کاربری
کاربر گرامی به انجمن هاي تفريحي و عاشقانه كوچولو خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:

 

 

صفحه 3 از 225 نخستنخست 12345678132353103 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 31 به 45 از 3361

موضوع: اخبار رسانه های ایران و جهان(سينمايي)

  1. #31

    معاون و ناظم كل فروم كوچولو


    عضو
    September 2008
    محل سکونت
    در زير سايه يار
    نوشته ها
    12,348
    تشكر ها
    7,758
    تشكر شده 4,839 بار در 1,297پست

    پیش فرض

    [SIZE=3:089741e396]مصاحبه با يوزارسيف[/SIZE]

    [SIZE=3:089741e396]
    فكر كردم بخاطر چشم هايم يوسف شدم!
    [/SIZE]






    *دوستان مطبوعاتي ام مي گفتند اهل مصاحبه نيستيد؟

    راستش مدت زيادي هست كه مصاحبه نكرده ام...

    *خوب اينكه نكته خوبي نيست كه با رسانه ها ارتباط نداريد؟

    نه اينكه مصاحبه نكنم ...بلكه انتخاب نشريه برايم بسيار مهم است چرا كه ديده ام در برخي مصاحبه ها دخل و تصرف صورت مي گيرد و برخي حرف ها عوض مي شوند.

    با اين اوصاف پس اهل مصاحبه هستيد؟

    بله من يك مصاحبه مفصل با نشريه رويش انجام دادم و عكس خاصي هم براي روي جلد آن آماده كرديم و بسياري حرف ها را در آنجا زده ام كه ديگر نيازي نيست تكرار شوند مي تواند منبع خوبي باشد.

    چرا در سريال اينقدر چهره تان را عوض كرده اند

    نظر كارگردان اين بود.وقتي به من گفتند كه انتخاب شدم تصور كردم بخاطر رنگ چشمهايم مرا قبول كردند در حاليكه كارگردان تست گريم من را با لنز قهوه اي پسنديده بود. مو و چشم هايم را تيره كرده اند تا به چهره ام معصوميت ببخشند

    شما چند سال داريد .. اهل كجاييد

    24 سال و اهل فريدون كنار هستم .

    براي انتخاب يوسف هر روز اخبار مختلفي منتشر مي شد يادتان هست ازبين چند كانديدا براي اين نقش انتخاب شديد ؟

    اطلاع داشتم براي نقش يوسف تست مي گيرند. حتي يك بار ازجلوي دفتراين پروژه رد شدم، اما نرفتم تست بدهم. هفته بعد يكي ازدوستانم عكس مرا به آقاي سلحشورنشان داده بود و با پيشنهاد او 7 ارديبهشت 83 اولين تست را دادم و3 روزبعد دو تا ازسكانس هاي سريال را ازمن تست گرفتند كه بعدها فهميدم سخت ترين سكانس ها بوده است. پس ازيك ماه، تست گريم دادم بعد با من قرارداد بستند با اين شرط كه اگركانديداي بهتري پيدا شد، با نظركارگردان من كناربروم. تا آنجا كه اطلاع دارم ازحدود 3 هزارنفرتست گرفتند و زماني من را انتخاب كردند، گفتند تنها كانديدايي هستي كه روي آن اتفاق نظردارند. ازتاريخ عقد قرارداد يعني تيرماه 83 تا شروع فيلمبرداري دراوايل بهمن همان سال، شرايط بسيارسختي داشتم. برخي عوامل اصلي كارسعي درانتخاب يكي ازبازيگران حرفه اي داشتند. حتي مدتي دنبال يك بازيگرخارجي گشتند. ولي همه ما مي دانيم كه تجربه ساخت فيلم مصائب مسيح توسط مل گيبسون ثابت كرد ايفاگرنقش پيامبربايد يك بازيگرناشناخته باشد. آدمي كه روي او ذهنيت خاصي وجود ندارد. به هرحال ازآنجا كه بازيگري براي من آنقدراهميت نداشت كه به خاطرآن ازهمه چيزبگذرم، باهمه اينها كنارآمدم. من به مفهوم واقعي عاشق بازيگري وشهرت نبودم، به هرحال يا بازي مي كردم يا نمي كردم.با جلساتي كه گذاشتند وحمايت هاي آقاي سلحشور رفتم جلوي دوربين پس ازيك هفته هم بازيگرثابت اين نقش شدم. الان هم حدود يك سال است كارمي كنم.

    از نظرخودتان هم بهترين گزينه بوديد ؟

    من حس مي كنم اين نقش نيازبه كسي دارد كه بدون توجه به دوربين وعوامل پشت صحنه حرف بزند كه اين كارسختي است. آنهايي كه حرفه اي هستند نا خودآگاه مجبورند به اين چيزها توجه كنند. صحنه هايي بود كه احساس مي كردم فقط بايد با دلم حرف بزنم . خيلي جاها من اصلاً به كاراكترفكرنمي كردم. او را بازي نمي كردم، خودم بودم. حس مي كنم براي اين كارنيازبه آن داريم كه درونمان را قوي كرده باشيم ومن اين كاررا پيشترانجام داده بودم. شايد به خاطرنوع زندگي اي كه خداوند برايم رقم زده است. البته به نظرمن يك بازيگرحرفه اي نمي تواند اين نقش رابراي مردم ارائه كند. من براي مردم بازي مي كنم. اصولاً نقش پيامبر را بايد براي مردم بازي كرد.

    دستمزدتان چقدر بود؟

    (با خنده) اين مسايل را نمي توانم بگويم .. ولي رقم زيادي نبود .

    كار با سلحشور چگونه بود ايا حاضريد دوباره با او كار كنيد؟

    من حتما در اولين فرصت نسبت به او اداي دين مي كنم ....آقاي سلحشورترجيح مي داد كار براساس ديد ايشان پيش برود نه بازيگر.

    چند بار فيلمنامه را خوانده ايد؟

    حدود 13 بار.

    دراين زمينه مطالعه ديني هم داشتيد؟

    مطالعه ي ديني زيادي نداشتم. اما كتابهاي مختلفي خواندم ازجمله خود قرآن. ازطرفي فيلمنامه براساس شرايط نوشته مي شود نه واقعيت. بين آنچه درفيلمنامه هست و آنچه ممكن است با مطالعه عميق به دست بيايد، گاه دوگانگي وجود دارد كه عوض كردنش سخت است. واقعيت گاه باورپذيرنيست. مثل واقعيت رو گرداندن يوسف از زيباترين زن مصر. بايد آن را به ذهن مردم جامعه نزديك كرد، به مردمي كه داراي طبيعت وغريزه انساني هستند. من سعي كردم فيلمنامه نوشته شده را به خودم بقبولانم.

    پيش از شروع فيلمبرداري چقدر تمرين داشتيد؟

    درمدت 6 ماه قبل از فيلمبرداري، دو تا معلم بازيگري و يك مربي سواركاري به صورت خصوصي داشتم. آقاي داوود دانشور يكي ازاستادان بازيگري ام بود كه من آشنايي با تئوري سينما را مديون او هستم. شمشيربازي را هم با خود كارگردان تمرين كرديم.

    اولين صحنه اي كه بازي كرديدكدام صحنه بود؟

    اولين صحنه داخلي زندان بود كه خبري براي من مي آورند مبني براين كه زليخا دستور داده شما را شكنجه كنند. اين اولين پلاني بود كه بازي كردم.

    دراين مدت با عوامل مشكلي نداشته ايد؟

    بعضي ها بودند كه الان نيستند وخيلي دلشان نمي خواست كه من اين نقش را بازي كنم. آنها اغلب سينمايي بودند. البته من اوايل آدم بسيارخشكي بودم. فكرمي كردم اگر روابطم بيش از يك سلام وعليك باشد ممكن است اين تصورپيش بيايد كه به خاطرگرفتن نقش حاضرم اخلاقم را زير پا بگذارم و اين موجب ناراحتي خيلي ها شده بود. اما الان به همه ي آنها احترام مي گذارم.

    بازيگر نقش كودكي يوسف هم با شما نسبت فاميلي دارد. او چگونه انتخاب شد؟

    بله، پسرعمه ي من است. پس ازحدود 2 سال همديگررا دريك مجلس عروسي ديديم و من حس كردم آن معصوميتي كه اينها دنبالش هستند درچهره ي اوهست. همان جا چند تا ديالوگ به او دادم كه خيلي خوب جواب داد وگفت بازيگراول استان مازندران بوده است. به اين ترتيب او را معرفي كردم و با تستي كه ازاو گرفتند، ظرف 3 روزجلوي دوربين رفت.

    پيش از اين پروژه مشغول چه كاري بوديد؟

    دررشته مديريت صنعتي دانشگاه غيرانتفاعي
    اگر یک روز از زندگی من باقی مانده باشد

    از هر جای دنیا چمدان کوچکم را می بندم راه می افتم

    ایستگاه به ایستگاه…

    مرز به مرز…

    پیدایت می کنم ، کنارت می نشینم

    بهت میگم تا بی نهایت دوستت دارم…



    من یاور یقین و عدالتم من زندگی ها خواهم ساخت،
    من خوشی های بسیار خواهم آورد من ملتم را سربلند ساحت زمین خواهم کرد،
    زیرا شادمانی او شادمانی من است.

