كوچولو٬ بزرگترين سايت عكس :: شعر :: مطالب عاشقانه و تفريحي و سرگرمي ايران - دختري كه مادرش در دو قدمي سنگسار است
به سايت و فروم كوچولو خوش آمديد !!! جهت استفاده از تمامي امکانات سايت و فروم بايد وارد سايت شويد . اگر هنوز عضوي از كوچولو نشده ايد اينجا كليك كنيد. (شما هم كوچولو شويد)


براي رفتن به بخش هاي مختلف تالارگفتگو از منوي پايين استفاده كنيد

" صفحه اصلی كوچولو "        " تالار گفتگو كوچولو "         " فروشگاه اينترنتي كوچولو "         " تماس با مدير كوچولو "         " تبليغات ويژه در كوچولو "

بخشهاي فروم : سرگرمي * دوستيابي * دل نوشته ها * مشاوره * عكس * موسيقي *  اس ام اس * طنز * اشعار * فال * كامپيوتر و موبايل * عمومي * اطلاعيه ها * آموزش فعاليت

    هر چيزي كوچولو باشه، قشنگه!!!   *****     به سايت عاشقانه و  تفريحي كوچولو خوش آمديد      *****       براي رفتن به بخشهاي مختلف سايت و فروم، از منوي بالا استفاده كنيد      *****       تذكر مهم:  به علت آپديت روزانه سايت و فروم ، هر روز به فروم كوچولو و آرشيو اخبار سايت سر بزنيد  

برنج دانه بلند عرفان طلایی *** برنج پاكستاني - هندي ***  يكبار امتحان كني مشتري ميشي!!! فروش استثنايي سريال جومونگ *** كاملترين و ارزان ترين پك جومونگ 6900 تومان
فروش ويژه نسخه آمريكايي فيلم يوسف پيامبر * فقط 3500 تومان توپ ترين گروه اينترنتي ايران زمين!!!! عضويت رايگان
blocks

منوی اصلي كوچولو

لینکهای مفيد
صفحه اول
امکانات سایت
بخش خبری
بخش کاربری
دیگر بخشها
فروشگاه كوچولو

 

blocks

عضويت سريع در كوچولو

شناسه :
نام اصلي:
ايميل:
تايپ مجدد:
گذرواژه:
تايپ مجدد:
 
 

blocks

تبليغات برتر كوچولو

كامل ترين مجموعه آلبوم هاي استاد شجريان

مجموعه 40 فيلم عاشقانه برتر سينما

فيلم هاي ترسناك اره 1-2-3-4-5 در يك مجموعه ارزان

كاملترين مجموعه موجود با زير نويس فارسي - در 23 دي وي دي - نسخه خانگي

براي اطلاعات بيشتر كليك كنيد

 

blocks

ورود به كوچولو

نام کاربری

رمز عبور

چنانچه تاکنون عضو این سایت نشده اید می توانید با تکمیل فرم مخصوص عضویت به جمع کاربران این سایت بپیوندید و از امكانات مخصوص كاربران استفاده نمائيد .
 

blocks

20 ارسال آخر فروم

کل موضوعات 381
کل ارسال ها 139235
کل بازديد ها 3358476
کل پاسخ ها 138936
کل اعضا 15285
آخرين 20 ارسال انجمن

مي بينم كه.....
ارسال شده توسط commander در مورخه : پنجشنبه، 19 دي ماه ، 1387

یه شغل واسه قبلی انتخاب کن؟
ارسال شده توسط commander در مورخه : پنجشنبه، 19 دي ماه ، 1387

.:| *مشاعره*|:.
ارسال شده توسط selina در مورخه : پنجشنبه، 19 دي ماه ، 1387

دل نوشته ها ؛ در فراق تو ..
ارسال شده توسط sana2001 در مورخه : پنجشنبه، 19 دي ماه ، 1387

به عشقت بگو که...
ارسال شده توسط sana2001 در مورخه : پنجشنبه، 19 دي ماه ، 1387

حرف دل
ارسال شده توسط sana2001 در مورخه : پنجشنبه، 19 دي ماه ، 1387

براي تو
ارسال شده توسط sana2001 در مورخه : پنجشنبه، 19 دي ماه ، 1387

غریبگی های غریبه
ارسال شده توسط sana2001 در مورخه : پنجشنبه، 19 دي ماه ، 1387

تصاوير گرافيكي و فانتزي
ارسال شده توسط sana2001 در مورخه : پنجشنبه، 19 دي ماه ، 1387

