|
|
#122 | |||
|
کوچولو در حال تلاش فعال شدن
تاریخ عضویت:Nov 2007
تعداد ارسالها: 295
تشکر: 0
تشکر شده 0 بار در 0 ارسال
ميزان فعاليت:
|
سكوتم را به باران هديه كردم/ تمام زندگي را گريه كردم/ نبودي در فراق شانه*هايت / به هر خاكي رسيدم تكيه كردم.
:P :P :P :P :P :P :P :P :P :P :P :P :P :P :P :P :P :P :P :P :P :P :P
__________________
k.22.gh.sahel.z.g |
|||
|
|
|
|
#123 | |||
|
کوچولو در حال تلاش فعال شدن
تاریخ عضویت:Nov 2007
تعداد ارسالها: 295
تشکر: 0
تشکر شده 0 بار در 0 ارسال
ميزان فعاليت:
|
عشق رازي است مقدس. براي كساني كه عاشقند،عشق براي هميشه بي كلام مي ماند؛اما براي كساني كه عشق نمي ورزند،عشق شوخيِ بي رحمانه اي بيش نيست
__________________
k.22.gh.sahel.z.g |
|||
|
|
|
|
#124 | |||
|
كوچولو رسمي شده
کوچولووو فعال
تاریخ عضویت:Oct 2007
تعداد ارسالها: 1,119
تشکر: 0
تشکر شده 29 بار در 11 ارسال
ميزان فعاليت:
|
خیلی گلی , گلی :P :P :P :P (گلی همون زهراست دیگه ما بهش میگیم گلی)
سحرگاهان كه شبنم آيتى از پاك بودن را به گلها هديه مى بخشد به آن محراب پاكش آرزو كردم برايت خوب ديدن؛ خوب بودن؛ خوب ماندن را که به عشق پاکم خواهد روا گشت.
__________________
shirin.baran.x |
|||
|
|
|
|
#125 | |||
|
كوچولو رسمي شده
کوچولووو فعال
تاریخ عضویت:Oct 2007
تعداد ارسالها: 1,119
تشکر: 0
تشکر شده 29 بار در 11 ارسال
ميزان فعاليت:
|
مرا یک دم غفلت ز یادتو روا نیست
مرا با یاد تو غم آشنا نیست دنیا به هر رنگی که باشد , باشد مراجز رنگ چشمانت نما نیست baran.x
__________________
shirin.baran.x |
|||
|
|
|
|
#126 | |||
|
كوچولو رسمي شده
کوچولووو فعال
تاریخ عضویت:Oct 2007
تعداد ارسالها: 1,119
تشکر: 0
تشکر شده 29 بار در 11 ارسال
ميزان فعاليت:
|
حالا آمده ای به نزدم
حال که تنها و خستم چرا اشک می ریزی نباید که باشی ناراحت ز دستم چرا رفتی و حالا آمدی که ببینی تنها میان قبرم نشستم ( وای خدا مردم :? همین الان پروندمش ولی جالب شد) baran.x
__________________
shirin.baran.x |
|||
|
|
|
|
#127 | |||
|
كوچولو رسمي شده
کوچولووو فعال
تاریخ عضویت:Oct 2007
تعداد ارسالها: 1,119
تشکر: 0
تشکر شده 29 بار در 11 ارسال
ميزان فعاليت:
|
کاش درک عشقمان بالا بود
کاش لحظه ی مرگ پروانه ,شمع تنها بود کاش میان قلبهای ظاهرا عاشق قطره ای از آب شفاف وفا بود baran.x
__________________
shirin.baran.x |
|||
|
|
|
|
#128 | |||
|
كوچولو رسمي شده
کوچولووو فعال
تاریخ عضویت:Oct 2007
تعداد ارسالها: 1,119
تشکر: 0
تشکر شده 29 بار در 11 ارسال
ميزان فعاليت:
|
بعد عمری کامل ترینشو پیدا کردم