    کوروش بزرگ

  2. #32

    معاون و ناظم كل فروم كوچولو


    عضو
    September 2008
    محل سکونت
    در زير سايه يار
    نوشته ها
    12,348
    تشكر ها
    7,758
    تشكر شده 4,839 بار در 1,297پست

    پیش فرض

    [SIZE=3:7246addb2a]بیوگرافی حميد گودرزي[/SIZE]



    نام : حميد گودرزي

    سال تولد : 2/9/1356

    محل تولد : تهران

    در یک خوانواده ۴ نفری زندگی میکرد .متاهل است.بامادرش ۱۴ سال اختلاف سنی دارند. یک خواهر دارد که گرافیک خوانده ولی عشق وکالت دارد.پدرش تاجر فرش و مادرش خانه دار است.هم پدر و هم مادرش با بازیگر شدن او مخالف بودند.

    در ۲۰ شهریور ۱۳۸۳ ازدواج کرد.با همسرش رو راست است.در زندگی متعصب است او ۱۰۰ در صد مخالف فعالیت هنری همسرش است.او حتی دوست ندارد یک نفر همسرش را ببیند.

    به خاطر بازی در سریال کمکم کن مدتی دچار افسردگی شد.هیچکس در دنیا مادرش نمیشود.

    عاشق پاریس است.به موبایل علاقه ی زیادی دارد.

    علاوه بر بازیگری تجارت فرش و شکلات هم می کند.از شهرت و سوپر استار شدن متنفر است.

    آرامش را با دو عامل سلامتی و ثروت معنی می کند

    با شرکت درسا برای تبلیغات قرارداد ۱۸ ماهه دارد

    عاشق بازی در نقش دیوانه و معلول است.به شدت به تیم استقلال علاقه دارد.ورزش شنا و بکس و تنیس و بدنسازی علاقه دارد.

    همسر حمید خانه دار است و با فعالیت هنری حمید مخالف است.(به هم می خورن دو تاشون با فعالیت هنری اون یکی مخالفن)اما حمید مقید است نمازش قضا نمی شه تو آرزو هاش سلامتی را فراموش نمی کنه.عاشق دعا و نماز است.به نظر او انسان بدون دعا و معنویت به ابتذال و تکرار میرسه.

    هنگام خرید به شدت اهل چانه زنی است و وقتی موفق میشه مثل این است که کار بزرگی انجام داده است.

    وابستگی شدید به خانواده و همسرش دارد و حتی هنگام مسافرت با او در تماس است.

    پیانو و ساکسیفون را دوست دارد.به شدت علاقه به کادو دادن و کادو گرفتن دارد

    از این که بعضی از هنرمندان ازدواج خود را از مردم و طرفدارانشون پنهان می کننند متاسفه و معتقد اون ها ضعف فرهنگی دارند.

    خودش مشوق اصلی خودش بوده است

    اگر یک روز از زندگی من باقی مانده باشد

    از هر جای دنیا چمدان کوچکم را می بندم راه می افتم

    ایستگاه به ایستگاه…

    مرز به مرز…

    پیدایت می کنم ، کنارت می نشینم

    بهت میگم تا بی نهایت دوستت دارم…



    من یاور یقین و عدالتم من زندگی ها خواهم ساخت،
    من خوشی های بسیار خواهم آورد من ملتم را سربلند ساحت زمین خواهم کرد،
    زیرا شادمانی او شادمانی من است.

    کوروش بزرگ

  3. #33

    مدیر کل (سعید) "مدير كل سايت كوچولو"


    عضو
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,459
    تشكر ها
    13,059
    تشكر شده 17,632 بار در 2,080پست

    پیش فرض

    حقیقت شایعه را تکذیب کرد!

    بهروز وثوقی: سالم هستم و فعلا هم قصد مردن ندارم


    ♥ هر چيزي كوچولو باشه، قشنگه ♥
    كوچولوهاي عزيز ، حتما قوانين كلي فروم كوچولو را بخوانيد !



    دوست داشتن آدمها را می توان
    از تـــوجه و عـــمـــل آنها فهمید
    وگرنه حــرف را که همه می توانند بزنند ...!


  4. #34
    كوچولو رسمي شده

    کوچولووو فوق فعال


    عضو
    September 2008
    محل سکونت
    دریای بیکران اندوه
    نوشته ها
    5,011
    تشكر ها
    1
    تشكر شده 3 بار در 3پست

    پیش فرض

    [SIZE=3:1cd7c547b3]((لوریس چکناواریان))ونشان طلایی درجه یک اتریش [/SIZE]

    نشان طلایی درجه یک فرهنگ و هنر اتریش در روز ملی این کشور به ((لوریس چکناواریان)) رهبر ارکستر و آهنگساز داده شد.این نشان که بالاترین نشان کشور اتریش است در سفارت این کشور در طی مراسمی به چکناواریان داده شد.چکناواریان گفت: ((من افتخار می کنم که در ایران متولد شده ام و ایرانی هستم و امیدوارم از این پس همچون گذشته روابط فرهنگی هنری ایران و اتریش به هم پیوند بخورد.)) چکناواریان در این آیین قطعه ی والس از باخ را اجرا کرد.

  5. #35
    کوچولووو فوق فعال


    عضو
    June 2007
    نوشته ها
    6,334
    تشكر ها
    0
    تشكر شده 87 بار در 72پست

    پیش فرض



    [SIZE=3:c30b91a8a2]"مسعود شجاعي : مادرم با فروش طلاهايش آينده را به من هديه داد.."[/SIZE]


    [SIZE=3:c30b91a8a2]دومين ايراني حاضر در تاريخ اوساسونا اسپانيا ، در شماره 19 ماهنامه باشگاهش تلاش كرد
    چهره مثبتي از كشور خود را به هواداران بيشمار اين تيم معرفي كند.
    [/SIZE]




    مسعود شجاعي در گفت و گو با خبرنگاران وب*سايت اوساسونا از زندگي شخصي خود در ايران و اسپانيا سخن گفت و در مهم*ترين بخش از سخنان خود به زندگي سخت در دوران كودكي و نوجواني*اش اشاره كرد. خبرنگار اين ماهنامه در مقدمه مقاله خود آورده است: اين روزها مسعود را مي*شود تنها در خيابان ساراساته در طبقه پنجم پيدا كرد. يعني جايي كه منزل مسكوني اوست و بي*ترديد جاي ديگري هم نمي*رود. براي حرف زدن با شجاعي بايد صبر مي*كرديم تا موستا (مترجم شجاعي ) در ترافيك شديد شهر به ما ملحق شود، بنابراين براي دقايقي بدون اينكه حرفي بزنيم روبروي او نشستيم و متوجه شديم كه مسعود از اين وضعيت ناراحت شده است.







    مسعود سعي كرد از ما پذيرايي كند، آن هم با سوغاتي*هايي كه از ايران آورده بود. ما هم ظرف پر از برگه*هاي هلوي خانه او را تمام كرديم و از او خواستيم باز هم از اين سوغات براي ما بياورد. مسعود داستان زندگي خود را اينگونه آغاز كرد: هرگز صورت مادرم را فراموش نمي*كنم كه چگونه آينده ام را به من هديه داد، روزي كه طلاهاي خود را فروخت و به من اجازه داد براي تمرين به يك آكادمي فوتبال بروم. وي ادامه داد: در سنين كودكي و نوجواني وضعيت زندگي ما خوب نبود. در كوچه* پس* كوچه*هاي آبادان، جايي كه به آن برزيل ايران مي*گويند، فوتبال بازي مي*كرديم. بعدها با خانواده*ام به كرج آمديم و تا زماني كه در كرج بوديم فوتبال را به صورت آماتور دنبال مي*كردم؛ اما وقتي به تهران آمدم با فوتبال حرفه*اي بيش از پيش آشنا شدم.







    شجاعي در مورد خانواده اش گفت: ما 5 فرزند بوديم دو خواهر و سه برادر. اولين درآمد من از عضويت در يك باشگاه محلي 49 هزار تومان معادل 25 يورو بود. در آن سنين نوجواني با چنين مبلغي نمي*شد هم فوتبال بازي كرد و هم به درس و بقيه تفريحات رسيد. يادم مي*آيد پدرم براي اختصاص دادن مبلغي جهت نقل و انتقال من تا كمپ تمرين دچار مشكل مالي بود. هرگز آن روزها را فراموش نمي*كنم. مسعود شجاعي در ادامه گفت: من عاشق سينما بودم و هستم. در كنار محل تمرين*مان يك سينما بود؛ اما نمي*توانستم بليت آن را تهيه كنم. شما بگوييد با 25 يورو مي*شد همه اين كارها را انجام داد؟ وي در ادامه به انتقال خود از تهران به پامپلونا اشاره كرد و گفت: نكو (جواد نكونام ) هميشه از اوساسونا برايم تعريف مي*كرد و خيلي دوست داشتم روزي بازيكن اين تيم باشم. ليگ اسپانيا در ايران از شهرت زيادي برخوردار است، البته ليگ آلمان و انگليس نيز مقصد خوبي براي بازيكنان ايراني به شمار مي*روند؛ ولي براي من اسپانيا چيز ديگري بود.