داستانهاي خيلي كوچولو
ارسال شده توسط pouyan021 در مورخه : پنجشنبه، 19 دي ماه ، 1387

بازي با اسامي2
ارسال شده توسط sana2001 در مورخه : پنجشنبه، 19 دي ماه ، 1387

* چهره شناسي *
ارسال شده توسط pouyan021 در مورخه : پنجشنبه، 19 دي ماه ، 1387

دانستنيها (آيا مي دانيد....؟)
ارسال شده توسط pouyan021 در مورخه : پنجشنبه، 19 دي ماه ، 1387

عكس هاي جالب
ارسال شده توسط golak در مورخه : پنجشنبه، 19 دي ماه ، 1387

بالايي سوال ، پاييني جواب
ارسال شده توسط pouyan021 در مورخه : پنجشنبه، 19 دي ماه ، 1387

گفتگو روزانه كوچولوها
ارسال شده توسط malihee در مورخه : پنجشنبه، 19 دي ماه ، 1387

مدل لباس جديد مردانه و زنانه
ارسال شده توسط sana2001 در مورخه : پنجشنبه، 19 دي ماه ، 1387

تاپيك مديران سايت كوچولو
ارسال شده توسط admin در مورخه : پنجشنبه، 19 دي ماه ، 1387

صندلي داغ كوچولو + آرشيو
ارسال شده توسط Ritaj در مورخه : پنجشنبه، 19 دي ماه ، 1387

شاعران نوپرداز ؛ فروغ فرخ زاد
ارسال شده توسط jooje در مورخه : پنجشنبه، 19 دي ماه ، 1387

تالار گفتمان جستجو
 

اخبار: دختري كه مادرش در دو قدمي سنگسار است

اخبار
اخبار



amooreza می نویسد "

اونهائی که احساس و وجدان دارن بخوانند و ببینند که قضاوت فقط کار \"خودآ\"ست و بس !!!

گفت و گو با دختري كه مادرش در دو قدمي سنگسار است

"براي خواندن ادامه متن ، روي ادامه كليك كنيد" !!!



-----------------------------

 

گفت و گو با دختري كه مادرش در دو قدمي سنگسار است

\"سنگسار، ‌در ايران اجرا نمي شود.\" اين سخني است كه از مديران اجرايي كشور بسيار شنيده ايم. جدا از اينكه نقض اين ادعا دستكم در دو مورد در ارديبهشت ماه سال گذشته در شهر مشهد رخ داده است، ‌اينك نيز هستند افرادي كه در زندانهاي ما با حكم رجم در دست، هر شب زير آسماني \"سنگ\"ين مي خوابند. \"كبرا نجار\"، ‌يكي از ايشان است.

\"فکر مي کني سخت نيست براي يه دختر که بشينه روبروي يه غريبه و بگه وقتي پدرم مرد، دلم خنک شد، خيالم راحت شد. گفتم حالا ديگه مي تونيم زندگي کنيم. مثل همه. حالا ديگه نه کتکي در کاره نه غم بزرگ مادرمون. گفتم تموم شد ديگه... چه مي دونستم که اين تازه اولشه....\"

اشک، گونه اش را خيس کرده. کم نگاهم مي کند. آرام است و سعي مي کند با منطق به من ثابت کند که همه حرفهاي غير قابل باوري که مي شنوم، تنها بخشي از زندگي زخم خورده اوست. هيرو اميني دختر 26 ساله اي است که مادرش اين روزها در دو قدمي حکم سنگسار قرار دارد.

پرونده شماره 83/4/11170در کميسيون عفو و بخشودگي قوه قضائيه براي سومين بار توبه نامه کبرا نجار محکوم به حد رجم را نپذيرفت تا اين زن و چهار فرزندش هرشب خواب را زير آسمان پر سنگ به صبح برند. آنچه مي خوانيد گفت و گويي است با هيرو فرزند بزرگتر کبرا از آنچه بر او و خانواده اش گذشته است. اين گفت وگو براي دختري که غرورش را از لابلاي سنگ و سنگلاخ بيرون کشيده، گفت وگوي سختي بود. بنابراين هرجا که ديدم مکث او طولاني است، ساکت ماندم تا خود بگويد.

تعريف مي کني؟ يا من بپرسم؟ تعريفي در کار نيست! از وقتي که کودکي ام را به ياد مي آورم پدري را به ياد مي آورم که مصرف کننده بود. چهار خواهر و برادريم. دو دختر و دو پسر. اول منم. سيروان يک سال از من کوچکتر است (25ساله). سمکو 24 ساله است و مريم 19 ساله.

