مطلبي فوق العاده زيبا و عارفانه به نام "قدم زدن با خدا" ...
"!!! براي خواندن ادامه متن ، روي ادامه كليك كنيد"
.*.*.*.*.*.*.*
استفاده از كليه مطالب و عكسهاي سايت،فقط با ذكر نام "سايت كوچولو"مجاز ميياشد
<<<براي خواندن چگونگي تبليغات در سايت كوچولو اينجا كليك كنيد>>>

.*.*.*.*.*.*.* سايت عاشقانه - تفريحي كوچولو .*.*.*.*.*.*.*
خوابی دیدم خواب دیدم که در ساحل با خدا قدم می زنم.
برپهنه اسمان صحنه هایی از زندگی ام برق زد .
درهر صحنه دو جفت جای پا روی شن دیدم یکی متعلق به خودم و دیگری متعلق به خدا.
وقتی اخرین صحنه ها مقابل چشمانم برق زد. به جای پاها ی روی شن .
نگاه کردم متوجه شدم که چندین بار در طول مسیر زندگی ام .
فقط یک جفت روی شن بوده است.
همچنین متوجه شدم که این در سخت ترین و غمگین ترین دوران زندگی ام بوده است.
این برایم واقعا ناراحت کننده بود ودرباره اش از خدا سئوال کردم:خدایا تو گفتی اگر به دنبال تو بیایم در تمام راه با من خواهی بود.
ولی دیدم که در سخت ترین دوران زندگی ام فقط یک جفت جای پا وجود داشت.
نمی فهمم چرا هنگامی که بیش از هر وقت دیگر به تو نیاز داشتم مرا تنها گذاشتی.
خدا پاسخ داد بنده بسیار عزیزم من در کنارت هستم وهرگز تنهایت نخواهم گذاشت.
اگر در آزمون ها ورنج هافقط یک جای پا دیدی زمانی بود که تورا در اغوشم حمل میکردم.