    بازيكن ايراني ادامه داد: تيم اوساسونا تيم بزرگي است و در ايران بسيار معروف است. ما دچار ناكامي*هاي فراواني شده*ايم؛ اما پيروزي اخير در جام پادشاهي و صعود به مرحله يك هشتم تاحدي اين بحران را از بين برد. اين جايگاه اوساسونا نيست و بايد موقعيت بهتري در جدول لاليگا پيدا كنيم. وي در پايان تلاش كرد چهره خوبي از كشورش به اين بهانه معرفي كند و گفت: ايرانيان در ميهمان*نوازي مشهورند و زيبايي*هاي كشور من كمتر از زيبايي*هاي كشور اسپانيا نيست. از هواداران اوساسونا مي*خواهم براي ديدن زيبايي*هاي كشورم برنامه*ريزي كنند. ما تمدن كهني داريم با تاريخ بسيار زيبا و خواندني. اميدوارم نماينده شايسته*اي از كشورم در لباس اوساسونا باشم.
    مرا اندکی دوست بدار ، ولی طولانی ...

  6. #36

    مدیر کل (سعید) "مدير كل سايت كوچولو"


    عضو
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,459
    تشكر ها
    13,059
    تشكر شده 17,632 بار در 2,080پست

    پیش فرض

    مایکل جکسون مسلمان شد !
    مایکل جکسون پس از روی آوردن به اسلام نامش را به میکائیل تغییر داد. این خواننده در یک مهمانی در خانه دوستش و در لس*آنجلس به دین اسلام روی آورد.


    مایکل جکسون پس از روی آوردن به اسلام نامش را به میکائیل تغییر داد. این خواننده در یک مهمانی در خانه دوستش و در لس*آنجلس به دین اسلام روی آورد.

    به گزارش دیلی تلگراف و به نقل از سان؛ وی گفت وقتی که مراسم را به جا می*آورد روی زمین نشسته بودم و کلاه کوچکی روی سرم گذاشته بودم.

    مهمانی تشرف به دین اسلام این خواننده معروف غربی در مکانی برپاشد که وی در 50 سالگی یکی ار آلبوم*هایش را در آن ضبط کرده بود. آن خانه متعلق به یکی از دوستانش به نام "استیو پارکو" است که او نیز نوازنده کیبرد همان آلبوم بوده است.

    ترانه*سرای کانادایی "دیوید وارنس*بای" که یک ترانه سرای حرفه*ای است و برای وی شعر می*سرود و "فیلیپ بوبال" تهیه کننده قبلاً هر دو مسلمان شده* اند.

    طبق اظهارات یک منبع جکسون در این اواخر کمتر فعالیت* می*کرد و افزود: این دو نفر، در مورد اعتقاداتشان با مایکل، صحبت کرده*اند و گفتند که چه*طور بعد از گرایش به دین مبین اسلام انسان بهتری شده*اند و مایکل نیز نسبت به عقاید آنها علاقمند شده*است.

    در پایان این گزارش آمده است، سال گذشته برادر این خواننده "جرمن فرایدی" به او پیشنهاد داده بود که مسلمان شود، او در سال 1989 مسلمان شده بود. و گفت: وقتی من از مکه بازگشتم به او کتاب*های زیادی دادم و او نیز سوالات بیشتری از دین من پرسید و من به او گفتم که این دین، دین "آرامش و زیبایی" است. او همه چیز را مطالعه می*کرد و به من افتخار می*کرد چون من چیزی را پیدا کرده*بودم که آرامش و مقاومت درونی می*داد.

    وی گفته بود: من فکر می*کنم، احتمال این*که وی به اسلام روی بیاورد بسیار زیاد است. او می*تواند کارهای زیادی را که من باید برای انجام آنها سعی کنم، انجام دهد. مایکل ، من و جهانی که متعلق به خداست، ما خیلی کارها می*توانیم انجام دهیم.

    ♥ هر چيزي كوچولو باشه، قشنگه ♥
    كوچولوهاي عزيز ، حتما قوانين كلي فروم كوچولو را بخوانيد !



    دوست داشتن آدمها را می توان
    از تـــوجه و عـــمـــل آنها فهمید
    وگرنه حــرف را که همه می توانند بزنند ...!


  7. #37

    مدیر کل (سعید) "مدير كل سايت كوچولو"


    عضو
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,459
    تشكر ها
    13,059
    تشكر شده 17,632 بار در 2,080پست

    پیش فرض

    بازگشت «مهران مديري» با«مرد دو هزار چهره»

    مجموعه تلويزيوني نوروز 88 نيز به كارگرداني «مهران مديري» ساخته خواهد شد.

    اين سريال، سومين سريالي است كه «مهران مديري» كارگرداني آن را براي پخش در ايام نوروز بر عهده مي*گيرد كه داستان آن توسط تيم نويسندگانش در سال*هاي اخير متشكل از پيمان قاسم*خاني، محراب قاسم*خاني، امير مهدي ژوله و خشايار الوند نوشته مي*شود.



    علي*اصغر پورمحمدي گفت: «مهران مديري» طرحي در 15 قسمت 45 دقيقه*اي به شبكه سه سيما ارائه كرده تا با نام موقت «مرد دو هزار چهره» براي ايام نوروز در شبكه سه سيما ساخته شود.

    بنا بر اين گزارش، بازيگران اين مجموعه تلويزيوني، در حال انتخاب هستند و مهران مديري اين روزها، مشغول بازبيني لوكيشن*ها براي آغاز كار است.

    مديري پيش از اين مجموعه تلويزيوني «جايزه بزرگ» در سال 84 و «مرد هزار چهره» را در سال 87 براي پخش در ايام نوروز كارگرداني كرده است.
    وي در كارنامه خود كارگرداني و بازي در جنگ*ها و كارهاي تركيبي كه در ايام نوروز پخش شده*اند را نيز در كارنامه كاري خود دارد و برخي از مجموعه*هاي روتين «مديري» نيز در ايام نوروز ادامه يافته اما «حايزه بزرگ» و «مرد هزارچهره» دو مجموعه داستاني هستند كه مديري آنها را براي پخش در نوروز ساخته است.
    «مرد هزار چهره» آخرين مجموعه تلويزيوني «مهران مديري» در مقام كارگردان است.
    در اين مجموعه تلويزيوني كه در ايام نوروز 87 به روي آنتن شبكه سه سيما رفت، بازيگراني چون پرويز فلاحي*پور، علي*رضا خمسه، پژمان بازغي، سيامك انصاري، رضا فيض نوروزي، اكرم محمدي، اسماعيل سلطانيان، بهاره رهنما، سروش صحت، پرستو گلستاني، نادر سليماني، نصرالله رادش، غلامرضا نيكخواه، رامين پور ايمان، فلامك جنيدي، شقايق دهقان، اليكا عبدالرزاقي، روشنك عجميان،*سعيد پيردوست، ساعد هدايتي، علي لك*پوريان و ... ايفاي نقش كردند.

    منبع:فارس

    ♥ هر چيزي كوچولو باشه، قشنگه ♥
    كوچولوهاي عزيز ، حتما قوانين كلي فروم كوچولو را بخوانيد !



    دوست داشتن آدمها را می توان
    از تـــوجه و عـــمـــل آنها فهمید
    وگرنه حــرف را که همه می توانند بزنند ...!


  8. #38

    مدیر کل (سعید) "مدير كل سايت كوچولو"


    عضو
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,459
    تشكر ها
    13,059
    تشكر شده 17,632 بار در 2,080پست

    پیش فرض

    [SIZE=3:9c4e079ea8]
    در رابطه با بازیگران ایران!!!!

    ابوالفضل پورعرب


    می*گویند معمولا دیرتر از موعد مقرر سر صحنه حاضر می*شود. اما یكی از منظم*ترین و آن*تایم*ترین بازیگران سینما و تلویزیون است. سر ساعت می*آید و سر ساعت هم می*رود. حتی روزهایی كه احساس می*كند ممكن است به خاطر ترافیك دیر به لوكیشن برسد، زودتر از دیگران سر صحنه حاضر می*شد. یكی از عادت**های پسندیده او این است كه به محض ورود به لوكیشن اولین نفری است كه با دیگران سلام و احوالپرسی می*كند و جالب اینكه حتی اگر سی نفر هم در آنجا حضور داشته باشند با تك*تك آنها دست می*دهد. معمولا با عوامل فنی میانه*اش گرم*تر از دیگران است چون اعتقادش بر این است كه آنها نسبت به دیگران زحمت بیشتری می*كشند و هدفش فقط رفع خستگی آنهاست. با مردم كوچه و بازار آنچنان گرم و صمیمی برخورد می*كند كه در كمتر از چند ثانیه به او علاقه**مند می*شوند. از برخورد احتمالی نامناسب سایر عوامل با مردم به شدت ناراحت شده و این مساله را به آنها گوشزد می*كند. پیشنهادهای اصلاحی*اش را در ارتباط با نقش و فیلمنامه خیلی محترمانه با دلیل و برهان با كارگردان در میان می*گذارد و اگر كارگردان پیشنهادش را رد كند بدون چون و چرا می*پذیرد. یك جمله معروف دارد و آن اینكه «حرف اول و آخر را كارگردان می*زند، چه درست باشد و چه غلط.»