پدر چه مصرف مي کرد؟ هروئين، ترياک. مادرت؟ اوايل از روابط او و پدرم سر در نمي آورديم. بچه بوديم ديگر. حاليمان نبود که چه اتفاقي دارد مي افتد. تنها چيزي که مي فهميديم اين بود که وقتي پدرم عصباني مي شود، مادرم را و همه ما را کتک مي زند. مي ديديم که پدرم دائم مرداني را به خانه مي آورد، ولي به ما مي گفتند که اينها رفقاي اويند. رفقاي هر شبه! از مناسباتشان سر در نمي آورديم. بعد كه من بزرگتر شدم مادرم خودش به من گفت.

حبيب هم يکي از آنها بود؟ بله. او را هم پدرم آورده بود. اول مثل همه مردان ديگر بود. بعد وقتي داستان مادرم را ديد و از خودش شنيد که پدرم او را مجبور به تن فروشي مي کند، فکر مي کنم بيشتر از روي دلسوزي بود تا هرچيز ديگر که به مادرم قول داد که او را از اين وضعيت نجات بدهد. اما... چه مي دانم ! حتما حسي هم داشت ديگر. وگرنه چه كسي حاضر است به چنين زني با چهار بچه كمك كند؟!
 

مادرت آن زمان چند سال داشت؟ 33 سال. و حبيب؟ 24 سال. با شما مهربان بود؟ بله، خيلي. با همه مان و با مادرم. ما طعم مهرباني را از او چشيديم. من خجالت مي کشم که دارم از پدر مرده ام اين طور حرف مي زنم ولي واقعيت دارد. آن زمان پدرم به خاطر درگيري با صاحبخانه محکوم به 6 ماه زندان شد. وقتي او رفت زندان. حبيب نگذاشت ديگر مردان به خانه ما بيايند. واقعا با اينکه سن زيادي نداشت ولي براي ما پدري مي کرد. درست است که او قاتل پدرم است ولي آدم بايد راست بگويد. او هم مي توانست مثل ديگران بيايد و برود و به روي خودش نياورد که در اين خانه چه مي گذرد. مثل همه مردان ديگري که پدرم خرج زندگي و اعتيادش را از آنها در مي آورد. البته مطمئنم که پدرم يک بيمار رواني بود وگرنه مگر ممکن است؟ کدام مردي با زنش چنين مي کند؟

وقتي پدرت از زندان برگشت چه شد؟ بسيار بدتر از قبل شد. من ديگر بزرگتر شده بودم و مادرم به من گفته بود که چه اتفاقي در خانه ما مي افتد. درمانده بود و من تنها پناهش بودم.

پدرت مي دانست؟ نه! ( با تاکيد مي گويد) او اصلا نمي خواست ما بدانيم. با همه بي اخلاقي و بيماري که داشت برايش مهم بود که ما نفهميم. خيلي مهم بود. بداخلاقي مي کرد با ما. کتکمان مي زد و کتک زدن ابزاري بود براي رام کردن مادرم.
چرا مادرت از پدر جدا نشد؟ شد. ما بچه ها هم بارها به او گفته بوديم که از پدرمان جدا شود. بعد از تولد سمکو، از پدرم جدا شد. ولي ما بچه ها تقسيم شده بوديم. مادرم تازه متوجه شد که چه اشتباهي کرده. من پيش پدرم مانده بودم و مادرم دائم نگران بود که نکند زندگي او براي من تکرار شود. بازگشتش به خانه براي همين بود. براي من مي ترسيد در خانه ما هميشه بروي غريبه ها باز بود.

آیا اين خطر وجود داشت؟ پدرم هرگز با ما (فرزندانش) چنين نکرد. ولي خب شايد يک دليلش اين بود که مادرم هميشه سپر بلا بود. به هر حال او معتاد بود و هميشه وقتي نيازش زياد مي شد. هم اخلاقش بد مي شد و هم نمي فهميد که چه مي کند.
ازدواج پدر و مادرت اجباري بود؟ آنها هفت سال هم را مي خواستند. خانواده هايشان موافق نبودند. ولي ازدواج کردند. پدرم خان زاده بود و خانواده اش مادرم را رعيت مي دانستند. براي همين هم مادرم هرگز از پشتيباني خانواده همسرش برخوردار نبود.