تو را به جای همه زنانی که نشناخته ام دوست می دارم تو را به خاطر همه روزگارانی که نمی زیسته ام دوست می دارم برای خاطر عطر گسترده ی بیکران و برای خاطر عطر نان گرم برای خاطر برفی که آب می شود برای نخستین گل برای خاطر جانوران پاکی که آدمی نمی رِماندشان تو را به خطر دوست داشتن دوست می دارم جز تو که تواند مرا منعکس کرد؟ من خود ، خویشتن را بس اندک می بینم بی تو جز گستره یی بی کرانه نمی بینم میان گذشته و امروز و از جدار آینه ی خویش گذشتن نتوانستم می بایست تا زندگی را لغت به لغت فرا گیرم راست از آن گونه که لغت به لغت از یادش می برند تو را دوست می دارم به خاطر فرزانگی ات ، که از آن من نیست تو را به خاطر سلامت (یاد سلامت سعید افتادم ههههه) به رغم همه آن چیزها که به جز وهمی نیست دوست می دارم برای خاطر این قلب جاودانی که بازش نمی دارم تو می پنداری که شکی، حال آنکه به جز دلیلی نیستی تو همان آفتاب بزرگی که در سر من بالا می رود بدان هنگام که از خویشتن در اطمینانم :P :P :P :P :P :P :P :P :P :P
__________________
shirin.baran.x |
|||
|
|
|
|
#129 | |||
|
"مدير كل سايت كوچولو"
![]() مدیر کل (سعید) محل سکونت: تهران- پيروزي
تاریخ عضویت:Feb 2007
تعداد ارسالها: 22,684
تشکر: 7,895
تشکر شده 12,315 بار در 1,680 ارسال
my:
ميزان فعاليت:
|
بينهايت ممنون :wink:
__________________
|
|||
|
|
|
|
#130 | |||
|
كوچولو رسمي شده
کوچولووو فعال
تاریخ عضویت:Oct 2007
تعداد ارسالها: 1,119
تشکر: 0
تشکر شده 29 بار در 11 ارسال
ميزان فعاليت:
|
در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم
عاشق نمی*شوی که ببینی چه می*کشم با عقل آب عشق به یک جو نمی*رود بیچاره من که ساخته از آب و آتشم دیشب سرم به بالش ناز وصال و باز صبحست و سیل اشک به خون شسته بالشم پروانه را شکایتی از جور شمع نیست عمریست در هوای تو میسوزم و خوشم خلقم به روی زرد بخندند و باک نیست شاهد شو ای شرار محبت که بی*غشم باور مکن که طعنه*ی طوفان روزگار جز در هوای زلف تو دارد مشوشم سروی شدم به دولت آزادگی که سر با کس فرو نیاورد این طبع سرکشم دارم چو شمع سر غمش بر سر زبان لب میگزد چو غنچه*ی خندان که خامشم هر شب چو ماهتاب به بالین من بتاب ای آفتاب دلکش و ماه پری*وشم لب بر لبم بنه بنوازش دمی چونی تا بشنوی نوای غزلهای دلکشم ساز صبا به ناله شبی گفت شهریار این کار تست من همه جور تو می*کشم :? :P
__________________
shirin.baran.x |
|||
|
|
|
|
#131 | |||
|
كوچولو رسمي شده
کوچولووو فعال
تاریخ عضویت:Oct 2007
تعداد ارسالها: 1,119
تشکر: 0
تشکر شده 29 بار در 11 ارسال
ميزان فعاليت:
|
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بی*وفا حالا که من افتاده*ام از پا چرا نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی سنگدل این زودتر می*خواستی حالا چرا عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست من که یک امروز مهمان توام فردا چرا نازنینا ما به ناز تو جوانی داده*ایم دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا وه که با این عمرهای کوته بی*اعتبار اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می*کند در شگفتم من نمی*پاشد ز هم دنیا چرا در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا شهریارا بی*جیب خود نمی*کردی سفر این سفر راه قیامت میروی تنها چرا
__________________
shirin.baran.x |
|||
|
|
|
|
#132 | |||
|
كوچولو رسمي شده
کوچولووو فعال