    اكبر عبدی


    یكی از شوخ و شنگ*ترین بازیگران سینمای ایران است. فقط كافی است از او بخواهید یك جمله در توصیف شخصیتی كه قرار است بازی كند برایتان بگوید. با شنیدن پاسخی كه می*دهد همه اطرافیان حتی آنهایی كه احیانا عصبی و بدعنق هستند از خنده روده*بر می*شوند. با عالم و آدم شوخی می*كند و معمولا لهجه شیرین آذری*اش به كمكش می*آید تا دلنشین*تر و شیرین*تر جملات را ادا كند.. البته ناگفته نماند كه گاهی هم عصبانی می*شود. اما حتی زمانی كه عصبی و ناراحت است هم با جملاتی كه می*گوید همه را به قهقهه می*اندازد. به برخورد متقابل به شدت اعتقاد دارد. اگر احساس كند كارگردان فیلمی كه در آن بازی می*كند به هر بهانه*ای با تاخیر سر فیلمبرداری حاضر می*شود و این تاخیر مكررا اتفاق می*افتد، خودش نیز به نشانه اعتراض از فردای آن روز با چند ساعت تاخیر سر صحنه حاضر می*شود. برای مردم احترام خاصی قائل است و خودش را متعلق به آنها می*داند.


    علیرضا خمسه
    برخلاف نقش*هایش كه معمولا پرتحرك و با شوخی و خنده همراه است، سر صحنه فیلمبرداری معمولا جدی، باوقار و صد البته مانند نقش**هایش دوست*داشتنی است. البته جدی نه به معنای بداخلاق و بدعنق، بلكه یك جورهایی مودب است و سعی می*كند كمتر شوخی كند. ضمن اینكه بسیار خوش*صحبت است و معمولا اطرافیانش از هم*صحبتی با او به خاطر دانش بالا و اطلاعات عمومی بی*نظیرش لذت می*برند. حتی زمان*هایی كه احتمالا شوخی هم می*كند، حرف**ها و شوخی*هایش مودبانه و بدون متلك و كنایه است. با مردم هم بسیار مودبانه حرف می*زند و با سرعت با آنها ارتباط برقرار می*كند. در ضمن از روانشناسی بسیار بالایی هم برخوردار است. یكی از علایق مهمش ورزش صبحگاهی است.



    محمدرضا گلزار
    اصولا بازیگری است كه به آهستگی با عوامل پشت صحنه ارتباط برقرار می*كند و رابطه*اش با آنها در طول فیلمبرداری شكل می*گیرد كه همیشه مودبانه بوده و با احترام همراه است. كلمه معروف و محبوبش «عزیزم» است و آن را برای آنهایی به كار می*برد كه رابطه دوستی نزدیكتری با او دارند. از جنجال*هایی كه در سالیان اخیر مطبوعات زرد برایش به پا كرده*اند به شدت ناراحت و دلخور است، اما ترجیح می*دهد جواب آنها را با بی*توجهی و سكوتش بدهد. چند سالی است كه یكی از سحرخیزترین بازیگران سینما لقب گرفته است و خوش**قولی*اش حرف ندارد. به گفته خودش كه آن را در جاهای مختلف بیان كرده عاشق مردم است و آنها را متقابلا دوست دارد. صحت و سقم این حرف او را می*توانید در اكران*های خصوصی فیلم*هایش و همچنین در پشت صحنه فیلم*هایی كه لوكیشن آن در اماكن عمومی است مشاهده كنید. آنچنان برخورد دوستانه*ای با مردم دارد كه باورش برای بعضی*ها سخت است. امضا دادن به دوستدارانش برای او لذت*بخش است، اما از عكس انداختن با آنها معمولا طفره می*رود. شاید یكی از دلایل آن تكثیر متعدد عكس*هایی است كه از او و دیگران با فتوشاپ كار شده و در اینترنت قرار گرفته است. گوشی موبایلش یا اكثرا خاموش است یا در دسترس نیست و تنها راه ارتباط تلفنی با او اینگونه است كه... بگذریم، چون ممكن است برایش دردسرساز شود.


    امین حیایی
    بازیگر پرتحرك و پرانرژی سال*های اخیر سینمای ایران در پشت صحنه فیلم*هایش نیز یك لحظه آرام و قرار ندارد. او به راحتی و در یك چشم برهم زدن با دیگران ارتباط برقرار می*كند. مردم را عاشقانه دوست دارد و پیشرفت در كارهایش را مدیون حمایت*های آنها می**داند. در مواقعی كه در كوچه و خیابان*ها در حال فیلمبرداری هستند، دائما در حال خوش*وبش و احوالپرسی و گفت*وگو با افرادی است كه برای تماشای هنرنمایی*های او و گروه فیلمبرداری به آن مكان آمده*اند. با هر گروهی كه در فیلم*های مختلف مشغول به كار می*شود آنچنان ارتباط صمیمانه*ای برقرار می*كند كه معمولا تك*تك افراد گروه شیفته اخلاقش می*شوند. یكی از منظم*ترین و منضبط*ترین بازیگران حال حاضر سینمای ایران است و بنا به روایات مختلف تا الان حتی نیم ساعت هم برای حضور سر صحنه فیلمبرداری به هر دلیلی تاخیر نداشته است. یكی از افتخاراتش این است كه از معدود بازیگرانی است كه در دهه اخیر اكثر قریب به اتفاق فیلم*هایش در گیشه فروخته است و در پرونده كاری*اش بالای پانزده فیلم پرفروش را به ثبت رسانده است.



    پولاد كیمیایی
    چهره*اش نشان می*دهد كه جوان خشك و بدعنقی است. اما واقعا اینگونه نیست. پولاد از آن دسته بازیگرانی است كه وقتی از نزدیك با او برخورد می*كنید متوجه خواهید شد چقدر نازنین، خوش*برخورد و مهربان است و همچنین احساس می*كنید كه دوستی با او یك غنیمت است. اطلاعات عمومی و مخصوصا سینمایی*اش محشر و مثال*زدنی است و فیلم*های روز دنیا و متعاقبا فیلمسازان مطرح را كاملا می*شناسد. شاید دلیل اصلی این دانش او به تسلطش بر زبان*های انگلیسی و آلمانی برمی*گردد. برخوردش با عوامل پشت صحنه فیلم*ها و خصوصا بازیگران مقابلش آنچنان دوستانه است كه فكر می*كنید سالیان سال است با هم در یك خانواده زندگی كرده*اند. البته ناگفته نماند كه معمولا ارتباط و صمیمیتش با جوانترها بیشتر است. دوست دارد بازی در فیلم*های سایر كارگردان*ها را نیز تجربه كند و شاید این مساله یكی از مهمترین دلایل حضورش در فیلم صحنه جرم، ورود ممنوع ساخته ابراهیم شیبانی و همچنین سریال سفر به تاریكی ساخته فریدون جیرانی باشد. یك اندیشه بزرگ در سر دارد و آن اینكه در تلاش است تا با اندوخته*هایش كه بخشی از آن را از بازی در فیلم*ها كسب كرده است و بخش بیشتری از آن را از پدرش آموخته فیلمسازی را تجربه كند و در صورت موفقیت آن را ادامه دهد. افتخار می*كند كه فرزند مسعود كیمیایی است.


    اندیشه فولادوند
    وقتی با او هم*كلام می*شوید احساس می*كنید كه با یك شاعره نه*چندان جوان و باتجربه چندین و چند ساله روبه*رو شده*اید. دیالوگ*هایش سرشار از اطلاعات عمومی است كه با سن و سال او جور درنمی*آید. مودبانه*ترین جملات را برای گفت*وگو با دیگران برمی*گزیند و معمولا حرف*هایش سرشار از دوستی و محبت است. تمام فیلم*هایی را كه در آنها بازی كرده است، فیلم*های خوبی می**داند. اما از بازی خود در هیچ فیلمی راضی نیست و متقاعد كردن او در این مورد به*خصوص كار بسیار دشواری است. معمولا افراد گروهی را كه با آنها كار می*كند از اعضای خانواده خود می*داند و افرادی را كه صمیمیت بیشتری با آنها برقرار می*كند با عناوین دایی، خاله و... كه فقط مخصوص خودش است صدا می*زند. یكی از دلایل كم*كاری*اش در سینما شاید به این برمی*گردد كه تلفن همراهش اكثرا در دسترس نیست یا خاموش است و خیلی سخت می*شود او را یافت.. هنوز در بین مردم آنچنان شناخته شده نیست، اما همان تعداد كسانی كه او را از نزدیك می*شناسند با هوش و ذكاوتش و همچنین ادبیات خاص او و برخوردهای محبت*آمیزش آشنایی كامل دارند. او عاشق سفر است و شاید الان هم در سفر باشد.