مگر آنها مي دانستند؟ بله مادرم به عمه هام گفته بود که پدرم با او چه مي کند، ولي آنها باور نکرده بودند و او را رانده بودند. راستش پدرم هميشه جلوي ديگران نقش بازي مي کرد. هرکس از بيرون آنها را مي ديد. فکر مي کرد پدرم عاشق مادرم است! چه رسد به اينکه باور کند که او، مادرم را و ما را دائم تحت فشارهاي شديد رواني و جسمي قرار مي دهد. خانه ما هميشه جهنم بود. جهنم. خيلي بد است؟ خيلي بد که بگويم آرزوي مرگش را داشتيم؟... نم نم اشک هيرو، هق هقي مي شود و ما (من و وکيلش) در سکوت نگاهش مي کنيم. چه مي توانيم گفتن؟ و ادامه مي دهد:يک بار به حدي ما رازد که سيروان رفت و مامور آورد. خواستند او را ببرند که آمد به اتاق ما و شروع کرد به خواهش کردن از ما. مادرم ترسيد که اگر رضايت ندهيم، بعدش ما را بکشد. او هم گفت که رضايت بدهيم و داديم.
 

از روز حادثه مي گويي؟من آن روزها کلا سعي مي کردم فکرم را از خانه بيرون ببرم. با عده اي از دوستانم برنامه حافظ خواني داشتيم. هميشه عاشق ادبيات بودم. من هرگز به دوستانم نگفته بودم که پدرم بيکارو معتاد است و مادرم.... گفته بودم هر دوشان در شرکتي کار مي کنند. آن روز هم با دوستانم حافظ خواني داشتم. وقتي به خانه آمدم، مادرم آمد پيشم و گفت که ما تصميم گرفته ايم کار را تمام کنيم. نگاهش کردم و گفتم: هميشه همين را مي گويي و هرگز جرات آن را نداري! گفت: نه. ديگر تمامش مي کنيم. او و حبيب تصميم گرفته بودند کار پدرم را يک سره کنند.
  

ناراحت نشدي؟[تامل مي کند و با آرامي و اطمينان سر تکان مي دهد]نه! من ديگر مي فهميدم. مي دانستم. همه چيز را مي دانستم. مي خواستم تمام شود. شر همه اين ماجراها تمام شود. مردان مادرم را پدر خودش انتخاب مي کرد.... خودش آنها را مي آورد به خانه..... بايد تمام مي شد... هر زن ديگري هم بود مثل مادرم رفتار مي کرد. فرقي نمي کرد او از حبيب خواسته يا کسي ديگر. اما متاسفم که درباره پدرم بگويم که حتا متاسف نشدم!...

غروب مادر از ديوار خانه چوبي پرت کرد به کوچه. بعد با پدرم رفت بيرون. اين کار هميشگي آنها بود. گفتم که پدرم مي رفت بيرون با مادرم و آنها را انتخاب مي کرد. کمي طول کشيد. وقتي برگشت پيشاني اش خوني بود. بعد حبيب آمد. لباسهايش خوني بود. مادرم آنها را شست. تا صبح همه بيدار بوديم.  

گريه نمي کرديد؟ نه، فقط مريم گريه مي کرد، چون ترسيده بود.حبيب صبح خيلي زود رفت. مادرم به من گفت : برو مدرسه! و خودش و برادرم رفتند که به پليس خبر بدهند که پدرم شب به خانه نيامده. رنگ به صورت نداشتم و نمي توانستم حتا روي پايم بايستم. ولي رفتم. در راه مدرسه. يکي از دوستانم را ديدم. گفت : هيرو، شنيده اي يک مرد کرد را ديشب کشته و در خرابه ها انداخته اند؟سرم گيج رفت. برگشتم خانه.

در کدام شهر بوديد آن موقع؟ تبريز. فاميل جمع شدند. همه مي پرسيدند که چه شده. من بيهوش و بي بنيه بودم. رمق نداشتم اما ناراحت نبودم. فکر مي کردم همه چيز بعد از يک هفته درست مي شود. احساس مي کردم ديگر راحت شده ايم...فاميل پدرم که از همان اول از مادرم دل خوشي نداشتند، به او مظنون بودند. آگاهي دائم از مادرم پرس و جو مي کرد. روز سوم مادرم را بردند. فاميل پدرم هم جنازه او را بردند و تمام.  