تاریخ عضویت:Oct 2007
تعداد ارسالها: 1,119
تشکر: 0
تشکر شده 29 بار در 11 ارسال
ميزان فعاليت:
|
تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم در آستان مرگ که زندان زندگیست تهمت به خویشتن نتوان زد که زیستم پیداست از گلاب سرشکم که من چو گل یک روز خنده کردم و عمری گریستم طی شد دو بیست سالم و انگار کن دویست چون بخت و کام نیست چه سود از دویستم گوهرشناس نیست در این شهر شهریار من در صف خزف چه بگویم که چیستم (امروز کلا تو خط شهریارم تازه کشفش کردم )
__________________
shirin.baran.x |
|||
|
|
|
|
#133 | |||
|
كوچولو رسمي شده
کوچولووو فعال
تاریخ عضویت:Oct 2007
تعداد ارسالها: 1,119
تشکر: 0
تشکر شده 29 بار در 11 ارسال
ميزان فعاليت:
|
باز کن نغمه*ی جانسوزی از آن ساز امشب
تا کنی عقده*ی اشک از دل من باز امشب ساز در دست تو سوز دل من می*گوید من هم از دست تو دارم گله چون ساز امشب مرغ دل در قفس سینه*ی من می*نالد بلبل ساز ترا دیده هم*آواز امشب زیر هر پرده*ی ساز تو هزاران راز است بیم آنست که از پرده فتد راز امشب گرد شمع رخت ای شوخ، من سوخته جان پر چو پروانه کنم باز به پرواز امشب گلبن نازی و در پای تو با دست نیاز می*کنم دامن مقصود پر از ناز امشب کرد شوق چمن وصل تو ای مایه*ی ناز بلبل طبع مرا قافیه*پرداز امشب شهریار آمده با کوکبه*ی گوهر اشک به گدایی تو ای شاهد طناز امشب
__________________
shirin.baran.x |
|||
|
|
|
|
#134 | |||
|
"مدير كل سايت كوچولو"
![]() مدیر کل (سعید) محل سکونت: تهران- پيروزي
تاریخ عضویت:Feb 2007
تعداد ارسالها: 22,684
تشکر: 7,895
تشکر شده 12,315 بار در 1,680 ارسال
my:
ميزان فعاليت:
|
باران ...بعد از چند وقت كم كاري٬ تركندي ها :wink:
زيبا بووود ... ياد گذشته ها... خوبه؟ يا بد؟ :? نميدونم... . . .
__________________
|
|||
|
|
|
|
#135 | |||
|
كوچولو رسمي شده
کوچولووو فعال
تاریخ عضویت:Oct 2007
تعداد ارسالها: 1,119
تشکر: 0
تشکر شده 29 بار در 11 ارسال
ميزان فعاليت:
|
خوبه خودتم داری می گی گذشته ها حالا چه خوب چه بد گذشته یعنی دیگه بی خیال چه بسا ههههههه باشه چه بسا آهی بیش نباشه
اینم مال شهریاره مایه*ی حسن ندارم که به بازار من آئی جان فروش سر راهم که خریدار من آئی ای غزالی که گرفتار کمند تو شدم باش تا به دام غزل افتی و گرفتار من آئی گلشن طبع من آراسته از لاله و نسرین همه در حسرتم ای گل که به گلزار من آئی سپر صلح و صفا دارم وشمشیر محبت با تو آن پنجه نبینم که به پیکار من آئی صید را شرط نباشد همه در دام کشیدن به کمند تو فتادم که نگهدار من آئی نسخه*ی شعر تر آرم به شفاخانه*ی لعلت که به یک خنده دوای دل بیمار من آئی روز روشن به خود از عشق تو کردم چو شب تار به امیدی که تو هم شمع شب تار من آئی گفتمش نیشکر شعر از آن پرورم از اشک که تو ای طوطی خوش لهجه شکر خوار من آئی گفت اگر لب بگشایم تو بدان طبع گهربار شهریارا خجل از لعل شکربار من آئی (واقعا که شعراش شاهکارن )
__________________
shirin.baran.x |
|||
|
|
![]() |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
|
|