    دانیال حكیمی
    با مطبوعات میانه خوبی ندارد و آن هم به این دلیل كه سال 77 یكی از ماهنامه*های تخصصی سینما كه اكنون چند سالی است منتشر نمی*شود، در ویژه*نامه بازیگری*اش به اشتباه تلفن منزل او را به جای تاریخ تولدش چاپ كرد و این اشتباه فاحش باعث شد تا مشكلات باورنكردنی و عجیب و غریبی در زندگی خصوصی*اش برای او رقم بخورد و این خود دلیل قانع*كننده*ای است. چرا كه قطعا اثرات وحشت از آن اتفاق هنوز در ذهن او باقی مانده است. حكیمی البته رفتارش با اهالی مطبوعات بسیار معقول و دوستانه است و خیلی محترمانه تقاضای آنها را برای انجام گفت*وگو رد می*كند. او معمولا با افراد شاغل در گروه*های فیلمسازی نیز ارتباط تنگاتنگ و دوستانه*ای برقرار می*كند و تقریبا با اكثر افراد حتی پس از پایان كار هم در ارتباط است. مردم هم در بیرون از محیط سینما او را دوست دارند و او نیز سعی می*كند در حد معقول ارتباط دوستانه و صمیمانه*ای هنگام روبه*رو شدن با آنها برقرار كند. او نیز یكی از افرادی است كه وقت*شناسی برایش از اهمیت خاصی برخوردار است. به*طوری كه اگر احساس كند شاید دیرتر از زمان مقرر سر قرار كاری*اش حاضر می*شود نگران شده و با تماس تلفنی قبل از حضورش از طرف یا طرف**های مقابل عذرخواهی می*كند. كه البته این نگرانی او اكثرا بیهوده بوده است و برخلاف اینكه احساس می*كرده حضورش با تاخیر همراه خواهد بود، سر ساعت در محل قرار حاضر شده است و این تنها از احساس مسوولیتش نسبت به دیگران سرچشمه می*گیرد.[/SIZE]

    ♥ هر چيزي كوچولو باشه، قشنگه ♥
    كوچولوهاي عزيز ، حتما قوانين كلي فروم كوچولو را بخوانيد !



    دوست داشتن آدمها را می توان
    از تـــوجه و عـــمـــل آنها فهمید
    وگرنه حــرف را که همه می توانند بزنند ...!


  9. #39

    معاون و ناظم كل فروم كوچولو


    عضو
    September 2008
    محل سکونت
    در زير سايه يار
    نوشته ها
    12,348
    تشكر ها
    7,758
    تشكر شده 4,839 بار در 1,297پست

    پیش فرض

    [SIZE=3:317a7be1ad]فيلمبرداري گزارش مريم پس از 3 سال به پايان رسيد:[/SIZE]



    [SIZE=3:317a7be1ad]هفتمين ساخته سينمايي اسماعيل براري كه از مضمون (نوجوان، عشق و دفاع مقدس) برخوردار است پس از دو هفنه فيلمبرداري سخت و پر حجم جلوه*هاي ويژه ميداني جنگي، پلان*هاي باقي مانده آن كه مربوط به اولين روزهاي دوران دفاع مقدس است، در شهرهاي آبادان و خرمشهر با حضور ليلا بوشهري، نيلوفر محبي و فريد لطف آور (در نقش جواني فرامرز قريبيان) و بيش از صد نفر از هنرمندان و هنروران مناطق جنوب كشور به پايان رسيد.
    لازم به ذكر است؛ بخش*هاي پاياني فيلم با حضور قاسم بخشي، (يكي از فيلمبرداران شاخص گروه مستند ساز روايت فتح در زمان دفاع مقدس) و با بهره*گيري از دكوپاژ و حس شكار لحظه*هاي واقعي براي اولين بار از فضاي فيلمهاي مستند در ساختار فيلم داستاني استفاده شده است.
    (گزارش مريم) هم اكنون در حال سپري نمودن آخرين مراحل فني بوده و براي حضور در بيست و هفتمين جشنواره بين المللي فيلم فجر آماده مي*شود.
    [/SIZE]
    اگر یک روز از زندگی من باقی مانده باشد

    از هر جای دنیا چمدان کوچکم را می بندم راه می افتم

    ایستگاه به ایستگاه…

    مرز به مرز…

    پیدایت می کنم ، کنارت می نشینم

    بهت میگم تا بی نهایت دوستت دارم…



    من یاور یقین و عدالتم من زندگی ها خواهم ساخت،
    من خوشی های بسیار خواهم آورد من ملتم را سربلند ساحت زمین خواهم کرد،
    زیرا شادمانی او شادمانی من است.

    کوروش بزرگ

  10. #40

    معاون و ناظم كل فروم كوچولو


    عضو
    September 2008
    محل سکونت
    در زير سايه يار
    نوشته ها
    12,348
    تشكر ها
    7,758
    تشكر شده 4,839 بار در 1,297پست

    پیش فرض

    [SIZE=3:d683cc782b]كوثري: جشنواره پليس در سينماي اجتماعي تحول ايجاد كرد:[/SIZE]



    [SIZE=3:d683cc782b](جهانگير كوثري) تهيه*كننده سينما در گفت*وگويي با ستاد خبري سومين جشنواره فيلم پليس، ضمن بيان اين مطلب گفت: اهداف اين دوره از جشنواره به خوبي نشان داد، نيروي انتظامي درصدد است كه در تعامل با سينماگران نسبت به پيشگيري و رفع آسيب‎هاي اجتماعي اقدامات مؤثري انجام دهد.
    تهيه*كننده (خون بازي)، افزود: نگاه سومين جشنواره فيلم پليس به مسائل اجتماعي به خوبي بيانگر ارتقاي سطح فرهنگي مسئولان و سياستگذاران برگزاري اين دوره از جشنواره بود و سينماگران اين تحول را به فال نيك گرفتند.

    كوثري با بيان اين كه هم*اكنون سينماگران نيز احساس مي*كنند، پليس با آنها همگام شده است، اظهار داشت: ارگاني كه با ناهنجاري‎ها و آسيب‎هاي اجتماعي تماس دائمي دارد، به خوبي مي‎تواند از پتانسيل بالقوه سينماگران براي معرفي، پيشگيري از ناهنجاري‎ها و ارتقاي سينماي اجتماعي استفاده كند.


    [/SIZE]
    اگر یک روز از زندگی من باقی مانده باشد

    از هر جای دنیا چمدان کوچکم را می بندم راه می افتم

    ایستگاه به ایستگاه…

    مرز به مرز…

    پیدایت می کنم ، کنارت می نشینم

    بهت میگم تا بی نهایت دوستت دارم…



    من یاور یقین و عدالتم من زندگی ها خواهم ساخت،
    من خوشی های بسیار خواهم آورد من ملتم را سربلند ساحت زمین خواهم کرد،
    زیرا شادمانی او شادمانی من است.

    کوروش بزرگ

  11. #41

    معاون و ناظم كل فروم كوچولو


    عضو
    September 2008
    محل سکونت
    در زير سايه يار
    نوشته ها
    12,348
    تشكر ها
    7,758
    تشكر شده 4,839 بار در 1,297پست

    پیش فرض

    [SIZE=3:5457d89731]حميدفرخ*نژاد بازيگر محوري شب واقعه است:[/SIZE]



    [SIZE=3:5457d89731](شهرام اسدي) در گفت*وگو با خبرنگار سينمايي فارس درباره آخرين وضعيت پروژه سينمايي (شب واقعه) گفت: فيلمنامه به*طور كامل آماده است و ما در حال حاضر مشغول تست گريم بازيگران هستيم. بازيگران بومي و محلي آبادان و اهواز نيز مشخص شده*اند و دكورها نيز براي شروع كار آماده*اند.
    وي افزود: ما تا 10 روز آينده در آبادان مستقر خواهيم شد و كار فيلمبرداري را آغاز مي*كنيم، 60 جلسه فيلمبرداري نيز پيش بيني شده است. (شهرام اسدي) درباره بازيگران فيلم گفت: بخش عمده كار بازيگري فيلم بر عهده (حميد فرخ*نژاد) است و سايرين نقش*هاي كمتري دارند. مثل فيلم (روز واقعه) كه شما مي*بينيد يك نفر به اسم (عبدالله) حركت مي*كند و در راه با افراد ديگري برخورد مي*كند.
    اسدي در پاسخ به اين سوال كه داستان (درياقلي) واقعي است و شما چقدر وفادار به آن خواهيد بود، اظهار داشت: من در ابتداي فيلمنامه اين جمله را آورده*ام كه: (اين فيلم روايتي است آزاد از واقعه*اي حقيقي) و ما كاملا آزاد به اين داستان نگاه كرده*ايم.[/SIZE]
    اگر یک روز از زندگی من باقی مانده باشد

    از هر جای دنیا چمدان کوچکم را می بندم راه می افتم

    ایستگاه به ایستگاه…

    مرز به مرز…

    پیدایت می کنم ، کنارت می نشینم

    بهت میگم تا بی نهایت دوستت دارم…



    من یاور یقین و عدالتم من زندگی ها خواهم ساخت،
    من خوشی های بسیار خواهم آورد من ملتم را سربلند ساحت زمین خواهم کرد،
    زیرا شادمانی او شادمانی من است.