يعني چه تمام؟ يعني که مادرم اعتراف کرد. با اعتراف او حبيب را گرفتند. از اين طرف مادر مادرم چهار ماه با ما زندگي کرد. بعد عمويم آمد و سمکو و مريم را از ما جدا کرد و برد. پخش شديم و هرکداممان افتاديم يک گوشه ايران.
مادرت به چه محکوم شد؟ 5 سال به خاطر معاونت در قتل، سه سال به خاطر اخفاي جرم، و سنگسار به خاطر زناي محصنه. ولي او توبه کرد. سه بار توبه نامه نوشت. و سه سال است که محکوميتش تمام شده. يازده سال. به خاطر چه جرمي؟ اين که تنها راه فرارش از زندگي وحشتناکي که داشت کشتن پدرم بود؟ اينکه آن قدر فريبکاري بلد نبود که واقعيت را نگويد؟
شما رضايت داديد؟ در همان اولين دادگاه ما چهار نفر نوشتيم و شهادت داديم که مادرمان قرباني بود و نوشتيم که پدرمان چه رفتاري با او داشت و رضايت داديم. ( دو نفري که سن قانوني داشتيم) 

حبيب چه حکمي گرفت؟ او به قصاص محکوم شده بود و چهار سال زندان بابت حمل ترياک. ولي سال 84 توانست رضايت عمويم را جلب کند و آزاد شود. چطور؟ مگر عمو ولي دم بود؟ نه. وکالت داشت از مادر بزرگم که حبيب را اعدام کند. ولي او ديه گرفت و رضايت داد. چقدر؟ ظاهرا 75 ميليون. ولي محضري، نه رسمي. چون مادر بزرگم راضي نبود و ما هم که نمي دانستيم.
حرف ديگري هم داري هيرو؟ من چيز ديگري براي پرسيدن ندارم! نگاهم مي کنو و نگاهش سنگين است. به ديوار چشم مي دوزد.يازده سال مادرم در زندان است. يازده سال. از 33 سالگي تا 44 سالگي. چرا؟ چه بايد مي کرد؟ ادامه مي داد؟! نمي داد؟ ! چه مي کرد؟ چه تضميني وجود داشت حال و روز من و خواهرم مثل او نشود؟ او که مرد پدرم بود. کدام دختر دلش مي آيد بد پدرش را بگويد؟ اما هر وقت که فکر مي کنم به گذشته... مادرم هيچ راه ديگري نداشت!

مريم کيان ارثي، وکيل کبرا نجار، در نامه اي که به رياست قوه قضائيه درباره موکلش نوشته، ضمن بيان آنچه در زندگي اين زن رخ داده، آورده است: \"دردناک اينکه همسر اين زن، افرادي را که مي بايست با او همبستر شوند، انتخاب مي نموده تا آنجا که خود نيز شاهد اين صحنه مي بوده و حتا اگر موکلم خلاف ميل همسرش رفتار مي کرد، مورد آزار و اذيت قرار مي گرفت و در صورت هرگونه مقاومتي، آزارها و ضرب و شتم، متوجه فرزندانش که در آن زمان خردسال بودند، مي شد. اکنون مدت سه سال است که مدت حبس ايشان به پايان رسيده است و کماکان جهت اجراي حکم سنگسار، زنداني است. توبه موکلم سه بار با پرونده اش به کميسيون عفو و بخشودگي ارسال و متاسفانه براي بار سوم نيز، تقاضاي عفو رد شده است. حال رياست محترم قوه قضائيه، جنابعالي که در راستاي اجراي حق و عدالت گام بر مي داريد، آيا عادلانه است مادري که ترس از آسيب رسيدن به فرزندانش موجب مي شود که با اجبار و شکنجه اقدام به تن فروشي کند، اينک 11 سال از ديدار فرزندانش محروم شود؟ بنابراين خواهشمندم دستوري اتخاذ فرماييد تا با مطالعه پرونده و ملاحظه محتويات و مدارک وامعان نظر به نحوه ارتکاب جرم، مورد عفو و بخشش واقع شود و به کابوسهاي زني که 11 سال است هر روز به استقبال مرگ مي رود، پايان داده شود.\"

پرونده کبرا نجار با وجود توبه نامه و با وجود درخواستهاي مکرر وکيلش و پي گيري هاي فرزندانش، در مرحله اجراي احکام، منتظر يک دستور نهايي است. دستوري که هنوز کسي از محتواي آن با خبر نيست.

\"خودآ\"یا ! چی بگم ؟! به کی بگم ؟! یعنی کسی جزتو هم وجود داره که بخوام ازش چیزی و کاری رو طلب کنم که فقط از تو بر میاد ؟!!

اونم ؛ اجرای دقیق و بی نقص قضاوت و عدالت .