    کوروش بزرگ

  12. #42

    معاون و ناظم كل فروم كوچولو


    عضو
    September 2008
    محل سکونت
    در زير سايه يار
    نوشته ها
    12,348
    تشكر ها
    7,758
    تشكر شده 4,839 بار در 1,297پست

    پیش فرض

    [SIZE=3:af557376cc]بیوگرافی مهناز افشار[/SIZE]




    متولد 1356
    مدرک: دیپلم علوم تجربی

    شباهت بیش از حد او به فائقه آتشین (گوگوش) باعث شد تا قبل و بعد از اکران فیلم « شور عشق » به خواست خود سوژه اول مطبوعات باشد. بعد از مدتی جنجال مطبوعاتی و پس از توقیف فیلم « خاکستری » مدتی از او خبری نبود. تا اینکه پس از یکسال با بازی در فیلم « نگین » به سینما بازگشت.
    او در سال 1383 سه فیلم بر پرده سینماهای تهران داشت که هر سه فیلم با استقبال مخاطبان روبرو شدند: « کما »، « 13 گربه روی شیروانی » و « زهر عسل ».

    مهناز افشار از بازی در نقش کوتاهی در فیلم « سالاد فصل » نشان داد که توانایی هایی هم در اجرای نقش های متفاوت دارد. او در فیلم « آتش بس » توانایی هایش را به رخ همگان کشید.

    مهناز افشار تا کنون همراه با محمدرضا گلزار در شش فیلم ظاهر شده که پنج تای آن از پرفروش ترین فیلم های زمان اکران خود بودند و دیگری در مرحله تولید است: کما، 13 گربه روی شیروانی، زهر عسل، آتش بس، تله که فیلم « کلاغ پر » در مرحله تدوین است.

    مجموعه آثار:

    - دوستان (علی شاه حاتمی، 1377)

    - شیرهای جوان (محسن محسنی نسب، 1378)

    - شور عشق (نادر مقدس، 1378)

    - خاکستری (مهرداد میرفلاح، 1379-80)

    - نگین (اصغر هاشمی، 1380)

    - دختری در قفس (قدرت الله صلح میرزایی، 1381)

    - 13 گربه روی شیروانی (علی اکبر عبدالعلی زاده، 1382)

    - زهر عسل (ابراهیم شیبانی، 1382)

    - کما (آرش معیریان، 1382)

    - سالاد فصل (فریدون جیرانی، 1383)

    - آکواریوم (ایرج قادری، 1383)

    - کارگران مشغول کارند (مانی حقیقی، 1384)

    - چه کسی امیر را کشت؟ (مهدی کرم پور، 1384)

    - آتش بس (تهمینه میلانی-1385)

    - محاکمه (ایرج قادری، 1385)

    - تله (سیروس الوند، 1385)

    - رئیس (مسعود کیمیایی، 1385)

    - تسویه حساب (تهمینه میلانی، 1386)

    - کلاغ پر (شهرام شاه حسینی، 1386)

    مجموعه تلویزیونی:

    - گمشده (1376)
    اگر یک روز از زندگی من باقی مانده باشد

    از هر جای دنیا چمدان کوچکم را می بندم راه می افتم

    ایستگاه به ایستگاه…

    مرز به مرز…

    پیدایت می کنم ، کنارت می نشینم

    بهت میگم تا بی نهایت دوستت دارم…



    من یاور یقین و عدالتم من زندگی ها خواهم ساخت،
    من خوشی های بسیار خواهم آورد من ملتم را سربلند ساحت زمین خواهم کرد،
    زیرا شادمانی او شادمانی من است.

    کوروش بزرگ

  13. #43

    مدیر کل (سعید) "مدير كل سايت كوچولو"


    عضو
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,459
    تشكر ها
    13,059
    تشكر شده 17,632 بار در 2,080پست

    پیش فرض

    سیمای جمهوری اسلامی و شیوه های نوین سانسور

    ناگهان شلیک خنده حاضران فضا را پر کرد. در آن شب پاییزی تهران آنچه خنده تماشاگران سیمای جمهوری اسلامی را موجب شده بود، مواجهه با لباس جدید پوشانده شده بر پیکر یکی از بازیگران زن مجموعه " پرستاران" بود. لباسی نه از جنس حریر و ساتن و . . . که ساخته و پرداخته ترفندهای رایانه ای!

    ترفندهای رایانه ای که گردانندگان تلویزیون دولتی ایران را در سانسور هرچه قوی تر فیلم ها و سریال های خارجی نمایش داده شده در این رسانه ، یاری می رساند. سانسور کنندگان برنامه های تلویزیون ایران اخیرا در استفاده از این ترفندها به چنان تبحری دست یافته اند که تا کنون سابقه نداشته است.

    اگر تا پیش از این هنگام تماشای سریال ها و فیلم های خارجی در سیمای جمهوری اسلامی با خانم هایی مواجه بودیم که با تلاش های فراوان از نمایش پیراهن های یقه بازشان پرهیز می شد، اکنون با ترفندهای رایانه ای برای آنان لباس های جدید طراحی می شود!

    نمونه بارز این مسئله در سریال all saints ، نمایش داده شده در ایران با نام "پرستاران " ، قابل مشاهده است. در این مجموعه استرالیایی که چندسالی است سه شنبه ها ساعت ۲۲از شبکه اول سیما به روی آنتن می رود ، در آغاز با شیوه های ابتدایی سانسور روبرو بودیم. جایی که خانم ها با لباس های یقه باز ظاهر می شدند ، تصاویر آنقدر کشیده می شد تا مخاطبان به کادر اصلی دسترسی نداشته باشند. در این صورت تنها سر و صورت بازیگران زن قابل مشاهده بود.


    پس از مدتی شیوه های تازه تری به کار بسته شد. یقه باز شخصیت های " پرستاران" سیاه می شد تا بسته به نظر برسند. اما حالا چند وقتی است که گردانندگان تلویزیون دولتی ایران ، لباس های تازه ای بر تن خانم های این مجموعه خارجی می کنند.

    بیش از همه، شخصیت " دکتر شارلوت بیامونت " که اصولا لباس هایی یقه باز به بر می کند ، به مدد ترفندهای رایانه ای دارای بلوزهایی یقه بسته شده است. بلوزی سفید رنگ با سه ستاره نقش بسته بر آن و یا تیشرتی یقه کیپ با رنگ های متنوع .

    دستکاری در لباس های بازیگران زن مجموعه های خارجی درحالی اعمال می شود که گردانندگان سیمای جمهوری اسلامی از سال ها قبل به تغییر دیالوگ های شخصیت های سریال ها و فیلم های خارجی و حتی وارونه جلوه دادن محتوای این برنامه ها پرداخته اند. اصولا در تمامی برنامه های خارجی نمایش داده شده در تلویزیون ایران ، همه زنان و مردان مرتبط با هم یا خواهر و برادر معرفی می شوند و یا زن و شوهر.

    با تمام این ها ، برخی از کارگزاران جمهوری اسلامی از میزان سانسور اعمال شده در تلویزیون دولتی ایران راضی نبوده و خواستار نظارت بیشتر در خرید و پخش فیلم ها و سریال های خارجی هستند. محمد تقی رهبر ، نماینده مجلس شورای اسلامی ، مدتی قبل در این باره گفته بود:"زنان در اکثر سریال های خارجی پوشش نامناسب دارند. بنابراین باید بر روند خرید آثار خارجی نظارتی درست حاکم باشد. اگر چه تلویزیون سانسور لازم را انجام می دهد و مونتاژ می کند، ولی متاسفانه تاثیر منفی بر نسل جوان می گذارد. بنابراین بهتر است که ما خرید آثار خارجی را از کشورهای اسلامی داشته باشیم."

    این اظهارات در شرایطی بیان می شوند که سیمای جمهوری اسلامی علاوه بر جرح و تعدیل سریال ها و فیلم های خارجی ، به سانسور برنامه های تولید داخل به ویژه فیلم های سینمایی ایرانی نیز، هنگام پخش از این رسانه می پردازد.

    برای نمونه فیلم سینمایی ایرانی "کلاهی برای باران" هنگام پخش تلویزیونی در عید فطر امسال با سانسوری کم سابقه به روی آنتن فرستاده شد. این فیلم، داستان زندگی دزدی به نام "ابی" است که در جریان سرقت از یک خانه، با دختر خانواده آشنا می شود و البته در نهایت نیز به او نمی رسد.

    سایت داخلی عصر ایران درباره سانسور تلویزیونی این فیلم می نویسد: " سانسورچی های صدا و سیما که معمولا فیلم ها و سریال های خارجی را به دلیل صحنه های غیراخلاقی و عمدتا به خاطر نحوه پوشش و لباس زنان خارجی سانسور می کنند، این بار- و البته برای چندمین بار- به سانسور یک فیلم ایرانی پرداختند. در فیلم کلاهی برای باران، ابی و باران (نام دختر) به یک فروشگاه لباس می روند و باران چندین لباس را برای خرید امتحان می کند و در نهایت یکی از آنها مورد پسند واقع می شود و این همان صحنه ای است که در فیلم وجود داشته، در سینما پخش شده و سی دی آن نیز هم اکنون در بازار موجود است ولی صدا و سیمایی ها صلاح ندانسته اند این صحنه که در یک فیلم مجوزدار وجود دارد، از تلویزیون پخش شود ، تا مبادا مردم منحرف شوند! هر چند که واقعا معلوم نیست این صحنه که در آن هیچ مورد غیراخلاقی وجود نداشت (و قبلا در سینما هم پخش شده بود) چرا حذف شده است."

    البته نکته جالب توجه در مورد سانسور فیلم ها و سریال های خارجی در سیمای جمهوری اسلامی ( همچون نمونه های داخلی) در آن است که با تمام چیره دستی گردانندگان تلویزیون دولتی ایران در دستکاری این محصولات، بسیاری از مخاطبان این رسانه به شبکه های ماهواره ای و یا نسخه DVD همان برنامه ها نیز دسترسی دارند و به این ترتیب از آنچه بر سر مجموعه هایی نظیر " پرستاران " می آید با خبر هستند.

    پاسی از شب رفته اما کنجکاوی ، خواب را از دیدگان حاظران در اتاق ربوده است. تلویزیون بازهم درحال نمایش " پرستاران" است. اما اینبار نه از سوی سیمای جمهوری اسلامی که توسط شبکه ماهواره ای کویت. بدون ترفندهای رایانه ای.

    ♥ هر چيزي كوچولو باشه، قشنگه ♥
    كوچولوهاي عزيز ، حتما قوانين كلي فروم كوچولو را بخوانيد !



    دوست داشتن آدمها را می توان
    از تـــوجه و عـــمـــل آنها فهمید
    وگرنه حــرف را که همه می توانند بزنند ...!


  14. #44

    معاون و ناظم كل فروم كوچولو


    عضو
    September 2008
    محل سکونت
    در زير سايه يار
    نوشته ها
    12,348
    تشكر ها
    7,758
    تشكر شده 4,839 بار در 1,297پست

    پیش فرض

    [SIZE=3:708492b1bf]::گزارش فيلم*هاي آخر هفته در تلويزيون::[/SIZE]



    فيلم*هاي سينمايي و تلويزيوني محموله، شايد زود، شايد هرگز، اجير شده، فردايي بهتر، جنگجويان بزرگ، كشتن مرغ مقلد، تابستان كيكوجيرو، تصادف و تعطيلات ناب در روزهاي پنجشنبه و جمعه 13 و 14 دي ماه از شبكه*هاي يك، دو، سه، چهار و تهران به روي آنتن خواهند رفت.



    محموله:



    در برنامه اين هفته سينما يك، پنج شنبه 12 دي ماه فيلم سينمايي (محموله) از شبكه يك سيما پخش مي*شود.

    در اين فيلم سينمايي كه كارگردان آن (كليف گوردون) است بازيگراني چون (پيتر مولن)، (دانيل برول)، (لوييس توسار) و (ساموئل ادلمان) به ايفاي نقش پرداخته*اند.

    فيلمنامه (محموله) را (پل لاورلي) به نگارش درآورده و داستان آن درباره پسر جواني به نام بوريس است كه در يك بندر آفريقايي تحت تعقيب پليس قرار مي*گيرد. او هنگام فرار، در يك كشتي باربري، مخفي مي*شود. پس از مدتي، كاركنان كشتي او را مي*يابند و اين در حالي است كه طبق قوانين، او بايد به دريا انداخته شود...

    فيلم سينمايي (محموله) با مدت زمان 90 دقيقه محصول مشترك سه كشور اسپانيا، انگليس و سوئد در سال 2006 است.



    شايد زود، شايد هرگز:




    فيلم تلويزيوني (شايد زود، شايد هرگز) به كارگرداني (رضا بهشتي) ساخته شده و روز جمعه ساعت 16:15 به روي آنتن شبكه يك سيما خواهد رفت.

    بازيگراني نظير آشا محرابي، كاظم بلوچي، مهوش افشارپناه، مهرداد ضيايي، لادن سليماني، پرويز عاشورنيا و آرمان والامير در اين فيلم تلويزيوني ايفاي نقش كرده*اند كه ماجراي آن درباره دكتر حسام مشكات 50 ساله است كه پس از 30 سال به ايران بر مي‏گردد.

    او يك سال قبل از اين زمان آماده شده تا راهي سرزمين وحي شود، اما بر اثرحادثه‏اي به كما مي*رود و در آن حالت، يك سفر ذهني را به جا مي‏آورد...



    اجير شده:



    فيلم سينمايي (اجير شده) روز جمعه 13 دي ماه ساعت 17:50 از شبكه دو سيما پخش خواهد شد.

    نام اصلي اين فيلم (For Hire) است و محصول سال 1997 كشور كانادا به تهيه كنندگي (جولي آلان) است.

    (اجير شده) به كارگرداني (جين پلرين) ساخته شده و بازيگراني نظير جو مانتگنا و راب لو در آن ايفاي نقش كرده*اند.

    در خلاصه اين فيلم سينمايي آمده است: (ميچ لارِنس) راننده تاكسي است و در يك شركت تاكسي*راني مشغول به كار است. او علاقه زيادي به كار نمايش دارد و در يك گروه كوچك تئاتر به بازيگري مشغول است. در شرايطي كه ميچ از وضعيت مالي و درآمدش، رضايت چنداني ندارد، قرار است فرزندش هم به دنيا بيايد. روزي (ميچ) مسافري به نام (آلن وبر)را به مقصد مي*رساند و همين آشنايي باعث بروز وقايعي مي*شود ...

    شبكه دو سيما فيلم روز پنجشنبه خود را به دليل تقارن با ايام محرم روي آنتن نمي*برد.





    فردايي بهتر:



    فيلم سينمايي (فردايي بهتر) روز پنجشنبه ساعت 20:15 روي آنتن شبكه سه سيما مي*رود.

    اين فيلم سينمايي محصول سال 1987 كشور هنگ كنگ است و ديك شك، لونك تي، يون فت چو، لسي چونك و اميلي چو بازيگران اصلي آن هستند.

    در خلاصه فيلم سينمايي (فردايي بهتر) آمده است: تام كه در كار معامله پول‏هاي جعلي است، به دليل خيانت همكارش در يك معامله در تايوان زنداني مي‏شود. پدر تام توسط دشمنان به قتل مي‏رسد. برادر كوچك تام كه به تازگي از دانشكده پليس فارغ التحصيل شده است، از برادر بزرگ*تر كينه به دل مي‏گيرد. سه سال بعد تام آزاد مي‏شود و...



    جنگجويان بزرگ:



    فيلم سينمايي (جنگجويان بزرگ) روز جمعه 13 دي ماه ساعت 10 از شبكه سه سيما پخش مي‏شود.

    بازيگراني نظير مايكل يئو، ريچارد ان جي، تونگ شينگ يي و لوول لو در اين فيلم سينمايي به ايفاي نقش پرداخته‏اند.

    در خلاصه فيلم (جنگجويان بزرگ) آمده است: يك دختر، يك جاسوس چيني به همراه يك كلاهبردار حرفه‏اي، فرماندار شهر و... با نيروهاي ژاپني كه سرگرم ساختن يك نيروگاه توليد گاز سمي به عنوان سلاح هستند، در شهري به نام كال مبارزه مي‏كنند و پس از شكست، شهر را به آتش مي‏كشند...



    كشتن مرغ مقلد:



    فيلم سينمايي (كشتن مرغ مقلد) روز جمعه 13دي ماه سال جاري ساعت 22:30 در قالب برنامه (صد فيلم) از شبكه سه سيما پخش مي‏شود.

    اين فيلم سينمايي به كارگرداني (رابرت ماليگان) ساخته شده و محصول سال 1962 كشور آمريكاست.

    بازيگراني نظير گريگوري پك، جان مگنا، فرانك اورتن و رزماري مورفي از بازيگران اصلي اين فيلم سينمايي به شمار مي‏روند.

    در خلاصه داستان اين فيلم سينمايي آمده است: سال 1932 در آلاباما، وكيلي به نام فينچ، دفاع از مردي سياه پوست را به اتهام آزار دختري سفيد پوست مي‏پذيرد.

    در جلسه محاكمه با وجود دفاع خوب وكيل كه ثابت مي‏كند مجرم واقعي كسي ديگر است، تام محكوم شده و هنگام فرار، كشته مي‏شود...



    تابستان كيكوجيرو:




    فيلم سينمايي (تابستان كيكوجيرو) به كارگرداني تاكشي كيتانو محصول سال 1999 كشور ژاپن است.

    اين فيلم سينمايي روز جمعه 13 دي ماه سال جاري در قالب برنامه (سينما چهار) ساعت 20:30 روي آنتن شبكه چهار سيما مي‏رود.