\"خودآ\"یا ! چی بگم ؟! به کی بگم ؟! یعنی کسی جزتو هم وجود داره که بخوام ازش چیزی و کاری رو طلب کنم که فقط از تو بر میاد ؟!!

اونم ؛ اجرای دقیق و بی نقص قضاوت و عدالت .

ای علی ! کجائی قربون اسم قشنگت برم؟ آخه این دردو کجا ببرم و به کی بگم که باز بتونم مثل چند ساعت پیش نفس بی مبتلائی بکشم ؟!

سکوت سرد و مرگباری رو که بقیه خلایق این کره خاکی در پیش گرفتن ، شاید بهترین راهکار ممکن واسه روبرو شدن با این درد بیدردی ، دردناک این بیدلان باشه !!!

"

ارسال شده در مورخه : پنجشنبه، 3 آبان ماه ، 1386 توسط admin

جديدترين و برترين ها

    آرشيو فيلم هاي توپ و جديد! اورجينال!!!! DVDچگونگي و هزينه تبليغات در سايت كوچولو     جديدترين و برترين فيلم هاي جهان! با كيفيت وي دي دي
كليك كنيد فيلم يوسف پيامبر(يوزارسيف)-نسخه آمريكايي چگونگي و هزينه تبليغات در سايت كوچولو روي متن مقابل كليك كنيد مجموعه كامل آلبوم هاي استاد شجريان
روي متن مقابل كليك كنيد مجموعه 40 فيلم عاشقانه برتر سينماي جهان روي متن مقابل كليك كنيد مجموعه كامل موسيقي هاي بي كلام
روي متن مقابل كليك كنيد 20 فيلم جديد و بينظير سال 2008 چگونگي و هزينه تبليغات در سايت كوچولو روي متن مقابل كليك كنيد فول آلبوم سامي يوسف
روي متن مقابل كليك كنيد مجموعه خنده دار ترين فيلم هاي طنز دنيا روي متن مقابل كليك كنيد آرشيو جديدترين آلبوم هاي ايراني
روي متن مقابل كليك كنيد 40 فيلم ترسناك و وحشت ناك! اگه ميترسي نيا تو روي متن مقابل كليك كنيد 100 ركورد عجيب از كتاب گينسچگونگي و هزينه تبليغات در سايت كوچولو
روي متن مقابل كليك كنيد 3 فيلم تاريخي: ده فرمان-كتاب آفرينش-سليمان و صبا روي متن مقابل كليك كنيد فقر و فحشا - مستندي از خود فروشي دختران
روي متن مقابل كليك كنيد مستند كامل مراحل ساخت ماشين Ferrariچگونگي و هزينه تبليغات در سايت كوچولو روي متن مقابل كليك كنيد مستند راز - The Secret
چگونگي و هزينه تبليغات در سايت كوچولو فيلم جديد آنجليا جولي به نام بچه عوضي روي متن مقابل كليك كنيد ترانه هاي رنگين كمان - چرا و چيه!!!
روي متن مقابل كليك كنيد 7 فيلم كمياب از جكي جان روي متن مقابل كليك كنيد بازي جديد شاهزاده ایرانی 4چگونگي و هزينه تبليغات در سايت كوچولو
روي متن مقابل كليك كنيد سه گانه جاودانه پدر خوانده  روي متن مقابل كليك كنيد گلچين مداحي محرم-DVD

چگونگي و هزينه تبليغات در سايت كوچولو

 
 

نام: [ کاربر جدید ]

موضوع:
 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : ten08nol
تايپ کد امنيتي : [ بازگشت ]

بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .

Re: دختري كه مادرش در دو قدمي سنگسار است (امتیاز : 1)
توسط Gparia در مورخه : سه شنبه، 8 آبان ماه ، 1386
(مشخصات کاربر | ارسال پیغام شخصی)
az in chiza ziyad pakhsh shode shoma nemidooni amrikaia joz dooroogh chize digei nemigan bad hamishe sangasar boodo hasto khahad bood harki ke gofte nist cherto pert gofte movafagh bashin>- bybyeh


blocks

لینکهای مرتبط

· مطالب بیشتر در مورد اخبار
· سایر مطالب نوشته شده توسط admin


پربازدیدترین مطلب در زمینه اخبار:
سنگسار به جرم عاشقي

 

blocks

امتیاز دهی به مطلب

امتیاز متوسط : 4.8
تعداد آراء: 5


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد

 

blocks

انتخاب ها


 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 



   صفحه اول سايت               جستجو در كوچولو              آر