    بازيگراني نظير تاكه شي كيتانو، بيت كيوشي و سيگي گوشي در اين فيلم سينمايي بازي كرده‏اند.

    فيلم (تابستان كيكوجيرو) داستان پسربچه‏اي است كه بدون آن كه مادرش را ديده باشد، با مادربزرگش زندگي مي‏كند. مادربزرگش به او مي‏گويد كه پدرش در تصادف كشته شده و مادرش كار مي‏كند تا مخارج او را تأمين كند و او آرزومند ديدن مادرش است. فصل تابستان است تعطيلات مدرسه آغاز مي‏شود...



    تصادف:



    فيلم سينمايي (تصادف) محصول كشور آمريكا و آلمان در سال 2004 است كه روز جمعه 13 دي ماه ساعت 30 دقيقه بامداد روي آنتن مي*رود.

    اين فيلم سينمايي به كارگرداني پل هاگيس ساخته شده و كارينا روياو، داتو باختادز و سندرا بولاك دون چيدل از بازيگران اصلي آن به شمار مي‏روند.

    (تصادف) داستان جريان زندگي افرادي است با قوميت‏هاي مختلف در يك شهر زندگي مي‏كنند و برحسب تصادف با هم برخورد مي‏كنند. دو سارق سياه پوست كه اغلب گفت*وگوهايشان در مورد تبعيض نژادي و هراسي است كه مردم از سياهان دارند، يك دادستان به همراه همسرش كه دچار حس تنهايي و ترس عميقي است، چنان كه خدمتكارش را نزديكترين دوست خود مي‏داند...



    تعطيلات ناب:



    فيلم سينمايي (تعطيلات ناب) محصول كشور فرانسه در سال 2007 به كارگرداني (اوليور دوران) روز جمعه 13 دي ماه ساعت 13:30 در قالب سينما پنج روي آنتن شبكه تهران مي‏رود.

    كاد مراد، برونو سولو، والري بنگويي، فيليپه لفبره و جان نوئل بروتي بايزيگران اصلي اين فيلم هستند و درخلاصه داستان آن آمده است: الكس، فرد، ماركو، سارا الكس، فرد، ماركو، سارا، فرانسوا و سم، خواهر و برادرهايي از يك خانواده هستند كه هر سال يك روز را براي جمع شدن دور هم و گردش دسته جمعي انتخاب كرده‏اند. ديويد در گردش آخر در زندان است و براي مدتي مرخصي مي‏گيرد، اما قصد اصلي‏اش كمك دوستش برسيني است كه قصد دارد از مرز خارج شود و هيچ يك از اعضاي خانواده از موضوع اطلاع ندارند. وقتي ديويد به موقع به زندان باز نمي‏گردد، دو مامور پليس او را تحت پي*گرد قرار مي‏دهند.
    اگر یک روز از زندگی من باقی مانده باشد

    از هر جای دنیا چمدان کوچکم را می بندم راه می افتم

    ایستگاه به ایستگاه…

    مرز به مرز…

    پیدایت می کنم ، کنارت می نشینم

    بهت میگم تا بی نهایت دوستت دارم…



    من یاور یقین و عدالتم من زندگی ها خواهم ساخت،
    من خوشی های بسیار خواهم آورد من ملتم را سربلند ساحت زمین خواهم کرد،
    زیرا شادمانی او شادمانی من است.

    کوروش بزرگ

  15. #45

    معاون و ناظم كل فروم كوچولو


    عضو
    September 2008
    محل سکونت
    در زير سايه يار
    نوشته ها
    12,348
    تشكر ها
    7,758
    تشكر شده 4,839 بار در 1,297پست

    پیش فرض

    [SIZE=3:fa61cd2d84]تاریخ و محل تولد اكثر هنرمندان كشور [/SIZE]






    برزو ارجمند 1354/1/7 مشهد


    ساناز سماواتی 1350/1/8 تهران


    سارا خویینی ها 1353/1/1


    خشایار اعتمادی 1350/1/11 تهران


    ژاله صامتی 1351/1/14 تهران


    پوران درخشنده 1350/1/8 تهران


    بیتا فرهی 1337/1/1 تهران


    رامبد شکرآبی 1351/1/17


    مهناز افضلی 1342/1/30


    مریلا زارعی 1353/1/25 تهران


    محمد رضا گلزار 1354/1/27 تهران


    پویا امینی 1356/2/15 تهران


    رضا داوود نژاد 1359/2/29 تهران


    سعید شهروز 1356/2/16


    پرستو گلستانی 1349/3/11 تهران


    کمند امیر سلیمانی 1352/3/16 تهران


    امین حیایی 1349/3/19 تهران


    جواد رضویان 1353/3/25 تهران


    شهره لرستانی 1345/3/31 تهران


    مهناز افشار 1356/3/26 تهران


    مژده شمسایی 1347/3/30 تهران


    نسرین مقانلو 1347/4/1 تهران


    سحر ولد بیگی 1356/4/1 تهران


    هدیه تهرانی 1351/4/4 تهران


    نگار فروزنده 1357/4/4تهران


    رضا شفیعی جم 1351/4/10 تهران


    محمد اصفهانی 1345/4/14 تهران


    گل شیفته فراهانی 1362/4/19 تهران


    مانی رهنما 1356/4/26 تهران


    فاطمه گودرزی 1342/4/16/تهران


    نیلوفر محمودی 1347/4/22


    عاطفه رضوی 1346/4/23 تهران


    پرند زاهدی 1357/4/23 تهران


    فریبا متخصص 1340/5/1 بروجرد


    شقایق فراهانی 1351/5/2 تهران


    ایمان اشراقی 1355/5/17


    پگاه آهنگرانی 1363/5/2


    حسن جوهرچی 1347/5/6


    پوپک گلدره 1350/5/8


    کیهان ملکی 1347/6/2


    امین زندگانی 1351/6/5 تهران


    امیر تاجیک 1347/6/8


    سیما تیرانداز 1349/6/9 تهران


    امیر جعفری 1353/6/10


    نیکی کریمی 1350/6/15 تهران


    زیبا نادری 1344/6/18 تبریز


    پردیس افکاری 1342/6/20 تهران


    حسام نواب صفوی 1353/6/22 تهران


    مینا لاکانی 1350/6/29 تهران


    الهام پاوه نژاد 1354/6/25


    مجید صالحی 1354/6/26 تهران


    زیبا بروفه 1354/6/29


    لیلاحاتمی 1351/7/9 تهران


    باران کوثری 1364/7/25 تهران


    یکتا ناصر 1357/8/12 تهران


    مریم حیدر زاده 1356/8/29 تهران


    ویشکا آسایش 1351/8/16 تهران


    آتنه فقیه نصیری 1347/8/23 تهران


    سمیرا سیاح 1353/9/1 کالیفرنیا


    بهاره رهنما 1352/9/10 تهران


    علی صادقی 1359/9/14 تهران


    رامبد جوان 1350/10/1


    فریبا کوثری 1345/10/1 زاهدان


    محمد رضا عیوضی 1350/10/16 تهران


    محمد رضا فروتن 1347/10/7 تهران


    مهراج محمدی 1353/10/7 تهران


    کتایون ریاحی 1340/10/10 تهران


    ناصر عبداللهی 1349/10/10 بندر عباس


    ماهایا پطروسیان 1348/10/13 تهران


    حدیث فولادوند 1356/10/21 تهران


    سروش گودرزی 1353/10/21


    ترانه علیدوستی 1362/10/22 تهران


    افسانه بایگان 1340/10/26 تهران


    رزیتا غفاری 1351/10/27


    پریوش نظری 1348/11/3 گچساران


    علیرضا عصار 1348/11/4


    شادمهر عقیلی 1351/11/7 تهران


    شهاب حسینی 1352/11/14 تهران


    فلامک جنیدی 1351/11/14


    افسانه چیره آزاد 1341/11/22 تهران


    سمیرا مخملباف 1358/11/26تهران


    ایرج نوذری 1342/12/7 تهران


    مرجان محتشم 1348/12/13 تهران


    بابک نوری 1352/12/16 تهران


    لادن مستوفی 1351/12/20 شهسوار


    شهرام حقیقت دوست 1351/12/27 تهران


    مهشید افشارزاده 1344/12/29 آبادان
    اگر یک روز از زندگی من باقی مانده باشد

    از هر جای دنیا چمدان کوچکم را می بندم راه می افتم

    ایستگاه به ایستگاه…

    مرز به مرز…

    پیدایت می کنم ، کنارت می نشینم

    بهت میگم تا بی نهایت دوستت دارم…



    من یاور یقین و عدالتم من زندگی ها خواهم ساخت،
    من خوشی های بسیار خواهم آورد من ملتم را سربلند ساحت زمین خواهم کرد،
    زیرا شادمانی او شادمانی من است.

    کوروش بزرگ

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 3 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 3 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره كوچولو

سايت كوچولو در سال 1385 افتتاح شده است. سايت و انجمن كوچولو به مرور زمان گسترده تر شد و جامعه مجازي كوچولوها شكل گرفت. در حال حاضر كوچولو بيش از شصت هزار كوچولو دارد.

ارسال پیام به مدیر سایت
بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید: